کمک راهنمایی بخشی از پروسه درمان است
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1399 ساعت 18:01 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی | ( نظرات )

دومین جلسه از سری هفتادوپنجم کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰؛ ویژه مسافران نمایندگی آکادمی با استادی مسافر بهمن ایجنت محترم نمایندگی ستارخان، نگهبانی مسافر احسان و دبیری مسافر عارف با دستور جلسه «هفته راهنما» چهارشنبه 24 اردیبهشت‌ماه 1399 ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.


سخنان استاد:

 

از نمایندگی ستارخان در خدمت شما هستم، مصرف من تریاک بوده است. سفر اول ۱۶ ماه به روش دی.اس.تی با داروی اپیوم، راهنما آقای مهرداد رزاقی، رهایی از بند مواد ۱۰ سال و رهایی سیگار هفت سال. خوشحالم که در خدمتتان هستم. از آقای زمانی تشکر می‌کنم که مرا دعوت کردند. همچنین از نگهبان و دبیر محترم تشکر می‌کنم که توانستم بعد از مدت‌ها در جلسه‌ای به این صورت حضور داشته باشم، در خدمتتان باشم و هفته راهنما را تبریک بگویم؛ در رأس به استاد راهنمای همه ما آقای مهندس دژاکام، همه راهنمایان محترم و همچنین تمام اعضای کنگره 60. روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم با حال خراب آمدم، در ادامه کار به‌جایی رسید که بنده هم امتحان دادم و شال کمک راهنمایی را به گردنم انداختند. برای کلیه بچه‌ها هم این اتفاق خواهد افتاد. ادامه می‌دهند تا به درجه راهنمایی و کمک راهنمایی برسند. هفته بسیار محترم است. 

 من از این بابت که شال کمک راهنمایی دارم حرف نمی‌زنم، از دید رهجو به این هفته نگاه می‌کنم؛ در کنگره ۶۰، اصل بر کمک فرد از دام اعتیاد رها شده به فرد در حال مصرف است؛ یعنی اینکه کسی که به‌عنوان راهنما می‌آید و برای رهایی دیگران کار می‌کند حتماً باید خودش مصرف کننده مواد باشد. من قبلاً بیرون از کنگره تصوری دیگری داشتم. وقتی دیدم همه کسانی که راهنما هستند با لباس سفید آمده‌اند فکر می‌کردم پزشک هستند. به ایشان می‌گفتم آقای دکتر، گفتند که ما دکتر نیستیم ما هم مصرف کننده بودیم ولی چون چهره‌شان نشان نمی‌داد باور نمی‌کردم. وقتی متوجه شدم که دیدم اعلام سفر می‌کنند و مواد مصرفی‌شان را می‌گویند و فهمیدم که من اشتباه می‌کنم. اصلی‌ترین مسئله این است که شخصی که راهنما است باید مصرف کننده باشد. در کنگره این مسیر را طی کرده و به رهایی رسیده باشد. آیا این لازم است؟ شخصی که به‌عنوان راهنما انتخاب می‌شود باید یکسری مراحل را حتماً گذرانده و مطالب آموزشی کنگره را خوانده و درک کرده باشد. باید امتحان دهد، وقتی یک مسافر امتحان می‌دهد و قبول می‌شود، کار بسیار سختی کرده است. آقای مهندس فرمودند که شاید سخت‌تر از کنکور است. می‌آید به این مرحله می‌رسد که می‌تواند شال را دریافت کند. باز هم هنوز به آن نقطه لازم و ضروری نرسیده است؛ باید از چندین پله رد بشود و حضوری با آقای مهندس صحبت کند و دیده‌بان‌ها و آقای رضا ترابخانی دیده‌بان محترم راهنماها اجازه تشکیل لژیون را به او می‌دهند. این شرایط را باید داشته باشند تا به شخص لژیون بدهند. آیا در کنگره ۶۰ کسی که می‌آید راهنما می‌شود می‌تواند شخص دیگر را حتماً به رهایی برساند؟ درمانگر آیا راهنماست؟ خیر هر رهجو درمانگر خودش است راهنما فقط انگشت اشاره است و راه را نشان می‌دهد؛ یعنی این که شخصی که راهنما است فقط تجربیات خود و مطالبی که آموخته است را باید ارائه بدهد و منعکس کند. کار بسیار بزرگی می‌کند.



ما در کنگره یاد گرفته‌ایم که از کسانی که برای ما زحمت می‌کشند چه داخل و چه خارج از کنگره شکرگزار و سپاسگزار باشیم. این یک اصل است که اگر از مخلوقی که برای ما کار انجام داده است سپاسگزار نباشیم، هیچ‌گاه از خالق هم نمی‌توانیم این سپاسگزاری را انجام دهیم؛ یعنی در کنگره ۶۰ به‌صورت تمرینی این آموزش را به ما داده‌اند. چند هفته مناسبتی در کنگره وجود دارد؛ یکی از این مناسبت‌ها هفته راهنما است. دیده‌بان و همسفر هم برای خود هفته‌های قدردانی دارند. بچه‌های کنگره باید این هفته‌ها را محترم بشمارند و قدردان زحمت این عزیزان باشند. این جلسه روز چهارشنبه آخرین جلسه از این قدردانی است. در رابطه با این دستور جلسه یک بخشی به‌صورت کلامی و گفتاری تشکر از راهنماهاست و بخشی به‌صورت عملی برنامه پاکت دادن است. من به خاطر شال‌گردن خودم نمی‌گویم، من خودم فقط در جایگاه یک رهجو صحبت می‌کنم چون هر راهنما در کنگره خودش یک رهجو است. فرقی نمی‌کند، همه‌ ما رهجوی آقای مهندس هستیم و همه ما این مسیر آموزش گرفتن را طی می‌کنیم. به نظر من یکی از کارهای مهمی که راهنما انجام می‌دهد و بسیار مهم است، این است که راهنما با تک‌تک رهجوها این سفر را انجام می‌دهد و جلو می‌آید. یک اتفاق خیلی مهم که می‌افتد این است که یک راهنما نباید یادش برود کجای کار است. نکته بسیار مهمی است شاید اگر من راهنما نبودم و لژیون نداشتم ممکن بود خیلی از لحظات یادم برود چه حال و روزی داشتم که در دوران مصرف مواد مخدر خود چه فضایی را داشتم طی می‌کردم ولی چون در کنگره ۶۰ لژیون دارم و بچه‌ها را می‌بینم با حال بدی وارد می‌شوند و این داستان برای من دائماً تکرار می‌شود، همیشه یادم می‌ماند که کنگره ۶۰ و راهنما برای من چه کرده است و قدردان راهنمایم و کنگره ۶۰ هستم.



صحبت‌های بسیاری انجام شده است خیلی هم نمی‌خواهم وقت دوستان را بگیرم. به راهنمای خودم آقای رزاقی هم خیلی تبریک می‌گویم. از دوره‌ای که ما وارد کنگره ۶۰ شدیم خیلی زحمت کشیدند. پروتکل خیلی به روز شده است. این‌جوری عنوان کنم راهنما وقتی‌که در کنگره ۶۰ می‌خواهد برنامه بدهد خیلی آرامش دارد. راهنما باید حس خوب و آرامش داشته باشد. من خودم این‌جوری هستم، وقتی راهنمایی حس خوبی دارد به رهجو هم منتقل می‌کند. شخص بیماری که با اضطراب و استرس نزد پزشک می‌آید وقتی چهره پزشک را می‌بیند، یک آرامش نسبی دریافت می‌کند. در کنگره ۶۰ هم از این امر تبعیت می‌شود یعنی راهنما وقتی آرامش دارد آن را به رهجو هم منتقل می‌کند. این به خاطر زحماتی است که آقای مهندس دژاکام و شورای دیده‌بان‌ها کشیده و پروتکل را تدوین کرده‌اند. در کنگره راهنما سردرگم نیست، رهجو سردرگم نیست و این کمک راهنما می‌داند که از کجا برنامه را شروع کند. برای همین آرامش دارد و این به رهجو هم منتقل می‌شود. مطالبی که راهنما به رهجو می‌دهد وقتی عمل می‌کند حس بسیار خوبی می‌گیرد و به درمان قطعی اعتیاد می‌رسد. یکی از مسائل ما درمان قطعی اعتیاد است؛ یعنی ما برای ترک کردن وارد کنگره نشده‌ایم. اینجا درمان اتفاق می‌افتد چون اعتقاد بر این است و درست هم این است که اعتیاد یک بیماری است و وقتی صحبت از درمان می‌شود معنای خاص دارد باید درمان اتفاق بیفتد و خدا را شکر این درمان در کنگره ۶۰ توسط پروتکل دی.اس.تی اتفاق می‌افتد.چند چیز مهم در کنگره است. اول راهنمای کنگره و دوم داروی اوتی که داروی درمانی است و مهم‌ترین بخش است و تأثیر به سزایی دارد. اگر پروتکل انجام شود شرایط آموزشی و مطالب در کنگره است و همه این‌ها کسی که حال خراب دارد را به‌جایی می‌رساند که در ادامه از اعتیاد به قطع مصرف و درمان و تعادل می‌رسد. بعد اگر شرایط داشتم به کمک راهنمایی می‌رسم و وارد مرحله‌ای دیگر از درمان می‌شوم. کمک راهنمایی هم جزوی از پروسه درمان است. انشالله دوستان هم خواهند آمد و به این مراتب خواهند رسید.


امیدوارم که این بیماری هم هرچه زودتر درمان شود و به نقطه‌ای برسد که ما جلسات خود را داشته باشیم. به قول آقای مهندس هر چیزی که آغازی دارد، پایانی هم دارد. خدا کند که من و همه مردم در سرتاسر دنیا یاد بگیریم و در نهایت یک دستاوردی برای ما داشته باشد. در کنگره یاد می‌گیریم هر چیزی که هر چقدر هم منفی و مضر باشد، باز هم نقاط مثبتی دارد. امیدوارم بیماری هم همین‌طور باشد که بتوانیم بفهمیم با دیگر انسان‌ها و مخلوقات چگونه برخورد کنیم که انشاالله در آینده این اتفاقات تکرار نشود.



عکس: مسافر مهدی مرزبان وبلاگ

پیاده‌سازی: مسافر محمدامین لژیون 22

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
احمدزماتی جمعه 2 خرداد 1399 18:12
تشکر و خداقوت به استاد جلسه ایجنت محترم شعبه ستارخان کمک راهنما آقای بهمن سبحانی که از محضرشان بهره مند شدیم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic