مصاحبه با آقا سامان،کمک راهنمای محترم لژیون هشتم،شعبه آکادمی
پنجشنبه 8 شهریور 1397 ساعت 13:03 | نوشته ‌شده به دست مسافر امیر | ( نظرات )


سلام آقا سامان لطفا برای شروع خودتان را معرفی و اعلام سفر بفرمایید.

سلام دوستان سامان هستم مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی کراک شیشه قرص، مدت سفر اول دوازده ماه و شش روز، راهنما آقا فرشید، روش درمان: DST، داروی درمان: OPIUM ، رهایی 7 سال و سه ماه، در ضمن سفر نیکوتین داشتم راهنما آقا فرشید، رهایی از نیکوتین 2 سال و 5 ماه.

لطفا بفرمایید درمان اعتیاد در کنگره 60 چگونه درمانی است و از چه طریقی حاصل میشود؟

تجربه ای که خود من برای درمان اعتیاد داشتم و سال ها در گیر بودم که از این مسئله نجات پیدا کنم چهارده تا پانزده نوع ترک بوده و در انواع و اقسام مختلف، از متادون درمانی و کمپ و حتی دوره های پرهیز مدار TC ، خانه بهبودی، کپسول های گیاهی، هیچ کدام به نتیجه نمیرسید، چون در این روش ها صورت مسئله اعتیاد اشتباه طرح شده بود، در روش های دیگر میگفتند شما مصرف رو قطع کنید و بعد ما با الهام گرفتن از یکسری مسائل روحانی به شما کمک میکنیم شما مواد را مصرف نکنید. ولی کنگره 60 روی چند موضوع با هم کار کرد، در کنگره هم جسم تحت درمان قرار گرفت هم روان و هم جهان بینی. و مجموعه اینها باعث شد که به راحتی من به درمان برسم.

کمک فرد رها شده به فرد در حال مصرف یعنی چه؟ پیام فرد رها شده به فرد در حال مصرف چیست؟

به نظر من رهایی یک گوهر با ارزشیست که وقتی کسی این گوهر را به دست میآورد چون توانایی ها و نیرو های خودش رو پس میگیرد، آن موقع میتواند به دیگران هم کمک بکند.
کمک فرد رها شده همه اش به نظر من در همین کلمه رها شدن مفهوم پیدا میکند، کسی که ترک میکند میخواهد کمک کند اما چون خودش در تعادل نیست نمیتواند کمک خوبی انجام دهد و آن کمکی که میکند قطعا کمک درستی نیست ، ولی فردی که میآید در کنگره آموزش میگیرد و به تعادل میرسد و رها میشود چون این رهایی یک گوهر با ارزش است و نیرو های خودش رو پس میگیرد و به یک تعادل میرسد، میتواند این هدیه ای که به او داده شده است را که همان رهایست به دیگران هدیه بدهد و به آنها کمک کند.

لطفا بفرمایید تعادل از نظر شما چیست ؟

به نظر من مشکلات و مسائلی که در زندگی پیش میآید همیشه روی روال نیست، تعادل یعنی اینکه اگر آدم بیست گرفت خیلی خوشحال نشود اگر هم صفر گرفت خیلی ناراحت نشود. چون جزء بافت زندگیست، اینکه همیشه انسان بتواند خودش رو روی یک خط تقریبا یکسان حفظ کند.

لطفا بفرمایید مباحث انسان شناسی و خود آگاهی که در کنگره مطرح شده چگونه در رسیدن به این تعادل و درمان اعتیاد تاثیر دارد؟
در بحث جهان بینی که مطرح میشود (از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود)، این رسیدن به خود سوال خیلی از عرفا و خیلی از اشخاص هست، خیلی ها به دنبال رسیدن به خود هستند همیشه، همونطور که در جزوه جهان بینی آمده ، جهان بینی درون به ما کمک میکند که مبداء فعلی خودمان را در کائنات پیدا کنیم که همان نقشه مورد نظر است، که نقش من در زندگی چیست؟ کار من چیست؟ من تا یک زمانی باید زندگی کنم، آیا هدف این است که من از مواد خوراکی و اکسیژن و وسائل رفاهی استفاده کنم تا زندگیم تمام شود و برود؟ همین؟ یا نه؟
این خود من چیست؟ آیا اسمم است ؟ شناسنامه ام است؟ یا آنچه که از مال و اموال دارم؟
این خود من چیست؟ به نظر من آن نقش و آن کار و آن وظیفه ایست که من باید در این سیستم انجام بدهم. و جهان بینی این را به ما نشان میدهد. و وقتی فرد رسید به این قضیه که باید چه کاری انجام دهد آنوقت به این نتیجه میرسد که اگر رها بشود و مواد مصرف نکند و از یکسری مسائل ضد ارزشی رها شود آنوقت بهتر میتواند به "خود" برسد. آنموقع آن وضیفه اش را بهتر میتواند انجام دهد.


ابزار حرکت در سفر اول دارو و برنامه راهنماست ابزار حرکت در سفر دوم چیست؟

پایان موفقیت آمیز سفر اول لازمه رسیدن به سفر دوم است یعنی کسی که سفر اول موفقی داشته باشد و فرمان برداری و نظم و ترتیب را در سفر اول یاد گرفته باشد، در سفر دوم هم میتواند ادامه همان راه را برود، ولی خب در سفر دوم بحث ذرات نا خالص نفس مطرح میشود چون رهجو در سفر اول با مواد مخدر درگیر است و در سفر دوم پرونده مواد و اعتیاد بسته میشود، ولی ذرات ناخالص نفس هنوز هست و در بخش های مختلف ممکن است مانور بدهد، باز دو مرتبه شخصی که میرود در سفر دوم احتیاج دارد، به استاد احتیاج دارد به راهنما احتیاج دارد، به جلسه و کنگره آمدن احتیاج دارد، خواب شب او باید مرتب باشد به نظر من. چون همه چیز هایی که شخص بدست میآورد و به سفر دوم میآید آسیب پذیر است و اگر نتواند اینها را حفظ بکند باز به هم میخورد، ورزش روزانه باید باشد ، خواب شب باید مرتب باشد و همه چیز هایی که در سفر اول انجام میداده باید ادامه بدهد.

آیا حرکت نکردن در سفر دوم میتواند باعث بازگشت شخص به اعتیاد شود؟

بازگشت به اعتیاد نه الزاما ، ممکنه به اعتیاد بازگشت نکند اما درجا خواهد زد و پیشرفت نمیکند، تعریف سفر دوم هست " از قطع مواد تا رسیدن به خود"
ابن رسیدن به خود ادامه پیدا نمیکند و همینطور میماند و ساکن میشود، چون باید یکسری حرکت هایی را انجام بدهد تغییر جایگاه ها رو انجام بدهد، جایگاه خودش رو تغییر بدهد، جایگاه های خدمتی رو تجربه بکند تا ظرفیت و داناییش برود بالا تر ، اگر این کارها را نکند یک جایی میماند

خدمت چه تاثیری در روند حرکت در سفر دوم دارد ؟

خود من هر چیزی که دارم از همین مسئله خدمت کردن است، چون بزرگترین آفتی که اعتیاد داشت احساس یکنواختی و احساس پوچی کردن بود، اینه که انسان خیال میکند یا من احساس میکردم که در یک چرخه تکراری دارم زندگی میکنم و هیچ خاصیتی ندارد
و هیچ کاری از من بر نمیآید، این حس رو من داشتم.
خدمت کردن این کمک رو به من کرد و البته هراه با آموزش هایی که کنگره به من داد، این که آدم احساس میکند یک خاصیتی دارد و یک اثری میتواند بگذارد و این خیلی به آدم کمک میکند. اعتماد به نفس میدهد، قدرت میدهد، و همین باعث میشود که روند درمانم خیلی بهتر پیش برود.





چرا کمک راهنما شدن را انتخاب کردید و امروز چرا ادامه میدهید؟ آیا هنوز هم همان دلایلی که انتخاب کردید کمک راهنما بشوید را دارید یا دلایل دیگری برای ادامه دارید؟

دلایل یک مقدار باهم فرق کرده است ، آنوقت که من خواستم کمک راهنما بشوم، میشودگفت تقریبا از اواسط سفر اول این حس در من شکل گرفت برای  امتحان میخواندم و دوست داشتم، چون میدیدم کسانی که راهنما شدند از راهنمای خودم گرفته تا راهنماهای دیگر، زندگیشان با نظم تر و روی روال است و آدم های متعادل تری هستند، و برای آنها جایگاهی که بدست آوردند جایگاه با ارزشی هست و خیلی به آن احترام میگذارند، و من به خودم گفتم که اگر این جایگاه را تجربه کنم حتماََ میتوانم به آرامش بیشتری دست پیدا کنم. و همینطور هم شد ، و از روزی که من در کنگره راهنما شدم خیر و برکتش را احساس کردم در زندگی، چه از لحاظ مالی چه معنوی، و الان هم هر روز بیشتر از دیروز دوست دارم این را ادامه دهم برای رسیدن به انشاالله راهنمایی (از کمک راهنمایی به راهنمایی)

برای ایجاد تعادل بین شغل و زندگی و خدمت در کنگره و... شما چه تجربه و پیشنهاد و راهکاری دارید؟

سوال خوبی پرسیدید. من خب به دلیل اینکه منزلم به آکادمی دور است و چون شغل من آنجاست و حدود 100 کیلومتر با اینجا فاصله دارد،زمانی که رفتم سر کار، یادم هست یک روز ما من تماس گرفتند و گفتند بیا در آکادمی لژیون بگیر، آن وقت من حقیقتش ترسیدم، گفتم من این همه راه را بخواهم بیایم و بروم شاید نتوانم بین کار و کنگره تعادل رو برقرار کنم، ولی
چیزی که خیلی خیلی در این قضیه مهم است آن عشق است، کسی که  به کارش عشق داشته باشد و آن صحبت که آقای مهندس همیشه میگویند که وعده خداوند دروغ نیست. وقتی پا در این راه بگذارید و در راه مستقیم باشید، خداوند به شما حتماََ کمک میکند.
من این کار را کردم و وقتش هم باز شد، سر کار با من موافقت کردند که آن زمانی که دوست دارم زودتر مرخص شوم و بیایم. و واقعا یکسری نیرو ها به آدم کمک میکنند که بتواند آن خدمت را انجام دهد. چون کار درستیست و ارزش مند است، قطعاََ نیرو های مثبت به آدم کمک میکنند که آدم بتواند تعادل رو بین زندگی و کارش رو برقرار کند. نکته اینجاست که باید به این اعتقاد داشت.
 

لطفا بفرمایید مفهوم آزادی چیست و آزاد مرد کیست؟

انسان آزاد کسی است که خودش را در بند چیز هایی که هر روز بخواهد وابسته به آنها باشد قرار نمیدهد، مواد مخدر یک نوع بند بود، سیگار یک نوع بند بود، کسی که میخواهد بخوابد باید قرص مصرف کند این یک بند است، خب خدا را شکر این بند ها رها شده
از لحاظ روانی و از لحاظ افکار هم همینطور، انسان خودش را به چیز هایی که زودگذرند و در زندگی مادی از دست میروند، خیلی خودش را وابسته نکند، از آنها استفاده بکند برای اینکه زندگی اش راحت تر پیش برود ولی به آن ها وابسته نشود. کسی که از لحاظ تفکر و جهان بینی این فکر رو داشته باشد به نظر من میشود به او انسان رها گفت یعنی دغدغه اش این مسائل نباشد.

از رهایی که شروع سفر دوم هست تا آزاد مردی چقدر فاصله هست؟ چه باید کرد و چه چیز هایی حاصل میشود؟

از رهایی تا آزاد مردی اگر بخواهم مثال بزنم عین درجاتیست که در ارتش میدهند، رهجو میآید رها میشود بعد از رهایی از خدمت های کوچک شروع میکند عین کسی که از گروهبانی شروع میکند و بعد یواش یواش استوار میشود و ستوان میشود و سرهنگ میشود،
به نظر من گرفتن این خدمت ها به گرفتن درجه میماند، کسی که لیاقتش را داشته باشد و آن درخشش لازم را داشته باشد، اون جایگاه خدمتی را به او میدهند و میتواند از آن استفاده بکند. مسیر مسیریست که طولانیست و زمان بر است ولی واقعاََ ارزشمند است و لذت بخش، در این مسیر هم خیلی اتفاق ها میوفتد. به لحاظ فیزیولوژیک، من وقتی تولد پنج سالگیم را گرفتم این احساس رو داشتم که از لحاظ فیزیولوژیک هم خیلی وضعیتم بهتر شده و محکمتر شده. از لحاظ جایگاه درونی و ظرفیت هم همینطور، با مشکلات و اتفاقات در زندگی خیلی آدم راحت تر میتواند کنار بیاید، ولی برای رسیدن به این 5 سال بعد از قطع مصرف تا رسیدن به آزاد مردی یک مسیری باید طی بشود که در این مسیر یکسری جایگاه ها باید حتماََ تجربه بشود، وگرنه به نظر من کسی که رها میشود و همینطور 5 سال از رهایش میگذرد و هیچ خدمتی نمیکند، اون مفهوم آزاد مردی را از نظر من شاید حاصل نمیکند.

پذیرفتن مسوولیت های زندگی در زندگی شخصی میتواند در این مسیر (از رهایی تا آزاد مردی) تاثیر گذار باشد؟

قطعاََ تاثیر دارد من یادم هست زمانی که رها شدم بلافاصله باید میرفتم خدمت سربازی و سه بار اعزام شده بودم و این بار بار چهارم بود، اگر نمیرفتم دیگر با دژبان و بازداشت سر و کار داشتم ، آمدم و به آقای مهندس گفتم من باید بروم سربازی گفتند حتماََ باید بروی و این کار را انجام بدهی، رفتم و خداروشکر افتادم تهران و خدمت سربازیم تمام شد، بعد از آن دیدم که چون یکی از آموزش های کنگره و مسولیت هایی که بچه های کنگره باید انجام بدهند محکم کردن پایه های مالیست و باید آدم سر کار برود، رفتم سر کار، دو سال که گذشت ازدواج کردم، و سعی کردم آموزش هایی که در کنگره داده میشود را ببرم در زندگیم و با پذیرش مسوولیت ها اجرا کنم تا از آن جنبه زندگی هم جا نمانم، چون رهایی که میرود بالا مسوولیت هایی هم باید آدم در زندگی بپذیرد، یعنی نشان بدهد که آموزش ها اینجا ها کاربرد دارند، و الان هم که تقریباََ حدود دو ماه و نیم است که فرزندم به دنیا آمده و این هم یک مسوولیت دیگر است، پیاده کردن آموزش ها در مسوولیت هایی که آدم در زندگی میگیرد نقش زیادی دارد.

در پذیرفتن مسوولیت ها و خدمت ها با ترس از قضاوت شدن چگونه روبرو بشوم؟ آیا شما چنین تجربه ای داشته اید؟

بله من یک زمان ترس از قضاوت شدن داشتم که اگر این کار را بکنم یا اینجا خراب کنم فلانی چه میگوید؟ اما اگر صرفا انجام کار در یک جایگاه خدمتی برای آدم مطرح باشد و صد در صد من هدفم این باشد که آن خدمت را انجام بدهم و آن پیامی که آن جایگاه دارد را دریافت کنم، اگر حواسم را صددرصد به این قضیه بدهم دیگر مهم نیست که دیگران چه قضاوتی میکنند.
مگر اینکه بخواهم خودم را با کسی قیاس کنم و خودم را با شخص یا اشخاص دیگری محک بزنم آنوقت قضاوت مطرح میشود ولی اگر فقط حواسم به گرفتن آموزش از آن خدمت باشد دیگر قضاوت دیگران برایم مهم نیست. چون میدانم که نقص دارم و این نقص باید برطرف بشود به مرور زمان.

خاطرم هست به من فرمودید کنگره یک تفکر است نه یک آدرس یا مکان خاص، لطفا در این رابطه بفرمایید رابطه رهجو با کنگره چگونه رابطه ای باید باشد؟

رهجویی که وارد کنگره میشود یک انسان مصرف کننده با حال نامساعد وارد کنگره میشود و وضعیت خوانوادگی مساعدی ممکن است نداشته باشد و وضعیت شغلی مناسبی نداشته باشد و از لحاظ ظاهری چهره ممکنه خوب نباشد، ولی اگر شرط اول را داشته باشد، یعنی شخص خواسته قوی داشته باشد و بخواهد که خوب شود، کنگره این رهجو رو میپذیرد و او رو با آموزش های خود مانند یک نهال آبیاری میکند تا او رفته رفته به یک درخت تنومند تبدیل بشود. آموزش های کنگره هم جاری هست، اینطور نیست که بگویم من فقط در شعبه تهران یا آکادمی آموزش میگیرم. کسی که آموزش های کنگره رو میگیرد میتواند در هر جایی که باشد و در هر سرزمینی که برود میتواند آن آموزش ها را پیاده بکند و از آنها استفاده کندچون کنگره همانطور که اشاره کردید یک تفکر ست مربوط به مکان خاصی نیست، یک تفکر است که با استفاده از آن آدم میتواند بهتر زندگی کند و هر جایی که باشد فرقی نمیکند.

چشم انداز کنگره 60 را در دراز مدت چگونه تصویر کردید؟

من همیشه به تفکرات بنبان گذار کنگره ایمان داشتم و دارم و خواهم داشت و مطمعنم قطعاََ یک روزی که خیلی هم دور نیست آن آکادمی بزرگ راه اندازی میشود و درمان اعتیاد به طور تخصصی، به زبان انگلیسی به همه متخصصین و همه کسانی که دوست دارند باری از روی شانه انسان ها بردارند آموزش داده میشود تا اینکه در مسیر درستش قرار بگیرد چون  از آنجایی که من با کلینیک ها سرو کار دارم و صحبت میکنم با دکتر ها با متخصص ها، واقعاََ علمشون در ارتباط با مواد مخدر و برخوردشون با کسی که مراجعه میکند برای درمان اعتیاد، برخورد نادرستی است و روش ها همه غلط است، امیدوارم یک روزی پورتکل (شیوه نامه) یکی بشود , و همه از یک روش پیروی کنند. چشم انداز من این است که وقتی میآیی کنگره شصت و وقتی پیش ده راهنما بروی همه یک حرف را میزنند کسی نمیگوید فلان راهنما اشتباه میکند، همه یک حرف را میزنند از یک پروتکل پیروی میکنند. ولی در جامعه پزشکی در ارتباط با درمان اعتیاد هر جایی که بروی هر کی یه چیز میگوید و این برای آن کسی که با امید میرود تا درست بشود خیلی اذیت کننده و نا امید کننده است، میرود و به نتیجه نمیرسد، امیدوارم یک روزی آن آکادمی برقرار بشود تا این روش و این متد فرا گیر بشود تا همه بتوانند از آن استفاده کنند و انسان ها کمتر رنج بکشند.

در آخر از اینکه با وبلاگ شعبه مصاحبه کردید از شما ممنونم و به عنوان حرف آخر، مطلبی که به کار ما در سفر دوم یا سفر اول بیاید دارید لطفا بفرمایید.

پیام من به کسانی که در سفر اول هستند این است که تکلیف خودشون را در اولین قدم روشن کنند، چون خیلی ها اصلاََ نمیدانند برای چه میخواهند درمان شوند. یک سوال اساسی است که باید به آن جواب بدهند که اگر بخواهم مصرفم را درمان کنم به نفعم هست یا نه ؟ چرا باید این کار را بکنم ؟ اگر جواب این سوال را درون خودش پیدا کرد، آنوقت سختی راه را تحمل میکند فرمان بردار هم هست، به حرف راهنمای خود هم گوش میدهد و پله هایش را هم مرتب کم میکند و آن پنج سی دی که اخیراََ مهندس معرفی کردند به نظر من به خاطر پاسخ دادن به همین سوال است که شخص بداند برای چه میخواهد از اعتیاد رها شود.
برای دوستان سفر دومی هم پیام من اینست که تا جایی که دوست دارند و میتوانند و از دستشان بر میآید جایگاه های مختلف خدمتی رو تجربه کنند چون هم احساس قدرت میدهد هم اعتماد به نفس هم واقعا یکسری مسائل حین خدمت ها یاد میگیرند که میتوانند در زندگی خودشون هم پیاده کنند، سفر دومی ای که  جایگاه خدمتی تجربه نکند و لژیون نیاید از بین میرود، یک جا می ماند و کاری ازش بر نمی آید و تمام انرژی هایش هدر میرود، اصطلاحا نیروهای خودش را به باتلاق میریزد، پیامم برای سفر دومی ها این است که در حد خودشان تا آنجایی که دوست دارند از جایگاه های مختلف شروع کنند تا انشاالله به جایگاه های بلند تر برسند و این مسیر تکاملی رو طی کنند، چون کنگره 60 به افرادی احتیاج دارد که هر کدام بتوانند یک شعبه اداره کنند، قطعاََ اشخاصی که میخواهند نیروی آموزش دیده کنگره باشند تا کنگره بتواند روی آنها حساب کند، باید در سفر دوم یکسری کارها را انجام داده باشند که بعدا بتوانند مسوولیت های بزرگتری رو قبول بکنند و یک باری رو بردارند.




پایان مصاحبه

از راهنمای بزرگوار آقا سامان ، کمک راهنمای محترم لژیون هشتم شعبه آکادمی سپاسگذاریم که با وبلاگ شعبه مصاحبه کردند. و برایشان آرزوی توفیق در ادامه خدماتشان داریم.

همچنین از شما که به این مصاحبه توجه کردید و به ما فرصت خدمت کردن میدهید سپاسگذاریم. مصاحبه بعدی وبلاگ آکادمی برای هفته آینده با کمک راهنمای محترم لژیون ششم  شعبه  احمد آقا خواهد بود . از حسن توجه شما سپاسگذاریم.

تهیه کننده: مسافر امیر

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: