کارگاه آموزشی عمومی روز پنجشنبه 1396/09/16
پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت 20:35 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهرسام | ( نظرات )


چهاردهمین جلسه از دوره شصت و ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه " بنیان کنگره 60 " با استادی " کمک راهنمای محترم آقا حامد " و نگهبانی " مسافر حامد "  و دبیری " مسافر احمد "  ، و همچنین مراسم جشن تولد سومین سال رهایی مسافر محمدرضا ، در روز پنج‌شنبه مورخ 1396/09/16 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد : 
سلام دوستان حامد هستم ؛ مسافر . ضمن تشکر از دبیر و نگهبان جلسه ؛ خدا را شکر می کنم که بار دیگر در جمع شما هستم و بار دیگر این فرصت در اختیار من قرار گرفت . دستور جلسه هفتگی بنیان کنگره ۶۰ است . این دستور جلسه باعث افتخار تک تک اعضای کنگره است . طبق دستور مهندس قرار است در این دستور جلسه قدیمی تر ها ، کمی در مورد روند شکل گیری کنگره و اینکه از کجا به کجا رسیدیم صحبت کنند . من تقریبا ۱۲ سال است که در کنگره ۶۰ هستم و اگه بخواهم از حال و روز آن زمان کنگره بگویم باید تاکید کنم که تقریبا آن موقع کنگره شبیه زندان بود ! به عبارت دیگر هرکسی پوستش کلفت تر بود ماندنی می شد و هر کس مقداری بیشتر حساس بود کنگره را ترک می کرد ‌. در آن زمان فضای کنگره اینگونه که در حال حاضر هست نبود ، آن موقع قوانین و نظم انظباط به صورتی که امروز جریان دارد وجود نداشت . در آن زمان فضای حاکم بر کنگره به صورت دیگری بود . کنگره روزهای عجیب و غریبی را پشت سر گذاشته تا امروز ، به این جایگاه رسیده است . پیشرفتی که کنگره ۶۰ داشته و جایگاهی که امروز به آن دست پیدا کرده است مدیون تدبیر ، امید ، اندیشه و تفکر بسیار بسیار عمیق و سایر ویژگی های خوب آقای مهندس می باشد . البته در این روند انسانهای بسیار دیگری هم همکاری کردند تا کنگره به جایگاه امروز دست پیدا کند .
چیزی که برای خود من بسیار مهم است و مرا بسیار به آینده امیدوار و در زندگی استوار می کند نگاه به گذشته و ۲۰ سال پیش کنگره است ؛ یعنی زمانیکه جناب مهندس یک نفری برای ایجاد کنگره اقدام کردند . در بسیاری از موارد وقتی من تصمیمی می گیرم ، با اولین نه شنیدن ، با اولین سرما و سختی بیخیال آن تصمیم می شوم و این واقعا جای تفکر دارد که آقای مهندس چگونه این فراز و نشیب ها را در زمانی که تنها بودند پشت سر گذاشتند . معروف است که گفته می شود مسیر حرکت در کنگره ، امروز مثل اتوبان صاف و علامتگذاری شده است درحالیکه در ابتدای حرکت از جاده خاکی هم بدتر بود و حتی شاید می بایست یک کوه را جا به جا کنند تا مسیر حرکت در کنگره باز شود ! حال سوال این است که یک انسان چقدر باید امیدوار باشد ، چقدر باید شاکر باشد ، چقدر باید متفکر باشد که بنیان گذار چنین مسیر و حرکتی شود . البته من این مطالب را نمی گویم که از بزرگی جناب مهندس گفته باشم چرا که بزرگی ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست ؛ بلکه گفتن این مطالب تاکیدی است برای خودم تا بدانم که من هم باید در زندگی خود ، در سفرم و در تمام کارهایی که به من ارتباط دارد این ویژگی ها را در خودم تقویت کنم . زمانی انسان کاری را برای خودش و موفقیت خود انجام می دهد ، زمانی برای موفقیت خانواده کاری را انجام می دهد ، زمانی دوستان و آشنایانش کاری را انجام می دهد ولی ... زمانی ... انسان کاری را انجام می دهد که برای تمامی انسانهای کره زمین ، گذشتگان ، آیندگان و کسانی که در حال حاضر زندگی می کنند مفید و مثمر ثمر است و این مسئله ای است که خاصیت و داستان دیگری دارد و حرف و حدیث دیگریست ! اتفاقی که در کنگره ۶۰ رخ داد و درمان اعتیاد کشف شد نتیجه نیت خالص انسانی بود که شاید بعدها معلوم شود که چه موضوع و پدیده عظیمی بوده است . من فکر می کنم که با این دستور جلسه همه ما باید به این مسئله فکر کنیم که چه وظیفه ای بر دوش ما هست و چطور باید از این امکاناتی که خداوند در اختیارمان قرار داده ، استفاده کنیم ، چطور از حضور راهنما ، مرزبانان ، دیده بانان و تمام مسئولینی که خدمت می کنند تا یک نفر آدم به رهایی از دام اعتیاد دست پیدا کند ؛ بهره مند شویم . باید تفکر کنیم که چگونه در انتقال این آموزش و حس خوب به انسانهای دیگر و زندگی های دیگر تلاش کنیم . امیدوارم که همه ما بتوانیم در این امر مهم موفق باشیم . در پایان صحبت هایم در مورد دستور جلسه تاکید می کنم که هر کسی که سی دی های آقای مهندس را بهتر و بیشتر گوش دهد و بکار ببندد ؛ به آقای مهندس نزدیکتر است . چراکه انسانها زمانی به هم نزدیک می شوند که خط فکری شان به هم نزدیک باشد . نزدیک بودن جسم های مادی به همدیگر زیاد مهم نیست . همانطور که جناب مهندس هم تاکید کردند که ارتباط ما بچه های کنگره از جسم فراتر است ، شاید ما اعضای خانواده خود را در طول سال چند بار بیشتر نبینیم ولی بچه های کنگره همدیگر را چند بار در هفته می بینند و در کنار هم هستند و زندگی می کنند ؛ پس اگر مایل هستم بیشتر به آقای مهندس نزدیک باشم باید سعی کنم بیشتر به خط فکری ایشان نزدیک شوم چرا اگر بتوانم مسائل و زندگی را آنطوری که آقای مهندس می بینند ، ببینم ؛ به نظرم بلیط خوشبختی من در آن روز کاملا برنده شده است .
و اما در مورد 《محمدرضا》 عزیز که امروز تولد سه سال رهائیش است ؛ طبیعتا هر کسی که به کنگره وارد می شود با یک روزگار بهم ریخته وارد کنگره می شود و محمدرضا هم از این قاعده مستثنی نبود . از نظر من بحث خدمت کردن بسیار مهم است ، انسانی که روزی در تاریکی قرار دارد و بعد بواسطه کمک کنگره ۶۰ و تمام عواملش از تاریکی خارج می شود و بعد احساس مسئولیت می کند در قبال اینکه باید کاری انجام بدهد ، مثل تمام اجزاء هستی که همه در حال انجام دادن یکسری کارها هستند ، و این موضوع بسیار ارزشمند است و یک نعمت بزرگ است و من پیام محمدرضا را فقط در مورد خدمت نوشتم چراکه اولا خدمت کردن به انسانهای دیگر بسیار بسیار مهم است و هر کس خدمت می کند خودش می داند که منظور من چیست ؛ دوما اینکه محمدرضا قبل از کنگره از شرایط مالی بسیار خوبی برخوردار بود ، در جزیره کیش زندگی می کرد و در آنجا برای خودش کسب و کاری داشته است و وقتی وارد کنگره شد طبیعتا دیگر آن اوضاع مالی را نداشت و اوضاعش بهم ریخته بود و چیزی که در این میان برای من‌بسیار مهم است این است که وقتی سفرش تمام شد و درمان شد بخاطر خدمت کردن نوع کارش را به گونه ای انتخاب کرد که بتواند به خدمت در کنگره بپردازد ؛ و این بسیار مهم‌و ارزشمند است . همان طور که آقای مهندس تاکید می کنند که وعده خداکند دروغ نیست ، اگر انسان به معنویات درستی دست پیدا کند قطعا مادیات هم به دنبال آن خواهند آمد و من مطمئنم برای محمدرضا هم این اتفاق رخ خواهد داد .
محمدرضا چندین سال است که دبیر لژیون است ، مرزبان پارک لاله ، نگهبان جلسات شنبه نمایندگی آکادمی و مشاور تازه واردین است و امیدوارم محمدرضا بتواند همواره خدمتگذار باقی بماند و در سایر مسایل و مراحل زندگی اش هم بتواند موفق باشد . من این تولد را به خودش ، بچه های لژیون ، تمام اعضای کنگره ۶۰‌ تبریک می گویم و ممنونم که به صحبت های من گوش سپردید .

آرزوی مسافر محمدرضا : 
《 آرزوی من در واقع هدف همه اعضای کنگره است و آن اینکه روزی کنگره جهانی بشود و این اتفاق زمانی رخ بدهد که من هم در کنگره باشم و اقتدار کنگره و اینکه تمام دنیا در مقابل روش درمانی کنگره سر تعظیم فرود آورده اند ، را مشاهده کنم 》
صحبتهای مسافر محمدرضا : 
خدا را شکر می کنم که آرزوی محال زندگی من امروز سه ساله شده است چراکه یک روزی این جزو محالات زندگی من بود که بتوانم از دنیای اعتیاد رها شوم . تخریب دوران اعتیاد من آنقدر زیاد بود که فکر می کردم که باید آنقدر مصرف کنم تا روزی بمیرم و از دنیا بروم و هرگز فکر نمی کردم که بتوانم از جهان اعتیاد رها بشوم و حتی یک روز را بدون مصرف مواد مخدر زندگی کنم و این اتفاق امروز سه ساله شده است و این مسئله به لطف بنیان کنگره و تفکر ایشان است ؛ چراکه راهی را که پیدا کردند ؛ برای خودشان نگاه نداشتند و در اخیار همه انسانها قرار دادند تا افراد گرفتاری مثل من که همه زندگی شان بخاطر افتادن در دام اعتیاد از دست رفته بود ؛ بتوانند دوباره به مسیر بازگردند و دوباره زندگی کنند . 
من می خواهم کمی از گذشته ام بگویم و اینکه اگر من امروز من اینجا هستم و سه سال از رهایی من می گذرد ، با تخریب بسیار بالایی وارد کنگره شدم . من در کیش کار می کردم و شرایط مالی خوبی داشتم ولی درگیر اعتیاد شدم و این اعتیاد آنقدر در زندگی من رخنه کرد که تمام کار و سرمایه ام را از دست دادم و به جایی رسیدم که حتی برای تهیه مواد مخدر مصرفی خودم گیر و گرفتار شدم . تخریب های اعتیاد آنقدر به من فشار آورد که من تمام دندان هایم را از دست دادم . قیافه ام کاملا تابلو شده بود . من به جایی رسیدم که ماموران مواد مخدر کیش کاملا مرا می شناختند و از اعتیادم خبر داشتند و چندان کاری به کارم نداشتند و اگر با مقدار مشخصی مواد مخدر که مصرف روزانه ام بود ، مرا می گرفتند ، دستگیرم نمی کردند ! و این در واقع برای من یک فاجعه بود و این نشان می دهد که انسان می تواند چقدر در تاریکی سقوط کند تا جایی که حتی ماموران مواد مخدر هم از او قطع امید می کنند . 
خدا را شکر که با کنگره آشنا شدم و حتی دیگر برای تعیین تکلیف وسایل خانه ام هم به کیش باز نگشتم . زندگی من کاملا مملو از ترس ، نا امیدی و یاس بود و روزهای اول در کنگره به درمان و رهایی از اعتیاد باور نداشتم ولی بعد از مدتی دریافتم تنها جائیکه می توانم در آن ؛ درمان شوم و از دامن اعتیاد رها گردم فقط کنگره است و خدا را شکر که این اتفاق رخ داد . من با تمام وجودم می خواستم که درمان شوم و توانستم این خواسته را عملی کنم . راهنمای بزرگوارم اگر نبودند این اتفاق رخ نمی داد و آن خواسته بارور نمی شد ، ایشان خیلی به من کمک کردند و راه را به من نشان دادند . امروز با همه چیزهایی که بخاطر اعتیاد از دست داده ام ، با این حال خدا را شکر می کنم که به دنیای اعتیاد وارد شدم تا با کنگره آشنا شوم چرا که من اگر حتی مصرف کننده هم نبودم با این‌حال روش زندگی کردن را بلد نبودم . شاید امروز از نظر مالی در آن سطح قبلی نباشم و شرایط سخت تری نسبت به قبل داشته باشم ، ولی حالم کاملا خوب است و می دانم که می توانم از پس دغدغه ها و نگرانی هایم بر بیایم و این بخاطر آموزش های کنگره است که راه و روش زندگی را به من یاد داد . من در این جشن خوشحالی تولدم را با بقیه به اشتراک می گذارم و به تازه واردان و کسانی که به درمان خود شک دارند ، تاکید می کنم که آنها هم می توانند روزی این جایگاه را تجربه نمایند و به درمان و تعادل برسند . تولدها نمونه ها و اسناد بی نقص بودن روش درمانی کنگره هستند . خدا را شکر که امروز در کنگره هستم و می توانم خدمت کنم . البته من از راهنمای عزیزم یاد گرفته ام که باید خدمت کنم . خدمت کردن حال مرا خوب می کند و به زندگی ام کمک می کند و زندگی فقط قسمت مادیات آن نیست بلکه معنویات بخش مهمی از زندگی را تشکیل می دهند و بواسطه خدمت کردن در کنگره حال معنویات زندگی من خوب می شود و به آرامش می رسم و اینها همه به برکت کنگره و بنیان آن است . 
در پایان از راهنمای عزیزم آقا حامد ، برادر لژیونی هایم چه سفر اولی و چه سفر دومی و از همه شرکت کنندگان در این مراسم جشن تشکر می کنم .
مرزبان کشیک: آقا محمد امین
خدمتگذار وبلاگ : مسافر مهرسام از لژیون18

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران، تولدها، اخبار داخلی کنگره60،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر هادی دوشنبه 27 آذر 1396 21:46
باتبریک رهایی مسافر عزیز و ارزوی رهایی همه سفر اولی ها
خدا قوت
همسفر هادی دوشنبه 27 آذر 1396 21:31
باتبریک رهایی مسافر عزیز و ارزوی رهایی همه سفر اولی ها
خدا قوت
همسفر هادی دوشنبه 27 آذر 1396 19:48
باتبریک رهایی مسافر عزیز و ارزوی رهایی همه سفر اولی ها
خدا قوت
همسفر هادی دوشنبه 27 آذر 1396 19:48
باتبریک رهایی مسافر عزیز و ارزوی رهایی همه سفر اولی ها
خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو