کنگره فرصت دوباره‌ای به مسافر می‌دهد
جمعه 19 اردیبهشت 1399 ساعت 01:47 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی | ( نظرات )

اولین جلسه از دوره هفتادوپنجم سری کارگاه‌های آموزشی مجازی کنگره ۶۰؛ ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه «وادی نهم و تأثیر آن روی من» به استادی کمک راهنمای محترم سیاوش احمدی، نگهبانی مسافر احسان و دبیری مسافر عارف چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت‌ماه ۹۹ ساعت 17 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان سیاوش هستم مسافر، آخرین آنتی ایکس من تریاک بود. مدت سفر اول ۱۲ ماه و دو روز، رشته ورزشی در کنگره راگبی، راهنما آقای سلامی روش درمان دی اس تی، داروی درمان شربت ot رهایی چهار سال و ده ماه و رهایی ویلیام وایت هم چهار سال و نیم. خدا را شکر می‌کنم که این سعادت را داشتم که امروز در خدمت شما باشم و این جایگاه را تجربه کنم. همچنین از ایجنت محترم آکادمی احمد آقا و نگهبان تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیارم گذاشتند. دستور جلسه در مورد وادی نهم و تأثیر آن روی من است. من معمولاً عادت ندارم برای اینکه بخواهم در مورد موضوعی صحبت کنم، بروم نوشتارش را مطالعه و کپی کنم و همان‌ها را بگویم. امروز داشتم می‌آمدم، به خودم گفتم تیتر وادی را نگاه کنم. می‌خواستم راجع به چیز دیگری صحبت کنم. در مورد تجربه خودم از این وادی می‌خواهم صحبت کنم و تجربه‌ای که در زندگی‌ام انجام شد. چون ما در کنگره یاد گرفتیم که کسی که کاری را انجام می‌دهد، می‌تواند آن را منتشر کند، چون مطلب را حفظ می‌کند، می‌تواند مطالب را انتقال دهد. چون عاملِ آن عمل است!

چیز جالبی در وادی نوشته شده بود و حس خوبی برایم داشت که یک پیامی دارد. اولِ وادی می‌گوید: با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری را به شما خواهد داد. از وقتی‌که رها شدم و از زمانی که داخل کنگره هستم خیلی وقت‌ها روی کاغذ قاعدتاً نباید به چیزهایی که امروز دارم، می‌رسیدم. شرایطم جوری نبود که بتوانم امروز خودم را پیش‌بینی کنم ولی واقعاً وقتی فکر می‌کنم، این دستِ همیاریِ همیشه در قلب من امیدی بوده است. دوست عزیزی می‌گفت که در راهِ درست که باشی، به مو می‌رسد ولی پاره نمی‌شود. شاید گاهی در هر مرحله از سفرها شرایط سخت می‌شود ولی هر مسیری که می‌رویم، سختی خودش را دارد و تنها چیزی که کمک می‌کند، ایمان است

واقعیت این است که من همیشه حس کردم وقتی در مسیر درست و یا هدف درست که در کنگره خدمت کردن به دیگران و آموزش گرفتن است حرکت می‌کنی، اتفاق‌هایی می‌افتد که اگر سطحی نگاه کنی به نظر می‌آید همه اتفاق است ولی وقتی از آن عبور می‌کنی، می‌بینی چهار سال اتفاق‌هایی افتاده است؛ مسیر سختی را آمده‌اید، در این مسیر خیلی‌ها آمدند و در یک مقطع همسفرت شده‌اند و همه جوره کمکت کردند. من این تعبیر را دیدم؛ نمی‌دانم چرا یاد این موضوع افتادم که واقعاً آن دست همیاری است که به مو رسیده ولی پاره نشده است. من اعتیاد به تریاک داشتم یک مصرف کننده بودم. همه نوع موادی را مصرف می‌کردم الکل حشیش تریاک ولی بیشتر اعتیادم به تریاک بود. به زبان محاوره‌ای بخواهم بگویم یا به زبان خودمان بگویم یک آدم عملی آمدم کنگره و وقتی آمدم حالم بد بود. فکر می‌کردم اگر مواد مصرف نکنم، حالم خوب می‌شود. آمدم به کنگره و می‌خواستم مواد مصرف نکنم تا یک مقدار حالم بهتر شود. به هیچی غیر از این هم فکر نمی‌کردم. شاید اگر یکی به من می‌گفت هفته‌ای یک‌بار هم مصرف کن و می‌توانی مصرف کنی راضی بودم، هفته‌ای یک‌بار هم مصرف کنم ولی حالم خوب باشد. چون حالم بد بود، چشمم را صبح باز می‌کردم حالم بد بود. اعتیاد هم اذیتم می‌کرد. نمی‌توانستم حریفش بشوم و نمی‌توانستم بگذارمش کنار. با این حال به کنگره آمدم، اعتیادم را درمان کردم و دخانیات را کنار گذاشتم و درمان کردم. کم‌کم شروع کردم هفته‌ای دو روز استخر رفتم. راهنمایم آقا شهرام صمدی در سفر اول خیلی اصرار داشت که بعد از یک پله‌ای ورزش کنم. در کنگره ورزش اجباری قانون است. با حامد مرادی به خاطر رودربایستی راهنمایم راگبی را انتخاب کردیم.


روز اول هیچ تصوری از آینده نداشتم، وقتی وارد راگبی شدم شرایطش را نداشتم که بخواهم درست راگبی حرفه‌ای بازی کنم ولی این ماجرا ادامه پیدا کرد. الآن نگاه می‌کنم چهار سال و نیم از رهایی من گذشته است و دو سه دوره در تیم ملی دعوت و بهترین بازیکن ساحلی شدم. در چهار سال گذشته سال قبل بازیکن اخلاق شدم؛ با تیم راگبی کنگره در ایران سه دوره قهرمانی داریم. دو سفر با تیم پاسارگاد به ایتالیا و تورنمنت اروپایی برای راگبی ساحلی رفتم. نمی‌توانستم در خوش‌بینانه‌ترین حالت تصور کنم که یک روزی می‌توانم ورزشکار شوم. فقط برای درمان هم نیامده بودم، برای ترک اعتیاد آمده بودم. شنیده بودم جایی است که بروی و مواد نزنی، تصوری از حال خوش جهان‌بینی، آموزش و آینده ورزشیم نداشتم؛ اگر یکی به من می‌گفت باور نمی‌کردم. می‌گفتم این خیلی نقشه است. ۱۵۰ کیلو بودم و فقط ۶۰ کیلوگرم اضافه وزن داشتم. اصلاً تصورش برایم سخت بود که روزی بخواهم به اینجا برسم. خیلی‌ها به من می‌گویند تو آدم قوی، سخت‌کوش یا باهوشی هستی ولی من یاد گرفتم حداقل با خودم صادق باشم. من هیچ‌وقت آدم باهوش، سخت‌کوش یا شاگرد خوبی در کنگره نبودم؛ یعنی همه علم کنگره را نتوانستم در زندگی‌ام پیاده کنم ولی من معتقدم اگر کسی از کل کتاب‌های کنگره دو کلمه‌اش را درک کند زندگی‌اش عوض می‌شود. آمدم شروع کردم و وزنم را پله‌پله کم کردم. ابتدا که داشتم وزن کم می‌کردم هفته‌ای نیم کیلو یا هفته‌ای ۸۰۰ گرم وزن کم می‌کردم. برای ۶۰ کیلو اضافه‌وزن، این اصلاً به نظر نمی‌آمد اما همان‌طور که در بالا گفته است تکرار منظم موضوع و در نظر گرفتن پارامتر زمان باعث شده است که یک روزی به خودم بیایم و ببینم دیگر کیلوگرم اضافه‌وزن ندارم. همان جوری که یک روزی با مصرف ۳ گرم تریاک آمدم به کنگره یک روزی رسید بعد از ۱۲ ماه که اصلاً دیگر احتیاجی به مصرف مواد نداشتم و دیدم در پله آخر هستم و سه‌دهم سی‌سی شربت تریاک حالم را خوب می‌کند و دیگر آن را هم مصرف نکردم و نقطه تحملم در موضوع اعتیاد بالا رفته است، در اضافه‌وزن هم تحملم بالا رفت و توانستم غذا را کم کنم و در کنارش ورزش هم داشته باشم و به وزنی که می‌خواهم برسم.


در ورزش هم همین‌طور بود روز اولی که رفتم راگبی تمرین کنم بعد از سه ماه دیدم که می‌توانم ۳ بار دور زمین چمن بدوم و خیلی از این موضوع خوشحال بودم، حالا بگذریم که مدت‌ها بود جز چمن پارک را ندیده بودم. زمین چمن را ده سالی بود که ندیده و ورزش حرفه‌ای نکرده بودم؛ یعنی مجبور هم نشده بودم بدوم چه برسد که بخواهم خودم بدوم ولی خوب از همان کم شروع شد و به یک مقطعی رسید که شاید می‌توانستم ۴۰ تا ۵۰ دقیقه بدوم. در یک مقطعی کم‌کم راگبی را یاد گرفتم. من این وادی را درک کرده بودم و می‌دانستم که تکرار منظم موضوع خیلی مهم است؛ یعنی نمی‌توانم ورزش را بعد از دو ماه ول کنم و مجدد بخواهم دوباره ورزش را ادامه بدهم من در روزهای تعطیل هم ورزش می‌کردم. وقتی می‌خواستم به یک هدف برسم تعطیلی و غیر تعطیلی برایم نداشت. می‌دانستم اگر وقفه‌ای بیفتد، کل زحماتم هدر می‌رود. می‌دانستم که این راه درست است. شاید هفت هشت سال پیش دیگر تیم‌ها، تیم راگبی کنگره را مسخره می‌کردند و با تیم اولشان در مقابل تیم راگبی کنگره بازی نمی‌کردند و از بچه‌های قدیم می‌گفتند با تیم اولشان با ما بازی نمی‌کردند و می‌گفتند بچه‌های کنگره یک مشت عملی هستند که ترک کردند. این‌ها امروز با تیم اولشان بازی می‌کنند. ما قهرمان‌های خوبی توی سطح کشور داریم. حالا همه با هم دوستیم و رقابتمان در یک زمین است. ولی کسی نمی‌تواند بگوید که تیم کنگره تیم ضعیفی است. الآن هر جا صحبت می‌شود می‌دانند که کنگره تیمی قوی است و قهرمان می‌شود. تیمی که ساحلی یک سال قهرمان می‌شود و یک سال نایب‌قهرمان و در این چند سال جزو سه تیم اول است. سال گذشته سال خوبی برای راگبی بوده است. می‌خواهم بگویم این نقطه تحمل در تیم راگبی هم بوده است. این تیم یک روزی با تیم‌های حاشیه تهران بازی می‌کرد، امروز می‌آید در قهرمانی کشور و با بهترین ورزشکارهای این رشته در کشور مسابقه می‌دهد و با اقتدار قهرمان می‌شود. این نشان می‌دهد که روی آن کار شده است. این روند سال‌ها طول کشیده است شاید ده سال زمان برده است تا به این نقطه رسیده است. این نشان می‌دهد که این تکرار منظم و در نظر گرفتن پارامتر زمان می‌تواند نقش داشته باشد. بعضی‌ها می‌گویند ما آمدیم رها شدیم اما نمی‌دانم چرا آن‌قدر مشکلاتم زیاد شده است؟

می‌گویم قرار نیست که بیست سال خراب‌کاری کردی آن‌وقت یک‌شبه درست شود. همیشه خراب کردن آسان‌تر از ساختن است. ولی خدا را شکر می‌کنم که کنگره این فرصت را به من داد. کنگره فرصت را در اختیار کسانی که مصرف کننده‌اند و می‌آیند مسافر می‌شوند قرار می‌دهد که بتوانند کارهای اشتباهی که کردند را جبران کنند. اعتیادشان را درمان کنند و بعدش بتوانند راه اشتباهی که رفتند را برگردند. این چیز کوچکی نیست. خیلی هستند که دنبال راهی‌اند که برگردند ولی پیدا نمی‌کنند.


خدا را شکر می‌کنم که این راه جلوی پایم بود تا بتوانم اول اعتیادم را درمان کنم و بعد زندگی‌ام را عوض کنم. حالا بعد از چند وقت این مصرف نکردن در زندگی عادی می‌شود ولی سفر دوم، سفری است که ته ندارد! من همیشه به خودم می‌گویم کنگره مثل یک اقیانوس است که همه‌چیز در آن وجود دارد. از نهنگ و ماهی‌های بزرگ دارد تا ماهی‌های کوچک و حتی آشغال!

بعضی‌ها می‌گویند سه سال است کنگره می‌روم و خوب نشدم! کنگره بستر درمان را فراهم می‌کند، کسی را مجبور نمی‌کند که درمان شود! کنگره یک بستری را فراهم کرده، می‌توانم تلاش کنم در آن پاک بمانم و سالم زندگی کنم. خوب زندگی کنم و گرنه این‌جوری نیست که فکر کنم ابداً راه برگشتی نیست. راه برگشت همیشه هست. راه برگشت امروز دو بست تریاک است، دو تا دود است. کنگره ما را مجبور نمی‌کند که سالم بمانیم. 

چیزی که امروز می‌خواهم این است که در این بازی باشم. من می‌توانم بخواهم در این بازی باشم. نقشی که به من می‌دهند دیگر دست من نیست، هرچه دادند خوب است. صندلی جمع کنم، بهترین بازیکن سال بشوم، دستشویی را تی بکشم، راهنما باشم، ایجنت باشم، فرقی نمی‌کند. در این بازی، بنا بر لیاقتم به من می‌دهند. چیزی که من می‌خواهم این است که من توی این بازی باشم. در این بازی بودن اجباری ندارد، فقط باید تلاش کنم. کسی تعیین نمی‌کند. ولی مسئولیت را به من می‌دهند. خدا را شکر می‌کنم امروز اینجا هستم. بعضی را دیدم که وادی‌ها را صفحه به صفحه حفظ هستند. حفظ کردنش خیلی خوب است ولی باید یاد گرفت. جهان‌بینی یک‌چیزی است که باید تلاش کنم یاد بگیرم. این وادی عشق قشنگ است و پیام‌های قشنگ دارد. بعضی از این‌ها را در اینستاگرام پست می‌کنید و خیلی‌ها خوششان می‌آید. خیلی حرف‌های قلمبه سلمبه می‌شود که جایی صحبت کنیم و همه بگویند که سیاوش به چه زبانی صحبت کرد. بعضی اوقات هم ادبیاتش جوری است که غریب است برای آدم ولی واقعیت این که هیچ‌کدام از این‌ها کمک نمی‌کند که من بهتر زندگی کنم. باید این‌ها را عملیاتی کنم. خیلی به این اعتقاد دارم که وقتی آدم کاری را انجام می‌دهد نیازی نیست درباره‌اش زیاد صحبت کند. اگر ۱۰ نفر درباره موضوعی صحبت کنند و من واقعیت زندگی‌ام خودم را بگویم تأثیر گذاریش بیشتر است. این چیزی بود که عملیاتی کردم و پله‌پله به آن رسیدم. در آخر از احمد آقا تشکر می‌کنم و در حقیقت از جناب مهندس که این بستر را فراهم کردند که ما بیاییم و درمان شویم و جا داشته باشیم برای اینکه رشد کنیم. بتوانیم وسیله‌ای باشیم که به کسی مثل خودمان کمک کنیم.

 

عکس: مرزبان وبلاگ مسافر مهدی

پیاده‌سازی: مسافر امیر لژیون 18

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic