متن كامل سی دی جهان اكبر ( بخش دوم)
سه شنبه 24 فروردین 1395 ساعت 07:52 | نوشته ‌شده به دست همسفر زری | ( نظرات )




یک سری افکار پوچ و غلط توی سر اواست، او فکر می‌کند کارش درست است که هم قطاراشو تو پادگان زده کشته و بهش اعتماد کردن و اون میاد خیانت میکنه این افکار پوچ و غلط و نادرست تو مغزش است و خیال می کنه کارش درسته مشکل همه ما اینه که یه سری افکار غلط و نادرست داریم که خیال می‌کنیم همه افکارمون درسته، اینا حقیقته اون مصرف کننده شیشه ای که دست به جنایت می زنه تصور میکنه افکارش و کارش درست و حقیقی است.پس یه سری افکار و اندیشه غلط و پوچ در ذهن ما کلیشه شده و خیال می‌کنیم این‌ها همه افکار راستین هست.

توی اخبار داشتم گوش می‌کردم مثلاً یه نفر سی سال توی حزب سیاسی کار می‌کرده بعد از 30 تا 40 سال سابقه می‌بیند کارش غلط بوده در بلوك شرق، هر چی بهش گفتن دروغ گفتن، پس خیلی چیزا هست که افکار غلط و نادرست در ذهن ماست و بر ما حکم‌فرماست و ما خیال می‌کنیم که این‌ها درست است و تا زمانی که حکیم حاذق پیدا نشود و برای ما روشن نکند که کدام افکار درست و کدام نادرست و این‌ها تغییر نکند و اندیشه‌های راست و درست جایگزین نشود، ما نمی‌توانیم انسان را تربیت کنیم، در سطح گیتی میگویند اعتیاد درمان ندارد ولی می‌توان درمان کرد. حتی در سطح گیتی یک بیمار روانی، قابل درمان نیست و فقط قرص ....... همینجوری یک شبه نمیشه، چیزی رو درست کرد و همه آدم‌ها درست بشن یا صالح بشود یه شبه امکان پذیر نیست، نه تنها در معقوله اعتیاد، در هر رشته و زمینه ای بگوید اصلاً ملت یه شبه درست نمی‌شوند شما هم تمام مسائل را نگاه کن، حتی هنوز آدما یاد نگرفتن آشغال بیرون نریزن، خرابکاری نکنن. طبیعت و چهره شهر رو خراب و زشت نکنن، الان عیده داره نزدیک میشه قدیم ملخ‌ها حمله می‌کردن می‌رفتن تو مزارع و مزارع سر سبز و خرم رو می‌خوردن و همه رو از بین می‌بردن می‌شد و همه چیز سیاه می شد سیاهه سیاه، حالا عید همینطوره این جماعت ملت ما ملت شریف ما ملت با فرهنگ دو هزارساله و پنج هزار ساله ما، ملت مولوی و حافظ و سعدی و فرزندان کوروش و داریوش و مسلمان و ..... عید که میشه حمله میکنن به سرزمین شمال و جنوب و همه طبیعت رو پر از زباله و ... می کنند و برمی‌گردند.

شما هم عید که تمام شد سیزده بدر که تمام شد میلیون‌ها تن آشغال و زباله ما ایرانی‌های فهیم و فکور نثار طبیعت می‌کنیم و برمی‌گردیم، آقایون که ادکلن می زنن و کلی به خودشون می رسن و ترو تمیز می کنن خانومها هم به شکل‌های مختلف به خودشون می‌رسند ولی اونجارو نگاه کن این‌ها افکار و اندیشه‌های آنهاست. پس درست کردن این‌ها یک شبه نمی‌شود اگر ما توانستیم این مسائل رو حل کنیم؛ بله ما یک ملت بافرهنگیم، والا سر هر پستی که شما را بگذارند و فکر کنی چیزی گیرمون میاد و زد و بند کنیم تکلیف چیه؟ آخر این سوءاستفاده از موقعیت؟ پس اینجا آموزش و پرورش انسان کار سخت و سهل است.

چندین هزار سال تمام انبیاء و اولیا همه اومدن فقط برای پرورش انسان، به انسان میگن این کار خوبه این کار بده اگر بهشت و جهنم هم به کار بردن بعنوان یه تمثیل است که به ما بگویند که اگر کار خوب بکنن خوب و میشه و اگر کار بد بکنن بد می شه.

جایگزین افکار پوچ و خرافی غلط و نادرست خیلی چیزا هست که خرافاته ولی بهش اعتقاد کامل داریم و بایستی انسان در بوته آزمایش قرار بگیرد تا محک بخورد، و این باز هم میسر نمی‌شود مگر اینکه انسان با خودش آشنا بشود، پس وقتی که می‌خواهیم ببینیم افکار و اندیشه‌ها غلط یا درسته؟ کی متوجه می‌شویم زمانیکه انسان در بوته آزمایش قرار میگیره تا زمانی که محک بخوره ببینیم این موجود این انسان، این آموزش‌هایی را که دیده این افکار و اندیشه ای که یاد گرفته حالا رفته و در شرایط قرار گرفته درست جواب میده یا خیر؟ خب همه میگن ما طلا هستیم خب حالا باید محک بخوره تا ببنیم عیارش چنده؟

وقتی اسید روی طلا می ریزن واکنش نشون میده اینکه مشخص می‌شود چند عیاره؟ یعنی چقدرش طلاس و چه مقدارش مواد ترکیبی و ناخالصی، انسان هم گاهی با اتفاقاتی که پیش میاد تو یه شرایطی قرار میگیره که باید امتحانشو پس بده و از آزمایش سربلند بیرون بیاد یعنی واقعاً طبق گفته خودش طلاس تو شرایطه که آدم باید خودشو نشون بده.

یه بار براتون تعریف کردم، که از خیابان ظفر می‌آمدم به طرف شعبه آکادمی، تو ماشین آژانس نشستم، راننده آژانس فردی بود با موهای بلند که دم اسبی بسته بود کلی هم به ماشینش رسیده بود گل زده بود و با مهر و تسبیح و دعای وان یکاد، درویش مسلک بود کلی داخل اتاق ماشین رو قشنگ تزیین کرده بود فضا شده بود فضای معنوی و همینکه راه افتاد شروع کرد به تعریف کردن از کرامات شیخ و چه و چه و چه ...... بعد که رسیدیم جلو آکادمی ازش پرسیدم کرایه تون چقدر میشه، حالا اون‌موقع کرایه 5 الی 6 تومن بود گفت 10 تومن. گفتم این‌همه از عرفان و دین و چی و چی گفتی و ظاهر سازی کردی که کرایه 5 تومنی رو 10 تومن بگیری.

اینجا است که آدم محک زده میشه و آزمایش پس میده، اگر شما در روز عاشورا یا تاسوعا برای دو هزار نفر غذا میدی تو که نمایشگاه اتومبیل داری، ببین در طی سال با اینا با این ملتی که بهشون غذا دادی چه می‌کنی؟ با این مردم که ماشین خرید و فروش می‌کنی آیا دولا پهنا میندازی؟ یا درست کار می‌کنی آیا درآمد و کاسبیت درسته؟ اونجاس که محک می‌خوری.

اگر تو که روز عاشورا علم بر می‌داری، طی سال با مردم چطور رفتار می‌کنی؟ برخوردت با مردم چگونه است؟ همه اینا میره تو حیطه آزمایش قرار بگیرد. به قول قدیمی‌ها به گوسفند میگویند اینهمه می‌خوری کو دمبه ات؟ یعنی منظورم اینه که ما هر چی میگیم باید بره تو بوته آزمایش قرارگیرد تا محک بخورد پس فقط صحبت خالی نیست برای پرورش انسان. انسان همه آموزش هارو میگیره برای اینکه یه موقع میبینه منافع خودش درخطره همه چی رنگ خودشو باخت. بایستی در حیطه آزمایش قرار بگیرد و محک بخوردو این میسرنمی شود مگر اینکه انسان با خودش آشنا شود. تا خودش را و ارزش وجودی اش را بشناسد؛ انسان دست از این کاره‌اش بر نمیداره و امیال و منافع خودش براش مهمه مگر اینکه یک روزی این انسان با خودش آشنا بشه طبق همون صحبتی که اول کردیم، بدانید که جهان برای تمام شدن نیست جهان برای کامل شدن است، انسان به دنیا میاد که یه سری نقص‌هایش را برطرف کند به این جهان میاد که کامل بشود و امروز کاری که من انجام می‌دهم این است که فقط آدرس انسانهارو به خودشان می‌دهم تا از روی خرد با خودشان آشنا شوند تا خود را پیدا کنند.

بعضی‌ها میگن مگه ما خودمونو گم کردیم؟ خب بله ما سالهاست که خودمونو گم کردیم، خودمون باورمون نمی شه داریم ذره ذره خودمونو پیدا می‌کنیم.

من فلک بودم و فردوس برین جایم بود                آدم آورد در این دیر خراب آبادم

ما برای چیز دیگه ای ساخته شدیم، چیز دیگه ای هستیم، ارزش دیگه ای داریم، ارزش ما این نیست که با دوتا پایپ و تریاک و شیره و سوخته و کراک و شیشه و چه و چه خودمان را سرگرم کنیم.

ما چیز دیگه ای هستم ما دنبال چیز دیگه ای هستیم، دنبال چیزه دیگه ای می‌گردیم و کار ما این است که آدرس انسانها را بهشون میدم تا با خودشون آشنا بشن، در کنگره 60 انسانها خودشان خودشان را پیدا می‌کنند. ما بهشون آدرس می‌دهیم، اختیار کامل می‌دهیم در تمام سیستم‌ها اگر بخواهیم مقایسه کنیم همه ایزوله می کنن، با این نرو با اون برو، کجا برو، اونجا نشین، با این حرف بزن، با اون حرف نزن، از این فاصله بگیر، این لولو است، این اینجوریه و اون اونجوریه، اینو عوض کن، اونو عوض کن، ما میگوئیم نه نمی‌خواهیم هیچ چیزی رو عوض کنی، هیچکس لولو نیست، بزرگ‌ترین لولو که میگویند خودتی از همه لولوتر و خطرناک‌تر خودتی. پس باید خودتو عوض کنی.

یه  روز دوتا خانم اومده بودن پیش من هروئینی، درست مثل این خانم‌هایی که در خیابان اسپند دود می‌کنند، همینطور می‌لرزید، وقتی باهاش صحبت کردم دیدم این خانم تحصیل کرده است و لیسانس داره، ولی بعد از گذشت شش ماه دیدم جان گرفت، دیدم آدم شد، درست شد، تغییر کرد، همه چیزش عوض شد، خب اون کجا این کجا؟ اون کسی بود که خودشو گم کرده بود، بعد از شش ماه، یکسال خودشو پیدا کرد. قامت استوار، کمرش صاف شد، شانه‌هایش صاف شد، خودشو پیدا کرد.

بنابراین کار ما چیست انسان‌ها را به خودشان نشان می‌دهیم تا از روی خرد با خودشان آشنا شوند تا خودشان را پیدا کنند، اصلاً در بعضی چیزا در شأن ما نیست، نمی‌خواهم بگویم، شأن ما خیلی بالا است ما هم شأن خیلی خیلی بالایی نداریم ولی خیلی هم شأن پیش پا افتاده و مسخره ای هم نداریم، من شأنم خیلی بالا نیست ولی آیا در شأن من است که بزنند پس کله‌ام بندازنم توی اتوبوس به جرم اعتیاد؟ یا به من حرفی بزنند یا متلکی بگویند؟ یا شب بندازنم بازداشتگاه؟ ببرنم پیش قاضی سرافکنده؟ بگوید تریاک داری یا تریاک می‌کشی؟ آیا شأن من اینه؟ اگر شأن من اینه چرا درس خوندم؟ چرا دیپلم یا لیسانس گرفتم چرا کارهای دیگه کردم؟ شأن من یه چیز دیگه ای است، که چهارتا از بزرگان بیایند به دیدنم، نه اینکه اونجا از کوچک‌ترین فرد پاسگاه بیاید مثل یه مجرم از من نگهداری کند؟ خب شأن ما این نیست باید پیدا کنیم، پس ما شأن خودمونو گم کردیم، شخصیت خودمونو گم کردیم، ما باید اول شآن و شخصیت خودمونو پیدا کنیم، زمان قدیم به من می‌گفتن بیا برو آلمان نمیتونستم بروم، گفتند بیا برو ایتالیا گفتم نه نمی تونم بروم خوب کجا بروم چیکار کنم من که اونجا کاری ندارم نمی تونم بروم چون من مصرف دارم من تا کرج هم نمی تونم برم پس چطوری برم اونجا؟ خب این شأنه منه اون رو گم كردیم، اینو باید پیدا کنیم، اکنون شما واقف هستید که آموزش‌هایی رو که از شما گرفتم به روی افرادی‌که از نظر و یا دیدگاه جامعه جزء مخربترین و غیراصلاح ترین افراد محسوب می‌شوند یعنی معتادان و روان باختگان به اجرا درآوردم و بهترین جوابهارا نیز دریافت کردم. پس اومدیم این آموزش هارا این کلمات را که کدامها خرافات و کدامها غلط یا کدام ها راستیند، اینهارا اومدیم بررسی کردیم.

این‌ها را آوردیم و گذاشتیم رو روان باختگان و مخرب‌ترین انسان‌ها و درست شدن خب این ارزش داره دیگه مگه ارزش نداره؟ شما تمام مطالب بزرگ‌ترین فیلسوفها را بردارید بیارید از فروید گرفته تا کاپلاین و یونک گرفته تا سادوک هر کدوم از اساتید روانپزشکی رو بگذاریم روی بیماران مصرف کننده کار کنند آخرش چی می شه؟ اگه درست هست بزاریم ببینیم عوضشون می‌کنند یعنی درمان می‌شوند؟ آیا تونستیم درمان کنیم؟ بله اگر بخواهیم اونو بزاریم 20 سال توی تیمارستان باشه، این یکی هم میگه زمین بازیتو عوض کن، توپت رو عوض کن یا یارتو عوض کن، یا با این حرف نزن، با اون بحث نکن، فقط برای امروز برو کلاس، امروز برو فلان جا.... پس چرا این‌ها جواب نداد در هیچ کجای گیتی؟

بنابراین می‌بینی که این صحبت، این وادی، این حرف، این CD، این روش، این متد کار خودش رو کرد.

بچه‌های مصرف کنندهامون که شیشه مصرف می‌کردند دارند توی تیم ملی دوبی هستن دارن تو مسابقات غرب آسیا، دو مرتبه چند روز دیگه تیم راگبی کنگره 60 در قطر فکر کنم باشه، باید تیم ملی می‌رفت برای مسابقات گفتن که به جای تیم ملی تیم کنگره 60 بجای تیم ملی بره، ببینید تیم ملی کنگره 60 بجای تیم ملی کشور میره مسابقات آسیایی در قطر، همه هم مصرف کننده هستند، یا درصدیشون، این‌ها چه جوری به اینجا رسیدن، طرف ده ساله داره شیشه مصرف می کنه و درمان شده ولی اونجا هنوز میگن در آمریکا که امیدوار هستند طی ده سال آینده دارویی پیدا بشه که ما شیشه ای هارو درمان کنیم، خوب اینجاس که میگویم باید در بوته آزمایش، محک بخوره همینه.

باید جواب بده دیگه، اگر جواب داد درسته، خب ما نوبت بزاریم ببینیم چیکار کردیم، پس اینجا میگه که اکنون شما کاملاً واقف هستید که آموزش‌ها را که از شما گرفتم و روی افرادی که از نظر و دیدگاه جامعه جز مخرب‌ترین و غیراصلاحترین افراد محسوب می‌شوند، چرا غیراصلاح ترین؟ چون اگر یه فرد مصرف کننده هروئین بره مسجد راهش نمی‌دهند، یا بخواهد برود توی مراسم هندوها راهش نمی‌دهند، یه هروئینی بخواهد برود کلیسا راهش نمی‌دهند، هر کجا بخواهد برود راهش نمی‌دهند، حتی توی جمعی که خداشناس هم نیستند اگر بخواهد برود بازهم راهش نمی‌دهند.

یعنی معتادان و روان باختگان، به اجرا درآوردم و بهترین جواب را دریافت کردم و هم اکنون در طول گذشت این هفت سال که هفت سال از تأسیس این مؤسسه کنگره 60 می‌گذرد، بدترین‌ها به بهترین‌ها و استادها شدند که به صورت رایگان به سایر معتادان و روان باختگان کمک می‌کنند، کسی که معتاده، روان باخته هم هست که آن‌ها را نیز از جهان تاریکی خارج می‌کنند. پس تشخیص آموزش‌های پوچ و دروغ و غلط جایگاهی ندارد، ما الان در کنگره 60،82 تیم فوتبال داریم و 54 تا تیم والیبال داریم شما اگر بخواهید توی دانشگاه تهران یه تیم فوتبال درست کنید مشکل دارید، تا یه تیم جمع کنید ولی اینجا آموزش‌های درست گرفتن.

متاسفانه امروز انسان‌ها فقط آن چیزی رو باور دارند که بتوانند با چشم سر ببینند و یا با حواس پنج‌گانه خود آنرا لمس کنند.

امروزه مردم چیزی رو باور دارن که باید بتونن ببیننش و یا لمس کنن وچیزهایی که نمی بیننش نمی تونن باور کنن، در باور انسان‌ها نمی گنجد، که چه آن‌ها بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند اما تمامی جهان‌های آفرینش در لایه‌های زیرین خود در صور پنهان خودشان دائماً با یکدیگر در ارتباط هستند و از یکدیگر تأثیر پذیرند میگه در باور انسان‌ها نمی‌گنجد که چه آن‌ها بخواهند و چه نخواهند چه بدانند و چه ندانند و بگن خدا مرده و چه بگن خدا زنده اس، چه بگن خدا وجود داره و چه بگن وجود نداره، چه بگویند عالمی بعد از مرگی هست یا مرگی نیست، چه بگویند انسان دارای بقاست، چه بگویند انسان پاسخگو پاسخگوی اعمال خود است، چه هست چه نیست، چه بگن چه نگن این اعمال داره انجم می شه، نه تنها جهان برقرار است بلکه جهان آفرینش همه با هم در ارتباطن دنیا مزرعه آخرته، جهان دنیا و جهان آخرت با هم در ارتباط هستن و از هم تأثیر پذیرند و در حال تبدیل اطلاعات هستن.

پایان بخش دوم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات، سی دی های آموزشی و جهانبینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن شفیعی جمعه 27 فروردین 1395 14:58
خدا قوت و ممنون.دست شما درد نكند بسیار استفاده كردم
همسفر سمانه چهارشنبه 25 فروردین 1395 00:13
خدا قوت خانم زری عزیز
وحید سه شنبه 24 فروردین 1395 18:40
خانم زری خدا قوت و همبشه موفق و پایدار باشید.
ناصر توکلی سه شنبه 24 فروردین 1395 16:24
خانم زری خدا قوت. مثل همیشه پر کار و تاثیر گذار هستید. سپاس
همسفر محمد حسین سه شنبه 24 فروردین 1395 09:36
خداقوت
مسافرامید سه شنبه 24 فروردین 1395 09:27
با سپاس از سرکار خانم زری
لیلا فراهانی - نمایندگی افسریه سه شنبه 24 فروردین 1395 08:56
با عرض ادب و خداقوت .
بسیار سپاسگزارم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: