کارگاه آموزشی آقایان مسافر روز شنبه 1397/04/23
یکشنبه 24 تیر 1397 ساعت 06:42 | نوشته ‌شده به دست مسافر محمد رسولی | ( نظرات )

هفتمین جلسه دوره شصت‌ و هشتم ؛ از سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60  ویژه آقایان مسافر ، در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه حرمت كنگره60، چرا رابطه مالی، كاری و فامیلی در كنگره ممنوع است؟" با استادی  " مسافر علی اکبر" و نگهبانی " مسافر بهزاد" و دبیری " مسافر مجتبی" در روز شنبه مورخ 97/04/23رأس ساعت 17:00آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان، علی اکبر هستم مسافر. خیلی خوشحال هستم که در این جایگاه هستم و چنین جایگاهی را تجربه می‌کنم و از راهنمای خودم تشکر می‌کنم. اوایل که به کنگره آمده بودم فکر می‌کردم چیز جدیدی اینجا نمی‌گویند و همه این مطالب را من میدانم ولی فکر کنم آن موقع ذهن و مغزم بسته‌تر بود تا اینکه آمدم این آموزش‌ها را از کنگره گرفتم. چون همه‌چیزها را می‌دانستم، حرمت‌ها را می‌دانستم، زندگی کردن را می‌دانستم لااقل دیده بودم به چه نحوی هست ولی رعایت نمی‌کردم و عمل نمی‌کردم. میگویند دروغ گفتن بد است در کسب‌وکار و منزل، حتی دروغ هم می‌گفتم. راحت هم می‌پیچاندم و بعداً مشکل ایجاد می‌کرد و من فکر می‌کردم از جای دیگری آب می‌خورد ولی دقیقاً از کارهای خودم بود. حرمت‌های کنگره، قوانینی است در کنگره و اگر آن‌های را تک‌تک اجرا کنیم که من خودم این کار را کردم و آرام‌آرام به نتیجه رسیدم و مشکلات یکی حل میشود. در مورد دوم یعنی مسائل مالی، در بیرون ازاینجا هم وقتی یکی از اقوام وارد کاسبی انسان میشود، کل اطلاعات کاسبی به زندگی و فامیل رخنه می‌کند و مشکل درست میشود. در کنگره هم خود من گرفتار بودم آمدم اینجا، اگر با رفیقم می‌آمدم، او یک فکری داشت و من فکر دیگری داشتم، برخی برای رهایی اینجا آمده‌اند و به هیچ‌چیز کاری ندارند. هر چیزی هم می‌شنوند کاری ندارند و گوش‌به‌فرمان راهنما هستند. خوب میایند و می‌روند و هرکسی هر چیزی بگوید مهم نیست ولی بعضی‌ها من می‌شنیدم و می‌دیدم که حرف‌های دیگران روی آن‌ها خیلی تأثیر می‌گذاشت. من خودم فکر می‌کنم آدم‌هایی موفق هستند که وقتی وارد کنگره می‌شوند حرمت‌ها را رعایت می‌کنند. قانونی است که آدم تا عمل نکند نتیجه‌اش را نمی‌بیند. می‌تواند درراه مستقیم حرکت کند. قبلاً شنیده بودیم که راه مستقیم، راهی است که خداوند در قران گفته است ولی به‌مرورزمان آدم که در مسیر قرار می‌گیرد، می‌بیند که آرام‌آرام راه باز میشود. من وقتی آمدم اینجا، مشکل مالی خیلی داشتم ولی داشته‌های خودم را اصلاً به‌حساب نمی‌آوردم و فقط دنبال کسی بودم یک‌چیزی از او بگیرم تا اموراتم را بگذرانم، کارم را حل کنم. بعد از سه چهار ماه که آمدم اینجا دیدم من خودم خیلی داشته دارم و نیاز به کسی ندارم. از آن اندوخته‌های خودم می‌توانم استفاده کنم و به‌پیش بروم. مسائل مالی که در کنگره میگویند، من آن اوایل می‌گفتم خوب چه اشکالی دارد که این بابا که وضعش خوب است یک مقداری پول به ما می‌دهد و مشکل ما هم حل میشود وزندگی‌مان را می‌گذرانیم و خدا کریم است ولی دیدم بچه‌هایی که یک‌وقت پول دستی گرفته‌اند، پولی جابجا کرده‌اند، یک‌وقت جنسی ردوبدل کرده‌اند به مشکل خورده‌اند. چون توانش را ندارند من خودم فکر می‌کنم اگر توان مالی من خوب بود، هیچ‌وقت پایم به کنگره نمی‌رسید؛ یعنی راه خودم را ادامه می‌دادم. یک شرایطی به وجود آمد و لطف خداوند بود که آن‌قدر ما را در فشار قرارداد که خودم دیگر خسته شده بودم و می‌خواستم از آن دایره بزنم بیرون. بچه‌های کنگره هم که من همیشه می‌گفتم این آقایان چطور اینجا کار می‌کنند، حقوق نمی‌گیرند و چطور امورت خود را می‌گذرانند ولی الآن فهمیدم که بچه‌هایی که به رهایی رسیده‌اند، میایند راهنما می‌شوند و از وقتشان می‌گذرند من فکر می‌کنم که خیلی حقوق کلانی گرفته‌اند که به رهایی رسیده‌اند. خودم نزدیک به 20-25 سال در بزار کار می‌کردم و خیلی هم درآمد داشتم ولی همه را هم دادم رفت؛ اما در این مدت انگار از کنگره حقوق می‌گیرم و وضعیت روزبه‌روز بهتر میشود. حالا بعضی‌ها حقوق را مالی حساب می‌کنند ولی ازنظر من کارهایم خیلی سریع جلو می‌رود. همه اتفاق‌های خوب دارد یکی‌یکی انجام میشود. در همین شرایط مالی بد که همه می‌نالند ولی می‌بینیم که نه یک‌راه‌هایی هم باز است که بتوانیم کارهایی بکنیم. در مورد آن قسمتی که در مورد بچه‌هایی بود که پول از این‌وآن می‌گیرند، اکثراً دست‌وبالشان بسته است. یک‌وقت قول می‌دهند هفته دیگر دو هفته دیگر آن را پس می‌دهم ولی چون دست‌وبالشان بسته است نمی‌توانند آن را پس بدهند همه ما هم این ماجرا را داشتیم، بی‌پولی را کشیدیم، قول بی‌خود دادیم، طرفمان را هم سرکار گذاشتیم ولی اینجا چون رفاقت هنوز آن‌چنانی نشده است بعضی‌ها می‌پیچانند و دیگر نمی‌آیند بنابراین بهتر است که وارد یک سری داستان‌ها نشویم هر کی اینجا میاید حتماً یک خانواده‌ای، دوستی چیزی دارد، قبلاً چطور پول موادش را تأمین می‌کرده؟ الا نم هم تهیه کند چه فرقی می‌کند؟ من صحبت زیاد داشتم ولی دیگر وقت تمام‌شده است. خیلی ممنون که به من اجازه دادید برای شما صحبت کنم و برای همه شما آرزوی موفقیت می‌کنم.

مرزبان کشیک : مسافر محمدباقر

عکاس و وبلاگ نویس : مسافر محمد ( لژیون شماره 7 )

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی آقایان مسافر،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: