" جلسات گارگاه های آموزشی روزهای پنجشنبه 94/11/08
پنجشنبه 8 بهمن 1394 ساعت 18:51 | نوشته ‌شده به دست مسافر وحید | ( نظرات )





نوزدهمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من" با استادی کمک راهنمای محترم آقای سیروس حسین زاده و نگهبانی آقای محسن و دبیری آقای پیام در روز پنجشنبه مورخ 94/11/08 راس 16:30 اغاز به کار نمود.


"در ضمن تولد اولین سال رهایی آقایان هیراد شاه محمد خانی و حمید آدابیان از رهجویان آقای سیروس حسین زاده را با شور فراوان جشن گرفتیم"


متن سخنان استاد:

خدا رو شاکرم تا توانستم دوباره این جایگاه رو تجربه کنم و در خدمت شما عزیزان باشم. در مورد دستور جلسه از اینجا شروع کنم که این حرف دلم و نظر من است شاید هم اشتباه باشد که  وادی ها و دانستن آنها خیلی مهمتر از شربت است. چند وقته پیش یک مستندی از یک ورزشکار نشان می داد که سن بالایی داشت و خیلی بدن سالم و سر حال، از او سوال کردند که چه کار کردید که اینگونه خوب و سالم مانده اید یا به قول ما کنگره ای ها سیستم شبیه افیونی بدنت به  این خوبی کار می کند؟ او این پاسخ را داد که از نوجوانی زود خوابیده ام، صبح زود بیدار شده ام، ورزش حرفه ای کرده ام،... این فرد سیستم ایکسش کاملا خوب کار می کرد ولی حال خوبی نداشت، یعنی کارهایی را انجام می داد که یک فرد با تعادل آن کارها انجام نمی دهد.
حال خوب داشتن فقط مستلزم داشتن سیستم ایکس خوب نیست بلکه داشتن یک جهانبینی خوب و قوی، همین وادی هایی که ما در کنگره داریم و کار می کنیم. شاید خیلی ها وادی ها و راه های خوب  زندگی کردن را بلد نیستند و این فرق ما در کنگره با جاهای دیگر است، یعنی همزمان که بر روی بیوشیمی بدن کار می کنیم تا بازسازی و درست شود از آن طرف هم  بر روی جهانبینی خود نیز کار می کنیم. شاید این برای نود درصد ما اتفاق افتاده است که مواد خود را قطع می کردیم و ذره ای حسمان باز می شد و می گفتیم تازه می فهمیم چیکار باید بکنیم عقل مان بکار افتاد، حالا باید پول جمع کنیم و کارهای دیگر. زمانی که وارد کنگره می شویم و این وادی ششم را می خوانیم متوجه می شویم که اونجا عقل نبوده که بکار می افتاده، در آن زمان نمی توانستیم بین عقل و نفس اماره خود را تشخیص بدهیم، اینکه نمی توانیم بفهمیم حرفی که به ما زده می شود از طرف عقل است با نفس اماره، این خیلی مهم است. در کتاب 60 درجه می گوید که انسان زمانی می تواند به کمال انسانی در کره خاکی رسد که به فرمان عقل خود نزدیک شده باشد، زمانی که این اتفاق بیوفتد آرامش ما بیشتر می شود. هدف ما از درمان رسیدن به آرامش است که در وادی هم می گوید برای اینکه به آرامش برسید باید به فرمان عقل نزدیک شوید.
این مهم است که بدانیم ما چه زمانی به فرمان عقل نزدیک می شویم، زمانی که حس ما سالم تر، قوی تر، پاکتر شود و این زمانی اتفاق می افتد که بر روی خودمان کار کنیم، تزکیه و پالایش کنیم، همه ما برای همین کار اینجا جمع  شده ایم. هرچقدر حسمان پاکتر باشد عقلمان هم بهتر کار می کند و جوابهای بهتری از عقل دریافت می کنیم همان طور که گفته می شود حس اولین شروع بکارگیری قوه عقل است. اگر داده هایی که به عقل داده می شود درست باشد حکمی که می دهد درست است و اگر غلط باشد حکم عقل هم غلط خواهد بود. برای مثال حتی اگر به بهترین قاضی این مملکت اطلاعات اشتباه داده شود او هم حکم اشتباه صادر خواهد کرد.
اگر می خواهیم اطلاعاتمان درست باشد باید سعی کنیم حسمان پاکتر و تمیز تر و با تزکیه بالا باشد تا بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم  که با این کار به یک آرامشی هم در زندگی می آوریم.

اما در مورد تولد این دو عزیز که ابتدا از هیراد شروع می کنم. هیراد در زمان سفر اول خود در رابطه با مصرف دارو یا به کنگره آمدنش هیچ گونه اذیت و مشکلی برای من نداشت. هیراد یک سری خصوصیات خاص خود را دارد که ولی با تمام آنها یک دل مهربان و با محبتی داشت. هیراد بسیار دوست داشتنی است و از اشخاصی است که تا به آن نزدیک نشوی نمی توانی آن را بشناسی و آنهایی که به هیراد نزدیک هستند می دانند چه دل مهربان و با محبتی دارد. تولد یک سال رهاییش را تبریک میگم و امیدوارم در امتحان کمک راهنمایی هم قبول شود.
و اما حمید عزیز. حمید هیکل درشت و وزن زیادی دارد، زمانی که روز اول آمد و من پرسیدم مصرف چیست و گفت شیشه، پیش خودم گفتم خدا بدادم برسد من چطور باید با این کنار بیام  ولی کنگره به م یاد داده است که زود قضاوت نکنم. یک مدت زمانی که از سفر حمید گذشت دیدم حمید بر خلاف جسه و هیکلش یک دل کوچکی دارد و خیلی مهربان و دوستداشتنی است.
تولدها باید پیام داشته باشد و این را برای آنهایی که تازه وارد کنگره شده اند و مصرف کننده شیشه هستند و فکر می کنند شیشه درمان ندارد و می گویند هیچ رابطه ای بین شربت و شیشه وجود ندارد می گویم که حمید هم در اوایل شربت را قبول نداشت ولی بعد از مدتی قبول کرد و به درمان هم رسید. برای حمید آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم به زودی ازدواج کند و بهترین ها را برایش آرزو دارم.   






متن سخنان هیراد عزیز:

آرزوی هیراد: قبل از آمدن به کنگره همیشه دنبال راهی بودم که از تاریکیِ اعتیاد نجات پیدا کنم ولی راهی پیدا نمی کردم. تا اینکه با کنگره آشنا شدم. آرزو می کنم کسانی که دنبال درمان اعتیاد هستند، کنگره به آنها معرفی شود.

سخنان هیراد:

مصرف مواد من با الکل و حشیش و شروع شد و سپس با ال اس دی و گراس ادامه یافت. زمانی که به مصرف ال اس دی و محرک ها را داشتم اوج تخریب من بود، در حدی که دو تن از ماموران کلانتری گاندی فکر می کردند من شیرین عقل هستم و مشکل ذهنی دارم و کاری با من نداشتند. مثلا یک روز که در خیابان شریعتی بودم که بین درختان شریعتی یک درخت را دیدم که خیلی ناراحت است و واستادم و شروع کردم با درخت صحبت کردن، گفتم ناراحت نباش آدما اینجورین، وفا ندارن، تو خوب باش و یک آب معدنی دستم بود که میریختم پای درخت و می گفتم بخور نوش جونت و واضح می دیدم که این آب رو از ریشه گرفته و به آوند و برگهایش میدهد، آن دو مامور کلانتری هم ایستاده منو نگاه می کردن. به علت اینکه اثر ماندگاری ال اس دی و محرک های این چنینی که به دوزش ربط دارد بین 8 تا 24 ساعت است مجبور بودم مورفین مصرف کنم تا اثر این مواد کمتر شود که شروع کردم به تریاک و شیره خوردن که وقتی دیدم جواب نمی دهد به سراغ هرویین رفتم. زمانی که شروع به مصرف هرویین کردم دیگر چیزی به اسم گراس و ای اس ی و محرک های دیگر از ذهن من خارج شد و من درگیر هرویین شدم جوری که نمی توانستم از آن دل بکنم. قبل از اینکه وارد کنگره شوم اصلا کنگره را قبول نداشتم و می گفتم خودم یک راهی را شروع کردم و خودم هم باید تمامش کنم و برای این مسله هم عذاب زیادی کشیدم و راه های مختلفی را امتحان کردم ولی هیچ کدام تاثیری نداشت. تا اینکه روزی مقدار زیادی هم که هرویین مصرف کرده بودم یکی از دوستانم که به کنگره آمده بود به من گفت نمی خواهی به کنگره بیایی، در آن موقع گفتم نه ولی بعد از مدتی دیدم دیگر نمی توانم ادامه دهم و بالاخره به کنگره آمدم و مشاوره شدم. تا یکی دوهفته نمی دانستم که کجا آمده ام و اینجا چه می گویند. تا اینکه مدتی گذشت و من از صبح برای خدمت می آمدم  تا شب که حتی اوایل نمی دانستم چرا این کار را انجام می دهم فقط می خواستم درمان شوم که وقتی این باور شکل گرفت که میشود درمان شد محکمتر ادامه دادم و به درمان رسیدم. بسیار از دوستان و آشنایان هنوز باور نداشتند که من به درمان رسیده ام و فکر می کردند که کنترل شده مصرف می کنم  و یا دروغ گفته و فیلم بازی می کنم. روزی یک دانشجوی خانم که برای تحقیقات آمده بود از من پرسید که اگر دوباره به دنیا بیایم مواد مصرف می کنم؟ من جواب دادم که اگر با علم اینکه بدانم با کنگره آشنا می شوم بله مصرف می کنم چون زمانی که به کنگره آمدم فهمیدم مشکل اعتیاد من تنها 2 درصد از مشکل من است و کنگره جاهایی از زندگی مرا پر کرده است که فکرش را هم نمی کردم. خدا را شاکرم که با کنگره آشنا شدم و سپس خدارا شاکرم که در لژیون شخصی به درمان رسیدم به نام آقای سیروس حسین زاده و از ایشان بسیار سپاسگذارم چون در هیچ لژیون دیگری به درمان نمی رسیدم. من در ادامه نمی دانم چطور از پدر و مادر عزیزم تشکر کنم چون بسیار اذیتشان کردم و باورهای آنها را در مورد خودم از بین برده بودم ولی از اینکه منو یاری کردند و پا به پای  من تا به درمان رسیدنم کنارم بودند سپاسگذارم و دستشان را می بوسم. در نهایت از جناب آقای مهندس تشکر می کنم که چنین مکانی رو درست کردند  تا افرادی مثل من به درمان برسند و بفهمند مشکلات اصلی زندگیشان کجاست. از همه شما عزیزان ممنونم و اینکه امیدوارم تمام سفر اولی ها روزی رها و سال دیگر تولدشان را جشن بگیریم






متن سخنان حمید عزیز:

آرزوی حمید: آرزو می کنم که مادر مصرف کننده ها بتوانند رهائی فرزندان خود را ببینند.

سخنان حمید عزیز: در ابتدا از راهنمای خوبم آقا سیروس تشکر می کنم. از خانواده ام و از آقای مهندس دژاکام تشکر و سپاسگزاری می کنم. من هم در اوایل ورودم زیاد کنگره را باور نداشتم. و فقط به اینجا امده بودم که موادم را کم کنم. چون مصرفم خیلی زیاد شده بود و دیگر نشئه نمی شدم. بیشتر روشها را برای ترک اعتیاد خودم امتحان کرده بودم ولی نتیجه نداشت. بارها خواهرم مرا پیش دکتر و روانشناس برد و از این بابت خیلی مدیون خواهرم و خانواده ام هستم. تا اینکه با کنگره آشنا شدم و در اینجا خدا را شکر که به درمان رسیدم.



تصاویر گرفته شده از تولد







































































مرزبان کشیک: آقای مسلم یامی
عکاس و وبلاگ: مسافر وحید








Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فهیمه دوشنبه 12 بهمن 1394 14:20
خداقوت به تمامی کمک راهنمایان عزیزو تولد این دو عزیز را به خودشان و خانواده محترمشان تبریک می گویم.
مصطفی شنبه 10 بهمن 1394 11:14
آقا هیراد، آقا حمید مبارک باشد ، آقا وحید خدا قوت
ناصر توکلی شنبه 10 بهمن 1394 10:07
وحید جان خدا قوت داداشم
ناصر توکلی شنبه 10 بهمن 1394 10:07
تبریک به استاد حسین زاده. به نظر منم شما لژیون بسیار پر بار و پویا دارید و می شود در چهره شاگردان شما آموزشهای کنگره را کاملا دید.
به هیراد عزیز و حمید جان هم تبریک میگم.
همسفر زهرا جمعه 9 بهمن 1394 19:22
خدمت آقایان حمید و هیراد و خانواده های محترمشان تبریک عرض می کنم،همچنین عرض تبریک خدمت آقای سیروس حسین زاده و راهنمایان همسفرانشان همچنین آقای مهندس و خانواده محترمشان،آقای وحید ممنوناز تهیه گزارش عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو