دلنوشته یک مسافر در مورد دستور جلسه کمک کنگره به من و کمک من به کنگره
چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت 20:51 | نوشته ‌شده به دست مسافر حامد | ( نظرات )


کمک کنگره به من و کمک من به کنگره
سلام مهدی هستم یک مسافر

كنگره برای من چه كرد و من برای كنگره چه...
اكنون هشت ما و سیزده روز است كه از سفر من می گذرد... 
تا قبل از ورودم به كنگره رویاها، خواسته ها و اهدافی معقول و نا معقول تمام وجود من را آنچنان فرا گرفته بودند كه جایی برای رسیدن به خویشتن خویشم باز نبود.
   همین رویاها من را به سمت مصرف دیوانه وار خمر ها كشاند. 
خمر مصرفیِ من ابزاری بود كه ارتباط من رو برای لحضه ای با صور آشكار و پنهان جهان قطع كند. 
تا فراموش كنم  ترس، خشم و نفرتی كه تمام وجودم رو فرا گرفته بود...  و تا رها بشم از درد و رنجی كه از ، بی تفاوتی، بی هودگی، بی احساسی می كشیدم...

این خمر به من توهم قدرت معرفت و جسارت می داد. و من تصور می كردم طنابیست تا من رو از عمق سیاهی بالا بكشه، اما اینگونه نبود فقط من رو به قهر سیاه چاله ای عمیق تر هدایت می كرد.
هشت سال گذشت و هشت سال من با جهانِ تاریك خَمرها در حال خداحافظی و سلامی اجباری بودم و امروز آخرین روز است و من دیگر مصرف نخواهم كرد این امید واهی برای من شده بود یه مشت  توی صورتم و هیچگاه نتونستم آخرین روز رو ببینم ترس تمام وجودم رو گرفته بود تفكر جاش رو داده بود به افكاری كه هیچ جای خالی نمی ذاشت كه كمی خودم رو ببینم همه چیز بیهوده بود احساسم خشك شده بود بوی مادر رو كلا فراموش كرده بودم، لمس كردن مادرم یه آرزو شده بود انگار تمام هستی دست به دست هم داده بودن كه من نتون از بزرگترین هدیه ای كه خدایم بهم داده بهرمند گردم، آوا و نوای مادرم رو دیگه نباید می شنیدم، و ترس ترس ترس تمام وجود من رو فرا گرفته، و من در اوج ناامیدی زیست  می كردم، نفرت بزرگترین همراه من بود. نفرت از خیابون انسانها و كشورم خواب رو ازم گرفته بود. هیچ چیز رو دوست نداشتم دیگه مواد رو هم دوست نداشتم مصرفم هر روز داشت بیشتر و بیشتر می شد و من تنها و تنهاتر می شدم، یك روز كه بیش از حد مصرف كرده بودم تصمیم گرفتم كه برم استخر و در مسیر مصرف كردم تا رسیدم و اونجا با همخوانی دعایی روبرو شدم كه تمام وجودم رو به لرزه در آورد. 
خداوندا ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم از هستی و نیستی خداوندا تاریكی ها رو تجربه نموده ایم ما را با روشنایی ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیك شویم و به مكانی برسیم كه از آنجا انشعاب یافته ایم
آمین
منقلب شدم اینان كه هستند. اینجا كجاست، در من چه  رخ داده است، صورتم خیس  شد. پاهای لرزانم لرزانتر شد. ایمان داشتم كه اینجا یك خبری هست نوری رو احساس می كردم، بخش ماجراجویی و جستجوگری وجودم كه تا كنون بهای سنگینی بابتش پرداخت كرده بودم فعال شد. اینجا كجاست، این آقا كی بود كه گفت سكوت می كنیم، چرا كنگره شصت این نام از كجا آمده، روزها می گذشت و من همچنان مصرف می كردم و بچه های كنگره رو زیر نظر داشتم و به آرامی داشتم از معرفتی كه درونشون شكل گرفته آگاه می شدم دیگه باهاشون دوست شده بودم و باهاشون دعا می خوندم من آگاه نبودم كه دارم مهمترین هدیه زندگیم رو دریافت می كنم ... 
و اما اكنون
و مهم اینجاست كه من هشت ماه و سیزده روز است كه به كنگره شصت پیوستم و سال نود و شش مهمترین سال زندگیه منِ دهه شصتی  و كنگره شصتی هست افتخار می كنم كه من هم عضو كنگره هستم 
می دونید چرا چون تعادل تعادل تعادل كلید حل تمام مشكلات من بود كه پیدا شد. من اكنون همه رو دوست دارم، هیچ خشم و نفرتی در درون من نیست، به درك عمیقی از هستی دست یافتم، بوی مادرم رو عمیقا حس می كنم تمام وجودم پر شده از محبت، ترسهایم به تعادل رسیدن، خانواده برای من جایگاه بالایی داره با مادر زندگی می كنم هر شب خونه ام كنگره تاثیر عمیقی بر زندگی من گذاشت، خیلی عمیق خیلی عمیق 
من زندگی رو دوست دارم من ماه هاست كه از سرگردانی رها شده ام، من از خدایم سپاسگذارم و از خدایم بینهایت سپاسگذارم، من از بنیان كنگره و خانواده محترمش و از راهنمای خودم آقا امیر، از داداش لژیونیهای  درجه یكم و از تمام اعضای كنگره بی نهایت سپاسگذارم و همیشه خودم رو مدیون می دونم...
من برای كنگره هیچ كاری نكردم و اگر من در كنگره هر خدمتی می كنم برای خودم دارم اینكار رو می كنم من برای كنگره هیچ كاری نمی تونم انجام بدم، هر كاری كه من می كنم برای خودم است و صادقانه بگم اگر كنگره برای من دستاوردی نداشته باشد یك روز هم نمی مانم پس هر كاری كه من می كنم برای خودم است و تمام نتایج آن خدمات را دیده ام که در کنگره مانده و ادامه می دهم.

مهدی هستم مسافری از لژیون هجدهم، آكادمی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: