سقوط آزاد تنبیه یا فرصت
دوشنبه 9 تیر 1399 ساعت 09:23 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی | ( نظرات )


مسافر آرش از لژیون 19 آکادمی در دلنوشته‌ای از حال و هوای خود در میانه سفر نوشت و این که با سقوط آزاد چه
برخوردی داشت. 
شما را به خواندن این دلنوشته دعوت می‌کنیم.


چند روزی داشتم به این فکر می‌کردم آیا سخت گیری‌هایی که راهنما می‌کند تنبیه است یا فرصت؟ وقتی وسط سفر بودم دچار منیت و قیاس شده بودم و حال چندان خوبی نداشتم. این روال داشت کم کم من و به سمت تنهایی و دوری از لژیون می‌کشاند . انگار نیروهایی برای فاصله انداختن بین من و راهنما و دوستان کنگره‌ایم بسیج شده بودند. خیلی سراسیمه ناراحت و غمگین بودم. احساس خلع داشتم. احساس می‌کردم دیگر راهنما به من محبت و احساسی ندارد. شب‌ها خوابم نمی‌برد... تصور من این بود که راهنما هر روز که مرا می‌دید دیگر با من مثل قبل نیست و من دیگر آن رهجوی خوب نیستم و نمی‌توانستم حتی اگر می‌خواستم شرایط را تغییر بدهم، چون با نافرمانی‌هایی که کرده بودم کار بسیار سختی داشتم... یادم هست در دعای کنگره از خدا خواستم من و تو این سفر کمک کند.

جلسه بعد راهنمایم را که دیدم تا مرا دید پرسید چیزی نمیخواهی بگویی؟ دلم می‌خواست گریه کنم و بگویم حالم اصلاً خوب نیست ولی منیتی داشتم که اجازه نمی‌داد با آن راحت باشم. حسم خراب شده بود ولی فکر می‌کردم راهنما با من حسش عوض شده. در همین فکرها بودم که ب من گفت چه روزی کارهایت کمتر است که بروی سقوط آزاد؟ یک‌دفعه هنگ کرده بودم ولی ندایی از درونم می‌گفت بگو هر وقت شما بگویی و آن و گفتم و ایشان در دفترچه نوشتند که چند روز وارد سقوط آزاد بشوم...

 سر دوراهی بودم و دردهای ترک‌ها و سقوط آزادهای قبلی و ناموفق مصرف‌های دوباره دردها و تنهایی‌ها از یک طرف و اعتماد به راهنما عشق به ایشان و سفر و کنگره و لژیون وایمان به خدایی و آموزش‌ها که در کنگره گرفته بودم همه جلوی چشمانم قرار گرفت. آنجا یاد حرف اولی که به من گفته بودند که اینجا باید سرت را با سر راهنما عوض کنی افتادم. با خودم می‌گفتم اینجا فرصتی است تا بتوانی به خودت نشان بدهی چقدر خواهان این رهایی هستی؟ چقدر فرمان راهنمات و خودش برات مهم هستند؟ چقدر به کنگره ایمان آوردی؟ یاد آیه‌ای که در کتاب ۶۰ درجه بود افتادم «فلا اقتحم العقبه» قرار بود از گذر گاهی که بارها با شکست عبور کردم، این بار با چشمان بسته و کمک فردی دانا عبور کنم. با فرمان راهنما بلاخره روزهای سخت شروع شد و من هر روز به لایه‌ها و تاریکی‌های گذشته زندگی رسیدم. روز دوم بود یا سوم دیگر به اوج سخت بودن راه رسیده بودم و تمام دنیا روی سرم خراب شده بود و تمام اشتباهاتی که در یک زندگی کرده بودم که مرا به آن روز انداخته بود، مثل تصویر شفافی از جلوی چشمم می‌گذشت و عذاب انجام‌ها و فقدان‌ها و ناراحتی از انجام که باعث شده بود، من به خواسته‌هایم نرسم؛ از طرفی مرا به زانو در آورده بود. به کنگره رسیدم رفتم پیش راهنما هیچ وقت یادم نمیرود آن صدای مهربان و محبت حقیقی که در وجود ایشان بود مرا همراهی کردند و با من صحبت کردند. با هر کلمه احساس قدرت می‌کردم چقدر این انسان مرا می‌شناسد و انگار داشتن تمام دردهایم و با حرف‌هاشان از وجودم بیرون می‌کشیدند. آن روز فهمیدم تنها کسی که در این سفر حتی اگر خودم، خودم را فراموش کنم، مرا تنها نمی‌گذارد. راهنماست و البته با شیوه خودش نه آنکه من دوست دارم و بیشتر از قبل به آن رابطه و ایشان مهربانتر و بخشنده‌تر دیدم دیگر آن حس‌های منفی نبود احساس می‌کردم یکی از اعضای خانواده‌ام است حتی نزدیکتر و واقعاً از فرصتی که در اختیارم قرار داده بود خوشحال بود... آن روزهای تلخ فرصتی بود تا من خودم و جهان پیرامونم را بهتر ببینم بیاد بیاورم و قدر داشته‌هایم را بهتر بدانم... یاد گرفتم که سریع در مقابل اتفاقات تسلیم و آن‌ها را تفسیر نکنم صبور باشم و به حرف مربی خودم همانگونه که فرمان است عمل کنم.

مسافر آرش لژیون 19

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر اشرف پنجشنبه 26 تیر 1399 14:46
خیلی آموزنده بود موفق باشید
پیمان سه شنبه 10 تیر 1399 21:13
خیلی زیبابودآرش جان
همسفرجمیله سه شنبه 10 تیر 1399 00:42
خدا قوت عالی بود سفرتان بی خطر دعا کنیدهمه مسافرانی که از سقوط آزاد ترس دارند مثل مسافر من که به خاطرسقوط آزاد دوبار نصفه کاره سفرکرده ولی ازسقوط آزادکه راهنما بهش داده دیگر به کنگره نمیاد دعایش کنید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات