کارگاه آموزشی آقایان مسافر چهارشنبه 1398/05/16
چهارشنبه 16 مرداد 1398 ساعت 17:32 | نوشته ‌شده به دست مسافر منصور | ( نظرات )


پانزدهمین جلسه از دوره هفتاد و یکم  سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" با استادی  کمک راهنمای محترم آقا محسنو نگهبانی " مسافر منصور " و دبیری " مسافر امیر" در روز دوشنبه مورخ 1398/05/16 راس ساعت 17:00 شروع به کار کرد.

سخنان استاد آقا محسن :


سلام دوستان محسن هستم یک مسافر

دستور جلسه امروز راجع به فرمانبری تا فرماندهی است ، من ابتدای صحبت را با یک داستان از اسکندر شروع میکنم . داستان مربوط  به زمان جهان گشایی های اسکندر است  و زمانی که به دنبال یک چشمه به نام آب حیات بود که بواسطه آن بتواند جاودانه شود .

آدرس آن چشمه را به او دادند که در یک سرزمینی به دنبال آب حیات باشد و زمانی که به آن سرزمین رسید با انسان‌های پیری روبرو شد که توان انجام کارها را نداشتند و درنهایت به آدرس آن چشمه حیات رسید . یک فرد پیری به اسکندر گفت که یک نصیحت به تو می‌کنم . تو برای جاودانه شدن قصد داری که از آب این چشمه استفاده کنی ولی این را فراموش نکن که درنهایت مثل همین افراد پیر که در این سرزمین هستند خواهی شد و با عصا حرکت خواهی کرد و این انتهای زندگی جاودانه تو خواهد شد . یک شعری راجع به این داستان است که می‌گوید :

بی‌پیر مرو به زندگانی                 هرچند سکندر زمانی

این شعر این مطلب را بیان می‌کند که حتی اگر ، اسکندر زمان هم باشی ، به یک راهنما و یک پیر در زندگی نیاز پیدا خواهی کرد برای رسیدن به مقصد و برای اینکه راه را پیدا کنی .

من درزمان مصرف حتی اختیار جسم خود را نداشتم و فرمانده بدن خود نبودم و تنها فرمان‌بردار محض یک ماده مخدر بودم . مواد مخدر برای من تعیین می‌کرد که اگر قصد مسافرت داشتم ،

چه زمانی به سفر بروم ؟! قصد رفتن به سرکار داشتم ، مواد مخدر بود که تعیین می‌کرد چه زمانی و چه ساعتی به سرکار  بروم . هیچ‌گونه اختیاری از سمت من وجود نداشت .

در کنگره حضور پیدا می‌کنم تا به  فرماندهی شهر وجودی خود برسم و لازمه‌ی آ ن سفر کردن به همراه داشتن یک‌راه بلد و راهنماست .در تعریف راهنما آمده است که راهنما فردی است که راه را به ما نشان می‌دهد . چنانچه من در مسیر به حرف راهنما گوش ندهم ، شرط ابتدایی رسیدن به مقصد را ندارم و سر از بیراهه درمیاورم .

مثلث جهالت ، ضلعی دارد به نام منیت . آن زمان که پیش خود فکر می‌کنم همه‌چیز را میدانم و راهنمای من متوجه کار من نیست ، این حس درونی که همه‌چیز را خودم بلدم ، دارم . بعدازآن است که نافرمانی اتفاق می‌افتد و این حسی است که علیه خود انسان ، استفاده می‌شود ، یعنی نافرمانی حسی ست که علیه  منافع خودم کارها را انجام می‌دهم و این نادانسته اتفاق می‌افتد .

لازمه‌ی  رسیدن به رهایی در کنگره ، اجرای شرط اول یعنی فرمان پذیری ست . اینکه فرمان‌ها را انجام دهم تا نظم برقرار شود

همیشه راهنما به من گفته که اگر خواستی به‌سلامت به مقصد برسی ، پیرو چهار نکته باش :

1-      حرمت کنگره 2- قوانین و مقررات در کنگره 3- روش DST  4- گوش کردن به حرف‌های  راهنما



تهیه و تنظیم گروه وبلاگ آکادمی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان همسفر،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: