" کارگاه آموزشی خانم‌های همسفر، سه شنبه 94/7/7
سه شنبه 7 مهر 1394 ساعت 19:04 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهره | ( نظرات )




پنجمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاه‌های آموزشی ویژه همسفران کنگره60، با استادی خانم زهرا، نگهبانی خانم زهره و دبیری خانم نرگس، با دستور جلسه‌ی "وادی اول و تاثیر آن روی من" در روز سه شنبه مورخ 94/7/7 رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

متن سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که اینجا هستم آغاز سال تحصیلی جدید را به تک تک اعضا تبریک می‌گویم. خدا را شاکرم که این خدمت نصیبم شد. امیدورام با کمک تک‌تک شما جلسه‌ی خوبی را برگزار کنیم و با قلبی پر از آرامش از اینجا خارج شویم.



اما در مورد وادی اول؛ وادی اول می‌گوید: با تفکر ساختارها آغاز می‌شود بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود. وقتی به این موضوع فکر می‌کردم متوجه شدم که چقدر بد بود بین تفکر کردن من قبل از کنگره و بعد از کنگره، چه اتفاقی برایم افتاد که آن موقع هم فکر می‌کردم و الان نیز فکر می‌کنم. چه شد آن زمان شبانه روز فکر می‌کردیم ولی روز به روز با  خشم و ترس و ناامیدی و ترس و افسردگی بیشتری روبرو می‌شدیم. من گاهی شب‌ها زود می‌خوابیدم که از مشکلات فرار کنم و فکرم کار نکند، چون تمام روز درحال کار کردن بود. اما  برعکس تا خود صبح انقدر کار می‌کرد که برعکس صبح‌ها  حتی نمی‌توانستم بیدار شوم و تمام روز را بد اخلاق بودم. البته سعی می‌کردن که خوش‌اخلاق باشم اما ته دلم همراه با استرس و نگرانی بودم.  هرچه سعی می‌کردم که زندگی‌ام را جمع کنم همه‌چیز بدتر می‌شد. ما در کنگره آموختیم که عشق حتی دل کوه را هم سوراخ می‌کند. من سعی می‌کردم که با محبت فرزندانم را از وادی اعتیاد خارج کنم. چون می‌دانستم که نهایت  اعتیاد ناامیدی است و باتلاقی است که کسی نمی‌تواند از آن خارج شود. پس تلاش می‌کردم که با محبت به فرزندانم کمک کنم. ابتدا سعی می‌کردم با فرزندانم صحبت کنم و با محبت آن‌ها را متوجه کارشان کنم، اما چون در پس محبت من و عشقی که به آن‌ها داشتم، خشم بود؛ چون من از مواد و مصرف‌کننده می‌ترسیدم. اما جواب برعکس بود. سعی می‌کردم که با عشق غذا درست کنم اما هنوز غذا را نخورده دعوا می‌شد!




ما تاریکی‌ها را تجربه کرده‌ایم تا با روشنایی‌ها آشنا شویم. تفکری که در کنگره برای من معنی پیدا کرد این بود که من دیگر نمی‌توانم تفکر الکی کنم. من مسایل زیادی در زندگی دارم و به اینجا آمده‌ام که مسایلم را حل کنم. گاهی انسان فراموشکار است. گاهی دچار این فکر می‌شدم که مثلاً فلانی که از من دیرتر آمده زودتر از من به رهایی رسیده. اما من هنوز فرزندم و یا همسرم نیامده. فراموش می‌کردم که من برای خودم آمده‌ام پس دست از تجسس و  فضولی و سرک کشیدن در کار دیگران بردارم. خدا را شکر که  دستور جلسات آنقدر تکرار می‌شود و سی‌دی‌ها  و وادی و کتاب 60 درجه دوباره همه‌چیز را به یاد ما می‌آورد. ما سال تحصیلی جدید را آغاز کردیم اما منابع آموزشی ما در کنگره 14 وادی، کتاب60درجه، جهان‌بینی‌ها و سی‌دی‌هایی که از جناب مهندس و استاد امین در نشریات موجود است و این‌ها همه به ما کمک می‌کنند. چون ما آمده‌ایم که از ظلمت نجات پیدا کنیم. من یک روز به خودم آمدم و متوجه شدم که مثلث‌های جهالت زیادی در زندگی‌ام ترسیم کرده‌ام. من این را در کنگره متوجه شدم چون هر مسأله‌ای را که می‌خواستم حل کنم، چون بلد نبودم که فکر کنم، پس می‌ترسیدم و ناامید  می‌شدم و منیت من اجازه نمی‌داد که از مسأله عبور کنم. اما در کنگره یاد گرفتم که عجله نکنم و آرامش داشته باشم. صبر درس بسیار مهمی برای من بود. صبر در مسیر شش ساله‌ای که در کنگره داشتم به من بسیار کمک کرد. من از استادانم و خانم سودابه و خانم آنی کماندار خیلی سپاسگزارم . پس ما باید آرامش داشته باشیم که بتوانیم مثلث جهالتمان را حل کنیم. ناامید نشویم اگر در مقطعی جلو رفتیم اما مشکلمان حل نشد. اگرفرزند و یا همسر و یا عزیز مصرف‌کنندمان به کنگره نمی‌آید و یا می‌آید اما زیاد حال مساعدی ندارد، دل‌نگران نباشیم چون ما روی خودمان کار می‌کنیم. در سی‌دی جدید جناب مهندس که درباره‌ی حس است، وقتی که ما حس خوبی داشته باشیم و روی حس‌هایمان کار کنیم، از حس تنفر و بدبینی و ناامیدی و ... دور شویم این‌ها را ذره‌ذره کنار بگذاریم، چون یک‌مرتبه امکان‌پذیر نیست. ابتدا شاید آدم فکر کند کاری ندارد، از تاریکی بیرون آمدیم و به روشنایی می‌رسیم. اما در مسیر روشنایی واقعاً باید پوست کند.






همانطور که در وادی اول گفته شده برای اینکه چیزی خلق شود، اولین قدم یک تفکر و اندیشه است. تا زمانی که من حرکت کنم، این اتفاق نمی‌افتد. وقتی که حس خوبی پشت حرکت من باشد، قطعاً ساختار و آنچه که بوجود می‌آید، در مسیر درست است و من به حس رضایت می‌رسم. من در ورود به پاییز این دعا را برای خودم کردم و می‌خواهم برای شما هم همین خواسته را داشته باشم. امیدوارم در فصل برگریزان هنگامی‌که برگ‌ها شروع به ریختن می‌کنند، همانطور هم در مسیر ورود به ارزش‌ها، ضدارزش‌هایمان بریزند و زیاد اذیت نشویم.



خانم مونا (مرزبان گروه خانواده)


آقای بهرام کنعانی (مرزبان کشیک)


تهیه و تنظیم گزارش: همسفر زهره لژیون خانم زهرا حاج محمدی

عکاس: همسفر زری لژیون خانم عزت
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی خانمهای همسفر،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر محمد چهارشنبه 8 مهر 1394 09:41
خداقوت به وبلاگ نویسان محترم و زحمت کش همسفران
زهره آکادمی چهارشنبه 8 مهر 1394 07:51
با تشکر از خانم زهره وزری عزیز
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات