آنچه که در کنگره یاد گرفتم متفاوت بود
دوشنبه 18 شهریور 1398 ساعت 18:49 | نوشته ‌شده به دست مسافر میثم | ( نظرات )

گفتگو با مسافر منصور ، خدمتگزار در بخش وب‌سایت و نگهبانی جلسات در نمایندگی آکادمی جمعیت احیای انسانی کنگره 60  ، راجع به کار ، تحصیل ، قدرت  


نظر شما درباره کار تحصیل قدرت چیست؟

آن چیزی که من برای خودم به‌عنوان تحصیل و سواد یاد گرفته بودم خیلی متفاوت‌تر بود از آن چیزی که در کنگره یاد گرفتم .فکر می‌کردم هرچقدر من اطلاعات علمی خود را بتوانم زیاد کنم درواقع می‌توانم یک آدم باسواد در جامعه قلمداد بشوم ولی در کنگره چیزی که یاد گرفتم این بود که سواد به اینکه انسان مدرک علمی داشته باشد نیست خیلی اوقات هوش عاطفی (EQ) ،  یا برخورد با انسان‌های دیگر و یا روش‌های درست زندگی کردن می‌تواند نشان‌دهنده سواد واقعی من و اطلاعات و آگاهی من باشد. همان‌طور که آقای مهندس حسین دژاکام در سی دی هزینه به آن اشاره داشتند .

 اما راجع به قدرت هرچقدر انسان بتواند داخل این روال پیش برود و خودش را با انسان‌های دیگر تطبیق بدهد, مثلاً در مسائل رانندگی یا مثلاً در ورزش‌های مختلف اصطکاک‌هایی بین آدم‌های مختلف پیش میاید و هر چه انسان بتواند بیشتر به این موارد رسیدگی بکند و هوش عاطفی (EQ) را به اجرا درآورد و به‌صورت کاربردی در زندگی اجرا کند به قدرت لازم و شخصیت لازم خواهد رسید.

آیا منظور تحصیلات همان تحصیلات دانشگاهی است؟

نه در صحبت‌هایم به این سؤال اشاره کردم که تحصیلات دانشگاهی خوب است ، اینکه یک مدرک تحصیلی داشته باشم در رشته‌ای که راجع به تحصیل کردم و سال‌ها راجع به آن درس‌خوانده‌ام صد درصد لازم است برای یک زندگی که رفاه مالی را به وجود بیاورد.پس سواد واقعی تحصیلات آکادمیک نیست همان هوش عاطفی (EQ)  و توانایی برخورد با انسان‌های دیگر است.

آیا کار فقط می‌تواند از روی فقر مالی باشد یعنی انسان‌ها به خاطر احتیاج اقتصادی کار می‌کنند؟

شعری در فرهنگ ما وجود دارد که می‌گوید:

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم      موجیم که آسودگی ما عدم ماست

انسان‌ها هرچقدر فعال‌تر و پرتحرک‌تر باشد صد درصد انسان‌هایی موفق‌تر هستند و می‌تواند همان بحث ناامیدی و امید داشتن باشد و اگر بخواهم با ناامیدی به زندگی ادامه دهم و تحرک واقعی را در زندگی نداشته باشم حتماً روبه‌زوال خواهم رفت و آن‌وقت است که می‌گویم وادی یک را بلد نیستم ،  آن‌وقت است که می‌گویم تفکر کردن را بلد نیستم ،  اگر تفکر کردن واقعی را در کنگره آموزش‌دیده باشم می‌توانم به هدف اصلی دست پیدا کنم.


آیا کار کردن فقط ازنظر اقتصادی به انسان کمک می‌کند؟

ما در کنگره یاد گرفتیم وقتی انرژی در درون انسان به وجود می‌آید اگر انرژی را مصرف کنم برای من جایگزین خواهد شد و مثال‌های مختلفی در استخر انرژی در جزوه جهان‌بینی زده‌شده است که انرژی به‌صورت رفت‌وبرگشت است و این انرژی مثل یک استخر برای من دائماً در حال چرخش است و اگر من از آن انرژی استفاده کنم برایم جایگزین خواهد شد یعنی اگر من یک کار مفید انجام دهم و در روزمره به انسانی کمک کنم باعث می‌شود که انرژی لازم به من برسد.

از یک سؤال قدیمی و پرتکرار استفاده می‌کنم علم بهتر است یا ثروت؟

هر دو مطلب در زندگی انسان کاربرد دارند و همیشه آقای مهندس حسین دژاکام به این مطلب اشاره دارد که پایه‌های مالی برای زندگی روزمره امری واجب است  ، ما هم برای در کنگره بودن و هم برای زندگی روزمره به پایه‌های مالی محکم احتیاج داریم.ولی علم جزئی از زندگی است که مهم‌ترین آن علمی است که ما هرروز  با گوش کردن به سی‌دی‌ها ،  هر هفته در حال یادگیری هستیم . پس لازمه علم ، نگه‌داشتن آن دانایی‌هایی است که من می‌توانم به دانایی‌های مؤثر تبدیل کنم و از آن‌ها استفاده کنم و درنهایت باید ثروت هم وجود داشته باشد.

نه ثروت خیلی کلان که من را خراب کند ولی باید یک دارایی مقبول داشته باشم که اگر خواستم  بتوانم درجایی بخشش‌کنم.

 

آیا داشتن تحصیلات بالا یا ارتقای شغلی بالا باعث منیت می‌شود؟

هر چیزی می‌تواند باعث منیت شود اگر من حتی در حال پخش کردن چای در کنگره باشم می‌تواند باعث منیت من شود.اصلاً ما در کنگره در حال یادگیری هستیم که هر چیزی که باعث رشد من در هر زمینه‌ای هست اگر بتوانم منیت خود را له کنم موفق هستم یکی از بچه‌های کنگره تعریف می‌کرد که در شعبه انقلاب آقای مهندس حسین دژاکام استاد جلسه بودند و وقتی جلسه تمام شد خودش جارو به دست گرفته و شروع به جارو کردن آنجا کرد و به کسی اجازه این کار را نداد و این نشان می‌دهد که هرچقدر جایگاه انسان بالاتر برود باید انسان سربه‌زیرتر شود و منیت را در خود نابود کند.

تحصیلات ارتباطی باکار دارد؟

بی‌ارتباط نیستند ولی لزوماً این نیست که هم کار باید باعث قدرت شود و هم تحصیلات ،  هرکدام به‌صورت جداگانه می‌توانند باعث قدرت شوند. ممکن است من در محل کار آدم بی‌سوادی باشم . مثلاً یک مکانیک در سطح خودش یک عالم است.این نیست که حتماً باید مکانیک خودرو خوانده باشد یا تحصیلات آکادمیک آن را داشته باشد.

همه انسان‌ها شیفته داشتن قدرت هستند این قدرت از داشتن تحصیل می‌تواند به دست بیاید و هم از داشتن کار خوب ولی از چه راه‌های دیگری می‌توان این قدرت را به دست آورد؟

بیشترین چیزی که در کنگره یاد می‌گیریم خدمت کردن است و ما در کنگره آموزش می‌گیریم و زکات این آموزشی که می‌گیریم خدمت در کنگره است.از تک‌تک این بچه‌هایی که اینجا در حال خدمت هستند می‌توانند به جایگاه قدرت دست پیدا کنند قدرت ازنظر من جایگاه اجتماعی است که یک شخص به دست می‌آورد. حالا چه در کنگره چه در زندگی ولی آن چیزی که مسلم است این است که من در مسیر درست زندگی و در صراط مستقیم قرار بگیرم.


مصاحبه کننده : یاسر

تنظیم وبلاگ : میثم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر کیمیا پنجشنبه 21 شهریور 1398 12:51
مصاحبه بسیار بسیار عالی و آموزنده ای بود ، لذت بردم سپاس از آقای منصور و خداقوت به آقایان یاسر و میثم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: