" پله به پله تا خدمتگزاری _ نوشته استاد زرکش
یکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت 14:14 | نوشته ‌شده به دست آکادمی کنگره | ( نظرات )




پله   به   پله _ (قسمت هفتم)
پله به پله تا لذت خدمتگذاری: در ابتدای عرایضم عنوان مطلبی را لازم دونستم، در مورد پروتکل هیچ کسی نمی تواند اعمال نفوذ نماید، نه رهجو به راهنما و نه راهنما به کنگره، باید بدانیم علت اعمال دقیق پروتکل بارها و بارها تجربه کردن آن و مشاهده و بررسی نتایج آن می باشد، و این که رهجویی بخواهد از نظر شخصی خودش استفاده نماید نه به درد خودش و نه به درد کنگره می خورد، عمل دقیق به قوانین و پروتکل از کسی که مدت خدمتگذاری بیشتری در جایگاه کمک راهنمایی و راهنمایی دارد سخت تر و دقیق تر خواسته می شود و هرکس مدت بیشتری خدمت کرده باشد فرصت اشتباه دیگری ندارد چون اشتباهات را قبلا انجام داده است.


  نتیجه عمل سالم همیشه صلح و در نهایت ختم به خوبی می شود. در کنگره می آموزیم که تابع عمل سالم باشیم، کسی که گریز می زند نمی توان او را بخشید البته بخشیده می شود همین که پیگیر آمدن و نیامدنش هستند یعنی او را بخشیده اند ولی باید تاوان پرداخت نماید مثلا باید مدتی طی نظر راهنما سقوط آزادش را برود، هر کجا بدون صف رفتید جلو بدانید حق خیلی ها را پایمال کردید، من اگر نسبت به رهجوئی سختگیر بوده و نسبت به دیگری بی تفاوت باشم فکر نکنید محبت می کنم با بی تفاوتی در حق رهجو خیانت می کنم، اگر تکلیف به گوش دادن و نوشتن سی دی های آموزشی می کنم در حق رهجو لطف کرده و اگر نگویم خیانت کرده ام، در کنگره رهجوهای من عین خود من هستند و اگر از به اصطلاح گیر دادن های من ناراحت می شوند اصلا مهم نیست چون من آگاه به انجام کارها بوده و نیازی به تایید و تکذیب آنها ندارم ، تایید و یا تکذیب رهجو به چه درد راهنما می خورد؟ ولی حال خوبشان به درد راهنما خورده وباعث لذت راهنما می گردد و در این زمینه همانطور که کنگره و سیستم با راهنما تعارف ندارد، راهنما هم با تک تک رهجو ها نه شوخی و نه تعارف دارد.:

و اما :

متاسفانه بعضی گمان می کنند، کسانی که بعد از رهایی در کنگره مانده و در هر جایگاهی خدمت می نمایند، بیکار بوده و یا به اصطلاح عامه علاف هستند در صورتی که این پندار کاملا غلط بوده نشان از ذهن تک بعدی و بسته آن دسته از افراد می باشد، انسانی که کار و هدف داشته باشد در کنگره ماندگار می شود اگر بتوانیم تعریف و تعبیر درستی در مسیر زندگی از کار داشته باشیم به نتایج خیلی مهمی می رسیم.

عبارت بیرون از کنگره سرمان بسیار شلوغ هست از طرف اغلب این افراد عنوان می گردد، اما تاکنون پرسیده ایم این شلوغی به چه دردی می خورد؟ آیا می خواهید شرکت کاری را گسترش دهید؟ در پی ازدیاد درآمد و افزایش سرمایه و دارائی هستید؟ تحصیلات دانشگاهی خود را می خواهید بالا ببرید؟ و در تمام این سر شلوغی ها سئوالی مطرح است که هدف از انجام تک تک این اعمال یا افعال مشابه آن چه می باشد؟

در صورت وجود، ترازوئی در نظر بگیریم و قیاس کنیم آنچه در کنگره به دست می آوریم با دست آوردهای بیرون از کنگره، کدام یک سنگین تر است؟ پنج سال دیگر در کنگره کسانی قادر به شرکت در آزمون کمک راهنمایی و دایر کردن لژیون می باشند که دارای مدارک بالای تحصیلی باشند، امسال چند پزشک در آزمون کمک راهنمایی شرکت نمودند تا قادر به انجام خدمت در کنگره باشند، این بهترین شاهد برای ارزش و قیمت خدمت در کنگره می باشد.

اگر من نباشم هستی نیست، هستی برای من در صورت وجود مهم است، در صورت مرگ من، برای من دیگر هستی نیست، من هستم، همه چیز هست در صورت بستن چشم ها همه جا تاریک هست حال همه بگویند روشن است ولی برای من تاریک هست، پس تمامی آنچه من در ازدیاد و افزونی آن در عالم ماده تلاش می کنم از مال و دارائی و سرمایه و تحصیلات و سواد اگر نباشم در واقع نیست، باسبک و سنگین کردن مسائل در زندگی می توان تصمیم خوب و درست گرفت.

در کنگره با وجود شناخت کامل از بیماری اعتیاد، و روش درمان قطعی موجود قطع مصرف مواد مخدر و گرفتن رهایی ابتدائی ترین و سهل ترین عمل قابل انجام برای هرکسی می باشد. وقتی هفته ای هشتاد تا صد نفر موفق به گرفتن گل رهایی می شوند پس رهایی کار شاق و سختی نمی باشد، ولی اگر توانستی ما بین قریب سی هزار عضو کنگره به معرفت و درک لازم رسیده باشی که جزو 1800 نفر متقاضی شرکت کننده در آزمون کمک راهنمایی بوده باشی کاری انجام دادی، حال اگر از مابین آنها جزو 150 نفر قبول شده باشی کار شاقی انجام دادی، اگر از بین 150 نفر قبولی بتوانی اجازه تاسیس لژیون در هریک از شعبات کنگره 60 را داشته باشی کار بزرگی انجام دادی، در صورتی که 11 ماه بعد از تاسیس لژیون یک نفر را به رهایی برسانید باید به اصطلاح کلاه خود را بالا بیندازی، و اگر توانستی بعد از دو سال یک کمک راهنما پرورش دهی، خیلی خیلی دست مریزاد داشته و آنجا هست که شما جزو تبدیل شدگان به حساب می آیید، با مطالعه و سبک سنگین هستی را آن طوری که هست ببینیم نه آن جور که دوست داریم.

در لژیون تک تک رهجو ها باید بتوانند بعد از چهار سال و طی مراحل ذکر شده یک کمک راهنما مثل خودشان بسازند و به اصطلاح تولید کنند، و اگر توانستند یک نفر شبیه خود تولید نمایند انسانی هستند که در مقام خالق نشسته اند، تولید ژنتیک انسان ها کار مهمی نیست چون ماحصل سیستم و ساختار هستی هست، اگر توان دمیدن از روح و علم خودت درون کسی را داشته باشی آن وقت جزو هستی محسوب می شوی، آن زمان اتفاقات بسیار خوبی برایت می افتد و توانائی انجام کارهای بسیاری را داری، آن زمان توانائی پرواز را دارا می شوی، ما آمدیم فرا بگیریم عین خودمان را از لحاظ علمی، روحی و تفکراتی تولید نمائیم، بچه با رشد سنی سطح توقع و اختلاف سلیقه اش با والدین زیاد می شود و ناخواسته از خانواده از نظر عاطفی دور می شود ولی اینجا رهجو در خواب هم راهنما را می بیند، از هیبت راهنما جرئت خلاف و گریز ندارد، این شوخی نیست و تک تک رهجویان توان و قدرت انجام این حرکت را دارند فقط باید فعل خواستن را صرف کنند، الان در کنگره برای هریک از رهجو ها موقعیتی فراهم آمده با توجه به آموزش های فرا گرفته شده اجازه تولید یک یا دونفر در مدت زمان 3 ال 4 سال داده شده، می توانید؟ جرات دارید؟ مسئولیت کمی نیست.

برخی با بهانه توسعه شغل و کار، رسیدگی به خود پس از سال ها درگیر مصرف مواد مخدر بودن از زیر این فریضه شانه خالی می کنند، آیا ما به غیر از روح، نفس و خواسته های معقول و نا معقول چیز دیگری برای رسیدگی داریم؟ آن چیزی که با خود همراه داشته باشی در هر جهان و مکانی، آن چیزی که به اصطلاح توانائی بردن و آوردن آن را داشته باشی، آن چیزی که وقتی هستی، نیست آن با تو هست و آن تنها توانمندی و دانائی می باشد.

نمی خواهم عنوان کنم که رهائی از شما گرفته یا سلب می شود ولی امکانش وجود دارد، اگر رهائی من علیرضا را بخواهند بگیرند باید از تک تک رهجو هایم رد شوند، باید از تمام رها شده ها در لژیون علی رضا رد شوند، از تمام کمک راهنما های بیرون آمده از لژیون من رد شوند تا به من برسند، اگر بخواهند رهائی را از آقای مهندس بگیرند باید از یک لشگر رد شوند باید از سی هزلر نفر رد بشوند، مگر درخت به این عظمت و تنومندی را می توان کاری کنند، مگر ریشه کنگره را می توان کاری کرد درختی که ریشه آن از زیر زمین تا به آسمان ها می باشد، انسان از تصورش بدن لرزه می گیرد همان گونه که این جا روی زمین معتادان به درمان می رسند در جهان دیگر معتادان در حال درمان با همین روش می باشند.

خرافات را می پذیریم ولی درمان را می بینیم و آن را نمی پذیریم،ابلیس به این انسان قسم خور که می بیند و نمی فهمد، می بیند و نمی بیند، می بینیم که حال خرابمان به تدریج خوب می شود برای کمک به پروسه درمان خودمان 2 پله درست سفر نمی کنیم، هیچ لذتی بالاتر از شراکت در خوشی و لذت دیگران نیست، و در کنگره این اتفاق به کرات می افتد، در کلام الله می خوانیم که هر انسانی که یک حرکت بنیادین را درست کرده و بنیان می گذارد تا ابد الدهر از لذت و پاداش آن عمل بهره مند می گردد.شما یک آب سرد کن در معبری می گذارید تا دنیا دنیاست و هستی هست هرکس آب می خورد سهمی به بنیان گذار می رسد، دقیقامانند شرکت های هرمی می ماند، چرا حسابی افتتاح نمی کنیم که تا هستی هست متوجه نشویم چگونه و از کجا به حسابمان واریز می گردد، من همیشه در لژیون عنوان می کنم که اگر یک نفر از کل لژیون این حرف ها را با دل و جان متوجه شده باعث تغییر و تبدیل او شود برای من علی رضا کافی می باشد، خواست انسان ها بسیار مهم است ، من با حضورم در لژیون دائما در حال یادگیری از رهجوهایم می باشم و آنها نا خواسته در حال آموزش می باشند، پس باید از این موقعیت که به دست ما داده شده به بهترین نحو استفاده نمائیم.

معلمی شغل انبیاء هست یک استاد و معلم باید خیلی چیزها بداند و از دانائی بسیار زیادی در حیطه های مختلف برخوردار باشد تا به راستی به جایگاه انبیاء برسد، هر معلمی شغل انبیاء را ندارد، معلمی که اشراف کامل به علمی که می آموزد داشته و بی منت آن را در اختیار دیگران بگذارد شغلش به شغل انبیاء نزدیک میگردد، آدم های معتاد بسیاری هستند که منتظر کمک راهنما های جدید هستند تا آمده و درمان شوند این را باید با دل و جان فهمید.به قول فرمایش آقای مهندس مهم ترین چیز حضور افراد در ساختار کنگره است و برای حضور باید هریک کار و خدمتی انجام دهند، مهم شکل و جایگاه خدمتی نیست مهم حضور، خدمت به کنگره، خود و سایرین است، کمک راهنما، مرزبان، ایجنت، انجام کارهای تاسیساتی شعبات، حضور در لژیون مالی هیچ فرقی نمی کند مهم حضور بعد از رهایی و انجام خدمت است روزی اگر من این جایگاه را نداشته باشم شاید با فراهم کردن وجهی و واریز در لژیون مالی به طریقی دیگر حضور و خدمت نمایم.

اگر پول دارید، علم دارید، وقت و مهمتر از همه خواست دارید خدمت کردن در کنگره توفیق می خواهد، هیچ جائی جز کنگره نیست که انسان ها در کنار یکدیگر نشسته و از انرژی های مثبت یکدیگر استفاده نمایند و آنهائی که بیشتر فهمیده و از درک بیشتری برخوردار هستند مسئولیت سنگین تری بر عهده و گردنشان است، هدف و مقصود من از بیان این مطالب این است که چیزهائی که باعث جذب و لذت من گردید ناچار به بازگو کردن آن ها هستم به قولی نمی توان تک خوری کرد، اگر از لحاظ عددی بخواهیم مسئله را عنوان کرده مقایسه نماییم در حال حاضر کنگره با تمام گستردگی و عظمت کنونی از نظر جایگاه عددی در مکان یکان ایستاده و برای رسیدن به جایگاه هزارگان راه درازی در پیش می باشد و این نشان دهنده ی ظرفیت بالا در جذب انواع خدمات و جایگاه ها می باشد، و این بستگی به تک تک ما و حضور ما و ارائه خدمات همراه با کسب لذت و احساس و حال خوب دارد، بیشترین لذت و کیف را در کنگره جناب آقای مهندس دژاکام می نماید و از همه بیشتر هم سختی کشیده است.

این نعمت لذت بردن را از خودمان دریغ نکنیم، گاهی هم برخی از اشخاص کفه ترازو روزمرگی شان سنگین تر است، هنوز به نظر خود کارهای نکرده بسیاری دارند، از کسب درآمد گرفته تا تفریح و گشت و گذار،تمام بچه هایی که در آزمون کمک راهنمائی قبول شدند بدون اغراق حداقل زمان 6 ماه را به طور مستمر در حال درس خواندن بودند و چون خواستشان مبنی بر انجام خدمت در کنگره بود نتیجه گرفتند.

بگردید معنی زندگی را پیدا نمائید؟ زندگی این نیست که تا لحظه آخر و حتی داخل گور هم محتاج گرفتن باشیم باید حواسمان را جمع کنیم، کسی که نمی داند و ندیده و یا نمی فهمد انتظاری از او نیست ولی در این جا که ما داخل سیستم بوده و می بینیم و می فهمیم مسئولیت ما فرق می کند، بد به حال من که احساس کنم اذن خدا را به جهت خدمتگذاری به همراه ندارم، یعنی خداوند اجازه خدمت به من نمی دهد شکر خدا غیر از خدمت به خلق نیست، با توجه به تمام مخلوقات خداوند بزرگ از درختان و نباتات تا جماد و زمین و حیوانات تمام آنها به ما خدمت می کنند و فقط ما هستیم که باعث نابودی و آلودگی و انقراض این مخلوقات می باشیم، ما در مقابل تمام این سرویس هائی که از هستی می گیریم به عنوان اشرف مخلوقات چه می کنیم؟ چه حرکتی انجام می دهیم؟ اگر جائی گیر افتادیم از خداوند بخواهیم که در لحظه کمکمان نماید، گیر افتادیم و خواستیم حق کسی را نا حق کنیم، گیر افتادیم و خواستیم گریز بزنیم، گیر افتادیم تا نا خواسته از صراط مستقیم خارج شویم، با اقتدا به خداوند و داشتن نیت خیر و درست بخواهیم در لحظه کمک و هدایتمان کند و مطمئن باشیم با نیت درست جواب می دهد، خداوند باری بر عهده ما می گذارد که در قد و قواره آن باشیم، اگر در قد و قواره رهائی نباشی رهائی را نمی بینید، اگر در قد و قواره خدمت نباشید خدمت به شما نمی دهند، در صدر اسلام حضرت رسول فرمودند هر اسیری 10 مسلمان را با سواد نماید از قید اسارت آزاد گردد، حال کسی که خدمت می کند هم از خودش مایه می گذارد و هم از جیبش چون وقتی از صبح می آید از در آمدش هم مایه گذاشته است، راحت ترین کار این است که هرکس هزینه رهایی خودش را پرداخت نماید ولی این اصلا توام با حال خوش و لذت خدمتگذاری نیست.




     

نویسنده: استاد زرکش      
تایپ و ویراستاری: پیام پویاگهر

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فخری چهارشنبه 19 اسفند 1394 05:46
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی جناب آقای زرکش.مطلب فوق العاده بود.نکته های زیادی بود که دانستن آن برای من همسفر حایز اهمیت زیادیست
محسن برزگر دوشنبه 17 اسفند 1394 10:54
باعرض سلام وخداقوت خدمت استادگرامی جناب آقای زرکش
باکمال تشکرازمطلب ارزنده وگرانبهای شما
وحید یکشنبه 16 اسفند 1394 23:13
جناب آقای زرکش نوشته بسیار عالی بود.ممنون و منتظر نوشته های زیبای بعدی شما هستیم.
پیام جان خدا قوت.
همسفر سمانه یکشنبه 16 اسفند 1394 22:36
عرض سلام و خدا قوت خدمت راهنمای بزرگوار آقای زرکش و تشکر عالی بود.
علی یکشنبه 16 اسفند 1394 20:20
با خواندن این مطلب زیبا به یاد یکی از سخنان چارز دیکنز نویسنده معروف افتادم که میگوید آنکه در این دنیا باری از دوش کسی بر دارد هرگز احساس بیهودگی نمیکند!سپاس از جناب زرکش.
همسفر زری یکشنبه 16 اسفند 1394 19:19
عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای زرکش خدا قوت
همسفرلیلی محمدی از حر یکشنبه 16 اسفند 1394 19:00
عرض سلام وخداقوت خدمت راهنمای گرانقدر جناب استادزرکش مثل همیشه عالی بود
ناصر توکلی یکشنبه 16 اسفند 1394 18:52
آقای زرکش خوشحالم که در جمعی قرار دارم که شما از اساتید آنجا هستید.
خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: