تبلیغات
نمایندگی آکادمی کنگره 60 - " اندر مذمت گریز زدن
" اندر مذمت گریز زدن
سه شنبه 25 اسفند 1394 ساعت 14:52 | نوشته ‌شده به دست مسافر علیرضا نامداری | ( نظرات )




واژه گریز در فرهنگ لغت فارسی به معنای گریختن و فرار کردن است و واژه گریز زدن نیز اینچنین معنا شده است. هنگام نوشتن یا سخن گفتن از مطلبی به مطالب دیگر پرداختن و فرار کردن نیز معنی می دهد. حال با کمی دقت در معنای لغوی این کلمه می بینیم که انتخاب واژه "گریز زدن" در کنگره60 بی جهت نبوده و نیست و اتفاقا بسیار بجاست که در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

البته در NGO های مختلف از واژگان دیگری برای فردی که مواد مخدر استفاده می کند بکار برده می شود. مثل: زدن، لغزش کردن، سُر خوردن و .... لیکن بدور از هرگونه تعصب هیچ عبارتی را بهتر و با مُسَماتر و معنادارتر از گریز زدن نیافتم. در کنگره60 به مسافری که در حین سفر (البته سفر اول) خارج از چهارچوب هرگونه آنتی ایکسی مصرف کند، می گویند که گریز زده است. البته این صُوَر آشکار این مسئله است. چراکه ما در کنگره اعتقاد داریم هر چیز یک صُوَر آشکار دارد و یک صُوَر پنهان. و برای درک بهتر اصطلاح گریز زدن، رجوع می کنیم به معنا و مفهوم آن، گریختن و فرار کردن. اما فرار از چه؟ گریختن از چه؟

در پاسخ باید گفت: اگر بپذیریم که خَمر به معنای حجاب و پوشش می باشد، پس در اصلِ مطلب، فرد مصرف کننده با استفاده از مواد مخدر می خواهد عیوب، ضعف ها، ترس ها و تاریکی های درونش را پنهان کند. حال هرچه این تاریکی ها و زشتی ها بیشتر باشد، در نتیجه نیاز به پوشش و حجاب بیشتر احساس می شود و دقیقاً به همین خاطر است که "دوز" مصرف فرد معتاد دائماً بالا میرود و مثلاً وقتی عصبی می شود بلافاصله مقدار بیشتری ماده مخدر استفاده می کند و یا وقتی یک فرد الکلی ترس هایش زیادتر می شود، مشروب بیشتری می خورد تا به قول خودشان تو دل ترس بروند. اما زهی خیال باطل.

در تعریف "مصرف کننده کیست؟" داریم که مصرف کننده فرد بیماری است که جهانی مملو از ترس، اضطراب، نگرانی و مقاومت پیرامون خود بوجود آورده است و اَلحقُ وَ الانصاف آیا چنین کسی نباید از خود فرار کند؟ آه که چه تلخ است فرار کردن از خود. چه دردناک است که دائماً در حال گریختن باشیم. اما در اینجا سوالی مطرح می شود. فرار تا کی؟ گریختن تا کجا؟

به یاد مطلبی تاریخی افتادم. یکبار در جایی خواندم که سربازان ارتش روسیه در جنگ جهانی دوم وقتی مورد هجوم ارتش آلمان قرار گرفتند، دائماً عقب نشینی کردند. شاید بیش از هزار مایل. تا عاقبت به دروازه های مسکو رسیدند و در آنجا شروع کردند به حفر سنگر، و آماده دفاع شدند. بیشتر آنها پاهای خود را با سیم بستند و محکم در جای خود ایستادند. شعار آنها این بود:

"دیگر جایی برای عقب نشینی وجود ندارد، چراکه مسکو دقیقاً پشت سر ماست. پس تا آخر می ایستیم."

آری ای عزیز؛ اینک عزت، شرافت، آبرو، پدر، مادر، همسر و فرزند دلبندتان که می دانم عاشقانه دوستشان دارید، اینها همه پشت سر شما قرار دارند. آیا فرار کافی نیست؟ آیا زمان آن نرسیده که محکم در جای خود بایستیم و با تاریکی های درونمان روبرو شویم. مطمئن باشیم که قرار نیست دائماً نگران گریز زدن باشیم چراکه در طی سفر، بدون آنکه انرژی اضافه مصرف کنیم، تنها با تزکیه و پالایش درون، آهسته آهسته ، تاریکی ها محو می شوند، در نتیجه نیاز به پوشش و حجاب هم کاهش می یابد و زمانی به خود می آییم که آنقدر درونمان زلال و شفاف شده که دیگر نیازی به پوشاندن آن زشتی ها نخواهد بود. و بقول مهندس عزیز صُوَر پنهان و آشکار روی هم قرار می گیرد و آنجاست که با خود واقعی مان روبرو خواهیم شد. چه باشکوه است آن لحظه.

دوست نداشتم در طلیعۀ بهار، حرفهای به اصطلاح جنگی بزنم. لیکن به فرموده نگهبان خَمر، دو هفته ای کنگره تعطیل است و می بایست کاملاً مراقب اوضاع بود، که گرفتار گریز زدن نشویم. چه فرقی می کند گریز مواد، گریز سیگار، گریز در لژیون جونز و ..... حتی گریز معنوی. مقاله ام را با بیان حکایتی کوتاه به پایان می رسانم.

شاگرد از استاد سوال کرد: تو به من جنگیدن یاد می دهی لیکن از صلح سخن می گویی. چگونه این دو در کنار هم قرار می گیرند.

استاد پاسخ داد: بهتر است جنگجویی باشی در یک باغ تا باغبانی باشی در یک نبرد واقعی.

پیشاپیش فرارسیدن بهار بر شما مبارک باد.




         

نویسنده:کمک راهنمای محترم،
محمد احمدی             


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فخری سه شنبه 3 فروردین 1395 07:54
سلام و خداقوت خدمت آقای احمدی.مطلب، بسیار ساده و روان و گویا نوشته شده بود.به امید موفقیت روز افزون برای شما
میثم چهارشنبه 26 اسفند 1394 19:35
ممنون مطلب به جایی بود
میثم چهارشنبه 26 اسفند 1394 11:10
ممنون مطلب به جایی بود
میثم چهارشنبه 26 اسفند 1394 10:01
ممنون مطلب به جایی بود
وحید چهارشنبه 26 اسفند 1394 01:38
جناب احمدی نوشته زیبا و بجایی بود در این ایامی که در پیش داریم.ممنون.
علیرضا جان خدا قوت.
علی سه شنبه 25 اسفند 1394 23:44
چه دانم های بسیار است لیکن من نمیدانم/که خوردم از دهان بندی در این دریا کفی افیون.سپاس از راهنمای محترم جناب احمدی،دست مریزاد خدمت علیرضای عزیز.
ناصر توکلی سه شنبه 25 اسفند 1394 22:07
اول از همه باید بگم مطلب بسیار زیبایی نوشتید و باز مثل همیشه تمام و کمال مطلب را بیان کردید و البته ساده و قابل فهم.
جناب احمدی در واقع من باید از شما تشکر کنم که همیشه گروه وبلاگ را حمایت کردید. شما و آقای زرکش. از شما و استاد زرکش کمال تشکر را میکنم و سپاسگذارم. شما برای من قوت قلب بودید و هستید.

درضمن از این فرصت استفاده میکنم و فرارسیدن بهار و نوروز را خدمت شما تبریک عرض میکنم. برای شما و خانواده محترمتان آرزوی بهترینها را دارم.
بازهم از شما ممنونم
ناصر توکلی سه شنبه 25 اسفند 1394 21:49
اول از همه باید بگم مطلب بسیار زیبایی نوشتید و باز مثل همیشه تمام و کمال مطلب را بیان کردید و البته ساده و قابل فهم.
جناب احمدی در واقع من باید از شما تشکر کنم که همیشه گروه وبلاگ را حمایت کردید. شما و آقای زرکش. از شما و استاد زرکش کمال تشکر را میکنم و سپاسگذارم. شما برای من قوت قلب بودید و هستید.

درضمن از این فرصت استفاده میکنم و فرارسیدن بهار و نوروز را خدمت شما تبریک عرض میکنم. برای شما و خانواده محترمتان آرزوی بهترینها را دارم.
بازهم از شما ممنونم
علیرضا نامداری سه شنبه 25 اسفند 1394 17:47
جناب احمدی بزرگوار، سپاس فراوان از حسن توجه حضرتعالی. سالی پر از سلامتی،آگاهی و خیر و برکت را برای تمامی خدمتگذاران کنگره60 آرزومندم.
محمد احمدی سه شنبه 25 اسفند 1394 17:40
در این روزهای پایانی سال از زحمات تک تک عزیزان به نوبه خودم قدر دانی می کنم.به ویژه ناصر عزیز که نسبت به من لطف دارند.من از تک تک شما عزیزان اموزش گرفته و می گیرم.خداوند را شاکر و سپاسگزارم که مرا به جمع شما راه داد و همانند شما توفیق خدمت یافتم.باور من این است که خدمت تک واژه ای است با دریایی از معانی که تنها بنده گان برگزیده خداوند به اعماق ان اشراف دارند.در مقایسه باتعداد میلیونی مصرف کنندگان میهن عزیزمان مگر چند نفر خدمتگزار در کنگره 60 وجود دارد وباز در میان همه خدمتگزاران در کنگره مگر چند خدمتگزار در بخش وبلاگ که پیشانی و ویترین کنگره می باشد وجود دارد.دیگر شهامت ندارم جلوتر بروم.خداوندا بابت همه چیز شکر شکر شکر
مسافر امید سه شنبه 25 اسفند 1394 17:29
با تشکر از اقای احمدی و خداقوت دوست عزیزم علیرضا
محمد احمدی سه شنبه 25 اسفند 1394 17:26
علیرضا جان ممنون از شما.زحمت کشیدی
همسفر زهرا سه شنبه 25 اسفند 1394 16:03
بسیار عالی بود
علیرضا نامداری سه شنبه 25 اسفند 1394 15:17
سلام جناب احمدی. این نوشتار الگویی است از فایل صوتی زمان مناسب. زمان مناسب، مکان مناسب و بیان مناسب.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: