" جلسات گارگاه های آموزشی روزهای پنجشنبه 94/11/15
پنجشنبه 15 بهمن 1394 ساعت 19:09 | نوشته ‌شده به دست مسافر وحید | ( نظرات )



 


بیستمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "وظایف رهجو" با استادی کمک راهنمای محترم آقای فرهاد ابراهیمی و نگهبانی آقای محسن و دبیری آقای پیام در روز پنجشنبه مورخ 94/11/15 راس 16:30 اغاز به کار نمود.

"در ضمن تولد پنجمین سال رهایی کمک راهنمای محترم آقای سعید تاری مرادی رهجوی آقای فرهاد ابراهیمی را با شور فراوان جشن گرفتیم"



متن سخنان استاد:

دستور جلسه این هفته وظایف رهجو است که جناب آقای مهندس دیروز در جلسه چهارشنبه ها و در سی دی وظایف رهجو کاملا و به زیبایی صحبت کردند و من ترجیح می دهم درباره این دستور جلسه صحبت زیادی نکنم و بیشتر درباره سعید عزیز صحبت کنم. جناب آقای مهندس به زیبایی وظایف رهجو را در یک مثلث به زیبایی شرح دادند که عبارتند از:

وظایف رهجو در قبال راهنما.
وظایف رهجو در قبال کنگره60.
وظابف رهجو در قبال خانواده، کار و زندگی.

اما امروز که پنجمین سال رهایی سعید عزیز است و دوست دارم روزی قشنگ و شاد و ماندگار برای من، خودش، رهجوهایش و در کل برای همه داشته باشیم. زمانی که سعید وارد کنگره یک فرد مصرف کننده شیشه بود، در آن زمان کنگره به تازگی داشت با شیشه و مصرف کنندگانش دست و پنجه نرم می کرد. سعید از تمام مسایل کار و زندگی خود گذشته بود. سعید با اینکه مصرف کننده شیشه بود برعکس خیلی از شیشه ای ها حال خوب داشت به طوری که من از او پرسیدم مطمئن هستی که شیشه مصرف می کنی؟ چون این حال و هوایی که داری به مصرف شیشه نمی خورد. سعید به زیبایی و کاملا وظیفه یک رهجو در قبال کنگره را به خوبی انجام داد، تمام آموزش ها و صحبت های کنگره و لژیون  را به خوبی دریافت و کاربردی می کرد. این همان چیزیست که یک راهنما از رهجوی خود می خواهد. راهنما نشان دهنده راه در مسئله اعتیاد است و شخص نباید با مطرح کردن موضوعات و مسائل شخصی و خانوادگی خود وقت راهنما بگیرد و با او در میان بگذارد. چون تمام اعضای لژیون دارای مشکل هستند و نباید با این مطرح کردن این مسائل وقت دیگران را گرفت.

سعید با وجود مشکلات مالی که در زندگی خود داشت حرف من را گوش داد و در زمان سفر سر کار نرفت و کاملا گوش به فرمان بود. در طول سفر خود به زیبایی سی دی های کنگره را می گرفت و خلاصه می کرد و حتی بقیه را برای این کار تشویق می کرد. همان طور که راهنما با محبت و عاشقانه رهجوی خود را دوست دارد، رهجو نیز باید به همین شکل باشد و گفته ها و آموزش هایی که راهنما می دهد را با دل و جان بپذیرد و گوش به فرمان باشد و کاربردی کند تا به موفقیت برسد.

سعید عزیز این روز را به شما تبریک می گم. اولین سال رهایی تو و مهدی را که جشن گرفتیم به خوبی خاطر دارم. سعید و مهدی همیشه رقابت داشتند، رقابتی که هر روز بهتر باشند و این باعث دلگرمی و موفقیت آنها بود، رقابت آنها رقابتی سالم بود. خیلی خوب است اگر این رقابت در لژیون ها وجود داشته باشد البته رقابتی سالم. بازهم این روز زیبا را به سعید عزیز تبریک می گم و خیلی خوشحالم که این روز را میبینم و تجربه می کنم. این روز را به دختر و مادر سعید، به تمام اعضای لژیون سعید و به بنیان کنگره تبریک می گم و آرزوی موفقیت دارم.




متن سخنان آقای سعید تاری مرادی:

نمی دانم صحبت هایم را از کجا شروع کنم. من در آن زمان یک حال و هوا، یک دوران و شرایطی داشتم که نمی دانم بگویم چند درجه زیر صفر بودم. ماه عسل آن دوران بیکاری، خودکشی( دوبار سابقه خودکشی داشتم) و ...بود. من دوبار سابقه ترک در یکی از گروه های ترک اعتیاد را در سالهای گذشته داشتم ولی جواب نگرفتم. در سال 87 بود که برنامه شروع خوب را دیدم و چهره آقای عباس امیر معافی در ذهن من ماند. من سابقه اینکه شب های زیادی را نمی خوابیدم را داشتم که برای نمونه 11، 15 و حتی 18 شب بود که نخوابیده بودم و اگر هم بخواب میرفتم در ماشینم و در جلوی امام زاده ها یا همچین مکان هایی بود تا شب آخر که خیلی هم خسته بودم چون به نوعی زندگی من متلاشی شده بود و فرزندی داشتم که تمام دنیا را برای می خواستم ولی متاسفانه موفق نشده بودم حق پدری را درست بجا بیاورم، در شب آخر از خداوند می خواستم که یا مرگ من را تا صبح برسان یا یکجوری من را نجات بده. دم دم های صبح بود که یجورایی به من الهام شد و کنگره60 از ذهن من گذشت. به خواهرم گفتم که شماره کنگره را پیدا کن و به من بگو که وقتی تماس گرفتم آقای حسن بابایی گوشی را جواب را داد و به من آدرس را داد و گفت که برای مشاوره به آنجا بروم که بعد از مشاوره و گذشت 17 روز من راهنمای خودم که مرد بزرگی هستند و امروز افتخار این را دارم در کنارشان باشم جناب آقای فرهاد ابراهیمی بود که اگر حس و انگشت اشاره ایشون نبود من جذب نمی شدم، من دست ایشان را میبوسم ازشون بسیار سپاسگذارم. من از ایشان خیلی مسائل، خیلی فن ها و خیلی چیزها را یاد گرفتم که تا قبل آن اصلا بلد نبودم. من در زمان شروع سفرم و حتی از چند سال قبل بیکار بودم ولی دوماه از سفرم گذشته بود که یک پیشنهاد کار به من شد. من مشکلات زیادی مخصوصا از لحاظ مالی داشتم ولی روی سخنم با عزیزانی است که تازه وارد کنگره شده اند، در بیرون از اینجا دانشگاه های و مکان های آموزشی زیادی وجود دارد ولی هیچ کدام کاربردی نیستند، اینجا دانشگاه کاربردی زندگی است، اینجا به ما مجال داده می شود تا خودمان را امتحان کنیم و بودمان را به اثبات برسانیم. من از آقا فرهاد، برادر لژیونی هایم ممنونم. از مهدی که در آن زمان رقابت های خوبی با هم داشتیم و از مشارکتهای زیبایی که می کرد ممنونم.

دوستان تازه واردی که شاید ناامید باشید،شاید به دنبال انتقام باشید، شاید متنفر باشید اصلا داستان این چیزها نیست، اینجا دوباره متولد شدن و ساختن زندگی و چیزهای جدید است که امیدوارم موفق باشید. امیدوارم در راه خودشناسی همه ما موفق باشیم. تولد ها برای خود یک پیام دارد و اینجا این پیام وجود دارد که همه این مسائل درست می شود همان طور که برای من درست شد و من الان در خانه خودم و به همراه دخترم زندگی می کنم، کار دارم، پس انداز دارم، هدف دارم و جدای از همه اینها دوستان خوبی مثل شما دارم. من به این نتیجه رسیده ام که هیچ چیز بالاتر از صداقت نیست. همه ما مدیون آقای مهندس هستیم و امیدوارم ایشان همیشه سلامت و سایه شان همیشه بالای سر باشد. امیدوارم لیاقت این را داشته باشم تا در کنگره بمانم چون اینجا مسیر خودشناسی است. در اینجا اگر قرار است تغییر کنیم و مانند گذشته و دوران مصرف خود نباشیم. امیدوارم کنگره همیشه باشد و برای کسانی که در آینده می آیند همان طور که آقای مهندس دانش خود را به راهنماها و راهنماها به ما انتقال دادند را انتقال دهیم و در این راه درست عمل کنیم.   

    



























مرزبان کشیک: آقای مسلم یامی
وبلاگ و عکاس: مسافر وحید

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ناصر توکلی شنبه 17 بهمن 1394 11:13
خدا قوت به آقای تاری مرادی. زنده باشید. انشاالله
پیمان شنبه 17 بهمن 1394 08:09
اقا سعید ازادمردیتان مبارک....
همسفر زهرا جمعه 16 بهمن 1394 10:05
سلام پنج سال رهایی آقای مرادی رو تبریک میگم و از خداوند برای ایشان طلب خیر و خوشی و برکت و آرامش و سلامت دارم،روز فراموش نشدنی بود،ممنون از آقای وحید
هادی پناهی جمعه 16 بهمن 1394 00:33
سعید جان تبریک میگم.هیچ یادم نمیره که مشازکت های زیبایی میکردی .البته من تازه اومده بورم وشماهم تازه رهاشده بودی .حتی نگبانی ات راهم یادمه که باقانون یازدهم رکورد400هزار روزدی .انگارهمه چیز هنوزتازه است . واقعا بهت تبریک میگم .وفکرمیکنم روز رهایی ات با روز رهایی مهدی سلطانی یکی باشه ازصمیم قلب بهت تبریک میگم وبرات آرزوی خوبترین ها رامیکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: