کارگاه آموزشی عمومی روز پنجشنبه 4/05/1397
سه شنبه 9 مرداد 1397 ساعت 14:05 | نوشته ‌شده به دست مهران مسافر مهران | ( نظرات )

 

دومینجلسه از دوره شصت نهمین سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60ویژه آقایان مسافر و همسفر در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "تحصیل کار قدرت" با استادی"کمک راهنمای محترم آقا امیر " و نگهبان "مسافر امیر"و دبیر "مسافر محمد رضا" که روز پنج شنبه مورخ 04/05/97راس ساعت 17 شروع به کار کرد.

سخنان استاد:

برای رسیدن به هر هدفی نیازمند به قدرت هستیم، آن قدرت انجام کاری است که باعث می‌شود حال ما خوب شود. دایره توانای ما زیاد می‌شود مثلاً می‌توانیم زندگی یمان را اداره کنیم یا می‌توانیم سوار ماشین شویم و رانندگی کنیم این نشانه قدرت ماست، این توانای ها باعث قدرت در ما می‌شود. مصرف‌کننده‌ای که به آن نقطه می‌رسد که باید موادش را قطع کند هیچ‌وقت نمی‌گوید که مواد پیدا نمی‌شود یا مواد گران است و جای آن موادفروش را پیدا نمی‌کند، بلکه به خاطر این است که دایره اختیارات مصرف‌کننده با مصرف مواد کم می‌شود و دیگر نمی‌تواند به وظایف عادی شهروندی خودش برسد. به این فکر می‌افتد که راه‌حل برای خودش پیدا کند تا آخرسر به این نتیجه می‌رسد که این مواد است نمی‌گذارد من به زندگی‌ام برسم؛ و این دلیلی است که شخص به این فکر می‌افتد که موادش را قطع بکند، این یعنی قدرت توان انجام کار است.

چند سال است در کنگره نوشتن مشق باب شده است و همه راهنماها موضوع را شدیداً پی گیری می‌کنند. من خودم شدیداً این موضوع را پی گیری می‌کنم حتی کسی که در لژیون مشق ننوشته اجازه ندارد روی صندلی بنشیند نه به این دلیل که بخواهم خشونتی نسبت به آن فرد داشته باشم. ولی من فکر می‌کنم این صندلی ارزشمند است و اینکه شما بتوانید و برای اینکه بتوانی این صندلی را برای یک ساعت تصاحب کنی باید تکلیف را بنویسی و اگر ننویسی نمی‌توانی روی صندلی بنشینید.

آقای مهندس مثالی می‌زنند که اگر شخصی بفهمد که چرا نباید مواد مصرف کند، دیگر مواد مصرف نمی‌کند.

ما در اینجا شروع کردیم به تحصیل یعنی حاصل کردن من خودم به‌شخصه سابقه 7 و 8 سال که در کنگره‌دارم اگر چیزی را ننویسم متوجه نمی‌شوم این را من بارها هر هفته امتحان می‌کنم. سی دی هفته را گوش می‌دهم اما درک نمی‌کنم اما اگر با دقت به سی دی گوش بدهم 30 یا 40 در صد سی دی را متوجه می‌شوم، اما نمی‌توانم درباره آن صحبت بکنم؛ اما زمانی که سی دی را می‌نویسم تعجب می‌کنم می‌گویم پیش خودم چه شده؟ این کلمات را در کجا به‌کاربرده من با شش‌دانگ حواسم سی دی را گوش کردم چرا این قضیه را درک نکردم.

پس برای اینکه بتوانم به مواد نه بگویم باید بدانم برای چه باید به مواد بگویم نه و به دنبال چه هستیم؟ باید درمان مواد مخدر را اینجا تحصیل کنیم، وقتی‌که می‌گویم که اینجا دانشگاه است منظور ما این نیست که با رفت ‌وآمد چیزی یاد بگیریم، بلکه قضیه مهم این مسئله که به ما کمک می‌کند تحصیل است و تحصیل هم چیزی است که بنشینیم و یکسری مبانی را یاد بگیریم و انجام بدهیم؛ که موارد آن نظم و گوش کردن سی‌دی‌ها و نوشتن آن‌ها و حس کردن مطالب آن و دوست داشتن است.

کسی که خودش و رهایش و راهنمایش و لژیون و آقای مهندس و جزوه و کتاب‌ها را دوست نداشته باشد هرگز نمی‌تواند تحصیل کند.

پس برای به دست آوردن قدرت به عنوان مثال ما هرکجا که قرار می گزارم به توانم سر قرار به موقع خودم را برسانم و اگر وعده‌ای باکسی می گذاشتم سر وعده‌مان بمانم و خیلی از کارها را انجام روز مره زندگیم را درست انجام دهم. ولی وقتی‌که شما در دور باطل قرار می‌گیرید نمی‌توانید هیچ کاری را درست انجام دهید.

اگر شخصی بخواهد به رهایی برسد اگر رهایی را تحصیل نکند درس نخواند و سی دی را ننویسد من فکر نمی‌کنم آن نمره قبولی را بیاورد خیلی‌ها در کنگره با نمره 12 قبول می‌شوند و خیلی‌ها با نمره 18 و 20 قبول می‌شوند کسانی که با نمره 12 می‌آیند اینجا گل رهایی می‌گیرند در سفر دوم کارشان خیلی سخت می‌شود باید مواظب خودشان باشند.

آقای مهندس دریکی از سی‌دی‌هایش فرمودند که اگر در انتخاب مسیر از همسفر خوبی استفاده نکنی به جهت اینکه مغناطیس آدم مصرف‌کننده ضد ارزش‌ها را قبول می‌کند و سریع آنالیز می‌کند درون مغزش، ما برای اینکه با نیروی منفی مبارزه کنیم راه‌حلی نداریم جز اینکه دانایی کسب کنیم.

نکته مهم دیگر هم اینجا مطرح می‌شود این است که کسب دانایی به‌تنهایی هیچ کاری برای ما انجام نمی‌دهد، ممکن است عذاب‌آور هم باشد؛ یعنی من می‌دانم سیگار بد است اما سیگار می‌کشم. آن‌کسی که گریز می‌زند می‌داند گریز زدن بد است اما این کار را انجام می‌دهد، این یعنی آن دانایی و تحصیل کردن وقتی من دانایی را می‌برم در بوته آزمایش قرارش می‌دهم آنجا می‌فهمم چند در صد از آن دانایی را می‌توانم انجامش بدهم آن‌وقت اگر در صد آن بالا باشد دانای من به دانایی مؤثر تبدیل‌شده است. آن موقع قدرت من برای انجام کار خیلی قوی‌ترمی شود و این قدرت من در انجام کار باعث می‌شود که من آرامش داشته باشم.

 

 

سخنان استاد مربوط به رهجو:

احسان وقتی آمد پیش من از الآن چاق‌تر بود وقتی‌که سفرش را شروع کرد هفته دوم 15 کیلو وزن کم کرد. بعدش آمد پیش من گفت بدنم خیلی ضعیف شده من باید چه‌کار کنم. من هم می‌دانستم افرادی که متادون مصرف می‌کنند وقتی روی شربت می‌افتند مقدار زیادی وزن کم می‌کنند. یکی از ویژگی‌های احسان این است که منظم بود و خدمت گذار ،هم درسفر اول وهم در سفر دوم هست. احسان سیگارش را درمان کرد و الآن دبیر سیگار ویلیام وایت است و مشاوره تازه واردین در آکادمی هست. این‌یکی از ویژگی‌های مهم کنگره است که انسان‌های متوقع را به انسان‌های مؤثر تبدیل می‌کند. همه این تغییرها تبدیل‌شدن به یک فرد خدمتگزار و مؤثر است که درگرو رفتار ماست افرادی که در لژیون حرف گوش می‌دهند و تحصیل می‌کنند و مشق می‌نویسند می‌توانند به لول بالاتری برسند. این محصولی کاری است که ما در کنگره می بینیم و این آرامش بابت این آموزش‌های است که ما در کنگره یاد می‌گیریم و آن را کاربردی می‌کنیم و من این روز را به احسان و هم‌سفرش تبریک می‌گویم.

 

 

 

اعلام سفر مسافر:

سلام دوستان احسان هستم مسافر؛ آنتی ایکس متادون و گل؛ طول سفر اول 11 ماه و 2هفته به راهنمایی آقای امیر لژیون 18 به روش DST و داروی شفابخشOT ورزش در کنگره شنا رهایی یک سال و 3 ماه. در ضمن سفر سیگار هم داشتم با راهنمایی آقای حامد به روش DST با آدامس نیکوتین رهایی در حال حاضر یک سال 2 هفته.

 

 

آرزوی مسافر:آرزو می کنم که به فرمان عقل نزدیک بشوم

سخنان مسافر:

خیلی خوشحالم که امروز در این جایگاه را تجربه می‌کنم. احساسم را نمی‌توانم بیان کنم ولی ممنونم که این فرصت به من داده شد که در این جایگاه قرار بگیرم. از راهنمایم که برای من زحمت‌کشیده‌اند تشکر می‌کنم و امیدوارم با اجرای کردن آموزش‌های که از ایشان گرفته‌ام قدردان زحماتشان باشم. خیلی خوشحال شدم که دوستان در مشارکت‌هایشان از من تعریف‌ کردند و امیدوارم که واقعاً این‌طور باشم و حتی بهتر از این هم بشوم ان‌شاءالله.

من فکر می‌کنم بهترین آرزویی که هر فرد می‌تواند داشته باشد این است که به‌فرمان عقل نزدیک شود به خاطر همین در دعای آخر جلسه ما این دعا را می‌خوانیم.

من از بچگی، آدم خیال‌پردازی بودم و این تصویر را به ذهنم می‌آوردم که اگر بگویند که چون فلان آرزو را داری و اگر به تو این قدرت را بدهیم که تند بدوی و فوتبالیست خوبی باشی و یا اراده کنی پول دستت بیاید و ...چگونه می‌شود.

این اواخر قبل از اینکه بیایم کنگره به این نتیجه رسیده بودم که اگر کاری که دلم می‌خواهد بکنم را انجام بدهم و یک مقدار هم بلد باشم که چه چیزی خوب هست و آن‌ها را انجام دهم و قدرت تشخیص داشته باشم هر چیزی را که بخواهم می‌توانم به دست بیاورم. بنابراین اگر من به‌فرمان عقل نزدیک باشم و این اراده را داشته باشم که برای خودم برنامه‌ریزی کنم و کارهایی که دوست دارم را پشت‌هم بچینم و انجام بدهم، به همه آرزوهایم می‌رسم و لذت هم می‌برم.

این احسانی که اینجاست و خیلی ایراد و نقص داشت که با آموزش‌های کنگره و کسب دانایی و اجرای کردن آموزش‌های آقای مهندس و راهنمای عزیزم توانستم اعتیادم و خیلی از مشکلات اخلاقی‌ام راه‌حل کنم. حتی من مشکلاتی داشتم که هم‌سفرم هم نمی‌دانست. از بچگی به یاد دارم که یک‌چیزهایی کم دارم. لحظات خوب هم داشتم ولی همیشه احساس می‌کردم که یک جای کار می‌لنگد. احساس می‌کردم استعدادها و توانایی‌های زیادی دارم ولی اصلاً نمی‌توانم به کارشان بگیرم.

منتظر بودم یکجایی کاری انجام شود و من حرکتم را شروع کنم و هیچ‌وقت اراده و پشتکارش را نداشتم.

ولی الآن طوری شده که پنج صبح از خواب بیدار می‌شوم و شش صبح استخر می‌روم و هشت صبح به سرکار می‌روم و با لذت کارم را انجام می‌دهم و بعد تازه به اینجا می‌آیم و عشق دریافت می‌کنم و انرژی جمع می‌کنم و موقع برگشتن به خانه بدون بهانه گرفتن به همسر عزیزم کمک می‌کنم.

چیزی که سعی می‌کنم به خودم یادآوری کنم این است که ممکن است دائمی نباشد و آن شمشیر دو لبه‌ای که در سی‌دی‌ها گفته می‌شود وجود دارد. همان‌طور که روبه‌جلو بودم ولی یکجاهایی هم بود که احساس می‌کردم از این صندلی فاصله می‌گیرم و درست‌کارم را انجام نمی‌دهم و از آن احساسم کم می‌شد ولی یک‌چیز را در کنگره یاد گرفتم که هر وقت این احساس را کردم در کنگره بیشتر خدمت انجام دهم و بیشتر بیایم و روی نقاط ضعف خودم بیشتر کارکنم تا حسم را قوی کنم و این را تا آخر عمر مدیون کنگره هستم که یاد گرفتم چطور زندگی کنم و این از همه‌چیز برایم مهم‌تر بود.

تشکر می‌کنم از راهنمایم و آقای مهندس و خانواده محترمشان و از راهنمای هم‌سفرم که قطعاً خیلی کمک کردند چون حال هم‌سفرم از من بدتر بود و من الآن یادم می‌آید و آن موقع نمی‌فهمیدم و از هم‌سفرم که البته پشت سرش بیشتر تعریف می‌کنم و بلد نیستم روبرویش تعریف کنم و مدیونش هستم هم در زندگی و هم به خاطر حضورم در کنگره.

مرزبان کشیک:آقا احمد

تنظیم کنده وبلاگ : مهران (لژیون هشتم) مجید (لژیون یازدهم)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: