یادداشتهای یک مسافر - تاثیر سی دی های آموزشی بر من
یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 10:44 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهرسام | ( نظرات )

یکی از دلایل موفقیت کنگره ارائه آموزش‌های منظم و مداوم به‌صورت هفتگی است که در لژیون‌ها از زوایای مختلف و دیدگاه‌های متفاوت موردبررسی قرار می‌گیرند و مهم‌تر آنکه جناب مهندس و استاد امین به‌عنوان منابع اصلی ارائه این آموزش‌ها خود به آموزه‌هایی که ارائه می‌دهند پایبند هستند و مجری اول آن‌ها ، خودشان می‌باشند و این دلیل اصلی فراگیر شدن و تأثیرگذار بودن آموزش‌های کنگره است

جناب مهندس دانشگاهی تأسیس کرده‌اند که در آن افرادی که عموماً از درس و دانشگاه گریزان بوده‌اند دو هم جمع شده و به تحصیل می‌پردازند

جناب مهندس محفلی فراهم آورده‌اند که در آن به افرادی که سال‌ها در زندگی ، به خود رنج و عدم آرامش را تزریق کرده‌اند ؛ تعادل ، صلح و آرامش هدیه داده می‌شود ... مهندس عزیز متشکریم 

به‌عنوان یک فرد مصرف‌کننده ، همواره انسانی فاقد تعادل ، عصبی ، تندخو و تندمزاج ، غیرقابل‌پیش‌بینی ، پرخاشگر بودم

هیچ انتقادی نزد من پذیرفته نبود ، همواره و همگان می‌بایست مرا تائید می‌نمودند تا از تیغ رفتارهای غیرقابل‌کنترل من در امان باشند ... 

بارها در خیابان به دلیل اینکه ماشینی ناگهان جلوی ماشینم پیچیده بود دعوا و کتک‌کاری راه انداختم ، همواره به روش و نحوه رانندگی دیگران اعتراض داشتم و فکر می‌کردم بهترین رانندگی توسط من صورت می‌گیرد . اگر کسی در هنگام رانندگی حرکتی انجام می‌داد که ازنظر من اشتباه و نادرست بود حداقل کاری که در قبالش انجام می‌دادم این بود که شیشه ماشین را پائین می‌کشیدم و با القاب بسیار زشت و زننده او را مورد خطاب قرار می‌دادم !!! هیچ‌گاه تحمل ترافیک را نداشتم و آن‌قدر در هنگامی‌که با ترافیک مواجه می‌شدم به زمین و زمان ناسزا می‌گفتم که اطرافیانم تا در اتومبیل حضور داشتند از اینکه با من همسفر شده‌اند پشیمان می‌شدند و دچار اضطراب و نگرانی می‌گردیدند ... حال امروز به لطف کنگره و آموزش‌های ناب آن‌من در هنگام رانندگی به‌مراتب آرام‌تر و موقرتر هستم ، به کسی توهین نمی‌کنم ، از شیشه اتومبیل زباله‌هایم را به بیرون پرتاب نمی‌کنم تا جایی که برای اتومبیلم سطل زباله‌ای تهیه‌کرده‌ام ! درحالی‌که قبلاً اعتقاد داشتم وظیفه دولت و شهرداری است که زباله‌هایی را که از اتومبیلم به بیرون پرتاب کرده‌ام را جمع‌آوری نماید !!! ، دیگر به ترافیک به‌عنوان یک پدیده طبیعی در شهرهای بزرگ نگاه می‌کنم و در هنگام ترافیک به موزیک گوش می‌دهم یا باهم‌سفرانم صحبت می‌کنم

سوءظن ؛ یکی از یاران همیشگی من بود . همیشه به همه بی‌اعتماد بودم حتی اگر در حقم خوبی انجام می‌دادند با چشم بی‌اعتمادی به آن‌کسی که خدمتی در حقم روا شده بود می‌نگریستم . یکی از شعارهای همیشگی من این بود « همه دزد ، حقه‌باز ، نامرد و خلاف‌کار هستند ، مگر اینکه خلافش ثابت شود !! » و ازنظر من هیچ فردی نبود که بتواند از این غربال عبور کند . همواره به خویشاوندان و بستگانم بادید منفی می‌نگریستم ، همواره در ذهنم این بود که اگر کسی کاری برایم انجام می‌دهد یا خواسته‌ای در قبال آن دارد و یا اینکه می‌خواهد مرا ناتوان و عاجز جلوه بدهد و این نوع از جهان‌بینی و بینش بود که آرامش را از من ربوده بود ... وقتی به رختخواب می‌رفتم و می‌خواستم استراحت کنم تازه اول بیچارگی‌های من بود ، افکار ناراحت‌کننده‌ای به سراغم می‌آمد ، کوچک‌ترین حرکات و واکنش‌های افراد را به زیر دره بین می‌بردم و آن‌ها را در ذهنم تحلیل می‌کردم و جالب اینکه تمام این تحلیل‌ها به اینجا ختم می‌شد که دیگران می‌خواهند علیه من اقداماتی را صورت بدهند ، دیگران می‌خواهند مرا خوار و خفیف کنند و ... حال امروز به شکرانه حضورم در کنگره عشق ، جهان‌بینی من کاملاً متحول گردیده است دیگر رفتارهای دیگران را کنترل و تحلیل نمی‌کنم ، اگر کسی کاری در حقم انجام داد آن‌ها را با خوشحالی می‌پذیرم و این اقدام را ناشی از محبت و منش والای آن فرد می‌دانم و درصورتی‌که کسی کاری از دستش ساخته باشد ولی در حقم روا ندارد بازهم من ناراحت نمی‌شوم چراکه در کنگره آموزش گرفته‌ام که دیگران وظیفه‌ای در قبال مسائل و مشکلات من ندارند و من باید خود از مسائل و مشکلاتم عبور کنم . دیگر به اطرافیانم با سوءظن نگاه نمی‌کنم بلکه بادید مثبت و مهربانی اطرافیانم را موردتوجه قرار می‌دهم و جالب اینکه این نوع از نگرش بیشتر از همه برای خود من مفید بوده و برایم آرامشی وصف‌ناشدنی را به همراه آورده است

طلبکار بودن ؛ یکی از خصوصیات اصلی یک فرد مصرف‌کننده است . من همواره از همه طلبکار بودم ، اگر در صف نانوایی بودم فکر می‌کردم من باید خارج از صف نانوایی نان خود را تهیه کنم چراکه من بسیار انسان پرمشغله‌ای هستم ، فکر می‌کردم همه اطرافیانم باید بسیج شوند تا من را یاری نمایند تا به کارهای روزانه خود رسیدگی کنم . اگر کسی به هر دلیل از انجام کارهایی که از او توقع داشتم برایم انجام بدهد ، شانه خالی می‌کرد ، روزگارش را سیاه می‌کردم !!به بیان بهتر فکر می‌کردم فلسفه خلقت اطرافیانم مانند پدر و مادر ، برادر و خواهر و همسر و ... این است که به من در رتق‌وفتق امورات زندگی یاری دهند گویی دیگران هیچ کاری ندارند جز اینکه دست‌به‌سینه به انتظار فرمان‌ها من منتظر باشند !!! خدا رو شکر که در مسیر زندگی‌ام با محفل آرامش و تعادل یعنی کنگره آشنا گردیدم و در پرتو آموزه‌های مهندس بزرگوار و استاد امین ، دیدبانان و راهنمایان کنگره روش بهتر و صحیح‌تر زندگی کردن را برای دستیابی به صلح ، آرامش و تعادل را فراگرفتم

به لطف کنگره و آموزش‌هایش ، امروز من تعریف جدیدی از تفریح و سرگرمی پیداکرده‌ام . قبلاً من فکر می‌کردم بهترین و سالم‌ترین تفریح دنیا برای من مصرف مواد مخدر است ، سفر رفتن بدون مصرف مواد مخدر و دخانیات برای من کاملاً بی‌معنی بود و اصولاً زندگی بدون سیگار و مواد مخدر را کاری عبث و بیهوده می‌پنداشتم !! اگر استخر می‌رفتم حتماً باید نشئه می‌بودم و تازه در داخل استخر کلی پلیس‌بازی داشتم که باید حتماً سیگار می‌کشیدم ، اگر خانواده را برای خرید کردن می‌بردم باید حتماً قبل از خرید و بعدازآن مواد مخدر مصرف می‌کردم و در هنگام خرید نیز به‌دفعات متعدد خانواده خود را برای مصرف سیگار ترک کرده و تنها می‌گذاشتم ؛ دوستانم را به‌گونه‌ای انتخاب می‌کردم که با آن‌ها یا مواد مخدر مصرف کنم و یا حداقل دورهم سیگار و یا قلیانی دود کنیم ؛ اصولاً سیگار و قلیان پایه ثابت محافل دوستانه‌ای بود که من در آن‌ها عضو بودم ؛ رانندگی بدون سیگار برای من کاری بسیار عذاب‌آور بود و درحالی‌که اگر سیگارم را تأمین می‌کردید تا بندرعباس رانندگی می‌کردم و نخ به نخ و پشت‌هم سیگار می‌کشیدم ، هوای بارانی و مه‌آلود برای من با کشیدن تعداد زیادی سیگار مترادف بود و این را برای خود لذتی وصف‌ناشدنی می‌دانستم ... امروز به لطف کنگره دریافته‌ام که بهترین تفریح در کنار خانواده و دوستان سالم وقت گذراندن و در کنار آن‌ها و باهم شاد بودن است ، امروز می‌دانم که استخر رفتن بدون دخانیات است که لذت‌بخش و سلامت آور است ؛ امروز لحظه‌شماری می‌کنم که در هوای زمستانی و سرد و بارانی و مه‌آلود در پارکی پر از درخت و بدون دخانیات قدم بزنم ، امروز با خانواده‌ام به خرید و تفریح می‌روم و از در کنار آن‌ها بودن خمر درونی‌ام به طرز محسوسی افزایش پیدا می‌کند و دیگر دنبال بهانه‌ای نیستم که از آن‌ها جدا شوم و سیگار مصرف نمایمبه لطف کنگره و آموزش‌هایش ، امروز دوستان و افرادی که با آن‌ها ارتباط دارم دیگر از میان مصرف‌کنندگان مواد مخدر نیستند . قبلاً تمام دوستان خود را به‌گونه‌ای انتخاب و گزینش می‌نمودم که بتوانم در کنار آن‌ها ضمن مصرف مواد مخدر و سیگار وقت بگذرانم ولی امروز دیگر چنین نیست

به لطف کنگره و آموزش‌های نابش من امروز بسیار مؤدب‌تر از قبل شده‌ام درگذشته یکی از خصوصیات اخلاقی و رفتاری من این بود که بسیار بد و بی‌ادبانه صحبت می‌کردم و جالب اینکه این نوع از رفتار را برای خودم یک ارزش و یک کلاس کاری و متد خاص قلمداد می‌کردم !! امروز که فکر می‌کنم به آن روزهای خودم واقعاً شرمسار می‌شوم از نوع الفاظی که به‌صورت عادی و روزانه بر زبان من جاری می‌گردید . امروز وقتی فردی را می‌بینم که از این نوع الفاظ بکار می‌برد به یاد خودم می‌افتم و تصور می‌کنم که چه افرادی من را در این حالت دیده‌اند و با تعجب به من نگاه کرده‌اند . وقتی گفته می‌شود که مواد مخدر بروی شخصیت انسان پرده و حجاب ایجاد می‌کند این حقیقتی انکارناپذیر است چراکه واقعاً در آن روزها من متوجه نوع و روش رفتار وزندگی خود نبودم و جالب آنکه فکر می‌کردم بهترین و استانداردترین نوع رفتار و کردار از آن‌من است

نگارنده : مسافر مهرسام لژیون 18 نمایندگی آکادمی

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب، دل نوشته، مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: