کارگاه آموزشی آقایان مسافر روز شنبه 1397/06/03
شنبه 3 شهریور 1397 ساعت 17:24 | نوشته ‌شده به دست مسافر محمد رسولی | ( نظرات )

دوازدهمین جلسه دوره شصت‌ و هشتم ؛ از سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60  ویژه آقایان مسافر ، در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "قضاوت، جهالت" با استادی  " کمک راهنمای محترم ناصر" و نگهبانی " مسافر بهزاد" و دبیری " مسافر حسین" در روز شنبه مورخ 97/06/03رأس ساعت 17:00آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

سلام دوستان ناصر هستم مسافر. قبل از اینکه بحث دستور جلسه را شروع کنم، خدا را شکر می‌کنم که توانستم مجدداً این جایگاه را تجربه کنم و خدمت کنم. لازم است برای امروز و تمام‌روزهایی که بعد از آمدن به کنگره برایم رقم خورد، از راهنمای خوبم آقای هادی پناهی تشکر کنم. من آنچه دارم مرهون و ممنون ایشان هستم و تشکر می‌کنم. از آقا بهزاد، نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا بتوانم در خدمت شما باشم و اما در مورد دستور جلسه، قضاوت و جهالت، ابتدا بگویم که این موضوعاتی که میگویم بعد از آمدن من به کنگره اتفاق افتاده، قبلاً چیزی از آن‌ها نمی‌دانستم و مدت زیادی از زندگی و حتی قبل از مصرف نیز نمی‌دانستم. با موضوعاتی که روبرو می‌شدم قضاوت می‌کردم، حکم صادر کرده و خودم اجرا می‌کردم. هرکدام از این مراحل جایگاه خودش را دارد و من آن موقع نمی‌دانستم و اعتقاددارم که هر چه سر انسان می‌آید براثر جهالت اوست ولی من را از کاری که کردم، قضاوتی که کردم و حکمی که اجرا کردم، مبرا نمی‌کرد. فقط فرقش این بود که خطایی می‌کردم، اشتباهی می‌کردم و وقتی به مشکل می‌خوردم، دامن این‌وآن را می‌گرفتم، باعث‌وبانی آن را دیگران می‌دانستم. خدا را شکر بستری فراهم شد تا وارد کنگره شوم و این مسائل را فرابگیرم. در این بستر آموزش بگیرم و دامنه آگاهی خود را بالا ببرم. قضاوت اصولاً در بیرون ازاینجا، به این شکل است که قاضی علم آن را فرامی‌گیرد و تازه برای اینکه قضاوت کند هر موضوع قضاوت، سازوکار خاص خودش را دارد. سه نوع قضاوت در مورد من ناصر وجود دارد که درونی است که در مورد امور بیرونی هم ظهور پیداکرده و عضو لاینفک است. یکی اینکه من خودم در مورد خودم قضاوت می‌کنم، یکی در مورد دیگران قضاوت می‌کنم ویکی اینکه دیگران در مورد من قضاوت می‌کنند. من در لژیون سیگار هم همین موضوع را گفتم و چون آنجا فرصت بیشتری داشتم، بیشتر صحبت کردم ولی الآن کمی صحبت می‌کنم تا بیشتر از مشارکت شما بهره ببرم. در آن قسمتی که خودم در مورد خودم قضاوت می‌کنم مهم نیست نتیجه چه باشد و این قضاوت وجود دارد و همه آدم‌ها همین‌طور هستند و من هم مستثنا نیستم. چون در مرحله انتخاب هستم، قضاوت انجام می‌دهم و برای تعیین درست یا غلط بودن این انتخاب، قضاوت انجام می‌دهم. این‌که به نتیجه درستی می‌رسد یا نه به جهالت من برمی‌گردد. اینکه من درست انتخاب می‌کنم یا غلط؟ اینکه آدم هر چه بر سرش میاید از جهل و نادانی‌اش است و همین الآن هم به هر مشکلی بخورم، به همین دلیل است. در آن قسمتی که در مورد دیگران قضاوت می‌کنم نیز به همین شکل است فقط فرقش این است که در مورد خودم لاینفکِ. در مورد دیگران هم خواهم کرد و اشتباهات مثل همان راه اشتباه، انتخاب اشتباه و گردن این‌وآن انداختن است. هرچقدر من بیشتر آگاهی پیدا کنم، قدرت و گزینه‌های انتخابم بیشتر میشود مثل همان قاضی می‌ماند که هرچقدر اسناد و مدارکش بیشتر باشد، جدا از علم قضاوت که دارد، راحت‌تر تصمیم می‌گیرد. من خیلی جاها علمش را هم نداشتم و در زندگی معمولی آن‌هایی که می‌بیند زندگی‌شان روتین است به دلیل داشتن آگاهی، انتخاب‌هایشان کمتر دچار مشکل میشود، کمتر گزینه اشتباه را انتخاب می‌کنند و کمتر به بن‌بست برمی‌خورند تا گردن این‌وآن بیندازند. در مورد دیگران قضاوت کردن خیلی بده ولی بازم به نظر من لاینفک است مثلاً من می‌رسم جایی میگویم او چرا این را پوشیده؟ او چه را این کار را کرد؟. اینکه چطور میشود به اعتقاد من و بیشتر ازنظر کنگره مربوط به منیت میشود چون انسان وقتی قضاوت می‌کند، چه در مورد خودش و چه در مورد دیگران، اعتقاد دارد که در آن مورد اطلاعات دارد، یعنی خوب و بدش را تشخیص می‌دهد که قضاوت می‌کند. نتیجه به اینجا می‌رسد که من به علت عدم‌تشخیص قضاوت انجام می‌دهم در مورد دیگران و خودم و به یک اشتباهی کشیده می‌شود. چون پرونده آن به منیت می‌خورد و منیت جاذبه دارد و این جنس جاذبه راهش این است که از آن دور شویم. درست برعکس ترس که می‌گویند باید بروید توی دلش، منیت سازوکارش این است. پنجاه‌درصد یا بیشتر موقعی حل میشود که من بپذیرم اشتباه می‌کنم. چون از جنس منیت است هر دو طرف فکر می‌کنند طرف مقابل اشتباه می‌کند و این ادامه پیدا می‌کند و شاید کار به‌جاهای باریک‌تر هم بکشد. پنجاه‌درصد داستان این‌طوری حل میشود که من متوجه بشوم اشتباه می‌کنم و اصل موضوع این است که از دامنه جاذبه قضاوت خودم را دور کنم و تنها راه آن به دست آوردن آگاهی و دانش و تزکیه و پالایش است و هیچ راه دیگری ندارد. من تا زمانی که بنشینم و بگویم من این را میدانم و آن را میدانم، قضاوت‌ها و اشتباهات صورت می‌گیرد و روزبه‌روز انرژی بیشتری از دست می‌دهم و درگیر تاریکی می‌شوم و همش دیگران را مقصر میدانم و هیچ‌چیز حل نخواهد شد. امیدوارم من ناصر بتوانم به دست آوردن آگاهی در دامنه آموزش کنگره، بتوانم انتخاب درستی انجام بدهم و برای شما هم‌چنین آرزویی دارم.





مرزبان کشیک : مسافر مجید

عکاس : مسافر احمد(لژیون 12)

و

 وبلاگ نویس : مسافر محمد ( لژیون شماره 7 )

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: