" مصاحبه با دیده بان محترم آقای محسن خان _ قسمت دوم
شنبه 24 بهمن 1394 ساعت 11:52 | نوشته ‌شده به دست آکادمی کنگره | ( نظرات )



قسمت دوم: آنچه در این بخش به سمع و نظر شما خواهد رسید قسمت دوم و پایانی مصاحبه ای است که هفته گذشته با آقای خان داشتیم. در فضائی کاملا صمیمی و دوستانه. گپ و گفتی که بسیار دلنشین بود و من دوست داشتم به درازا بکشد، اما چه فایده، زمان محدود و می بایست حداکثر بهره را از آن می بردیم. این بود که بلافاصله پس از خوش و بش اولیه، رفتم سر اصل مطلب و ...


مصاحبه با جناب آقای خان _ قسمت دوم: در اولین قسمت مصاحبه با دیده بان محترم جناب آقای محسن خان که به نظر شما عزیزان رسید، گپ و گفتی دوستانه با ایشان داشتیم که مورد توجه نیز واقع شد. جا دارد قبل از هر چیز از کامنت های محبت آمیز شما کمال سپاس و امتنان را به عمل بیاوریم و پس بدون فوت وقت بهتر است به قول بزرگی که میگفت:

دم را غنیمت دان که عالم یک دم است                            هر که با دم همدم است اوآدم است

دم را غنیمت شماریم و نظر شما عزیزان را به این گفتگو جلب می نمائیم...

سوال: کدام یک را بیشتر دوست دارید. مهندس یا تفکر ایشان را؟

ج: (ایشان با اندکی تامل و مکث گفتند) اگر اجازه بدهید در ادامه به این سئوال پاسخ خواهم داد.


س:
تعداد مصرف کننده های کشور یک رقم میلیونی است و تعداد اعضای کنکره چیزی حدود بیست هزار نفر می باشد آیا رابطه ایی بین این دو وجود دارد یا به زبان دیگر آیا روند رو به رشد کنگره با نرخ افزایش مصرف مواد مخدر و بیماران مبتلا به ان متناسب است یا خیر؟

ج: این تناسب در سال های آینده به وجود خواهد آمد.یعنی سرعت رشد کنگره60 به لطف خدا از سرعت رشد مصرف کننده ها پیشی خواهد گرفت. نکته قابل توجه اینجاست که در روزهای اخیر با جناب مهندس در مورد لزوم تاسیس قسمت روابط عمومی و امور بین الملل در کنگره صحبت می کردیم. همانطور که بنابر نیاز، وجود سایت احساس شد الان این نیاز در بخش روابط عمومی هم احساس می شود.

س: آیا به نظر شما شرط عضویت در کنگره همیشه این خواهد بود که فرد مصرف کننده باشد یا فکر می کنید به مرور زمان این شرط دستخوش تغییر خواهد شد؟

ج: اتفاقا یکبار در جلسات دیده بانی بحث شد، که آیا افراد عادی که از بیرون می آیند و می خواهند در جلسات حضور پیدا کنند و آموزش بگیرند را بپذیریم؟ من معتقد بر این مسئله بودم که باید این افراد را بپذیریم. شما ملاحظه کنید جدیدا با چه تبلیغات عجیب و غریبی در بیرون مواجه می شویم. همین چند وقت پیش من یک پیامک تبلیغاتی دریافت کردم با این مضمون "چگونه آدم های بی شعور را تحمل کنیم"؟  بعد می بینید که بعد از کلی تبلیغ در نهایت 4 نفر و نصفی آدم می آید و به اصطلاح همایشی برگزار می شود حالا آمده اند نسکافه ای بخورند و بروند و یا ... ولیکن ما باید خدا را شکر کنیم که یک سیستمی داریم که مردم طالب آن هستند. من می گویم چه ایرادی دارد که آدم های عادی که اصلا مسافر هم ندارند بیایند به کنگره و آموزش ببینند. حتی امتحان بدهند و در کمک راهنمایی قبول بشوند. گرچه ما به اینها لژیون هم ندهیم. اما یک شخص آمده در کنگره آموزش دیده، به اندازه یک کمک راهنما می داند و حالا وقتی این فرد حداقل در خانواده اش قرار می گیرد دیگر یک وزنه محسوب می شود. شما ببینید همین الان در لژیون پزشکان همین اتفاق دارد می افتد. حالا اگر یکی از همین پزشکان آمد و در امتحانات کمک راهنمایی قبول شد، ما می خواهیم با این پزشک چه بکنیم؟ به او بگوییم به تو لژیون نمی دهیم؟ در صورتی که او می تواند به عنوان یک مهره خوب در اجتماع برای ما عمل کند. این دقیقا مثل کنش و واکنش عمل می کند. بدین معنی که اگر ما بهتر عمل کنیم کارگزاران دولتی بیشتر به ما اعتماد پیدا می کنند و امکانات بیشتری به ما می دهند و اگر آنها امکانات بیشتری به ما بدهند، ما کارمان را گسترده تر خواهیم کرد.

س: شما چقدر به این جمله اعتقاد دارید: روش درمان تدریجی کنگره60 جهانی خواهد شد.
 
ج: (آقای خان با تأکید پاسخ دادند) حتماً خواهد شد.


ج: ببینید الان سرمایه داران و صاحبان صنایع داروسازی آمریکا در دانشکده های پزشکی و داروسازی آن کشور سرمایه گزاری کرده اند و در عوض از آنها می خواهند که الزاماً باید در همان طیف خاص داروهای شیمیایی که ما از شما می خواهیم، فعالیت کنید. دقیقاً به همین دلیل است که داروهای گیاهی در آنجا شکست خورده است، در حالی که تولید داروهای شیمیایی رشد روزافزونی دارد. حالا اینکه ما یک دفعه بخواهیم با یک شربت OT در کشوری مثل آمریکا، مسئله اعتیاد را حل کنیم، فکر نمی کنم به این سادگی ها باشد. گرچه آنها این روش تدریجی یا دی ای تی را قبول دارند، اما اینکه به یکباره شربت او تی در آنجا تولید و توزیع بشود، نه. این اراده در آنها وجود ندارد، چرا که فعلاً اراده در اختیار شرکت های داروسازی است و آنها نمی خواهند از سود سرشار داروهای شیمیایی بگذرند، و الا در اینکه متد DST جهانی بشود، الان هم جهانی شده و در آن شکی نیست.




س: یعنی عملاً به خاطر مافیایی بودن صنعت داروسازی یقیناً در امر گسترش و جهانی شدن متد دس اس تی اختلال به وجود می آورند؟

ج: مسلماً همین طور است.

س: جناب خان از این صحبت ها که بگذریم، چطور شد که یک دفعه تصمیم گرفتید خدمت دیده بانی را تحویل دهید؟

ج: (آقای خان خندیدند و گفتند) داستان این نبود که دیده بانی را تحویل دهم. بهتره که امروز خیلی باز راجع به این موضوع صحبت کنم. ببینید مدت ها بود که ما دنبال راهی می گشتیم که به چه طریقی نیروهای جوان را وارد خدمت دیده بانی کنیم و من هم اصلاً به فکر اینکه از سمت دیده بانی کنار بروم، نبودم. در همین احوال در یکی از جلسات دیده بانی، طی بحثی من پیشنهاد دادم با توجه به اینکه 2، 3 دیده بان کم داریم، بهتر که چند نیروی جوان را بیاوریم. یک سال آموزش های ضمنی را ببینند و در آخر هم 2 نفر را جذب کنیم. در اینجا آقای مهندس فرمودند: خب حالا کی برود؟ گفتم من میرم و بحث ادامه پیدا کرد. وقتی جلسه تمام شد، آقای مهندس فرمودند: واقعاً می خوای بری؟ من هم عرض کردم چرا نمی رم. بگذارید یک نیروی جوان بیاد. البته به این مسئله خیلی شیرین نگاه می کنم و آن این است که من از دیده بانی فارغ التحصیل شدم و مطمئنم با این حرکت یک جایگاه جدید باز شد و من تا الان این مطلب را جایی نگفتم که با این حرکت گویا یک سد شکست. آن سدی که یک دیده بان کناره گیری کند، که شکست.

س: به نوعی این یک تابو بود که شکست؟


ج:
(با تکان دادن سر بحثم را تأیید کردند و ادامه دادند) بله واقعاً شکست. همون لحظه ای که به آقای مهندس گفتم، من میرم، آن تابو شکست. البته آن در ذهن من بود. در ذهن دیده بان های دیگه هم بود و شکست. از طرف دیگر شما در نظر بگیرید آقای امین استاد جهان بینی کنگره هستند. اگر یک نیروی جوان به جای ایشان بیاید، آیا استاد امین دیگر استاد جهان بینی نیستند؟ یا آقای سلامی الان دارند به خوبی امور مالی کنگره را اداره می کنند. آیا اگر کسی به جای ایشان بیاید، آقای سلامی دیگر باید برود. پس من هم به طور قطع در کنگره هستم و اگر به فرض 14 دیده بان جوان هم بیاید، مطمئن باشید 14 دیده بان قبلی با تجربیاتی که طی سال ها اندوخته اند پشتیبان آنها خواهند بود و کار ادامه پیدا خواهد کرد.

س: یعنی به نظر شما جایگاه های جدیدی در ادامه تعریف خواهد شد؟

ج: قطعا همینطوره




س: خب با این حساب پس کنگره دقیقا بر عکس سازمان ها و ادارات عمل می کند چون در بیرون وقتی کسی بازنشسته شد دیگر تاریخ استفاده آن فرد تمام می شود و انگار هویت فرد را از او می گیرند ولی در کنگره این طور نیست . چه خوب!

 

ج: (آقای خان با دقت گوش می داد و دوباره رشته کلام را به دست گرفت) این دقیقا تفکر آقای مهندس است یه روز از آقای مهندس راجع به بازنشستگی سوال کردم و آقای مهندس بلافاصله فرمودند: بازنشستگی یعنی چه؟ بازنشستگی برای چه؟ و واقعا هم درست می فرمایند.

س: پس با این تفاسیر قبلا که مشکل ترافیک در کنگره حل شده بود. حالا باید حل معضل بازنشستگی را هم به آن اضافه کرد؟

ج: کاملا درسته حق با شماست.

س: خیلی دوست دارم بدونم آن لحظاتی که شالتان را به آقای مهندس دادین و دوباره آقای مهندس آن رآ به شما برگرداندند چه احساسی داشتید؟

ج: خب روزی که قرار شد من خدمتم را تحویل بدم قرار شد برایم مراسم تودیع بگیرند و من گفتم نمی خواهم وداع کنم چرا مراسم تودیع؟ آقای مهندس فرمودند: تودیع نه، تجلیل. و مقرر شد که این مراسم در روز چهارشنبه باشد که از همه شعبه ها که می آیند ناظر باشند و این اتفاق هم افتاد و وقتی شالم را به آقای مهندس دادم ایشان هم مجددا آن را به من برگرداندند. یعنی ((نقطه سر خط)).

س: این روزها در حال و هوای کدام وادی هستید؟

ج: وادی چهاردهم.

س: چرا وادی چهاردهم؟

ج: نمی دانم چرا. البته این معنیش این نیست که من به وادی چهاردهم رسیدم، نه. من هنوز در وادی یک مانده ام. ولی وادی چهارده را خیلی دوست دارم.

س: اگر در یک جمله بخواهید بگویید کنگره چی به شما داده. چی می گویید؟

ج: من همه چیزم را از کنگره دارم. اگر مالی دارم از کنگره دارم، اگر کاری دارم از کنگره دارم، همه چیزم را از کنگره دارم.

س: اگر بخواهید در یک جمله بگویید شما به کنگره چه داده اید؟

ج: من هیچ چیزی به کنگره ندادم. موی سیاهم را دادم و موی سفید گرفتم.

(نمی دونم چرا ولی دلم گرفت. دوست نداشتم با این حس مصاحبه تموم بشه. یه نگاهی به موهای سفید آقای خان کردم. چرا یه دفعه این همه دلتنگ شدم ناخواسته گفتم).

س: در پایان هرچه دل تنگتان می خواد بگویید.

 

ج: (آقای خان گویا حس مرا گرفت و با لبخند جواب داد) دل داده به پای عشق پیر می شود اما سیر نمی شود. (این شعر را روز تجلیل شان هم در حضور آقای مهندس خوانده بودند.) اما پاسخ آن سئوالتان که گفتید مهندس را بیشتر دوست دارید یا تفکر مهندس را؟ باید بگم به هر حال مهندس پرواز کردن را به ما یاد داد و به ما آموزش داد که چگونه پرواز کردنت مهم تر از خودت هستی که پرواز می کنی. تفکری که در کنگره هست باید ماندگار باشد. ببخشید بدون لقب می گویم. اما حسین دژاکام در زمان مصرف همین حسین دژاکام بود. آن روز یک فرد مصرف کننده بود و چه شد که امروز هزاران نفر انسان شاگردش هستند و پای صحبتش می نشینند. آن، "تفکر کنگره است".

حسین دژاکام چه باشد چه نباشد ولی تفکر کنگره باشد، او زنده است. همیشه زنده است. همیشه زنده است. همیشه زنده است...  (او زیر لب چند بار این واژه را تکرار کرد. و با حس زیبا و شیرین و سرشار از امید این مصاحبه به پایان رسید.)




از همه عزیزان که در انجام  این مهم ما را یاری دادند مخصوصا ناصر توکلی عزیز و وحید عزیز صمیمانه تشکر می کنم. شاد و پیروز باشین. هفته دیده بان بر شما مبارک باد.







کمک راهنمای محترم آقای محمد احمدی
عکاس: مسافر وحید

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مریم.سعادت آباد دوشنبه 26 بهمن 1394 14:27
جناب آقای احمدی بسیار مصاحبه جذاب و نگارشی دلچسب را خواندم و ممنون که پیامی برای من به همراه داشت که سرزنشهای درونی من را پایان بخشید.خداوند نگهدارتان.ممنون از تمام دوستان وبلاگ نویس شعبه آکادمی.
میثم دوشنبه 26 بهمن 1394 05:23
مثل همیشه عالی بود
همسفر مریم دوشنبه 26 بهمن 1394 00:01
خسته نباشید از هفته پیش منتظر ادامه مصاحبه شما بودم واقعا لذت بردم برای آقای خان آرزوی سلامتی میکنم وبرای شما خدمت وخدمت هیچ چیز لذتی بالاتر از خدمت کردن به خلق نیست
روزبه یکشنبه 25 بهمن 1394 19:33
بسیار زیبا بود.مثل قسمت اول.تشکر از اقای خان
ناصر توکلی یکشنبه 25 بهمن 1394 12:13
جناب احمدی مصاحبه خیلی قشنگی شد. دقیقا مثل یک رمان زیبا. یا یک فیلم سینمایی خوب که آدمو جذب میکنه. من که خیلی لذت بردم.

خداوند شما را حفظ کند.
روزبه یکشنبه 25 بهمن 1394 07:55
بسیار زیبا بود.مثل قسمت اول.تشکر از اقای خان
علیرضا نامداری شنبه 24 بهمن 1394 18:16
دست مریزاد جناب احمدی گرانقدر،بسیار از صحبت های پرمغز آقای خان خرسند شدم. بنده نیز آرزومند آن روزم که عموم مردم برای یادگیری جهان بینی صحیح راهی کنگره60 شوند.
به امید آنروز بزرگ
شنبه 24 بهمن 1394 14:47
بسیار زیبا بود.بنده به عنوان یک رهجوی سفر اول جواب یک سری از سوالاتم را گرفتم!امید آنکه این مسیر ادامه داشته باشد.سپاس.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic