" جلسات گارگاه های آموزشی روزهای پنجشنبه 95/01/19
شنبه 21 فروردین 1395 ساعت 09:15 | نوشته ‌شده به دست آکادمی کنگره | ( نظرات )



چهارمین جلسه از دوره شصتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" با استادی کمک راهنمای محترم آقای حسن غفوری و نگهبانی آقای رضا رجبی و دبیری  آقای امید در روز پنجشنبه مورخ 95/01/19 راس ساعت 17:00 اغاز به کار نمود.

"در ضمن تولد اولین سال رهایی آقای محمد باقر رهجوی آقای حسن غفوری را با شور فراوان جشن گرفتیم"



متن سخنان استاد:

خدا را بسیار شکر میکنم که یک بار دیگر فرصت شد و تولد یکی از رهجو های من رسید و خدمت دوستان رسیدم، فکر می کنم یک سالی بود که من در شعبه آکادمی جایگاه استادی را تجربه نکرده بودم و الان بعد از چند وقت هجان زده شده ام و حس خوبی دارم. دستور جلسه این هفته وادی هشت و تاثیر آن روی من است، تیتر وادی هشت میگوید، با حرکت راه نمایان میشود. این جلسه به دو قسمت تقسیم شده،وادی هشت که در این باره صحبت می کنم و بخش دیگر تولد محمد باقر عزیز، که درباره ایشان هم صحبت می کنم.

در کل خلقت هیچ چیز در سکون نیست و همه چیز در حال حرکت است. هر موجودی که در سکون باشد قطعاً می گندد و به گنداب تبدل میشود. در زمان مصرف، هر مصرف کننده برای خود یک چهارچوب و زندان درست می کند و در آن گرفتار میشود و هیچ حرکتی ندارد، جز مصرف مواد. زمانی که ما مواد مصرف میکردیم، همیشه منتظر گشایش دری بودیم و در انتظار نیرویی از غیب بودیم تا راه را به ما نشان بدهد و هیچ حرکتی نمی کردیم و هر روز در انتظار شنبه ای بودیم که هیچگاه از راه نمی رسید. هفته ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشتیم و مدام زمان را به عقب می انداختیم. اما زمانیکه اولین قدم را برداشتیم و خواستیم که درمان بشویم، پای از خانه و چهارچوب نا امیدی بیرون گذاشتیم، راه هموار شد، با حرکت راه نمایان شد و بالاخره خانواده های ما، یا دوستان ما، و یا خود ما راه کنگره را پیدا کردیم، پس با حرکت است که راه نمایان میشود.

الان راه نمایان شده، باید حرکت کنیم و اگر حرکت نکنیم، قطعاً و یقیناً به درمان نخواهیم رسید. حرکت یعنی چه؟ حرکت یعنی وقتی راهنما پله ای به رهجو میدهد، رهجو باید طبق برنامه و میزان تعیین شده، 21 روز را سپری کند، در غیر اینصورت یعنی حرکت نکردن و در جا زدن.

چند نکته در این وادی وجود دارد که به آنها اشاره می کنم؛ یکی بحث اختیار است که خداوند انسان را موجودی مختار آفرید، تا بر سر دوراهی فسق و فجور و ارزشها، خود تعیین مسیر کند و راه را انتخاب کند. هیچگاه در مسیر زندگی، عملی به زور به ما تحمیل نشد و کسی مواد را به زور در دهان ما نریخت،بلکه با اختیار کامل،راه را انتخاب کردیم و مصرف کننده شدیم و راه فسق وفجور و تاریکی ها را پیمودیم. حال مختاریم که از این تاریکی خارج بشویم یا خیر. منابع و کلیه ابزار لازم برای تغییر مسیر، در کنگره 60، در اختیار همه ما قرار داده شده تا حرکت کنیم و راه ارزشها را انتخاب کنیم.

در قسمتی از وادی در رابطه با جبران خسارت صحبت میشود. مصرف کننده ای که بارها و بارها در مراکز مختلف اقدام به ترک کرده و موفقیتی حاصل نگردیده و این تصاویر را برای  خانواده به تصویر کشیده و هیچ وقت به درمان نرسیده است و برای جبران خسارت مسیر سختی را در پیشرو دارد. نه در مدت کوتاه، بلکه با زمان زیاد و تغییر در اعمال و رفتار. پس به محض ورود به کنگره و مدتی سفر، نباید انتظار داشت ایمان از دست رفته خانواده به سرعت درست شود، بلکه به جهت تخریب در گذشته، زمان زیادی لازم است تا اعتماد دوباره ایجاد گردد و راه، راههای قبلی نیست و این میسر نمی گردد مگر با تغییرات در گفتار وکردار.

این جبران خسارت در حلقه اول، جبران خسارت از خود است، در مرحله و حلقه دوم جبران خسارت از خانواده و در حلقه سوم جامعه و اجتماع. منی که در گذشته استاد اعتیاد و مصرف مواد بودم، الان میتوانم استاد درمان اعتیاد شوم و کسی باشم که برای جامعه و خانواده، مهم و مثمر ثمر گردم.  من در رابطه با وادی سریع صحبت کردم، تا به محمد عزیز برسیم. از محمد می خواهم تا بایستد و دوستان او را تشویق کنند.



محمد با تخریب تریاک و شیره پیش من آمد و زیاد کار سختی برای من نداشت. می گویند راهنما انگشت اشاره است، من نیز برای محمد انگشت اشاره بودم و وقتی راه را به او نشان دادم، جز چشم چیزی از او نشنیدم. از هیچ کوششی فروگذار نبود و هرچه گفتم انجام داد. در برهه ای از زمان بسیار نگران برادران هم لژیونی خود بود و از من می خواست تا به آنها سخت بگیرم تا درست سفر کنند. من در شرایط مختلف تصمیمات متفاوتی در اداره لژیون می گرفتم. گاهی بسیار سخت می گرفتم و گاهی آسان. کسی که در پی دریافت مطالب و خواهان رهایی بود، مطلب را می گرفت و درست سفر می کرد، و برای آنهایی که حالشان خراب بود هرچه زمان می گذاشتی بی فایده بود. محمد از من می خواست تا به آنها سخت بگیرم تا درست سفر کنند، تا حالشان بهتر شود. ولی ما شاگرد اولی نیستیم که همیشه به ما بگویند: باید، باید، باید. چون اگر در پی درمان باشیم باید حسابمان را با خودمان صفر کرده باشیم تا به درمان برسیم.



محمد عزیز، با وجود اینکه من به دستور جناب مهندس، چند وقتی است که لژیون را تحویل داده و در کلینیک خدمت میکنم، ولی بعد از من از هیچ خدمتی فروگذار نبوده و الان مسئول کارت عضویت شعبه آکادمی است، من به محمد افتخار می کنم. از اینکه حضور دارد، با توجه به اینکه من حضور کمتر در آکادمی دارم. البته هر چند، برای زمان کوتاهی هم که شده، به آکادمی می آیم و دوستان قدیم را میبینم و احساس خوشحالی میکنم.


به رهجوهای خود گفته ام که در هر شرایطی، وقتی حالتان بد بود به کنگره بیایید، من الان هر روزیکه بیحال و کسل هستم، یا مشکل دارم، اولین جایی که میروم کنگره است و برای حل مشکل پیش بزرگتر و راهنمای خود می روم.

محمد عزیز هم بود، حضور داشت و خدمت کرد و جایگاه الان وی نتیجه تلاش اوست. من از آقای مهندس، خانواده محترمشان، مرزبانان و کلیه کسانیکه این محیط را فراهم کردند، تا امثال محمد عزیز بتوانند به درمان و آرامش برسند، بسیار بسیار سپاسگذارم. از محمد عزیز که کنگره را در سفر دوم رها نکرد و خدمتگذار کنگره بود، بسیار سپاسگذارم، زیرا برای خود ارزش قائل بود و در این جایگاه می تواند آموزشهای بیشتری دریافت کند. انشا الله در جایگاه کمک راهنمایی قراربگیرد، چون لیاقت این جایگاه را دارد و واقعاً خدمت میکند. هم در جایگاه دبیری و هم نگهبانی خدمت کرده است. برای او آرزوی موفقیت دارم.





آرزوی محمد باقر عزیز:

آرزو مى كنم تمام سفر اولى ها، كه به اینجا مراجعه كرده اند، به راه درمان برسند و زود این جایگاه را تجربه كنند، چون خیلى جایگاه پر انرژى و مقدسی است

متن سخنان محمد باقر عزیز:

من با ١٨ سال تخریب وارد كنگره شدم، تخریبى كه ندانسته اتفاق نیفتاد،بلكه دانسته این كار را كردم. در كتاب ٦٠ درجه جناب مهندس میفرمایند؛ كسیكه شناگر است غرق مى شود و آن كس كه شناگر نیست غرق نمیشود، چون وارد آب نمى شود كه غرق گردد.ولى من آن شناگر بودم،به خاطر نادانى، به خاطر اینكه نمى توانستم مسائل و مشكلات را حل كنم،صورت مسئله را پاك مى كردم و با باورها و افكارى كه با آن بزرگ شده بودم، نتوانستم خود را وفق بدهم و نتیجه آن پس از ١٨ سال تخریب، از دست دادن همه چیز بود.

من از استاد خود بسیار تشكر مى كنم، چون از روزى كه وارد كنگره شدم، نه فقط یك استاد بلكه همسفر من نیز بودند. هفته اول كه وارد كنگره شدم، به حسن آقا گفتم، شربت OT همان آب شیره است كه قبلاً درست میكردیم، چه تفاوتى دارد؟ ولى حسن آقا به من گفتند كه تو حرف مرا گوش كن و اگر برگشت كردى و جواب نگرفتى هر چه شما گفتى ، قبول...

و واقعاً هم من نه فقط به خاطر مسائل جسمى، بلكه به خاطر جهان بینى غلط خود بود كه وارد كنگره شدم.زیرا كسیكه كنگره را به من معرفى كرد، خود ١٣ سال پیش با این مكان آشنا شده بود و به من گفت كه هیچ راه دیگرى ندارى و هیچ مركز یا NGO دیگرى هم به درد تو نمى خورد، چون باید جهان بینى و افكار تو عوض شود تا مسائل اطراف خود را بفهمى و نتیجه گذشت بى حد واندازه این مى شود و توباید جهان بینى خود را تغییر بدهى.

من از آقاى مهندس، از تمام بچه هاى كنگره و حسن آقا خیلى خیلى ممنونم.حسن آقا خیلى به من كمك كرد، مشكلات من چندان عوض نشد، ولى من به آرامش رسیدم و دیگر با نا راحتى به اطرافم نگاه نمى كنم. خیلى متشكر و ممنونم از تمامى بچه هاى كنگره، كه با مهر و محبت در طول ٢٧ ماه سفرم، از هر یك از این اساتید، چیزى یاد گرفتم . همه به من محبت داشتند، مخصوصاً در سفر دوم و زمان خدمت. اگر خدمتى انجام مى دهم، وظیفه خود می دانم. در كنگره یاد گرفته ام محبت كن تا محبت ببینى، عشق بورز تا به تو عشق بورزند و این نتایج آموزشى است كه من از كنگره  گرفتم. از همه دوستان تشكر میكنم كه زحمت كشیدند و تشریف آوردند، از بچه هاى كلینیك كه به من افتخار دادند و در تولد من شركت كردند، ازهمه شما متشكرم.










































در ضمن سه تن از عزیزانی که در روز چهازشنبه به رهایی رسیده بودند معرفی شده و از مرزبان محترم آقای مسلم یامی گلی به رسم یادبود دریافت کردند.





















مرزبان کشیک: آقای مسلم یامی
وبلاگ و عکاس: مسافر حامد





Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ناصر توکلی شنبه 21 فروردین 1395 11:21
محمد باقر عزیز این رهائی و تولد بر شما مبارک باشد و امیدوارم در جایگاه کمک راهنمائی شما را ببینیم.

انشاالله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو