چند پرده از زندگی من در سفر دوم
یکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت 20:42 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهرسام | ( نظرات )


موقعیت‌هایی در زندگی انسان وجود دارند که خاطرات و تصاویر خاصی را برای انسان تداعی می‌نمایند ... قصد دارم در اینجا چند پرده از زندگی خود را در سفر دوم برایتان شرح دهم

با من همراه باشید


پرده اول : شوش و مولوی

برای انجام چند کار به کوچه‌پس‌کوچه‌های شوش و مولوی می‌روم در کنار خیابان معتادان آخر خطی را مشاهده می‌کنم که ردیف و در کنار هم نشسته‌اند و در حال مصرف هروئین و شیشه هستند . دست‌ها و چهره‌هایی پر از چرک و کثیف دارند  . ژولیده ، آشفته و ناامید هستند . نوری در چهره‌هایشان دیده نمی‌شود . گویی در جهنم به سر می‌برند و به‌واقع چه جهنمی بزرگ‌تر و عمیق‌تر از جهان اعتیاد برای انسان ! انسانی که هم می‌تواند به اعلی‌علیین برسد و هم می‌تواند به اسفل‌السافلین بدل گردد . گاهی با دیدن چنین صحنه‌هایی به خود نهیب می‌زنم که پسر ! حواست جمع باشد تو هم وقتی در مسیر اعتیاد گام برمی‌داشتی و در جهان اعتیاد به سر می‌بردی پتانسیل تبدیل‌شدن به چنین انسانهایی را ، بالقوه در خود داشتی و اگر لطف خداوند و کنگره۶۰ نبود معلوم نبود در چه وضعیتی بسر می‌بردی و در کدام ناکجاآبادی باحال نشئه یا خمار ؛ بی‌حال و بی‌رمق و بدون انرژی برای انجام کوچک‌ترین کارهایت در گوشه‌ای افتاده بودی ... خدایا شکرت که کنگره عشق و محبت را در مسیرم قراردادی و مرا به این راه سبز هدایت فرمودی .

 

پرده دوم : کنگره 60

در کنگره نشسته‌ام ... روز چهارشنبه است و مهندس عزیزم در حال صحبت در مورد دستور جلسه است ... مادر مهربان کنگره خانم آنی هم حضور دارند ... استاد امین هم در اتاق مهندس در حال صدور دستور قطع مصرف و رهایی مسافرانی است که سفر اول خود را با موفقیت به پایان رسانیده‌اند و چه لحظه باشکوهی است این لحظه ؛ لحظه رهایی یک انسان از جهان پر از ترس ، ظلمت ، تاریکی ، اضطراب و استرس اعتیاد ... انرژی عجیب و عظیمی در کنگره در جریان است و انرژی تک‌تک افراد از کوچک و بزرگ در کنار یکدیگر هم‌افزایی می‌کند ، دیدبانان و راهنمایان در جلسه حضور دارند و با عشق و محبتی وصف‌ناشدنی به سخنان پدر پرمهر خود باجان و دل گوش فرا می‌دهند ... چند کودک در انتهای سالن در حال بازی هستند و با شادی و شعف به بازیگوشی مشغول‌اند ولی کسی به کارشان کاری ندارد و به‌راستی چه محیط امنی دارد این کنگره ۶۰ ...

 

پرده سوم : تغییرات من !

در زمان اعتیاد و زمانی که در جهان تاریکی‌ها و ضد ارزش‌ها بودم بسیار تندخو ، خشن ، طلبکار ، حق‌به‌جانب ، ناآرام ، بی‌ادب و به‌طور خلاصه بگویم‌ مجموعه‌ای از رفتارهای ناشایست بودم ؛ در هنگام رانندگی با اتومبیل‌های اطراف خودسر ناسازگاری می‌گذاشتم ، راهشان را می‌بستم ، فحش و ناسزا می‌دادم ، می‌خواستم با رفتار ناشایست خود به دیگران درس ادب و رعایت قانون بدهم ، هرکسی با من برخورد داشت و به نحوی در ارتباط بود را بر اساس قیافه و ظاهرش تحلیل می‌کردم و به نتیجه دلخواه می‌رسیدم و با قضاوت جاهلانه خود حکم غلطی را در مورد ذات و سرشت و سرنوشت دیگران صادر می‌کردم و در رفتار و گفتارم و هر آنچه در خصوص فرد موردنظر به من ارتباط داشت اعمال می‌نمودم درحالی‌که از این مسئله حیاتی غافل و به آن جاهل و ناآگاه بودم که مشکل اصلی من در بسیاری از موارد خودم هستم که باید از میان برخیزم تا دیدگاه درستی نسبت به مسائل پیدا کنم ... خدا را شکر می‌کنم که با کنگره آشنا شدم و آداب معاشرت و رفتار اجتماعی را فراگرفتم گرچه در ابتدای راهم ولی دیگر باکی از آینده ندارم چراکه من تمام ستون‌های زندگی خویش را به ستون‌های محکم و انسانی کنگره بسته‌ام و ایمان‌دارم که با هیچ تکان که هیچ با هیچ زلزله‌ای دیگر ستون‌های زندگی من به این سادگی‌ها نخواهد لرزید ... در کنگره به‌صورت عملی آموختم که باید دیگران را دوست بدارم و در مورد هیچ‌کس به هیچ نحوی قضاوت نکنم ؛ یاد گرفتم که باید سرم به کار خودم باشد و به عبارتی دوربینم بروی خودم زوم باشد ...

 خدایا شکرت


تهیه و تنظیم : مسافر مهر سام ( لژیون 18 نمایندگی آکادمی )

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب، دل نوشته، مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرلیلا ازسلمان فارسی پنجشنبه 26 بهمن 1396 07:28
سلام و عرض خداقوت.بسیارعالی بود وجای تفکرداشت برایمان.
کجابودیم وکجاهستیم وبه کجاخواهیم رسید؟؟؟؟؟
احسان لژیون 18 یکشنبه 22 بهمن 1396 23:20
به به بسیار عالی بود.
این سه پرده از زندگی همه آنهایی است که به لطف خدا در مسیر کنگره قرار گرفته و عاشق شدند.
خدا رو شکر که چند قدم مانده به ته خط ، اذن صادر شد و من هم شاهد تغییرات زندگی خود هستم و هر روز صبح زندگیم را جشن می گیرم.
خدا قوت مهرسام عزیز.
ممنون آقا امیر راهنمای بزرگوار، آقای مهندس و تمام کنگره

مسافر حامد یکشنبه 22 بهمن 1396 21:58
سلام مهرسام جان خیلی خوب بود، موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: