متن كامل سی دی جهان اكبر ( بخش اول)
دوشنبه 23 فروردین 1395 ساعت 12:42 | نوشته ‌شده به دست همسفر زری | ( نظرات )




مطلبی را که می‌خواهم برای شما مطرح کنم مربوط به تاریخ 18/5/85 هست که با یکی از اساتیدم دارم صحبت می‌کنم. قبل از اینکه مطلب اصلی را شروع کنم، این‌که جهان برای تمام شدن نیست، بلکه جهان برای کامل شدن است، این مسئله و دیدگاه بسیار مهم و حائز اهمیت است، که آیا جهان برای تمام شدن است یا برای کامل شدن؟

 اگر جهان برای تمام شدن باشد، بله اون‌موقع انسان میشه مملو از ضد ارزش‌ها و مملو از کارهای خطرناک. چون با خودش می‌گوید من یه بار به دنیا می‌آیم و یک بار هم از دنیا می‌روم، پس آخر کار اینه که خواهم مرد و از بین خواهم رفت و نیست و نابود خواهم شد. این یک نقطه تفکری، به انسان دست میده، نقطه تفکر دیگه اینه که میگه من به دنیا اومدم که کامل بشم و جهان برای من یک مهد، یک محل پرورشه، یک مدرسه است، بنابراین بعدی هم هست، داستان ادامه دار است؛ این قضیه خیلی فرق میکنه، ببینید وقتی که ما از طول و عرض جغرافیای جهان هستی صحبت می‌کنیم؛ اصلاً واقعاً اگر انسان یه کمی بیشتر تفکر کند جهان آنقدر شگفت انگیزه که انسان ممکنه دیوانه بشود، كه این دنیا انتهایش کجا است و ما کجا هستیم و ما چه هستیم؟ من بارها این صحبت رو کردم ولی باز هم صحبت کنم ارزشمند است، که بگویم و بدانید که ما در چه نقطه ای هستیم و آیا این همه من من من کردن، در چه قضیه‌ای هست؟ و یا اینکه این ابعادش کجا است و ما در این جهان هستی در چه نقطه ای قرار داریم این برای ما خیلی ارزشمنداست، اینو قبول داریم، اونو قبول نداریم، این برای من مشخص نشده هر لحظه برای خودمان ایده‌ها وتئوریهائی می‌دهیم، یه تعداد کمی کتاب خوندیم تازه اون کتابها را هم معلوم نیست محتوی درست باشد یا غلط؟ ما وقتی به منظومه شمسی نگاه می كنیم، كره خورشید بزرگیش به اندازه ای هستش که یک میلیون تا کره زمین درونش جا می‌شود، با اون ابعاد و وسعتش، اون نپتون و اون پلوتون آخرین سیاره ای که دور خورشید میچرخه، میلیاردها میلیارد کیلومتر فاصله داره دور كره زمین. تازه این منظومه شمسی ما میشه جزء بسیار کوچکی از یک کهکشان راه شیری، کهکشان راه شیری چقدر ستاره داره؟ شاید بیشتر از میلیاردها ستاره باشد که كره زمین میشه یکی از اونها، شما یه سری ارقام رو می‌فهمید، اون ارقامو تا یه حدودی بلد هستید، از اون به بالاشو بلد نیستید، یعنی بشر از اون به بالارو نمی فهمه.

یکی گفت که گفتند یک میلیون نفر قراره از شهرستان‌ها بیارند تهران رأی بدهند این به گوش همه شما رسیده احتمالاً ارقام رو نمی دانند چی هست. در نظر بگیرید یه اتوبوس چند نفر رو میتونه بیاره حالا اتوبوس‌های مدرن رو نه ولی همین اتوبوس‌های معمولی تقریباً 40 نفررو میتونه جابه جا کنه، حالا فکر کنید هزارتا اتوبوس، هزارتا خودش می دونید چقدره؟ اگر بخوان هزارتا اتوبوس بیارن هر اتوبوس طولش 12 متره حداقل هزارتا اتوبوس یعنی 12 کیلومتر، اگر اتوبوس‌ها سپر به سپر هم بایستند 12 کیلومتر فضا اشغال می کنن حالا هر اتوبوس چقدر آدمو میتونن بیارن حدود 40 هزارنفر، اگر بخوان 400 هزار تا بیارن این 12 کیلومتر و یه صفر بزارید جلوش میشه 120 کیلومتر، یعنی از این جا تا قزوین، پشت سر هم بایستن جمعیتش میشه 400 هزار نفر، حالا شما فکر می‌کنید یک میلیون نفر کم چیزیه؟ بله قراره یک میلیون نفر بیارن، از کجا میخوان بیارن؟ اصلاً اینقدر اتوبوس ما داریم که این همه جمعیت رو بیارن؟ حالا اینكه می‌گفتن 5 هزار نفر یا 2 هزار نفر بیارن معقولانه بود، ولی میگن یک میلیون یعنی ما نمدونیم چقدره؟ یا مثلاً میگن تو استادیوم آزادی 5 میلیون نفر جمع شدن، استادیوم آزادی کلش میشه صدهزار نفره، 5 میلیون نفر جا نمی‌شوند، پس ما بعضی از ارقامو نمی دونیم وقتی میگیم میلیاردها میلیارد منظومه مثل خورشید نمی دونیم تصورات ذهنمون چیه؟ ما در دنیا چقدر کهکشان داریم؟ بین 500 میلیارد تا 1000 میلیارد کهکشان تخمین زده شده و ثبت کردن پس جهان به این پهناوری و به این بزرگی یک سری حساب‌های دقیق و مهمی داره که یک سری این مسائل در صور آشکاره و یک سری از این مسائل در صور پنهان، یعنی صور پنهان هستی رو هنوز درک نکردیم.

یکی از مسائل مهم و بارز هستی، سیاه چاله‌هاست، سیاه‌چال یعنی سیاه، چیزی که قابل رویت نیست، نه میشه دید نه میشه عکس‌برداری کرد، هیچكاری نمی شه کرد، حتی نور را به طرف خودش جذب می کنه و اینا یک سری مراکز انرژی هستن که اگر منظومه شمسی از بغل این سیاه چال‌ها عبور کند، کامل می‌رود توی اون سیاه چاله، مثل وان حموم های قدیمی که استفاده می‌کردیم و وقتی در راه آب رو باز که می‌کردیم آب را با فشار می‌کشد به طرف خودش، سیاه چال هم همینطوره، این صور پنهانه.

حالا بزرگان می‌گفتند انسان جهان اکبره، این جهان‌ها همه با این ابعاد جهان کوچکی است، انسان خودش به طور کلی جهان اکبره، بنابراین وقتی ما حساب می‌کنیم، راجع به انسان صحبت می‌کنیم و راجع به جهان صحبت می‌کنیم، ما با چنین مقیاس‌هایی سرو کار داریم و این سیستم بسیار بسیار سیستم هوشمندی است.

برای چی هوشمنده است؟ برای اینکه جهان هستی نمی‌خواهد نیروها و انرژی‌های خودشو از دست بده، شما همه تون تو خونتون یه پتو یا لحاف کهنه دارید یه کفش کهنه دارید دور نمی‌اندازید و همه اینارو می‌برید می‌زارید تو انباری پنهان می‌کنید، میگید به درد میخوره، جهان هستی چطوره؟ این است که نیروهاشو از دست بده؟ جهان هستی چگونه می‌تواند تفکرش را از دست بدهد. چگونه است که انسانهائی که متفکر هستند یا از هر درجه ای که هستند برای جهان هستی ارزش دارن این‌ها رو نابود کنه اینارو نیست کنه، اینارو از چرخه خارج کنه، اینا همینجوری هپلی هپو بیان و هپلی هپو برن دنبال کارشون. اینطوری نیست. پس جهان برای تمام شدن نیست برای کامل شدن است، یعنی باید بدونی این ابعاد جهان هستی است و همینجوری که به ابعاد جهان هستی ما نگاه می‌کنیم به کهکشان‌ها این عظمت و بزرگی رو می‌بینیم و هر روز یک ستاره ای داره خلق می شه و یک ستاره داره از بین میره، و دوباره تبدیل به ستاره دیگه ای میشه.

همان قدر که درآن صور آشکار می‌بینیم، اگر بیائیم روی انسان هم همین مسائل روهم داریم، یعنی هر چی شما در بیرون دارید در وجود انسان هم نهادینه شده و قرار دارد، بنابراین مسئله بسیار حائز اهمیتیه که ما در مورد انسان باید فکر کنیم، راجع به خودمون بخوایم فکر کنیم این قضیه را جدی‌تر بگیریم، این نگاه ما به زندگی نگاهی نباشه که چهار صباحی زنده هستیم و بعدش خواهیم رفت و تمام شد ... نه اینجوری نباید به زندگی نگاه کنیم، ما به زندگی باید به گونه ای نگاه کنیم که گویا برای همیشه و تا ابدیت زنده هستیم و در واقعیت هم همین هست و به عقیده من انسان تا ابدیت است و انسان نابود نخواهد شد.

صور آشکارش از بین میره ولی صور پنهانش آگاه هست و اگر ما اینو بدانیم آن موقع همه چیز متفاوت هست و تغییر می كنه. شاگرد دارد با استاد صحبت می‌کند

شاگرد می‌گوید: نیک می دانید که از پیشرفت کار و آموزش‌ها و تحقیقات تا حدودی راضی هستم و خوب می دانید آموزش و پرورش انسان کار بسیار سخت و هم سهل است.

اگر مسیرش رو بلد باشیم و قلقش رو بدونید و دارای آگاهی درست باشیم کار سهلی است و اگر بلد نباشیم کار بسیار بسیار سختیه. تمام بزرگان و اندیشمندان همیشه سعی کردن از گذشته‌های دور انسان رو تربیت کنند، انسان رو پرورش بدهند اکثراً موفقیت چشمگیری نداشتن، و جالب اینه که همه اونایی که معمولاً میخوان انسان رو پرورش بدن و انسان هارو آموزش بدن سعی می کنن بهترین انسان هارو انتخاب کنن. مثلاً یه گروهی هستش داره رو پرورش انسان کار میکنه، میگه انسان‌هایی که ایرادی ندارن انسان‌هایی که سیگار نمیکشن، انسان‌هایی که عرق نمی‌خورن، انسان‌هایی که مواد مصرف نمی کنن، اونا بیایند تا ما آن‌ها را پرورش بدیم، خب اونا که خوب و سالم هستن که پرورش نیاز ندارن، خب برید تو یه گروه درویشی میگن نباید عرق بخوری اگه بگی هروئین مصرف می‌کنم میندازن بیرون یا اگه بگی مشروب می‌خوری نمی زارن اونجا حضور داشته باشی، یا اگه بگی سابقه زندان دارم همینطور، اكثراً اینطوری هستن، میری تو مسجد خانه خدا است دیگه، اگر بدونن هروئین مصرف می‌کنی میگن برو بیرون اینجا جای تو نیست.

پس بنابراین می‌بینی که اونا هم که میخوان پرورش بدهند سعی میکنن انسان‌هایی که صالح و درست باشند را انتخاب کنند. در صورتی که انسان‌های صالح و سالم نیازی به پرورش انسان ندارد پس می‌بینید که پرورش انسان کار سختیه تازه با اون شرایط و ویژگیها می‌پذیرند بازم معمولاً خروجی خیلی کم داریم.

پس اینجا میگیم کاری سخت و سهل و امکان پذیر نمی‌باشد مگر عملاً افکار و اندیشه راستین جایگزین افکار و اندیشه‌های پوچ، خرافی و غلط گردد.

خب اگر بخواهد این اتفاق بیفته باید افکار و اندیشه راستین بیاید جایگزین افکار و اندیشه‌های پوچ و خرافی و غلط و نادرست گردد خب وقتی میگیم افکار و اندیشه‌های راستین باید جایگزین افکار پوچ و غلط و خرافی بشه اینجا چه کسی می‌خواهد تعیین کند که کدوم افکار درست و نادرسته؟ هیچ بقالی نمی گه ماست من ترشه، همه یه سری افکار پوچ و نادرست رو میگویند این افکار درسته و غلط نیست.

صبح توی یکی ازاین سایت‌ها داشتم مطالعه می‌کردم دیدم که در یکی از کشورهای همسایه یکی از محافظین فرماندار، فرماندار رو ترور کرده، بنا به دلایلی که بهش اعتقاد داشته قدیم ما یه سری اعتقادات داشتیم، یعنی اگر نمک شخصی رو می‌خوردیم دیگه هیچ کاری نمی تونست بکنه، می‌گفت من نمکشو خوردم، خوردن نون و نمک احترام داشت این حرمت داره، تو فیلم روزی روزگاری مرادبیک اونجا وقتی مرادبیک میاد قافله رو لخت میکنه همه اموالش رو میگره اون قلی خان که راه بلد کاروان بود تعارف میکنه و یه لقمه نون و روغن و نمک میریزه میده به مرادبیک و مرادبیک نون و نمک رو که میخوره قلی خان میگه تو دیگه نمی تونی اموال مارو بگیری چون تو نون و نمک مارو خوردی، مگه بهت یاد ندادن که احترام نون و نمک واجبه.

افکار و اندیشه راستین این بود، اگر کسی نمک می‌خورد نمکدون رو نمی‌شکست، حالا اینجا آخه بگو تو بادیگارد این بابا هستی تو محافظ این بودی نون و نمک اینو خوردی، چطوری بخودت اجازه میدی که ترورش کنی تو محافظ جون اون بودی.

بعد به اسم دین، جالبش همینه هاااااا یعنی افکار پوچ دیگه، خداوند به فحشا و مسائل بد حکم نمی کنه، فحشا یعنی گناه، یعنی کار زشت و بد و گناه، خداوند به کار بد حکم نمی کنه، خداوند نمیگه بخاطر اعتقاداتش، آیه صریح داریم در این مورد پس اینا پوچش کدومه؟

پس خیلی از فکار و اندیشه پوچ هست که بجای افکار راستین قرار گرفته مثلاً افکار و اندیشه پوچ؛ ما در گروهای دیگه شاهد هستیم که در زمینه اعتیاد کار می کنن 8 سال 9 ساله که کار می کنن خیلی‌ها اومدن کنگره اعتیاد درمان کردن ولی بهم ریخته‌اند. چون تعادل برقرار نشده بیوشیمی درست نشده، و مشکلات عدیده ای دارن، روی یه سری افکار و اندیشه‌های غلط شدیداً ایستادن، حتی برادرشون برای درمان می‌خواسته بیاد کنگره پدر و برادر، برداره رو زدن که چرا میری اینجا درمان بشی کنگره روش درمانش غلطه.

این افکار و اندیشه رو کجا ما پیدا کنیم؟ چه جوری پیدا کنیم؟ که ما بتوانیم بفهمیم کدام اندیشه غلط و کدام اندیشه درست است؟ از جهتی هم میگیم تا انسان‌ها از نوشتارها و گفتارها جلوتر نباشند نمی تونن به صحت و سقم آن پی ببره. ما از کجا بفهمیم کدوم اندیشه درست است یا غلطه؟ چه جوری، خداوند یک حکیم حاذق و به ما بده یا برای ما بفرسته و ببینه یا سر راه ما قرار بده یه جوری صحبت کنه که بتونه بگه کدوم راهه و کدوم چاهه؟ چون خیلی از افکار و اندیشه‌های غلط و نادرست و پوچ هست که ما شدیداً به اون افکار و اندیشه های پوچ و نادرست چسبیدیم و خیال می‌کنیم درسته و حقیقت است. مثل اون شخصی که به محافظ خودش اعتماد کرده و امنیت جون خودشو داده به دست اون و اون میاد میزنه اونو میکشه و اون گناه بسیار بزرگ و کار بسیار زننده ای انجام میده کار خیلی بدی است یا وقتی سربازی تو پادگان البته این که میگم مال کشور همسایه اس، خدارو شکر کشور ما از امنیت برقراره وقتی سربازی تو پادگان مسئول جون بیست تا از دوستان هم خدمتی هاش که خواب هستن میشه و بجای اینکه از جون اونا محافظت کنه میاد شب تو خواب اونارو به رگبار ببنده و بکشه و بگه من بخاطر دین اینکارو انجام میدم، این کاررا با کدام معیار میشه سنجید؟

پایان بخش اول

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمانه چهارشنبه 25 فروردین 1395 00:16
خانم زری عزیز از بابت خدمت خالصانه شما صمیمانه سپاسگزارم
ناصر توکلی سه شنبه 24 فروردین 1395 16:26
خدا قوت سرکار خانم زری
همسفر محمد حسین سه شنبه 24 فروردین 1395 09:39
خداقوت
مسافرامید سه شنبه 24 فروردین 1395 08:36
سرکارخانم زری خداقوت
دوشنبه 23 فروردین 1395 22:12
باتشکراز سرکارخانم زری
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: