کارگاه آموزشی عمومی روز پنجشنبه 1397/05/25
پنجشنبه 25 مرداد 1397 ساعت 18:35 | نوشته ‌شده به دست مهران مسافر مهران | ( نظرات )

چهارمینجلسه از دوره شصت نهمین سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60ویژه آقایان مسافر و همسفر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابراند" با استادی"کمک راهنمای محترم آقا حامد " و نگهبان "مسافر امیر"و دبیر"مسافر محمد رضا" که روز پنج شنبه مورخ 1397/05/25راس ساعت 17 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

وقتی‌که من به هر دستور جلسه‌ای که می‌رسم می‌گویم این‌یکی از مهم‌ترین دستور جلسات است. نشان می‌دهد هرکدام از این‌ها جای خودش را دارد و دانستن و اهمیتش واقعاً مشکلات کلیدی درونی انسان را می‌تواند حل کند. این دستور جلسه هم همین‌طور است فکر می‌کنم بحث امروز ما نه تنها در کنگره بلکه درجاهای دیگر هم مطرح می‌شود. جالب است وقتی انسان‌ها راجع به عدالت ایراد می‌گیرند زمانی است که مشکلی داشته باشند که راجع به بی‌عدالتی صحبت می‌کنند.

زمانی انسان دنبال عدالت و بی‌عدالتی می‌گردد که دچار مخمصه‌ای شده باشد، وقتی ریشه مخمصه را انسان دنبال می‌کند می‌بیند در انتخاب کاری است که یک روز از روی سرخوشی انجام داده وعاقبت آن انتخاب این شده که شرایط خوبی نداشته باشد.

زمانی که نتیجه کار خود را می‌بیند شروع می‌کند به عدالت گیر می‌دهد. می‌گوید همه باید باهم برابر باشند و چرا مردم باهم برابر نیستند. البته من فکر می‌کنم اگر این موضوع مطرح می‌شود داخل کنگره 60 به خاطر این نیست که من ببینم که آیا با بقیه یکسان هستم یا نیستم یعنی این زیاد اهمیت ندارد. به خاطر دانستن این موضوع این دستور جلسه اهمیت دارد؛ که من مفهوم عدالت را بدانم یعنی چه؟ اگر انتظار داشته باشیم بدون عمل کرد مناسب و درست و بدون پا گذاشتن روی یک سری خواسته‌های نامعقول بدون تلاش کردن و نظم داشتن سروقت دارو نخوردن سی دی ننوشتن بدون این‌ها انتظار داریم با بقیه که این کارها را انجام می‌دهند یکی باشیم.این دستور جلسه به من می‌فهماند، اگر این خواسته‌ها را داشته باشم خواسته نامعقولی است. من هیچ‌وقت نمی‌توانم با آن‌ها یکی شوم، یعنی اگر متوجه نشوم نمی‌توانم پیشرفت کنم و جایگاه بالاتری به دست آورم.

اصولاً آدم‌ها وقتی چیزی را مفهومی متوجه می‌شوند نتیجه‌ای که برای آن‌ها پیش می‌آید خودشان هم نمی‌فهمند. دقت کنید بچه‌های کنگره که یک سال و دو سال رهایی دارند اگر از آن‌ها بپرسی که شما کی خوب شده‌اید؟

نمی‌توانند خوب جواب بدهند که از چه تاریخی و از چه ساعتی خوب شده‌اند. به خاطر این است که انسان هر موقع در زندگی مسیر درست را طی می‌کند خودش هم نمی‌فهمد که چه می‌شود. فقط می‌فهمد که اوضاع دارد درست می‌شود، این اتفاق برای همه افراد می‌افتد، من فکر می‌کنم خیلی تفاوت است بین کسی که مفهوم عدالت واقعی را تشخیص می‌دهد و سعی می‌کند با تغییر رفتار و آموزش دیدن و تزکیه و پالایش جایگاه خودش را تغییر دهد باکسی که داخل حاشیه است.

همیشه در ذهنش قضاوت و قیاس است، به‌طور مثال ما نگاه می‌کنیم کسانی که وارد کنگره می‌شوند روز اول فکر و ذکرشان این است که می‌شود من یک روز درمان به شوم، آیا می‌شود یک روز من راحت بخوابم.

تمام مشغولیت ذهن اش حول محور اعتیاد و خوب شدن و نشدن است. فکرش روی این‌جور مسائل می‌چرخد، ولی کنگره 60 آن‌قدر آموزش‌ها و برنامه‌ریزی‌های دقیقی دارد؛ که همین مسافر یک روز به‌جای می‌رسد که دغدغه‌اش این می‌شود که آیا من می‌توانم به آدم‌های دیگری کمک کنم، آیا قانون رادارم رعایت می‌کنم، آیا حرمت کنگره رادارم رعایت می‌کنم، یا اینکه یک موقع باری روی دوش کسی نگذارم و یا کسی را اذیت نکنم. قطعاً بین این تفکر و دیدگاهی که فرد به دست آورده با تفکری که روز اول داشته باید تفاوت داشته باشد و جایگاهش فرق بکند.

قطعاً همه انسان‌ها بدون در نظر گرفتن درمانشان باهم نمی‌توانند در یک جایگاه باشند و در یک ردیف قرار بگیرند ولی به‌هرحال امیدوارم از این دستور جلسه همه ما برداشت خوبی داشته باشیم که باعث پیشرفت و تغییر جایگاه خود ما شود.



 


سخنان استاد درباره مسافر:

من تولد شهاب را اول به خودش و بعد به بچه‌های کنگره تبریک می‌گویم. طبیعتاً روزهای اول که یک تازه‌وارد می‌آید کنگره، یک سد بتنی در مقابل عقلش قرار دارد. روز اول خیلی از چیزها را قبول نداریم و درباره خیلی از چیزها شک می‌کنیم از آینده می‌ترسیم و حسرت گذشته را می‌خوریم و شهاب هم با همچنین حالتی وارد کنگره شد. از آن موقعی شهاب تغییر کرد و حالش خوب شد که ارزش خدمت کردن در جایگاه‌های مختلف و وقت گذاشتن برای آدم‌های دیگر را فهمید.

شهاب متوجه شد که زندگی کردن به‌غیراز ارزش‌های مادی و جایگاه‌های که انسان باید در اجتماع کسب بکند یک فاکتور دیگری هم وجود دارد، به اسم خدمت و تأثیردر زندگی انسان‌های دیگر و محیط اطراف گذاشتناست.

دوستانی که با من آشنا هستند، می‌دانند که من این جمله را خیلی زیاد به کار می‌برم. بحث خدمت را خیلی مطرح می‌کنم به خاطر این‌که به نظرم انسانی که برداشتن بار غم از روی انسان‌های دیگر برایش می‌شود یک هدف سرمایه خیلی گران بهایی دارد.

 شهاب به‌غیراز این‌که منظم و مرتب بود، خیلی هم باادب بود و همیشه آموزش‌ها را اجرای می‌کرد. سی‌دی‌های مهندس را مرتب گوش می‌کرد داخل لژیون جدا از این‌ها که فاکتورخوبی است به بحث خدمت کردن و تأثیر آن در زندگی‌اش ایمان دارد.





 

اعلام سفر مسافر:
سلام دوستان شهاب هستم مسافر آخرین آنتی ایکس مصرفی مشروبات الکلی و شیره تریاک روش درمان DST نام دارو OT نام راهنما آقا حامد ورزش در کنگره شنا مدت رهایی یک سال



آرزوی مسافر:سلام دوستان شهاب هستم مسافر آرزو می کنم که کنگره جهانی شود و دیگران به توانند از این متد استفاده کننئ.




صحبت های مسافر:

من دوست دارم صحبتم را به این‌گونه شروع کنم که امروز دقیقاً 97.05.25 است پارسال من 96.05.25 رهاشده‌ام امروز دقیقاً روز تولدم است. چون تولدها در کنگره آن‌قدر زیاد است، فکر نمی‌کردم به توانم تولدم را به‌موقع بگیرم و این موضوع برای من خیلی جالب بود.

خدا را شکر می‌کنم که در کنگره هستم و از آقا حامد تشکر می‌کنم چه در سفر اول و در سفر دوم خیلی به من کمک کردن چون من احساس می‌کنم تنها کسی که از درون من باخبر بود و اوضاع احوال من را می‌دانست چه جوری است.

من وقتی‌که اولین باری بود که آمدم کنگره سال 93 بود که تولد آقا حامد هم بود. برای من هم خیلی جالب بود، من در جلسه نشسته بودم و آقا حامد داشتند از احوال گذشته‌شان می‌گفتند. چه اتفاقی برایشان افتاده و چگونه آمدند کنگره چون آن موقع من فکر می‌کردم مصرف‌کننده نیستم و دیگر به کنگره نیامدم؛ اما 2 سال بعدش باحال بدتر و تخریب و مصرف بیشتر آمدم به‌گونه‌ای شده بود که با ناامیدی و پوچی رسیده بودم حتی از کارم هم استعفا داده م. ته خط رسیده بودم و پیش خودم گفتم بگذار یک‌بار هم شده کنگره را امتحان کنم. چون من قبل از اینکه وارد کنگره بشوم یک روش را قبول داشتم آن‌هم سقوط آزاد بود. آدمی بودم که فقط بر باور ذهنی خودم را قبول داشتم به خاطر این‌که منیت من زیاد بود.

من به روش سقوط آزاد 6 ماه تا 3 ماه موادم را کنار می‌گذاشتم و فکر می‌کردم بیشتر ورزش و فعالیت داشته باشم حال من خوب می‌شود، اما می‌دیدم هیچ تغییری نمی‌کردم. وقتی‌که به کنگره آمدم راهنمای تازه‌واردین وقتی روش درمان را برایم توضیح داد پیش خودم گفتم این روش را امتحان می‌کنم یا نتیجه می‌دهد یا نمی‌دهد.

اما وقتی سفرم را شروع کردم با خودم عهد بستم، که در این مدت یک سال هرچه بهت می‌گویند گوش کن، چون وقتی بار اول که اعضای کنگره را دیدم که این‌قدر پرانرژی هستند. به این روش ایمان آوردم، وقتی‌که آمدم لژیون آقا حامد را انتخاب کردم به من گفتند باید سه جلسه در هفته به کنگره بیایی و داروهایت را مرتب مصرف کنی.

یکی از مسائل دیگری که باعث شد من در سفرم موفق شوم خدمت کردن بود. من 2 ماه از سفر نگذشته بود که مرزبانی به آقا حامد گفته بودند 2 نفر سفر دومی نیاز داریم برای روزهای چهارشنبه که خدمت کنند. چون من خیلی دوست داشتم آقای مهندس را زیاد ببینم به علت اینکه هر وقت ایشان را می‌دیدم انرژی خاصی می‌گرفتم؛ بنابراین با آقا حامد صحبت کردم که روزهای چهارشنبه در مراسم رهایی شرکت کنم و آقا حامد هم قبول کردند.

در سفر اول من به یک مشکلی برخوردم و پیش خودم فکر می‌کردم که من بیایم رهایی بگیرم که چه شود؟ یا چرا من درمهمانی ها نمی‌توانم مشروب بخورم؟ این فکرها مرا خیلی اذیت می‌کرد.

چون در کنگره یاد گرفته بودم فردی که می‌آید کنگره با هر اعتقادی که هست باید آن را پشت در بگذارد؛ و باید به راهنمای خود اعتماد کامل را داشته باشد، بنابراین مشکلم را به آقا حامد گفتم؛ که آقا حامد به من گفتند به این مشکل می‌گویند حفره‌های پنهان و برای مقابله کردن با این مشکل به من گفتند باید خدمت کنی و به من پیشنهاد کردند که در چاپ خانه خدمت کنم. من هم پذیرفتم و تا دو ماه از سفرم گذشته بود در چاپخانه مشغول بودم.

من در سفر اولم درباره هر چیزی که به فکرم می‌رسید سؤال می‌کردم که الآن به نظر من این کار درستی نیست چون وقتی‌که انسان برای بار اول وارد جای می‌شود و به‌صورت تدریجی و آرام‌آرام وقتی‌که در مسیر باشد خودش متوجه روش کار این سیستم می‌شود.

درگذشته وقتی مواد را به‌صورت سقوط آزاد کنار گذاشتم و یا وقتی‌که مصرف می‌کردم در هر دو حالت حالم بد بود؛ اما خدا را شکر وقتی‌که به کنگره آمدم و سفرم را شروع کردم به‌صورت تدریجی حالم بهتر شد. وقتی‌که وارد سفر دوم شدم خانواده‌ام به من گفتند که باید سراغ زندگی‌ات بروی چون من در سفر اول کار نمی‌کردم، بنابراین من تصمیم گرفتم در سفر دوم یک کار نیم وقت پیدا کنم که به کنگره وصل باشم.

چون آموزش‌های کنگره یک احساس امیدی به من می‌دهد و من خیلی از جواب مشکلاتم را که در بیرون از کنگره با آن روبه‌رو می‌شوم، راه‌حلش را در آموزش‌های کنگره پیدا می‌کنم.


 












مرزبان کشیک:آقا محمد امین

تنظیم کنده وبلاگ : مهران (لژیون هشتم) منصور(لژیون یازدهم)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: