" جلسات گارگاه های آموزشی روزهای پنجشنبه 94/12/13
پنجشنبه 13 اسفند 1394 ساعت 20:41 | نوشته ‌شده به دست آکادمی کنگره | ( نظرات )



اولین جلسه از دوره شصتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "لژیون در داخل و خارج از کنگره" با استادی کمک راهنمای محترم آقای امیر موذنی و نگهبانی موقت آقای رضا و دبیری آقای علیرضا در روز پنجشنبه مورخ 94/12/13 راس ساعت 17:00 اغاز به کار نمود.

"در ضمن تولد اولین سال رهایی آقای احمد زمانی رهجوی آقای امیر موذنی را با شور فراوان جشن گرفتیم"



خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا شروع دوره جدید و نگهبانی آقا رضا و دبیری علیرضا عزیز رو تبریک می گم و امیدوارم 14 جلسه خوب و پرانرژی رو داشته باشند. اما در مورد دستور جلسه، از روزی که قرار شد امروز به عنوان استاد قرار بگیرم سعی کردم بیشتر به این مسله یعنی لژیون و تشکیل آن در بیرون و داخل کنگره فکر و توجه بکنم و اینکه از دیدگاه من لژیون چه اتفاق و موضوعی است. همان طور که میدانید هر سال این مسله بیان شده و سوالاتی به وجود آمده که چرا این جمعی که دور هم مینشینند را لژیون گفته می شود؟ خیلی کوتاه تعریفی برای عزیزانی که شاید تا الان در نوشتار ها یا سایت کنگره به این توضیح برخورد نکرده اند می کنم، این که این اسم برگرفته شده از جنگ های قدیم است که در گذشته چون از لحاظ جنگی و تاکتیک قوی نبودند، هر شخصی که به جنگ می رفت حتی برای ناموس و وطن خود می جنگید ولی چون تکی و انفرادی وارد عمل میشد و یا دشمن روبروش قوی بود در بیشتر موافع کشته یا زخمی به عقب و خانه خود برمی گشت و چون نقص عضو داشت دیگر نمی توانست به زندگی عادی خود برگردد یا ادامه دهد، به همین دلیل آمدند و گروه هایی چند نفره را تشکیل دادند و در کنار هم و با یک برنامه و تاکتیک خاص خود به میدان می رفتند و از یکدیگر حمایت می کردند. حال مسله ای که برای خود من خیلی جالب و مهم بود این است که این موضوع را به زمان اعتیاد و زندگی خودم ربط دادم و این که در بین تمام مصرف کننده های مواد مخدر چیز مشترکی وجود دارد و آن این است که در آن زمان ما برای ترک و قطع مصرف، دست به روش های گوناگونی زدیم و در دفعات اول به تنهایی و تکی اقدام به ترک می کردیم، ولی چون تنها بودیم و حامی، ابزار، دانش و فرهنگ این کار را نداشتیم و هر چه می دانستیم در جهت مصرف مواد بود و نه قطع آن، به همین دلیل همیشه آسیب می دیدیم.

کنگره آمد و ادبیاتی برای درمان سوء مصرف مواد بوجود آورد که در هیچ جای دنیا چنین چیزی نداریم، داروی درمان داریم که هیچ جای دنیا نداریم و اگر هم باشد نگهدارنده است و درمان کننده نیست، هیچ کتاب منبع درستی که بروز باشد در هیچ جای دنیا نداریم ولی در کنگره وجود دارد و اینکه هیچ کدام شخصیت من را به من برنمی گرداند و مرا یک محکوم، یک مقصر، یک مجرم نشان میداد، کنگره برای ما نشریات را فرآهم کرد، روش دی اس تی و ... را برای من بوجود آورد که در هیچ جای دیگر وجود ندارد. من هر چقدر فکر می کنم می بینم اینها دستاورد های بزرگ و غیره قابل باوری هستند به طوری که بعضی مواقع می گویم نکند یک شب بیدار شوم و ببینم این چند سالی که در کنگره بودم همه یک خواب بوده است. لژیون هم یکی از آن ادبیات و مسایل مهمی است که کنگره آن را ابداع کرده است و در هیچ جای دیگری چیزی به اسم لژیون ندیده ام. حال ما در لژیون مانند جنگ های قدیم دیگر تنها نیستیم و در کنار کسانی که هم جنس و هم درد ما هستند و از انرژی جمع بهره می بریم و دیگر تنها نیستیم و در کنار یکدیگر و دوش بدوش به یکدیگر کمک می کنیم تا از آن سیاهی و تاریکی بیرون بیایم و این تاثیر زیادی در لژیون میگذارد.

من به یک موضوعی که توجه کردم این بود که چه چیزی باعث می شود که یک سری از افراد می مانند و یکسری می روند و یا یکسری حالشان خوب می شود ولی یکسری نه؟ دیدم بچه هایی که توانستند اولیت اول خود را کنگره، سفر و درمان خود قرار دهند و مسایل زندگی و چیزهای دیگر را برای روزهایی که به غیر از روزهایی که باید به کنگره بیایند قرار می دهند، توانستند درصد بالایی از موفقیت را کسب کنند و به حال خوبی برسند ولی کسانی که برعکس این کار را انجام می دهند و اولیت اول آنها هر چیزی جز درمان خودشان است و بهانه گیری می کنند، یا به درمان نمی رسند یا در سفر دوم حال خوبی ندارند و بعد از مدتی از کنگره می روند. لژیون و انرژی که در آن وجود دارد به نظر من یکی از شگفتی هایی است که ما در آن قرار داریم و این یکی قضیه مهمی است که باعث می شود من در کنگره بمانم. تمام نوشتار ها و آموزش ها و ... که کنگره به ما میدهد در لژیون تبلور پیدا می کند و خودش را نشان می دهد، برای همین یکی از قسمت های مهم کنگره همین لژیون ها هستند.


و اما در مورد احمد آقای عزیز که امروز اولین سال رهایی و تولدشان است. داشتم به این فکر می کردم که چه چیز مشترکی بین احمد و این دستور جلسه وجود دارد، خوب من زمانی که این لژیون را تحویل گرفتم چون راهنمای قبلی سن و سالی از ایشان گذشته بود رهجویایی که ایشان را انتخاب کرده بودند به خاطر همین مسله اکثرا سن بالا و مسن بودند. در ابتدا به شاید به همین دلیل اختلاف سنی که بین ما بود دائم دچار مشکل و با مخالفت های زیادی روبرو میشدم ولی چون من این جایگاه را با زحمت بدست آورده بودم هیج جوره نمی خواستم میدان را خالی کنم. در همان روزها به دلیل همین مشکلات من چندین بار به مرزبانی رفتم که لژیون من جا دارد ولی یک رهجوی سن پایین را به من بدهید. در همان روز با آقای تفرشی در حال صحبت بودم که احمد به همراه مرزبان در حال رد شدن از کنار من بودند که احمد یکباره گفت من این آقا را می خواهم که در آن لحظه نمی دانستم چه بگویم و مرزبان با اشاره گفت که خودش انتخاب کرده و نمی توانم کاری بکنم. ( البته اینکه من به مرزبانی رفتم و گفتم رهجوی جوان به من بدهید و از این قبیل مسایل از اشتباهات و خلاف قوانین کنگره بود که خوب هر انسانی ممکن است در یک شرایط خاص اشتباهاتی را انجام دهد). پیش خودم گفتم این هم مانند بقیه آنهاست و باید یک جنگی هم با این داشته باشیم.

روزی مرزبانی فشار می آورد که باید یک دبیر معرفی کنید، من نمی دانستم چه کسی را بگویم چون یکی می گفت سواد ندارم، یکی می گفت مریضم، یکی می گفت اعصاب ندارم، ولی احمد که مدت خیلی کمی هم از سفرش می گذشت گفت من بروم؟ من که چاره ای نداشتم قبول کردم و گفتم لااقل حضورش بد نیست. ولی وقتی از جلسه دبیران آمد دیدم یک کاغذ درآورد که تمام چیزهایی که مرزبانی گفته بود را به زیبایی نوشته بود. احمد اولین رهجویی بود که من را با حس خودش انتخاب کرده بود. احمد عزیز رهجویی است که لژیون برایش بسیار مهم بوده و در کنگره هم در حال خدمت است. روزی دیدم بسیار شیک و با کت و شلوار حاضر شده و وقتی ساعت 8 شد دیدم گفت اجازه می دهید بروم عروسی دعوتم؟ یعنی لژیون انقدر برایش مهم بود که آن روز آمده بود و بعد از لژیون به مراسم رفت. یادم نمی آید که تا حالا غیبت داشته باشد و همیشه تمیز و مرتب در کنگره حاضر شده است. در سفر دوم هم خوشبختانه همچنان دبیر لژیون است و در کنگره در اوتی، دبیری و نگهبانی خدمت کرده است و الان هم در حال خدمت است. احمد عزیز امسال در امتحان کمک راهنمایی قبول شد که این مهم را به خودش و همسفر ایشان تبریک می گم. درضمن این روز قشنگ رو در راس به جناب آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و تمام اعضای کنگره، به برادر لژیونی های احمد و در آخر به خود احمد و همسفر محترمشان تبریک می گم و بهترین چیزها و جایگاه های بالاتری رو براش آرزو دارم.                    




خلاصه سخنان و آرزوی آقای احمد زمانی:

آرزوی من این است که امیدوارم تولد من یک پیامی باشد برای تازه واردین و سفر اولی های عزیز که نور جوانی و امید در دلشان روشن شود و روزی به رهایی برسند.

 
 در ابتدای صحبتم اول از شما عزیزانی که حضور داشتید و تمام عزیزانی که مشارکت کردند و من رو مورد لطف خودشان قرار دادند ممنونم و امیدوارم لایق این همه تعریف و محبتی که نسبت به من داشتید باشم. از کمک راهنمایان محترم، ایجنت و مرزبانان محترم بخاطر حضورشان در روز تولدم و مشارکتی که کردند سپاسگذارم. از دیروز تا الان با خودم فکر می کردم که وقتی اینجا نشستم چه بگویم. خیلی کوتاه از یک مسله ای را بیان می کنم که زندگی تمام مصرف کننده ها تقریبا یک شکل هستند حال اینکه برای یکی ضعیف و دیگری شدت زیادی دارد ولی آن ضرر معنوی که وارد می کند از ضرر مادی آن در زندگی بسیار بیشتر است که من هم از این قاعده مستثنی نبودم. مصرف من از اوایل انقلاب به صورت تفریحی شروع شد که البته امروز در کنگره فهمیدیم به این نوع مصرف نامزدی اعتیاد گفته می شود و آقای مهندس خیلی جالب می فرمایند که: نامزدی حقیقی و اصلی بین دو نفر شاید روزی بهم بخورد ولی نامزدی اعتیاد خیلی بعید به نظر می رسد که بهم بخورد و روزی دائمی خواهد شد.

من هم بعد از مدتی فهمیدم که یک مصرف کننده کامل شده ام و با اعتیاد یک عقد دائمی و 35 ساله بستیم. زندگی من هم یکسری فراز و نشیب هایی داشت و به نوعی مواد مصرف کردن، حالت دوپینگ برای من داشت و دلم خوش بود که بوسیله این مواد کار و پول خوبی بدست می آوردم ولی در یک نقطه ای دیگر داشتم زندگی خودم را از دست می دادم و خسارت های زیادی را متحمل شدم که هنوز هم آثارش را در زندگی ام مشاهده می کنم و تمام نشده است. طبق فرمان الهی من با کنگره آشنا شدم. در اصل من برای مسله دیگری به کنگره آمدم ولی وقتی با روش و کاری که انجام می دهد آشنا شدم، راقب شدم بمانم و درمان شوم و ماندگار شدم. البته عوامل متهددی باعث شد که من در اینجا ماندگار شوم، از قبیل دعای شکر گذاری، آوای کنگره، دعای آخر جلسه، راهنما و خیلی چیزهای دیگر. ولی دلیل و چیزی که خیلی باعث شده من در کنگره ماندگار شوم و بمانم این بود که، در آن روزی که برای توضیحات و انتخاب کلینیک آمدم  ساعت 10 صبح بود که گفته بودند باید سر ساعت حتی زودتر اینجا باشید. من در آن روز خارج از تهران بودم و ساعت 8 بود که راه افتادم ولی بخاطر ترافیک شدید که وجود داشت هر جوری که حساب می کردم میدیدم نمی توانم ساعت 10 برسم.

 در آن لحظه اولین کاری که کردم این بود که به راهنمای خودم زنگ زدم و گفتم که ماجرا از این قرار است و احتمالا با 10 دقیقه تاخیر می رسم، ایشان فرمودند شما برو اگر شما را راه دادند که هیچ ولی اگر راه نداند به هیچ وجه اصرار نکن و حرفی نزن. به حال ساعت 10:08 بود که ماشین خودم را پارک کردم و وارد شدم و دیدم که صندلی ها را چیده اند و من هم یکی از صندلی ها را برداشته و در گوشه ای نشستم. هنوز صحبت ها و جلسه شروع  نشده بود که یک نفر طرفم آمد و گفت که می شود با من یک دقیقه بایی بیرون و من همراهش رفتم، آن شخص گفت که شما 8 دقیقه دیر آمدید، من گفتم جلسه هنوز شروع نشده است چه اشکالی دارد؟ گفت: اگر من الان شما را راه بدهم، در حق آن شخصی که 4 دقیقه قبل شما آمد و آن را راه ندادم اجهاف می شود و درست نیست. در آن به حدی از این مسله خوشم آمد که می خواستم دست آن شخص را ببوسم چون این مسله خیلی به دل نشست. اینجاست که ما شعار کنگره و نشان آن که معرفت، عدالت و عمل سالم چقدر اهمیت دارد و چقدر زیباست. همین عمل سالم آن فرد باعث شد تا من در کنگره ماندنی شوم. کنگره مانند یک ارتش کاملا بر پایه نظم و ترتیب عمل می کند.

در آخر من ابتدا از خدای خودم تشکر می کنم، بعد از همسفر و همسر عزیزم که واقعا برای من زحمت کشیده و نسبت به من محبت داشته و کمک زیادی در این مسیر به من کرده است، واقعا از ایشان سپاسگذارم. در ادامه از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگذارم. از راهنمای عزیز و بزرگوارم که شاید از فرزند دوم من هم کوچیکتر هستند ولی چیزهایی از ایشان یاد گرفته ام که گویا یک پدر به فرزند خود یاد میدهد، من بارها برای خانم خودم گفته ام که نمی دانم این آدم با این علم و آگاهی که دارند چرا اصلا معتاد شده است، آقای موذنی خیلی از شما ممنونم و اینکه اگر من هر جایگاهی رو تجربه کردم بخاطر حمایت و آموزش های شما بود، حتی قبول شدن در آزمون کمک راهنمایی که اگر آموزش های شما نبود این اتفاق نمی افتاد، باز هم از شما بسیار سپاسگذارم. از آقای فرشید تفرشی بسیار سپاسگذارم و تشکر می کنم. در آخر از برادر لژیونی های خوبم که در این مدت به من انرژی دادند و همیشه کنارم بودند سپاسگذارم و تشکر می کنم.                   















در ضمن چهار تن از عزیزانی که در روز چهازشنبه به رهایی رسیده بودند معرفی شده و از ایجنت محترم آقای عزت الله عابدی گلی به رسم یادبود دریافت کردند.










مرزبان کشیک روز پنجشنبه: آقای مسلم یامی

وبلاگ: آقایان حامد و پیام


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پیمان شنبه 15 اسفند 1394 08:12
جناب آقای زمانی تولدتون مبارک.....
این تولد را به شما و راهنمای محترمتان تبریک گفته.وبرای هر دو شما عزیزان ارزوی سلامتی وشادکامی را دارا هستم.
در ضمن جایگاه آقای رجبی و جهان بین را تبریک میگوییم.
وحید جمعه 14 اسفند 1394 01:53
حامد و پیام عزیز ممنون از گزارش زیبای شما.خدا قوت
احمد آقای عزیز اولین سال رهایی شما رو تبریک می گم و امیدوارم جایگاه های بالاتری رو تجربه کنی و عمری طولانی و باعزت کنار همسفر محترمت داشته باشی.
ناصر توکلی پنجشنبه 13 اسفند 1394 20:01
جناب آقای زمانی این رهائی بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات