ما هستیم که به کنگره نیاز داریم
پنجشنبه 29 خرداد 1399 ساعت 00:29 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی | ( نظرات )

جلسه لژیون سردار شعبه آکادمی کنگره 60؛ با استادی مسافر رضا فاضلی، نگهبانی موقت مسافر احمد زمانی و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه «در کنگره 60 چگونه قدردانی کنیم (تواضع یا تفاخر)» ساعت 16:08 دوشنبه 26 خردادماه سال 1399 آغاز به کار کرد.


سخنان استاد:

 خدا را شاکرم که این فرصت در اختیار من قرار گرفت و تشکر می‌کنم از آقای زمانی که بنده را قابل دانستند؛ از آقا حامد عزیز بابت قرائت پیام و خلاصه عملکرد متشکرم، می‌خواهم یادی کنم از اوایل شروع کرونا، در اوج کرونا برای یک جلسه کاری در بیمارستان رفته بودیم. وسط جلسه به همراه مدیران، سر یک موضوعی بحثی شد، من گفتم. عرض بنده درست است. ولی طرف می‌گفت درست نیست. من گفتم: نه! درست است. در این کشاکش حاضر به شرط بندی شدیم و ناخودآگاه وسط جلسه باهم دست دادیم. در آن شرایط کرونایی، این دست دادن، حس بسیار خوبی به من داد. این قابل تحسین است که ما توانستیم با حول وقوه الهی با سکان‌داری و درایت آقای مهندس از این گذرگاه سخت عبور کنیم و می‌کنیم؛ تا امکان این را داشته باشیم که بتوانیم همدیگر را بغل کنیم. فقط کافی است که با تفکر از هر شرایطی عبور کنیم. در مورد دستور جلسه: در کنگره 60 چگونه قدردانی کنیم (تواضع یا تفاخر)؛ هر چیز یا مطلبی در خلقت بخواهیم نگاه بکیم، یک فلسفه‌ای و یک چرایی و یک چیستی و یک چگونگی‌ دارد.

من می‌خواهم بدانم. اصلاً قدردانی یعنی چه؟ اگر خوب نگاه کنیم. در هر فرهنگی برای خودشان یک مدل قدردانی و شکرگزاری و تشکر و بنا بر فرهنگ خودشان برایش روز آئینی دارند. این چیستی مشخص می‌شود. برای ما هم مشخص است. در فرهنگ ما هم به‌عنوان مثال از ابتدای کودکی، بعد از اتمام غذا خوردن تشکر می‌کنیم.

حال سؤال پیش می‌آید که چرا باید این کار را انجام دهیم؟ این فلسفه‌ای دارد که من به‌عنوان یک انسان چرا باید تشکر کنم! برای مثال اگر در خانه غذایی درست می‌کنند، وظیفه‌شان است. یا اگر من سر کار می‌روم وظیفه‌ام است. نیازی به تشکر نیست. ولی وقتی دقیق نگاه کنیم. یک‌چیزی فراتر از وظیفه است که عشق نام دارد. طبیعتاً اگر عشقی نباشد. نه در خانه آن غذای گرم وجود دارد؛ نه بیرون خانه کار لذتی دارد. پس این عشق است که پایش دخیل است. نکته دیگر چگونگی است: که بحث‌های بسیاری وجود دارد. مصداق مصرع شعری که می‌گوید: هرکسی از ظن خود شد یار من، بسته به زیربنای فکری و فرهنگ آن جامعه نوع شکرگزاری متفاوت است. قومی دور کعبه طواف می‌کنند. یکی هم در اینجا دست ناتوانی را گرفته و از خیابان رد می‌کند. بالاخره هر کس به شیوه خود این کار را انجام می‌دهد. آقای کافی جمله‌ای جالب می‌گویند: فرمول رشد این است که بدانی دیگران بهتر از تو هستند و اینکه بدانی دیگران بهتر از من هستند و دارند به من سرویس می‌دهند. پس باید به هر طریقی از آن‌ها تشکر کنیم. مطلبی دیگر که در حال تحقیق به آن بر خوردم. تفسیری زیبا از راز بسم‌الله الرحمن الرحیم است. اکثر انسان‌های موفق و کارآفرین این راز را می‌دانند و عمل می‌کنند.



راز بسم‌الله الرحمن الرحیم و راز موفقیتشان در این مقاله و تفسیر زیبا این بود که با بسم‌الله شروع به هر کاری می‌کنند و به معنی توکل به خداوند است. الرحمن به معنی بخشنده است. بدین معنی تفسیر شده بود که در هر کاری باید بخشش داشت. باید ببخشی که بخشیده شوی. بایستی در هر کاری در راه او ببخشی تا او هم به تو ببخشد؛ و الرحیم به معنای خدمت کردن آمده بود. اکثر انسان‌های موفق بسم‌الله الرحمن الرحیم را برای خود این‌گونه تفسیر کردند که: با توکل بر خدا آغاز می‌کنم. بخشش و خدمت می‌کنم. در بخشش، خدمت هم هست؛ که این خدمت به خودشان بازمی‌گردد که مصداق ما در کنگره به عینه است؛ که با آن زندگی می‌کنیم و می‌کردیم؛ و با پوست و گوشت و استخوان ما عجین شده است.

بر می‌گردم به عملکرد خودمان در کنگره که همه بهتر از من هستند. یک شعری از عراقی است که بیانش اینجا خالی از لطف نیست. به قمارخانه رفتم همه پاک‌باز دیدم/ چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی. آقای الهی قمشه‌ای هم مطلب زیبایی در این زمینه عنوان می‌کند. می‌فرماید اصل قماربازی اینکه خودت را وسط بگذارید. باید ببینی توانش را داری خودت را ببخشی؟ و بعد بتوانی از خودت ببخشی؟ ما دیدیم که افرادی در این مرزوبوم برای دفاع از خاک و میهن رفتند و خودشان را وسط گذاشتند. جانشان را دادند؛ یا بخشی از وجودشان را دادند. این‌ها در معرکه عمل قرار گرفتند؛ و این قماربازی و عشق‌بازی را انجام دادند. باید دید که من چه کردم و کجای کار قرار دارم. به قول آقای مهندس که می‌گوید: جان دادن خیلی راحت‌تر از پول دادن است. واقعاً جان دادن برای بعضی‌ها خیلی سهل‌تر از پول دادن است. من خودم را می‌گویم. من اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم که یک روز در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم بخشی از درآمدم را در امور خیریه هزینه بکنم. اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کردم.

الآن هم فکر نمی‌کنم. کنگره می‌گوید که فلان کار را بکن. می‌گویم چشم! دنبال علتش نیستم. چون ایمان دارم. این دال بر این قضیه نیست که تفکر نمی‌کنم. چون ایمان دارم کسی که بهتر از من است، این تفکر را انجام داده است. وقتی می‌بینم که این کار باز خوردش در زندگی‌ام برمی‌گردد. ایمانم قوی‌تر می‌شود. این جهان کوه است و فعل ما ندا/ سوی ما آید نداها را صدا. به قول آقای زرکش که می‌گوید: اصلاً تواضعی وجود ندارد که بخواهد تفاخری وجود داشته باشد. ما کار خودمان را انجام می‌دهیم.



کنگره یک زمان می‌گوید لژیون بزن. می‌گوییم چشم. کنگره می‌گوید فلان سمینار برو، می‌گوییم چشم. چون من خودم را سرباز کنگره می‌دانم و پا در رکاب هستم. هر جا و هروقت لازم باشد، می‌آیم. چون آن قمارباز هستم. پول چیست؟ جان را می‌دهم. یا جان چیست/ پولم را می‌دهم. بحث من با کنگره این است که من سعی دارم آن بخشش و آن خدمت جزئی از وجودم بشود، نه! اینکه به ضرب‌وزور کسی بخواهد اتفاق بیفتد. خوب! وقتی بخشی از وجود من شد. طبیعتاً بخشش کردن، توکل کردن، خدمت کردن و عشق ورزیدن و عشق‌بازی کردن با من عجین می‌شود. 

اصلاً خدا مگر به نماز من نیاز دارد! یا خدا به حج من نیاز دارد؟! مگر کنگره به پول من نیاز دارد؟! درواقع من هستم که نیاز دارم. این احساس نیاز است که باعث می‌شود که من خودم را به این سمت‌وسو هول بدهم؛ که در جمع بهترین‌ها قرار بگیرم. بهترین‌هایی که خدمت می‌کنند. من یاد اوایل لژیون سردار افتادم؛ که آقای مهندس فرمودند: آن‌هایی که توان خدمت را ندارند که نگهبان یا مرزبان یا... شوند. شرایطی به وجود آوریم؛ تا خدمت مالی بکنند ولی دیدیم که اعضای لژیون سردار نه‌تنها خدمت مالی کردند، جانی هم خدمت کردند؛ یعنی آن‌قدر فهم و درک و آگاهی بچه‌های کنگره از مطالب کنگره و آموزشی که توسط آقای مهندس القا می‌شود، زیاد است؛ که قابل وصف نیست. همین‌که در کنگره هستم. همه‌چیز ردیف است. همه‌چیز میزان است. من اصلاً زوری نمی‌زنم. خودبه‌خود آدمی در مسیر قرار می‌گیرد. من نه به تواضع فکر می‌کنم نه به تفاخر! فقط یاد گرفتم که کارم را انجام دهم. کار من هم این است که در درمان اعتیاد هر چه از دستم برمی‌آید انجام دهم.


عکس: مسافر آرش لژیون 19

پیاده سازی: مسافر محمد لژیون 19

تنظیم و انتشار: مسافر مرتضی لژیون 5

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شنبه 31 خرداد 1399 15:58
خدا قوت آقا رضا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic