مصاحبه با آقا ناصر ، کمک راهنمای محترم لژیون سوم شعبه آکادمی
چهارشنبه 20 تیر 1397 ساعت 20:21 | نوشته ‌شده به دست مسافر امیر | ( نظرات )
لطفا خودتون رو معرفی و اعلام سفر بفرمایید.

سلام دوستان ناصر هستم مسافر، با تخریب 20سال وارد کنگره شدم ، آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک و شیره بوده،مدت سفر اول 11 ماه و 20 روز به روش: DST ، داروی درمان :OT  راهنمای بزرگوارم: آقا هادی، در حال حاضر 4 سال و دو ماهه که آزاد و رها هستم. ضمنا 8 ماه سفر نیکوتین داشتم به راهنمای احمد آقا در حال حاضر 3 سال و چهار ماه که رها هستم.

لطفا بفرمایید درمان اعتیاد در کنگره 60 چگونه درمانی است و از چه طریقی حاصل میشود

در کنگره از تعاریف درست به مفاهیم درست میرسیم، در درمان اعتیاد هم این قضیه صادقه به این دلیل که از درمان یک تعریف درستی داریم و یک مبدا و مقصد و هدف تعیین شده. خیلی جاها به دلیل نشناختن مبدا  باعث میشه که به مقصد درستی نرسیم
با اینکه هنوز این بحث مطرحه که آیا اعتیاد یک بیماریه، اما کنگره به اعتیاد به عنوان بیماری نگاه میکند و تشخیص میدهد که به کجا تخریب وارد شده، در صورت مسئله اعتیاد و مثلث درمان به تفضیل راجع به مبدا و مقصد و چگونگی رسیدن به هدف که بازسازی سیستم شبه افیونی است توضیح داده شده.


لطفا بفرمایید مباحث انسان شناسی و ضرورت شناخت انسان که در کنگره مطرح شده چه رابطه ای با درمان اعتیاد دارد؟
 
در واقع حلقه گم شده درمان تو همین موضوعه ، همه جا همینجوریه که به دلیل نشناختن انسان خیلی مواقع مسئله را درست تشخیص نمیدیم و در واقع مسئله را چیز دیگری طرح میکنیم و به پاسخی غیر از اون سوالی که در ماهیت اصلی  به دنبالش هستیم میرسیم.
کنگره انسان به دو بخش صور پنهان و  آشکار تقسیم شده از طرفی در جهان بینی در رابطه با انسان و مواد مخدر این دو به هم وصلند، یعنی مواد مخدر از یکطرف و انسان از یکطرف و اگر من ناصر نتوانم از انسان مخصوصا در صور پنهان شناخت پیدا کنم هیچ وقت نمیتوانم به اون حلقه گم شده درمان اعتیاد دست پیدا کنم ، در کنگره در مورد اعتیاد میگوییم که انسان با مواد مخدر ازدواج کرده و یک فرزند نا خلفی به نام اعتیاد به وجود آمده وما با این سرو کار داریم و نمیتوانیم بدون شناخت انسان برای درمان اقدام کنیم اصلا قادر نیستیم . کما اینکه تمام دنیا هنوز موندن تو این قضیه درمان به خاطر اینکه بخش اصلی شناخت انسان هنوز به نتیجه نرسیده.

با توجه به اینکه هدف در سفر دوم رسیدن به خود میباشد لطفا بفرمایید منظور از خود چیست و چگونه و با چه ابزاری در این مسیر باید حرکت کرد؟
خب ما در نوشتار هامون داریم که برای رهایی از اعتیاد دو سفر الزامیست، سفر اول از مصرف مواد مخدر تا قطع آن و سفر دوم از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود، ببینید موضوع اول میگه برای رهایی ، یعنی من برای اینکه رها بشم الزامیه لذا موضوع شناخت خود اینجا نمود پیدا میکنه و نقش کلیدی بازی میکنه و اگر قرار باشه من رو شناخت خودم کار نکنم در واقع رهایی صورت نگرفته.
 این خود اینجا اینطوری مفهوم پیدا میکنه که توانایی ظرفیت ها و پتانسیل هایی که یک انسان داره آن خود است و رسیدن به خود وقتی صورت میپذیره که حساب انسان نه تنها با مواد مخدر تمام باشد بلکه مثلث درمان، جسم ،جهان بینی و روان را باید تکمیل و به تعادل برسد.
در مورد ابزار آن هم برای سفر دوم مهمترین ابزار جهان بینی است تا جهان بینی من درست نشه من آن ظرفیت لازم را پیدا نخواهم کرد تا در مواجهه با کوچکترین موضوعاتی که در زندگی من با آن مواجه میشم درست برخورد کنم. لذا این موضوعات کوچک مثل رابطه با همکارها یا خانواده یا سر یک چهار راه ،منظور همین موضوعات کوچک من رو در گیر میکند و هنوز روان من درگیر خواهد ماند و نتوانسته ام از جهان بینی استفاده کنم و به شناخت خود نرسیده ام ، پس هنوز رهایی صورت نگرفته و موقعی در من ظرفیت ایجاد خواهد شد که بتوانم به درستی در مواجهه با این موضوعات برخورد کنم و از آنها گذر کنم .

تجربه شما از تاثیر خدمت بر احیای تخریب ها و پیدا کردن گره های روان و درست کردن آنها چه بوده و مشخصا کمک راهنما بودن چه تاثیری روی زندگی فردی و اجتماعی شما داشته؟

خیلی سوال خوب و با فکریست ایست، من معتقدم که این خدمت به خودم هست در جهت بالا بردن پتانسیل و ظرفیت های خودم که تو موضوع جهان بینی و روان و رسیدن به خود در سوال قبلی عرض کردم ، خدمت های قبلی و کمک راهنمایی من رو در مرتبه ای از آموزش قرار داده، همیشه ممنون آقاب مهندس و کنگره بودم که این بستر رو فراهم کردند که من بتوانم در آن آموزش ببینم.
معتقدم رهجو که حالا اگر حالش خرابه و یا به هر شکلی دیگری، او به عنوان معلم میاد تا من رو پخته کنه و من رو پرورش بده،
در موضوع خدمت در واقع خدمت رکن اساسی پرورش چیزهاییست که آدم یاد گرفته، مثلا من وقتی فوت و فن یک کاری رو یاد گرفتم مثلا رانندگی، به صرف گرفتن گواهینامه رانندگی که راننده نمیشم موضوع کمک راهنمایی هم اینجوریه هر موقع پشت فرمون به موضوعات مختلف رانندگی مواجه شدم و با یک ورود ممنوع مواجه شدم یا یک جا یکی پیچید جلوم  یا تو جاده های مختلف رانندگی کردم پرورش پیدا میکنم رانندگی رو مثال زدم چون ملموس و قابل درک هست ، وگرنه خدمت باعث میشه هر آموزشی که آدم میگیره این آموزش پرورش داده بشه.



در مورد رابطه راهنما و رهجو لطفا بفرمایید چگونه باید باشه؟

ما در کنگره اعتقاد داریم که رهجو اگر زیاد به راهنمای خودش نزدیک بشه میسوزه اگر هم زیاد دور بشه یخ میزنه باید این رابطه رابطه مربی و شاکرد باقی بماند و اینکونه هم هست، من که راهنما هستم اگر به هر جایگاهی هم برسم راهنمای من حکم استاد و مربی من رو داره .

لطفا در مورد مفهوم تعادل توضیح بدید این تعادل مورد نظر کنگره چیست؟ چه وقت حاصل میشه و چگونه باید به سمت آن حرکت کرد؟

یکی از چهارده اصل مبحث سم نزدایی اصل تعادل است و معتقدیم درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان ، تعادل ریشه در عدالت دارد یعنی هر چیزی سر جای خودش است،  تعادل یعنی دانستن اندازه ها و مقیاس ها و آن چیزی که در ماهیت اصلی هستی است نه آن چیزی که من ناصر میگم، چون من با چرتکه خودم حساب کتاب میکنم که این درسته یا غلطه ، و به اعتقاد من جایی آدم از تعادل خارج میشه که  اندازه ها را نمیداند ، اول باید یاد گرفت اندازه هارو مقیاس هارو و آن چیزی که در ماهیت هستی هست نه آن چیزی که او فکر میکند باید باشد، اگر در هر موضوعی به این شناخت رسیدم به تعادل رسیده ام وباید در هر موضوعی به تعادل رسید ،غذا خوردن ، روابط ، در مسئله رسیدن به خود تاثیر دارد و در هر موضوعی باید تعادل برقرار کنم . رکن اصلی تعادل دانستن اندازه هاست.

تجربه شما از راهنما بودن چه تاثیری روی زندگی شما گذاشته تا امروز؟

روز اول که به کنگره آمدم یا روز رهاییم تو فکر اینکه راهنما بشم نبودم ولی روز به روز هر چقدر تو مسئله خدمت و آموزش هر چقدر یاد گرفتم انگار که سیراب تر میشم پنداری خلاءی که در زندگی مدتها دنبالش بودم چون سال ها من تلاش کردم صاحب خونه و ماشین و ... بشم چون فکر میکردم اینها آرامش و آسایش برای من داشته باشه و در واقع بعد از سی سال تلاش و زحمت به طور نسبی صاحب اینها هم شدم ولی هنوز یک خلاء نسبی در وجود من بود و هنوز انگار یک چیز گم شده داشتم و در واقع در کنگره دریافتم که آرامش یک امر درونی است و آسایش یک امر بیرونی ،امر بیرونی یعنی خونه و ماشین و غیره یک امر بیرونیه که میتونه آسایش فراهم کنه اما اگر آن امر درونی مهیا نشده باشه نمیتونه، حتی اگر همه دنیا رو هم داشته باشی نمیتونی یک لحظه آرامش و قرار داشته باشی.
بحث تعادل اینجا خیلی نقش اساسی رو بازی میکنه، من در کنگره 60 این خلاء گم شده رو پیدا کردم، انگار رسیدم به سر چشمه و هر موقع که تشنه ام میشه آب بر میدارم میخورم.
انگار یک بانک گیرم اومده، چون یه تعبیری داریم که میگیم پول در بیرون معادل انرژی است در درون و کمک راهنمایی این رو برای من داشته که انگار یک بانک گیر من اومده که هر جا گیر کردم از این بانک برداشت کردم و رفتم مشکلم را حل کردم در واقع به من یک نگرش یا یک نوعی نگاه داده که مسائلی که قبلا مشکلات به حسابم میامد اصلا دیگه نیست و اصلا مسیر عوض شده و یک چیز های دیگری در مسیر من قرار گرفته نمیخواهم غلو کنم در مورد من واقعا این اتفاق افتاده و این از اعجاز کنگره 60 است.

پس میتونم نتیجه بگیرم که این آرامشی که فرمودید امریست درونی حاصل تغییر در نگرش و جهان بینی است؟

دقیقا بله بحث تعادل باید اتفاق بیفتد، شما اگر در گیر یکسری مسائل باشی در واقع اون درگیری ها حس شما رو آلوده کنه و حس وسیله دیدنه انگار چشم دل است ، لزوما هم نباید مصرف کننده باشد در مورد غیر مصرف کنندگان هم صادق است. این حس وقتی آلوده بشود انگار چشم دل بسته میشه و آدم وقتی میخواد حرکت درونی داشته باشه میخوره این ور اون ور میوفته تو چاله ،پاش میپیچه، میخوره زمین بلند میشه دوباره میوفته، چون نمیبینه جایی رو، بسته شده. در نتیجه تعادلش روز به روز بهم میریزه و همش در درون جنگ و گریز و قضاوت و کینه و ... این نمیتونه محصولش آرامش باشه، بذری که میتواند آرامش به ارمغان بیآره این جهان بینی و رسیدن به عمل سالمه که میتونه آرامش درونی رو به ارمغان بیاره .


از نظر  شما انسان آزاد کیه و مفهوم آزادی رو چطور تعربف میکنید؟

میتونم مثال حضرت حر رو بیارم که به عنوان یک آزاده ازش یاد شد و چرا آزاده؟ حضرت حر وقتی آب رو جلوی امام حسین بست خیلی امتیازات بهش دادن ثروت بهش دادن قدرت بهش دادن خیلی موضوعات بهش دادند ولی دست رد زد و رفت پیش حضرت و خواست که بخشیدده بشه، بخاطر اشتباهی که کرده. آزادگی اینجا به حضرت حر داده شد چون غالب شد بر نفس اماره.

به نظر من آزادگی یا آزاد مردی مفهوم واقعی اش در این موضوع نهفته که من تا رهایی از خواسته های نا معقول نفسم رو پرورش بدم. آزادی وقتی محقق میشه که من بتونم نفسم رو پرورش بدم تو هر موضوعی، نفس انسان چیزی نیست که بتواند آن را از خود بکند نفس مراتب داره و ابعاد گسترده ای دارد مثلا یکنفر اونقدری در نفس اماره هست که مثلا در مصرف مواد حرکتی خارج از برنامه DST و فرمان راهنما انجام بده یا یه دروغ بگه یکی هم هست که اونقدری تحت سیطره نفس اماره است که به خودش بمب ببنده بره تو مسجد خودش رو منفجر کنه یا سر بکی رو ببره ولی خلاصه رهایی از خواسته های نا معقول نفس با پررورش دانایی که قدرت تشخیص ماهیت خواسته ها در هر لباس و هر شکلی آزادگیست آزادگی پرورش نفس است رهایی از دام خواسته های نفس اماره است.


در آخر از اینکه با وبلاگ شعبه مصاحبه کردید ازتون ممنونم و به عنوان حرف آخر مطلبی که به کار ما تو سفر دوم یا سفر اول بیاد دارید بفرمایید.

 خیلی لطف میکنن کسانی که تو هر جایگاهی هستند صحبت های من رو میخونند و امیدوارم بتونه یه نقشی یه تاثیری داشته باشه  یه استفاده ای داشته باشه که از قبل اون بازم من یه چیزی ببرم، من بیشتر تو فکر منافع خودم هستم انسان اینجوریه دیگه و حرف آخرم اینه که تشکر میکنم از آقای مهندس از خانواده محترمشون، از کسانی که دارن خدمت میکنن. از این مهد و بستر از این دامنه آموزشی بهره ببرم من پنجاه سال از خدا عمر گرفتم و این 5_6 سالی که تو کنگره تو عمرم حساب نمیشه تو این 5_6 سال متوجه شدم زندگی یعنی چی و اینکه من چطوری باید با هستی مواحه بشم که ازش استفاده مفید ببرم همه رو دوست داشته باشم و پیام من برای کسانی که دارن این مصاحبه رو میخونن و عزیزان من در کنگره 60 اینه که قدر این کنگره 60 رو بدونن و من هیچ چیزی جز سپاس گذاری ندارم و نمیتونم داشته باشم چون همه جوره دارم از آن استفاده میکنم.متشکرم





پایان مصاحبه

از راهنمای بزرگوار آقا ناصر ، کمک راهنمای محترم لژیون سوم شعبه آکادمی سپاسگذاریم که با وبلاگ شعبه مصاحبه کردند. و برایشان آرزوی توفیق در ادامه خدماتشان داریم.

همچنین از شما که به این مصاحبه توجه کردید و به ما فرصت خدمت کردن میدهید سپاسگذاریم. مصاحبه بعدی وبلاگ آکادمی برای هفته آینده با کمک راهنمای محترم لژیون چهارم شعبه آقا مجید خواهد بود . از حسن توجه شما سپاسگذاریم.َ

مصاحبه کننده: مسافر امیر



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: