انسان می‌تواند به بالاترین نقاط تحمل دست یابد
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 ساعت 14:33 | نوشته ‌شده به دست مسافر علی | ( نظرات )

دهمین جلسه از دوره هفتادوچهارم کارگاه‌های آموزشی مجازی کنگره ۶۰؛ در شعبه آکادمی با دستور جلسه «وادی نهم و تأثیر آن روی من» با استادی کمک راهنما آبتین نورانی، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر رضا، شنبه 13 اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۹ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام دوستان آبتین هستم مسافر. آنتی ایکس آخر من کراک بود. سیزده ماه به روش دی.اس.تی با داروی اوپیوم به راهنمایی آقای محسن زهرایی سفر کردم. رهایی از اعتیاد حدوداً هشت سال و سه ماه. دستور جلسه ما وادی نهم و تأثیر آن روی من است. قبل از این‌که وارد دستور جلسه شوم از ایجنت نمایندگی آقای زمانی تشکر می‌کنم که دعوتم کردند که در این جایگاه خدمت کنم. به همه عزیزان خوش آمد می‌گویم و به همه عزیزانی که در منزل از طریق اینستاگرام جلسه ما را نگاه می‌کنند به آن‌ها هم خسته نباشید و خدا قوت می‌گویم. وادی نهم می‌گوید نیرویی که از کم شروع می‌شود و به درجه بالا و بالاتر می‌رسد، نقطه تحمل پیدا می‌کند. این وادی با یک پیام شروع شده است: پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهاده و به خویشتن خویش توجه می‌کنند، بر شما واجب است که از سخن به نقطه عمل برسید و بر زمین و سماء توجه کنید. با اندیشه ژرف خود به رحمت ماورا ایمان داشته باشید و بدانید پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد. آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه باارزش؛ هم قوت کافی هم سایه‌بان‌هایتان برافراشته خواهد شد. من راجع به این پیام خیلی صحبت نمی‌کنم. فقط راجع به دنیای تازه‌اش صحبت می‌کنم، چراکه آقای مهندس در سی دی دنیای تازه کاملاً به این پیام پرداخته‌اند و کاملاً مسئله را باز کرده‌اند و در سی‌دی‌های وادی نهم به‌تفصیل راجع به آن صحبت شده است. با توجه به‌وقت کمی که هست من کمی راجع به دنیای تازه صحبت می‌کنم که این چه دنیایی است. درواقع آقای مهندس می‌فرمایند که پیام برای کسانی‌ است که قدم به دنیایی تازه نهاده‌اند. درواقع کسانی می‌توانند این پیام را درک بکنند که وارد دنیای تازه شده‌اند. دنیای تازه مسئله‌ای است که همه ما درک کرده‌ایم؛ مثلاً فرض کنید شخصی درگیر مواد مخدر شده، یک نقطه تفکری در ذهنش ایجاد می‌شود. در همان وضعیت اعتیاد می‌فهمد که مصرف مواد چیز خوبی نیست. دنیای تازه می‌تواند یک نقطه تفکر باشد و همان نقطه آغاز تحول و دگرگونی شخص است. وقتی این نقطه بیدار شود، کم‌کم شروع می‌کند با جهانی مملو از چراها روبه‌رو شدن. چرا من گرفتار شدم؟ چرا من درگیر چنین مصیبتی شدم؟ چه‌کار کنم از این مصیبت خارج شوم؟ آیا جایگاه من این است؟ جهانی مملو از چراها او را در برمی‌گیرد. در ادامه می‌گوید برای اینکه بتوانی به این سؤالات جواب بدهی باید از سخن به عمل حرکت کنی؛ یعنی مادامی‌که انسان بخواهد بنشیند و فقط فکر کند، به جواب نمی‌رسد. باید حرکتش را شروع کند. می‌خواهم حرکتم را شروع کنم. یک سری اطلاعات از کنگره دریافت می‌کنم و می‌فهمم که فرمان و نقض فرمان چیست؟ در وادی هشت خواندیم که انسان به دلیل نقض فرمان سقوط کرد و فقط یک راه برای برگشت دارد. باید فرامین را اجرا کند. این کار چطور انجام می‌شود؟ دو تا مسئله است یکی بفهمم که چه‌کار کنم و دیگری اینکه آن کار را چطور انجام بدهم. من شخصاً روی قسمت دوم توجهی نداشتم.

همین‌که می‌فهمیدم، به‌صورت سقوط آزاد و ضربتی اقدام می‌کردم. اتفاقی که می‌افتاد این بود که بیشتر درگیر می‌شدم. درگیر مواد بودم، متوجه شدم که با مصرف مواد مخدر به نتیجه نمی‌رسم. اعتیاد این را به من یاد داد که من از این راه به حال خوش نمی‌رسم. بعد متوجه شدم که مصرف مواد نه‌تنها چیز بدی است بلکه یک عمل شیطانی است. حالا من تصمیم گرفتم که فرمان‌ها را اجرا کنم و از فردا تصمیم به قطع مواد می‌گیرم. چه اتفاقی می‌افتد؟ سه ساعت چهار ساعت شش ساعت می‌توانم تحمل کنم، بعد خماری از تحمل من خارج شده وارد آستانه آشوب می‌شوم. بعد از بیست‌وچهار ساعت چنان بلایی سر من می‌آید که می‌گویم فرمان سیخی چند؟ خدا دیگر کیست؟ در وادی هم اشاره شده وقتی انسان از آستانه آشوب رد شود، آنجا دیگر همه مرزهای حرمت از بین می‌رود. آنجا انسان وارد کفر می‌شود و طغیان می‌کند و می‌گوید مواد را بده داریم از خماری می‌میریم. تصور کنید شخصی که رشوه می‌گیرد و زندگی خود را بر آن مبنا می‌بندد، دو میلیون حقوق می‌گیرد و بیست میلیون رشوه، این بر مبنای بیست‌ودو میلیون زندگی‌اش را بسته، حالا به هر دلیلی متوجه می‌شود که رشوه بد و شیطانی است و ضد فرمان خداوند. چطوری تصمیم می‌گیرد از فردا عابد و زاهد شود؟ اگر دیگر رشوه نگیرد چه اتفاقی می‌افتد؟ تمام زندگی‌اش را بر مبنای آن درآمد بسته، بر آن مبنا خانه اجاره کرده و ماهی هفت میلیون اجاره می‌دهد. یک ماشین شاسی‌بلند خریده و ماهی پنج میلیون قسط آن است. لباس تنش را بر مبنای درآمدش تنظیم کرده و کل زندگی‌اش را بر آن پایه بسته است. حالا تصمیم می‌گیرد زندگی‌اش را عوض کند و رشوه نگیرد. تمام زندگی‌اش از بین می‌رود. اول باید خانه را تحویل بدهد، بعد ماشین و بعد معلوم نیست چه اتفاقی می‌افتد. نکته بسیار مهم این است که این وادی بعد از وادی هشتم آمده و این نشانه تفکر عمیق آقای مهندس است. در وادی هشت فهمیدم که به دلیل نقض فرمان سقوط کرده‌ام، پس حالا باید با اجرای فرمان‌ها دوباره به نقطه اولیه برسم. در وادی هشتم پیمان می‌بندم، تمام تلاشم را می‌کنم که دیگر کار اشتباه نکنم. برای اینکه شما بتوانی بر پیمانت استوار باشی، به مسیرت ادامه بدهی و بتوانی جبران خسارت کنی و به یک عبد تمام، تبدیل شوی. ما می‌خواهیم با کارهایی که در کنگره انجام می‌شود، از یک بنده نافرمان به یک عبد تبدیل بشویم. این راه دارد باید به‌صورت تدریجی و آرام آرام و آهسته انجام بشود وگرنه با سقوط آزاد و ضربتی امکان‌پذیر نیست. در وادی می‌گوید شما چطور می‌توانی نقطه تحملت را افزایش بدهی که به آستانه آشوب برنخوری؟


دو مسئله را مطرح می‌کند، یکی بحث تکرار منظم موضوع و دیگری پارامتر زمان. می‌گوید در انسان‌ها نقاط تحمل مختلف است. یکی که نمی‌تواند پنجاه قدم بدود، می‌تواند به‌مرور در یک سال به 5000 هزار متر دویدن برسد. کسانی که ماراتون می‌روند حدود 40 پنجاه کیلومتر می‌دوند ولی این یک‌باره اتفاق نمی‌افتد. به‌مرور این صورت می‌گیرد. موضوع باید مرتب تکرار بشود و هرروز برود و بدود و بحث زمان را در نظر داشته باشد. در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست. در درمان اعتیاد هم همین‌طور است. آقای مهندس می‌فرمایند که دو لنگه یک‌بار همیشه یک خروار است. می‌خواهند جایگزینی مزمن را برای ما مشخص کنند. می‌گویند دو لنگه بار همیشه یک خروار است. اگر یک‌طرفش 100 کیلو باشد آن‌طرف می‌شود صفر کیلو. اگر آن‌طرف نود شود، سوی دیگر می‌شود ده کیلو. مواد مخدر بیرونی با مخدرهای بدن ما رابطه عکس دارند؛ یعنی هرچه انسان بیشتر مواد مخدر بیرونی مصرف کند، میزان ترشحات مخدر داخلی بدن کمتر می‌شود. برای رهایی از اعتیاد باید نقطه تحملت را در برابر مصرف نکردن مواد مخدر افزایش بدهی. چطور؟ به روش تدریجی؛ همین کاری که دارد توی کنگره انجام می‌شود. معجزه روش دی.اس.تی در دو مسئله است یکی کاهش یک‌پنجم دارو، می‌گوید هر پله یک‌پنجم دارویت را کم کن؛ این یک‌پنجم به‌اندازه تحمل بدن است. بدن انسان می‌تواند این یک پنجم را تحمل کند و از تعادل خارج نمی‌شود. بعد، بیست‌ویک روز صبر می‌کند و به جسم زمان می‌دهد که بتواند آن یک‌پنجم کاهش پیدا کرده را دوباره تولید کند و به چرخه تعادل برگردد. این واقعاً شاهکار است. پس متوجه شدیم که برای رسیدن به نقطه تحمل ما به تکرار منظم نیاز داریم و آن فاصله زمانی در روش دی.اس.تی را هم تجربه کردیم، در تمام مسائل زندگی هم باز به همین روش است. باید آرام آرام از ضد ارزش‌ها برگردیم و به مسائل ارزشی بپردازیم. مثل کسی که رشوه می‌گیرد باید کم‌کم رشوه‌اش را کم کند. در طی مدت دو سال بعد کم‌کم از این‌طرف رزق و روزی حلالش را افزایش بدهد و از خرج اضافه هم بزند. بعد از یکی دو سال به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر رشوه نمی‌گیرد و زندگی‌اش هم از هم نمی‌پاشد. همان حکایتی که در کنگره داریم، ذره‌ذره موادمان را کم می‌کنیم، شبه افیونی در بدن فعال می‌شود و به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر مواد مصرف نمی‌کنیم و حالمان هم خوب است. دیگر آن تنش‌ها و سیم‌کشی‌ها را نداریم. نکته دیگر اینکه در وادی اشاره شد، می‌گوید انسان می‌تواند به بالاترین نقاط تحمل دست یابد از طریق ممزوج کردن دو نیرو و به‌کارگیری نیروهای مکمل، این در متن وادی توضیح داده شده انسان می‌تواند به بالاترین نقاط تحمل دست پیدا کند. حتماً باید نیروی ضد و مکمل وجود داشته باشد اگر ترس وجود نداشت، طبیعتاً ترسیدن هم وجود نداشت؛ بنابراین نترسیدن هم وجود نداشت. من می‌خواهم به یک مرحله برسم که نترسم. این ترس باید وجود داشته باشد که من از سد آن ترس عبور کنم و به شجاعت برسم. ترس نباشد، ترسیدن هم نیست. برای رسیدن به نقطه تحمل بالا حتماً به نیروهای ضد نیاز داریم. این یک بخش قضیه است. یک بخش دیگر برای این‌که بتوانیم بر این نیروهای منفی غلبه کنیم، به پتانسیل‌های مکمل هم نیاز داریم. مثلاً در درمان اعتیاد، من می‌خواهم مواد مخدر مصرف نکنم، مواد می‌گوید بیا مرا مصرف کن. انسان را وسوسه می‌کند. کاملاً با آدم حرف می‌زند. دشمن ما که فقط مواد نیست، به قول راهنمای خوبم آقای زهرایی، دو جهان تاریکی پشت آن یک گرم مواد هست و بسیار هم نیرومند است. حالا من می‌خواهم به آن وسوسه غلبه کنم و اینجا باید از پتانسیل‌های مکمل استفاده کنم. یکی از آن پتانسیل‌های مکمل بحث این است که اگر آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را پیدا نکرده بودند و در اختیار ما نمی‌گذاشتند، من اصلاً نمی‌دانستم اعتیاد چیست. چطور می‌توانستم برای اعتیاد کاری انجام بدهم؟ تعریف و صورت مسئله اعتیاد را فهمیدیم. پروتکل درست سر راه ما قرار گرفت؛ این‌ها پتانسیل‌های مکملی هستند که می‌توانند به ما کمک کنند. در قضیه درمان اعتیاد یکی دیگر از پتانسیل‌ها الگوها هستند. دیدن الگوها، اعلام سفر، مصرف و تخریبشان عامل محرک خوبی برای تازه واردهاست. من می‌بینم طرف بدتر از من است و به‌اندازه سن من، هر چه بگویی مصرف کرده. حالا نگاه می‌کنی می‌بینی حالش خوب است. این الگو به انسان قدرت می‌دهد. باعث می‌شود که انسان در جایگاه خودش محکم باشد و درست حرکت کند. یکی دیگر از پتانسیل‌های مکمل آموزش‌های جهان‌بینی است که خیلی مهم است. اگر بچه‌های کنگره در طول درمان اعتیادشان می‌توانند صبر کنند، به این دلیل است که صبر کردن را آموزش دیده‌اند. زمان را فهمیدند و یاد گرفتند که هر چیزی در فرایند زمان اتفاق می‌افتد. اگر یک‌دانه گندم بکاریم، هشت ماه بعد تبدیل به خوشه گندم می‌شود. من می‌توانم برداشت کنم چون می‌توانم صبر کنم. اگر آموزش ندیده بودم، می‌توانستم استقامت کنم؟ من که دم به دقیقه داشتم مواد مصرف می‌کردم، تحمل پنج دقیقه مواد مصرف نکردن را نداشتم، چطور می‌توانستم از این وعده تا آن وعده صبر کنم و مصرف نکنم؟ با آموزش فهمیدم که وقتی دارویم را مصرف می‌کنم تا مدتی بدنم پر است و بعد بدنم خالی می‌شود و تا وعده بعدی ممکن است یکی دو ساعت بدنم کاملاً خالی کند و کم بیاورد. خمیازه بکشم اشک از چشم بیاید، ممکن است بی‌حال شوم. چه نیرویی است که باعث می‌شود من مقاومت کنم؟ همین آموزش‌هاست وقتی به من آموزش دادند که درمان در همان دو ساعت انجام می‌گیرد و زمانی است که بدنت خالی می‌کند. در واقع سیستم ایکس فعال می‌شود و در واقع سعی می‌کند آن کمبود را جبران کند. اگر این آموزش‌ها نبود، مگر می‌توانستم تحمل کنم؟ اولین خمیازه را که می‌کشیدم، می‌رفتم می‌زدم. پس این آموزش‌ها می‌تواند مثل پتانسیل‌های مکمل باشد که باعث شود من محکم‌تر بتوانم سفرم را انجام دهم.یکی دیگر از پتانسیل‌ها می‌تواند ایمان به خداوند باشد. امکان ندارد، کسی در مسیر ارزش‌ها درست حرکت کند و از جای غلط سر دربیاورد. این محال است چون جزو وعده‌هاست، شناخت قوانین هستی به انسان نیرو می‌دهد. اگر کسی این کار را درست انجام دهد، قطعاً به درمان می‌رسد و در این شکی نیست. عکسش امکان‌پذیر نیست. امکان ندارد یکی خرما بکارد و حنظل به دست بیاورد. امکان ندارد، حتماً باید ایمان داشته باشد و این در سفر ما بسیار مهم است. این قضیه نقطه تحمل، در تمام سطوح زندگی قابل بسط و گسترش است. انسان برای اینکه در جایگاهی قرار بگیرد باید تحمل آن جایگاه را داشته باشد. در متن وادی آقای مهندس مثال زده کسی که یک پول سیاه نداشته، اگر یک‌باره به او کلی پول برسد، چه اتفاقی می‌افتد؟ قطعاً در او تخریب ایجاد می‌شود. یا در مقام و منصب همین‌طور در عشق و عاشقی هم همین است. توی خدمت کردن هم همین‌طور. من باید قدرت تحمل آن جایگاه را داشته باشم. اگر تحملش را نداشته باشم، سقوط خواهم کرد.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به‌گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

یکی از همین اسباب بزرگی پیدا کردن نقطه تحمل است.

پیاده‌سازی: مسافر مرتضی لژیون پنجم آکادمی

عکس: مرزبان وبلاگ مسافر مهدی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،

برچسب‌ها: کنگره 60،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
احمدزماتی دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 23:29
خداقوت به آقای آبتین نورانی استاد جلسه که با صحبتهای خیلی زیبا و مفید جلسه بسیار خوبی را برگزار کردند
همسفر داوود دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 09:16
خدا قوت مخصوص به بچه های وبلاگ و سایت و آقای زمانی که با نظارت دقیق باعث بهبود عملکرد وبلاگ آکادمی و جلسات شده اند.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic