کلید شادی در انجام وظیفه است
شنبه 3 اسفند 1398 ساعت 10:26 | نوشته ‌شده به دست مسافر علیرضا | ( نظرات )
پنجمین پنجمین جلسه از دوره هفتاد و چهارم کارگاه‌های آموزشی ویژه مسافران کنگره 60؛ شعبه آکادمی با استادی مسافر منصور، نگهبانی مسافر ناصر و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه «وظایف راهنما و رهجو» روز چهارشنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

شاکر خداوندم که در بین شما و در پرتو آموزش‌های کنگره۶۰ حضور دارم؛ خوشحالم که امروز فرصتی شد که دوباره این جایگاه را تجربه کنم.

از آقای خرّمشاهی راهنمای عزیزم سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند و همچنین از آقا ناصر نگهبان محترم ممنونم.

دستور جلسه وظایف راهنما و رهجو است. یادم می‌آید اوایل که وارد کنگره شده و تازه به این دستور جلسه رسیده بودم، پیش خودم فکر می کردم که اصلاً من در حد و اندازه ای نیستم که به وظایف راهنما بخواهم فکر کنم، گوش دهم و در مورد آن صحبت کنم.

ولی وقتی که پیش‌تر رفتم و بیشتر آموزش گرفتم دیدم نه، اگر بخواهم وظیفه‌ام را درست انجام بدهم، مهم این است که وظایف راهنمایم را بشناسم و بدانم که راهنما برای من چه زحمت‌هایی کشیده، چه کار کرده و در مسائل مختلف چه حرکت‌هایی انجام داده تا بتوانم به درمان و حال خوش برسم؛ آن زمان می‌توانم برای خودم کاری کنم و در واقع به وظایف خودم درست عمل کنم، چون دیگر می‌دانم چرا این کار را باید انجام بدهم!

ما وقتی با تازه واردین صحبت می‌کنیم و در واقع بهشان مشاوره می‌دهیم، همیشه صحبتم را به این شکل شروع می‌کنم، راجع به راهنما وقتی صحبت می‌کنم، میگویم همه راهنماهای کنگره ۶۰ از همین متد، از همین روش درمانی، درمان شدند و به رهایی رسیدند؛ از فیلترهای بسیار مختلفی عبور کردند تا به جایگاه کمک راهنمایی رسیدند و می‌توانند به مصرف‌کننده‌ها خدمت کنند. همه راهنماهای کنگره ۶۰ یک روزی در همین سالن پیمان بستند که برای مصرف کننده‌های مواد مخدّر، از جان و دل مایه بگذارند تا به درمان و رهایی برسند و در واقع حال خوب را و حال خوش را تجربه کنند و در واقع در جامعه بتوانند به درستی زندگی کنند.

وقتی من به این‌ها فکر میکنم که راهنمای من چه زحماتی کشیده است، علاوه بر این که درمان شده است، می تواند این‌جا را رها کند و برود اما آمده و شروع  به کمک کردن به دیگران کرده است. در واقع دارد از زن و بچّه‌اش، زندگی و کارش و از همه چیزش می‌گذرد و می‌آید اینجا به من خدمت می‌کند و به من سرویس می‌دهد، دیگر نمی‌توانم بگویم که راهنما به وظیفه اش عمل نمی‌کند! دلیل ندارد که عمل نکند! اگر نمی خواست عمل کند، نمی‌آمد این‌جا در این جایگاه قرار بگیرد!

 پس اینجا برای من تمام می‌شود که در واقع راهنما آمده است که خدمت کند و وظیفه‌اش را به درستی انجام دهد.

 منِ رهجو وقتی وارد کنگره و لژیون می‌شوم،برای من هم به همین شکل است؛ روزی که برگه پذیرشم را به راهنمایم می‌دادم، من هم با راهنمایم پیمان بستم که به وظایفم درست عمل کنم. اگر می‌خواهم به رهایی برسم، باید آنچه که راهنما به من می‌گوید را در راستای حرمت کنگره و قوانین کنگره به درستی اجرا کنم.

اگر می‌خواهم بیایم کنگره و درمان بشوم و می‌خواهم به رهایی از اعتیاد برسم، باید این مراحل را طی کنم و باید بیایم CD بنویسم و باید در هر شرایطی را که کنگره برای من فراهم کرده است قرار بگیرم و تلاش کنم تا بتوانم به رهایی برسم.

«یا مکن با پیل بانان دوستی!

یا بنا کن خانه ای در خورد پیل» (گلستان سعدی)

یعنی اینکه اگر من آمدم به کنگره، باید با اصول کنگره پیش بروم تا به حال خوب برسم.

یادم می آید با همسرم در جاده کوهستانی به سفر رفته بودیم، چراغ ماشین را یک لحظه خاموش کردم و ظلمات شدید شد. یک متر هم نمی‌شد رفت؛ سپس همسرم گفت: چه نعمتی است چراغ ماشین!

در همان لحظه من به این فکر کردم که وقتی من هم در اوج تاریکی وارد کنگره شدم، خداوند نعمتی با عنوان راهنما به من داد که در واقع به عنوانِ یک چراغ، همیشه راه را به من نشان می‌داد!

راهنما مثل یک فرشته می‌ماند. راهنما راه خوب و بد را به من نشان می‌دهد؛ این مسیر تاریکی‌ها و روشنایی‌ها را، هر دو را نشان می‌دهد. منم که باید بخواهم چگونه از این موقعیت استفاده کنم تا به حال خوش برسم.

حال خوش در واقع همان شادی است که حالا به عنوان حال خوش می‌شناسیمش. به نظر من شادی دقیقا آن چیزی است که اگر هزار سال هم دنبالش بروم به دستش نمی آورم. شادی خودش برای من می‌آید؛ چگونه؟! با "انجام وظیفه!" شادی کلیدش در انجام وظیفه است. اگر من کارم را درست انجام بدهم و به وظایف خود درست عمل کنم، شادی به راحتی به سراغم می‌آید و می‌توانم به حال خوب برسم. امیدوارم که نه فقط در این هفته، بلکه در کل سال، این دستور جلسه مد نظر من باشد که کجا قرار دارم و بتوانم به وظایفم درست عمل کنم. اگر راهنمایم را هر موقع ببینم، سر تعظیم برایش فرود نیاورم و آن چیزی که به من می‌گوید را انجام ندهم، ناسپاسی کرده‌ام.

اگر سر موقع قبل از ساعت پنج اینجا نباشم، ناسپاسی کردم. همه این‌ها نعمت‌هایی است که خداوند به من داده است و اگر استفاده نکنم، ناسپاسی کرده‌ام!

در آخر می‌خواهم سنّت شکنی کنم؛ به افتخار همه راهنماها بایستیم و ایستاده تشویقشان کنیم!



تهیه و تنظیم: مسافر مرتضی لژیون 5
تایپ و پیاده سازی: مسافر امیر لژیون 18
عکس: مسافر آرش لژیون 19
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات