کارگاه آموزشی عمومی روز پنجشنبه 1396/11/12
پنجشنبه 12 بهمن 1396 ساعت 18:38 | نوشته ‌شده به دست مهران مسافر مهران | ( نظرات )



هشتمین جلسه از دوره شصت وهفتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "OT" با استادی " کمک راهنمای محترم آقا هادی" و نگهبانی " مسافر سهند "  و دبیری " مسافر احمد "  ، و همچنین مراسم جشن تولد سومین سال رهایی آقا مجید رهجوی کمک راهنمای محترم آقای هادی را جشن گرفتیم، که در روز پنج‌شنبه مورخ 1396/11/12 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.






سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم. از نگهبان عزیز تشکر می‌کنم من نسبت به این دستور جلسه که این هفته با آن سرکار داریم خیلی تعصب‌دارم چون خودم خدمت کردن را از این جایگاه شروع کردم. خیلی خوشحالم در چنین دستور جلسه‌ای توفیق این خدمت نصیبم شد. خوب این در حقیقت یکی از آرزوهای بسیار بزرگ آقای مهندس بود وقتی‌که شنید این دارو برای درمان اعتیاد به ثبت رسید ایشان از شادی سجده شکر بجا آوردند. این اهمیت قضیه را نشان می‌دهد که خیلی عمل بزرگی انجام‌شده. قبل از سال 90 وقتی داروی OT  در دسترس نبود و تعداد رهایی‌ها هم این‌چنین نبود الآن رهایی‌ها 70 و 80 نفر در هفته می باشد. در آن موقع فکر نمی‌کنم هفته‌ای 5 و 6 تا رهایی بیشتر بود. چرا این OT  به این راحتی معرفی شد که یک‌دفعه در اختیار ما قرار گرفت. چون کنگره در جامعه جا افتاد و این بحث مفصلی دارد که تو سه و چهار دقیقه نمی‌توان توصیفش کرد. ولی به‌هرحال این زحمتی است که دیگر عزیزان کشیدن اما الآن داریم از آن استفاده می‌کنیم بقول معروف دیگران کاشتند و ما استفاده می‌کنیم و ما هم باید بکاریم تا دیگران استفاده کنند. دو تا عامل مهم باعث شد OT  در این مرحله قرار بگیرد. یکی نظم و دیگری ادب بود به‌این‌ترتیب کسانی که مراجعه می‌کردند در این مسیر بخوبی سفر می کردند. در پروتکلی که برای اولین بار برای مرکز مطالعات سیستم مواد مخدر انجام شد. گروهای دیگری به‌غیراز کنگره نیز بودند. از هر گروهی 30 و 40 نفرمعرفی می‌شدند می‌رفتند به آنجا که دارویشان را بگیرند. منظم‌ترین افراد، اعضای کنگره 60 بودند حالا وقت برای ذکر نام آن‌ها و یاد آوریشان نیست. کنگره 1000 نفر را به این مرکز معرفی کرد که نزدیک 740 نفرشان کاملاً از آن آمار سربلند بیرون آمدند و آن باعث شد که OT جا بیفتد. من هم خودم 3 سال در جایگاه OT خدمت کردم. من در تمام جایگاه خدمتی کنگره خدمت کردم؛ اما فکر می‌کنم هیچ جایگاهی پردردسر تر از  OT نیست؛ که با تازه‌واردین و سفر اولی‌ها سرکار دارد. سفر اولی که دارویش را به‌صورت قانونی در اختیارش می‌گذارند باید خیلی مواظب باشد که این دارو یک‌وقت از دسترس خارج نشود. این اتفاق قبلاً برای کنگره افتاده 4 و 5 ماه این دارو کم بود یا یکسری این دارو را نداشتند که وضع ناجوری بود و خیلی ریزش زیاد   شد که الآن باید قدرش را بدانیم. کاری نکنیم که  OT از دست ما خارج شود. من هفته OT را به خدمت گذارنOT  تبریک می‌گویم و وبرای‌شان آرزوی موفقیت می‌کنم؛ و در قسمت دوم جلسه تولد آقا مجید محترم است که فکر می‌کنم نیازی به معرفی کردن نداشته باشد به‌هرحال آقا مجید در جایگاه زیادی خدمت کرده. در آکادمی در جایگاه مرزبانی و نگهبانی و دبیری و مشاوره تازه‌واردین بوده‌اند. در جایگاه ورزش بانی در پارک طالقانی در جایگاه نگهبانی و دبیری در شعبه قشم خدمت کرد. به مدت 15 ماه با من هفته‌ای یکی دو بار آقا مجید و آقا شاهرخ باهم می‌رفتیم به همدان برای تأسیس شعبه ازنظر من واقعاً لایق این جشن است. به نظر من ره‌جویی است که واقعاً تلاش کرد که به خواسته‌هایش برسد مرزبان که بود از آقا مجید  گلایه و شکایت می‌شد. کسانی که شکایت می‌کردند خودشان  بروند درون خودشان جستجو کنند که در دوره خودشان که مرزبان بودند آیا همه را راضی نگه داشتند. می‌گویند اگر انسان بتواند همه را راضی نگه دارد یک جای کارش اشتباه است. اگر انسان بتواند همه را راضی نگهدارد قطعاً شکست می‌خورد. این‌که بتوانی اعتدال را حفظ کنی به نظر من آن جای تقدیر دارد. مجید بعد از سفر اولش یک مقدار از کنگره دور شد بعد دوباره آمد در چرخه قرار گرفت و روزبه‌روز بهتر شد. به مجید تبریک می‌گویم و امیدوارم که تنها خواسته آش که فکر کنم تشکیل لژیون باشد برسد و برایش آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم از خاطرات و تجربه دیگران در جلسه بتوانیم استفاده بکنیم متشکرم.



آرزوی مسافر مجید:

سلام دوستان مجید هستم مسافر من سال اول تولدم این آرزو، کردم . یعنی آرزوی قلبی من است که هر دوست عزیزی که وارد کنگره می شود، به قول آقای مهندس شکوفه های یاس هستند که این شکوفه ها تبدیل به گل یاس بشوند و در تمام عمرشان عطر و بو داشته باشند این آرزوی قلبی من است .





صحبتهای مسافر مجید:

خداوند را شاکرم که نزدیک چهار سال است حال خوش را تجربه می‌کنم. این امر میسر نمی‌شد جز اینکه وارد کنگره شدم و طبق قوانین کنگره و حرمت‌های کنگره رفتار کردم. فرمان‌بردار راهنمایم بودم که به حال خوش رسیدم. یکی از پایه‌های که من مجید و من ره‌جو را به حال خوش می‌رساند. شربت  OT در سفر اول هست چون یادم است در سال 92 اردیبهشت‌ماه وارد کنگره شدم. نزدیک سه ماه شربت می‌دادن وقتی‌که من وارد کنگره شدم؛ و شربت قطع شد و مجبور شدم با تریاک سفر کنم و نزدیک یک ماه با تریاک سفر کردم. همان جور که استاد فرمودند ویکی از بچه‌ها در مشارکتش حرف خوبی زد شربت  OT که کنگره می‌دهد با شربتی که بیرون می‌دهد خیلی فرق دارد. چون از موقع که راهنما در دفترچه می‌نویسد آن حس خوب پشت آن نوشتار است و وقتی فرد می‌رود  OT دوستانی که در OT  خدمت می‌کنند آن حس خوب را انتقال می‌دهند وقتی‌که  می‌رود کلینیک مسیر هم حس خوبش را انتقال می‌دهد به دارو که من مصرف می‌کنم چون اولین چیزی که کنگره به من یاد می‌دهد این است که این دارو برای نشئه خوری نیست. مواد مخدر هست، ولی داروی درمان می باشد. اگر این موضوع در ذهن من حل بشود 50% درمان من شکل می‌گیرد. اگر حل نشود همان‌طور که دوستان در مشارکت گفتند به‌عنوان نشئه خوری این دارو را استفاده می‌کنند حال خوب به دست نمی‌آورند و روز به ‌روز بدتر می‌شوند. پس فرق داروی که ما از کلینیک می‌گیریم با داروی که ما از فروشنده می‌گیریم از زمین تا آسمان است. همان جنس است ولی آن حسی که در آن داروست که به من می‌رسد از آن دسته‌ای است که از روی محبت همراه شده وگرنه فرق نمی‌کند. مواد مخدر مواد مخدر است، دیگر چه چیزی می‌شود که آن دارو  را  می‌خورم به من جواب می‌دهد ولی وقتی من دارو را آزاد می‌گیریم به من جواب نمی‌دهد فرقش در این است که یک تجربه کوتاه از سفرم می‌گویم شاید برای سفر اولی‌ها جالب باشد. من وقتی‌که وارد کنگره شدم روزی 11 و 12 گرم شیره می‌خوردم یعنی عین کشمش در جیبم بود می‌خوردم به‌غیراز آنکه می‌رفتم خانه این‌وآن می‌کشیدم؛ که این‌ها دست‌گرمی بود، یک یادی بکنم از آقای حامد اصفهانیان راهنمای من که ایشان رفتند بجای ایشان آقای هادی جایگزین ایشان شدند؛ که من ادامه سفرم با آقا هادی بودم تا رها شدم لژیون ما در نزدیکی قسمت صوتی بود. راهنمای من به من گفت مصرفت را کم کن، گفتم یعنی چه؟ راهنمایم گفتند چقدر مصرف می‌کنی؟ من میزان مصرفم را گفتم و ایشان گفتند آرام‌آرام کمش کن من 2 ماه می‌آمدم برنامه نمی‌گرفتم. به من می‌گفتند مصرفت را کم کردی من هم پیش خود می‌گفتم که ایشان متوجه نمی‌شود. می‌گفتم بله آقا کم کردم  و می‌آمدم سر لژیون چرت می‌زدم درست که نزدیک 2 ماه شد برگشت گفت دفترچه‌ات را بده به من دیدم نوشته است 3 تا 100 میلی‌گرم تریاک، پرسیدم چقدر است؟ ناخنش را نشان داد و گفت یک گندم بزار زیر این ناخن گفت آن‌قدر، گفتم آقا مگر می‌شود. گفت چرا نمی‌شود اگر بخواهی می‌شود. گفت مگر کم نکردی، بازهم دروغ گفتم. گفتم بله آقا کم کردم و ایشان می‌دانست که من یک ارزن از موادم را کم نکردم. گفت پس مسئله‌ای ندارد پس 3 روز این‌جور مصرف کن و بعد از  سه روز اضافه می‌کنم و درست می‌شود. من سه روز به حالت جنازه می‌رفتم به کنگره و برمی‌گشتم یعنی از خانه پیاده می‌رفتم به کنگره و پیاده برمی‌گشتم چرا؟ می‌گفتم یک‌ذره راه بروم تا بدنم خسته شود تا شب بتوانم 10 دقیقه بخوابم. حالا همسایه زیر طبقه من قاچاق فروش و خانه آن‌طرفی من هم قاچاق فروش است. وقتی‌که بساط راه می‌انداختند و بوی مواد بلند می‌شد آن موقع من هم‌دست و پا می‌زدم با سه دانه گندم روز چهارم جلوی نشریات گفت 200 میلی‌گرم، یعنی هر وعده انگار 10 و 15 گرم شیره کشیدم. این تجربه بود برای من که اگر می‌خواهی خوب شوی آن سه روز را تحمل‌کن خیلی‌ها هستند که می‌آیند و راهنما به آن‌ها می‌گوید این برنامه شما است و طرف می‌رود. اگر می‌خواهم خوب شوم به راهنمایم فقط باید بگویم چشم فقط بابت درمان اعتیادم، تابه‌حال خوش برسم. اگر آمدن‌هایم این است که سر خانواده‌ام را کلاه بگذارم این‌یک مسئله دیگری است. من هم‌سفر نداشتم ولی همه عزیزانی که اینجا نشسته‌اند هم‌سفر من هستند فرقی نمی‌کند سفر اولی یا تازه‌وارد یا سفر دومی یا راهنما یا دیده پان ما همه یک‌جور به هم وصل هستیم. کسانی که می‌آیند کنگره بیشتر اعضای کنگره را می‌بینند تا اعضای خانواده خودشان را و این سخن آقای مهندس است. پس یک انس و الفتی بین ما برقرار است همان جوری که وقتی حالمان خوب نیست برادر لژیونی یا برادر کنگره‌ایم می‌چسبد به من، من را دل‌داری می‌دهد تا حالم را خوب کند. چند روز پیش یکی از بچه‌ها به من گفت برای چه می‌آیی کنگره مگر حالت خوب نیست؟ گفتم چرا حالم خوب است اما در محیط بیرون حالم خوب نیست می‌آیم اینجا یک ساعت اینجا هستم تا از هیاهو و این‌جور مسائل دورباشم تا حال من خوب شود. چرا؟ چون همه اینجا با من هم حس هستند و حرف مرا می‌فهمند و متوجه می‌شوند. بیرون من حرف از کنگره می‌زنم کسی متوجه نمی‌شود ولی وقتی اینجا باهم صحبت می‌کنیم لذت می‌بریم از همدیگر، من از سفر اولی‌ها خیلی چیزها یاد گرفتم مخصوصاً در دوره مرزبانی در انتها از عزیزانی که منت گذاشتند در جشن تولد من شرکت کردند بی‌نهایت سپاس گذارم. اول صحبت‌هایم یادم رفت، هفته OT   را به همه خدمت گذاران OT چه در داخل شعبه چه در  OT مرکز هستند، تبریک صمیمانه خدمتتشان عرض می کنم.










مرزبان کشیک : آقا محمد امین

نگارنده و تنظیم وبلاگ : مسافر مهران و حامد از لژیون 8 آقا سامان






Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: