باید حرکت کنیم تا به نور برسیم
یکشنبه 24 فروردین 1399 ساعت 06:44 | نوشته ‌شده به دست مسافر علیرضا | ( نظرات )

هفتمین جلسه از دور هفتادو‌چهارم کارگاه‌های آموزشی مجازی کنگره ۶۰؛ در شعبه آکادمی با دستور جلسه «وادی هشتم تاثیر آن روی من» با استادی دیده‌بان محترم آقای رضا ترابخانی، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر مجید  روز شنبه ۲۳ فروردین 1399 آغاز به کار کرد.


سخنان استاد:

 خیلی خوشحالم که امروز فرصتی شد که در خدمت دوستان باشم و آرزوی موفقیت بکنم برای تمام دوستانی که با جان و دل برای رسیدن به خودشان و خدمت کردن تلاش می‌کنند. در این شرایط خاص که بیماری در سطح جهانی منتشر شده، کار یک مقدار از روند عادی خارج شده است. ما بچه‌های کنگره همانطور که آقای مهندس به ما یاد داده‌اند خود را با شرایط وفق می‌دهیم و از حرکت نمی‌ایستیم. این شرایط به ما کمک می‌کند در مسیر خود حرکت کنیم. اوایل که بیماری جا نیافتاده بود چند روزی سر در گم بودیم و بعد قرار شد لژیون‌های مجازی برگزار شود. بعد از آن مقداری سفت و سخت‌تر انجام شد. در این شرایط کاری را که قبلا انجام دادیم را می‌دهیم. اگر وقفه‌ای در آن باشد شاید نتیجه کار ما کمرنگ‌تر بشود. این مطلب به ما یاد می‌دهد که قدر همدیگر را بدانیم. قدر لژیون را بدانیم، قدر نگاه کردن‌های به همدیگر را، چون اگر فرصت از دست برود دیگر معلوم نیست به ما بازگردد. امیدوارم این بیماری هرچه زودتر تمام شود و ما بتوانیم دوباره جلسات حضوری را در کنار یکدیگر داشته باشیم و برای تشکیل جلسه بتوانیم از انرژی یکدیگر استفاده کنیم. نکته‌ای که اخیراً بنده خوانده‌ام یک نفر پیام داده بود که الان چون کنگره برگزار نمی‌شود چند نفر از بچه‌ها در حال مصرف هستند. شاید چند نفر مصرف کنند ولی خیلی‌ها را می‌شناسیم که مصرف نمی‌کنند؛ خیلی‌ها را می‌شناسیم که در آن اهداف و چارچوب‌هایی که در ذهنمان است حرکت می‌کنند. این مصرف دوباره هم چیزهایی بیان می‌کند. آقای مهندس به ما یاد دادند که درختی که دو سه هزار گردو می‌دهد، اشکالی ندارد ۴۰ یا ۵۰ گردو از میان این‌‌ها کرمو باشد. در مسیری که برای ما سفر اولی‌ها مشخص شده است امکان دارد چند نفری هم از این مسیر منحرف شوند و مصرف کنند، این روال طبیعی است. برای ما غیر طبیعی نیست، اینقدر طبیعی است که آن‌ها در این شرایط چرا مصرف نمی‌کنند.

  چند سال پیش یک اتفاقی افتاد. مأموری دنبال یکی از بچه‌ها کرد و دنبال او داخل کنگره شد. ناراحت شدیم که چرا پای مأمور را به اینجا کشیده است. با آقای مهندس صحبت می‌کردیم ایشان فرمودند که اینجا اینجا احساس امنیت کرده است. در واقع به آغوش مادرش آمده است. مثل بچه‌ای که از کسی ترسیده و اولین جایی که پناه می‌برد جایی است که احساس امنیت می‌کند. برای بچه‌ها در کنگره هم همین طور است بچه‌ها در این جا احساس امنیت می‌کنند. بچه‌هایی هستند که دارند برای پیدا کردن خودشان تلاش می‌کنند و وقت می‌گذارند. این مسیرها را می‌روند و می‌آیند و هزینه می‌کنند. جناب مهندس در سی.دی صحبت می‌کنند که عشق هزینه دارد. رهایی هزینه دارد. اینها را باید پرداخت کنیم تا بتوانیم به رهایی برسیم. امروز دستور جلسه راجع به وادی هشتم است. راجع به وادی‌ها و تاثیر آن‌ها روی من؛ قبل از آن باید عرض کنم که راجع به وادی‌ها صحبت کردن کار کسی است که آن‌ها را نوشته و هر کدام از ما که راجع به آن صحبت می‌کنیم برداشتی است که از آن داریم. در واقع یک قطره از آن اقیانوس است. در واقع آن چیزی که به خود من آرامش می‌دهد و باعث می‌شود در این مسیر حس خوبی داشته باشم، این است که این نوشته‌ها را که می‌خوانم، احساس خوبی به من بدهد و می‌توانم در این راه و مسیر موفق باشم و قدم‌های محکمی بردارم چون همه ما این‌ها را گذرانده‌ام. آتش را گذرانده‌ام و اعتیاد را دیده‌ام. شاید خیلی چیزها مربوط به اعتیاد نباشد، بستگی به خلق و خوی آدم‌ها دارد. نمی‌توانیم بگوییم حسادت به اعتیاد ربط دارد. گاهی کسی اعتیاد دارد ولی حسادت ندارد و کار ضد ارزشی نمی‌کند. واقعیت این است که بعضی وقت‌ها آن‌هایی که مصرف کننده هستند شرایطی بهتر از کسانی که مصرف نمی‌کنند و ارزش‌ها را انجام می‌دهند دارند. از وادی اول که تفکر شروع می‌شود، انتخاب می‌کنیم که در این مسیر چگونه حرکت کنیم. با تفکر ساختارها آغاز می‌شود. ساختار چه چیزی است؟ راجع به مسئولیت صحبت می‌کنند، در وادی ۶ راجع به عقل صحبت می‌کند. وادی ۷ در مورد رمز و راز کشف حقیقت صحبت می‌کند. در ادامه رمز و راز آقای مهندس در آخر سی دی می‌گویند آن رمز گاوصندوق است و اگر به رمز دست نیابید به راز داخل گاوصندوق پی نمی‌برید.

 الان ما داریم با این مفاهیم آشنا می‌شویم که کم کم داخل مسیر انسانی فکر و حرکت کنیم. بنده متن شروع وادی هشتم را می‌خوانم: امواج چون گرد باد بر روی زمین فرود می‌آید و آنچه بر داشتنی باشد با خود به امانت می‌برد و این جز به فرمان حاصل نمی‌گردد، پس با شما که پیمان می‌بندیم در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته و به آن مکانی که فرمان است وارد شوید. در سکون هیچ چیز به وجود نمی‌آید و زایشی نیست همه چیز در حرکت شکل می‌گیرد و سپس سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز و پدیدار می‌گردد. در این مسیر تفکرات انسان برای معماری ساختارها و زبان سخنگوی تعیین کننده مسیر حرکت اوست. هرکس نسبت به  مطالبی که می‌خواند برداشت می‌کند. برداشت بنده از این مطلب این است که در نوشتارهاست. امواج چون گردباد و از آسمان بر زمین فرود می‌آیند؛ شاید امواجی که صحبت می‌کنند برای ما قابل فهم نباشد. خیلی از اتفاقاتی که در ذهنمان می‌افتد و در فکرمان است و براساس آن تفکرات حرکت می‌کنیم؛ اگر بتوانیم خود را با فرکانس ذهنی برسانیم برای مثال زمانی رادیو دارد مطلبی را پخش می‌کند تا مدتی که موج رادیو را نچرخانی و خود را به آن فرکانس نرسانیم هر چه هم صحبت شود درک نمی‌کنیم. چون تنظیم نشده‌ایم از این فرکانس و از آن مطالب نمی‌توانیم برداشتی داشته باشیم. نکته‌ای که به نظر بنده در این پیام آمده است و نکته‌ای است که حالا بعد از آن داستانی که شیطان به خلقت خداوند سجده نکرد، خداوند به او مهلتی می‌دهد، بنده برداشتم این است که این مهلت زمان نبوده است، اشاره می‌کند که بدون حرکت هیچ چیزی اتفاق نمی‌افتد، تا حرکت را نداشته باشد نمی‌تواند مهلت یابد. در ساختار مولکولی ریزترین ذرات هم نگاه کنید در حرکتند و به هم می‌خورند. برای ما هم همین طور است اگر بخواهیم در این اجتماع کوچک صحبت کنیم و برداشت کنیم با قدم‌های کوچک و حرکات کوچک تفاوت بزرگ اتفاق می‌افتد. اول اینجا به عنوان یک مصرف کننده آمدیم به عنوان کسی که از یک دنیای تاریک به سمت روشنایی حرکت می‌کند و به دنیای روشن‌تر می‌آید. این یک دفعه اتفاق نمی‌افتد. بین شب و روز زمانی که می‌خواهد سپیده بزند، شما نمی‌توانید بگویید دقیقاً سر ساعت فلان تاریکی به روشنایی تبدیل می‌شود، همیشه یک خلائی وجود دارد.

برای ما با حرکت کردن این خلاء‌ها پر می‌شود. اگر برای تغییر دادن این ساختار فکری در جهت روشنایی قدم برداریم و حرکت کنیم، امیدوارم خداوند این فرصت را به ما بدهد که از این نوشتارها درک مطلب داشته باشیم و بتوانیم جبران خسارت‌هایی را بکنیم که در وادی به آن‌ها اشاره می‌کند. از اول این خسارت را که می‌زنیم به خودمان است، بعضی مواقع که چهار زانو می‌نشستیم، باید پنج دقیقه پای خود را مالش می‌دادیم تا خون در آن‌ها جریان پیدا کند و بتوانیم حرکت کنیم. جبران خسارت برای جسمی که خداوند به ما داده است برای حرکتی که باید انجام بدهیم و در کنارش جبران خسارتی که به خانواده کرده‌ایم. بنده یادم است پدرم می‌گفت حاضرم فرش زیر پای خود را بفروشم تا رضا دیگر مصرف نکند. ببینید خانواده به چه شرایطی می‌رسد که حاضر است حاصل دسترنج چند ساله خود را برای خسارت یکی از اعضایش فدا کند. برای ما هم در کنگره اول از همه به تفکرات خود این خسارت‌ها را زده‌ایم، انسان را چیزی جز تفکر خراب نمی‌کند، هم می‌تواند تفکر او را بهشتی کند و هم دوزخی؛ هم زمینی کند و هم آسمانی. می‌تواند بین ضد ارزش و ارزش قدم بردارد. برای ما در خانواده هم همین طور است، به خانواده آسیب زدیم و باید برای خانواده وقت بگذاریم و این جبران مافات را داشته باشیم. تغییر نگرش و این تغییر مولکولی چگونه به وجود می‌آید؟ در جلسات جهان‌بینی و جلسات جسم و روان می‌نشینیم و برای جهان بینی خود وقت می‌گذاریم و باید چیزی برداشت کرده باشیم. آن برداشت باید بار و نتیجه داشته باشد. آن نتیجه می‌شود ساختارهایی که برای تک تک ما به عنوان خدمتگزار به وجود می‌آید. خداوند این فرصت را به ما داده است که بتوانیم برای خانواده و اطرافیان خود جبران خسارت کنیم. اگر ضرری زدیم بتوانیم جبران کنیم و ادامه مطلب در وادی، با حرکت راه نمایان می‌شود. یک پیمانی هم وجود دارد. این اجرا کردن پیمان مراحلی دارد که داخل وادی ذکر شده است. بعضی مواقع پیمان را می‌بندیم و متوجه اهمیت پیمانی که می‌بندیم نمی‌شویم. برای من کنگره این جوری است که وقتی می‌آیم قدر آن را نمی‌دانم. زمانی در آب شنا می‌کنی و لذت می‌بری، ولی اهمیت آن را زمانی می‌فهمی که از آب دور باشی. الان برای ما فرصتی برای خدمت به وجود آمده است، از تک تک این لحظات باید بتوانیم استفاده کنیم تا بتوانیم روابط حسنه خوبی با همدیگر داشته باشیم، بتوانیم خاطرات خوبی برای همدیگر داشته باشیم و بتوانیم در کنار یکدیگر رشد داشته باشیم. اگر شیطان رانده شد، به خاطر حسادتی بود که کرد. ما اینجا برای همدیگر همیشه آرزوی موفقیت می‌کنیم. آرزو می‌کنم که از سفر اول به سفر دوم برود، از سفر دوم خدمتگزار بشود. مرزبان و ایجنت بشود. همه برای هم و برای به دست آوردن موفقیت آرزو می‌کنیم. این حس خوبی است که بین ماست. این حرکت رشد و پویایی را در کنگره نشان می‌دهد. کنگره آدم پرورش می‌دهد. آدمی که برای خودش و خانواده‌اش فوایدی نداشت و هزینه هم داشت، از چه نقطه‌ای به چه نقطه‌ای می‌رسد. کنگره دارد زحمت می‌کشد دارد ساختار مولکولی افراد را تغییر می‌دهد. امیدوارم که بتوانیم در این ساختار و حرکت ادامه‌دار برای ارتقای خودمان نقطه‌ای کوچک باشیم که در این مسیر هدایت بشویم و لذت ببریم.
 

پیاده سازی: مسافر محمد امین لژیون 22
عکس: مرزبان وبلاگ مسافر مهدی
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
احمد زمانی پنجشنبه 28 فروردین 1399 05:11
خداقوت جناب ترابخانی عزیز و دوس داشتنی
معصومه کمک راهنمای حسنانی دوشنبه 25 فروردین 1399 12:56
ممنون آقای ترابخانی خدا قوت بهتون میگم
خیلی خوب وادی هشتم را بیان کردید
همسفر فریده دوشنبه 25 فروردین 1399 07:07
خدا قوت جناب ترابخانی گرامی. بهره بردم. با تشکر از بچه های وبلاگ آکادمی که زحمت می کشند و این مطالب خوب رو برای ما منتشر می کنند.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات