دلنوشته ای از مسافر رضا رهجوی آقای حامد رحمتی
دوشنبه 22 مرداد 1397 ساعت 12:27 | نوشته ‌شده به دست مسافر منصور | ( نظرات )

تو هیچی نیستی

این را خیلی ها به من گفتند؛ برای اینکه نمی توانستم از شر اعتیاد خلاص بشم یا ترک کنم، دیگه هیچ جا نه اعتبار داشتم نه شخصیت، هیچی برام نمانده بود.

خیلی سعی کردم و هر کاری برای ترک کردن لازم بود انجام دادم یه جایی خوندم برای ترک اعتیاد دارو نمی خواد فقط یک جو غیرت می خواد من به‌جای یک جو غیرت یک‌تن غیرت خرجش کردم ولی نشد که نشد هر بار بدتر هم می‌شد.

 همچنان من هیچی نبودم؛ کاربه جای رسید که ول کردم رفتم از همه‌جا وهمه کسی که می شناختم دورشدم وهمه کسم شد شیشه هرچند وقت یه بار یه شوری من رو میگرفت که باید ترک کنم که البته این شور تا نسخی بعدی بیشتر دوام نداشت بعدازهرباری که ازکمپ می آمدم و طبق معمول بعد از چند روز دوباره شروع به مصرف کردم دیگه به خودم گفتم که هیچ وقت نمیتونم ازاین متاع جدا بشم و تا آخر عمر باید به این روال بگذرانم.

همسرم که حسابی خسته شده بود. بعد از یک سری تحقیق در اینترنت و پرس وجو کردن به کنگره آمد ویکی دو ماهی درجلسات همسفران شرکت می کرد وبعد هم شرط ادامه زندگی را آمدن به گنکره گذاشت من هم که می دانستم راه فراری از شیشه ندارم و آخرخط را به راحتی می دیدم و برای اینکه کمی زمان بیشتر داشته باشم به خود گفتم میروم ولی فقط برای اینکه بهونه ها کمتر بشه یک ماهی می آمدم و می رفتم ولی باز کارخودم را می کردم و توی دلم به بقیه می خندیدم.

 تا اینکه یواش یواش موقعی که اعلام سفر می کردند خیلی ها آنتی ایکس مصرفی شون شیشه بوده بعضی ها حتی سال های مصرفشان از من خیلی بیشتره ولی الان آزاد مرد بودن و یا حداقل یکی دوسالی از رهاییشان می گذشت انگار امیدم دوباره داشت برمی گشت به خودم گفتم شاید این دفعه بتونم توی لژیون که می نشستم سعی می کردم بفهمم چی می گن ازمن چی می خواهند یا بهتر بگویم من باید چیکار بکنم دیدم اینجا هرکسی خودش بدون اغراق می شناسد که تاثیر مواد روی سیستم عصبی بدن چیست واینجا هنوز من هستم و کسانی که حرفهای من را بشنوند و مرا از زبان خودم راهنمایی می کنند و شعار نمی دهند.


کسانی که این راه را رفته اند و حالا سلامت هستند؛ من قدم به راهی گذاشته ام که قبلا چندین بار امتحان شده حالا من 7 ماه و 4 روز است که سفر می کنم با روش دی اس تی تازه دارم به زندگی بر می گردم تازه دارم یاد می گیرم که چگونه خود را کنترل کنم و فکر کنم و تعادل را درکارهایم رعایت کنم اینجاست که من خودم رامی شناسم که من هستم واین مواد مخدر است که هیچی نیست.

 خدایا شاکر بابت آشناییم با مهندس و  گنکره و راهنمای خوبم آقا حامد رحمتی

پاینده باشید

 

نوشته: مسافر رضا از لژیون هفدهم آکادمی

وبلاگ نویس :مسافر منصور لژیون یازدهم آکادمی

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شبنم سه شنبه 23 مرداد 1397 22:49
عالی بود اقا رضا .امیدوارم به زودی شاهد رهایی شما و همسفر مهربانتون باشم.
الهام سه شنبه 23 مرداد 1397 17:30
همسر عزیزم تلاشت ستودنی است.رهاییت را لحظه به لحظه ارزو میکنم.
سه شنبه 23 مرداد 1397 17:18
خدا قوت آقا رضا وهمه مسافرایی که دارن همه تلاششون رو توی این راه که رسیدن به رهایی خودشون و همسفرانشون هست میکنن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: