گیرنده من بروی چه امواجی تنظیم است ؟
دوشنبه 3 مهر 1396 ساعت 07:30 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهرسام | ( نظرات )

به این موضوع فکر می کنم که در زندگی روزمره ، زیبایی‌ها را می‌نگرم یا زشتی‌ها را ؟

در اعمال و رفتار دیگران ، صحت رفتارشان را می‌جویم و آنچه درست است را بیان و تحسین می‌کنم یا هرچه خوبی در اعمال دیگران وجود دارد را نمی‌بینم و به دنبال معایب می‌گردم تا آن‌ها را بیان کنم ؟

خواستار شنیدن کلام حق هستم یا هرچه به نفع من باشد را می‌بینم و می‌پسندم ؟ یا به فرموده خالق : « هل ینظر الانسان الا ما طعاما » آیا انسان به آنچه می‌خورد نگاه می‌کند ؟! در آنچه می‌خورید و می‌آشامید تأمل می‌کنید که مفید است یا هرچه باشد فرقی ندارد ؟!

در زندگی روزمره و انجام کارهای روزانه ، مطابق فرامین الهی و دستورات قدرت مطلق عمل می‌کنم یا نقض فرمان می‌کنم ؟

خواست خود برایم مهم‌تر است یا خالق و مخلوقات دیگر ؟! تصور می‌کنم من به دور عالم می‌چرخم یا عالم به دور من می‌چرخم ؟

فقط دیگران باید دل من را به دست بیاورند یا به دنبال رضایت دل دیگران هستم ؟

من بیشتر زشتی‌ها ، ایرادها و معایب را می‌دیدیم . کمبودها ، کاستی‌ها ، ازدست‌رفته‌ها ، هرچه بیهوده و باطل و نابودکننده بود را خواستار بودم . به زبان دنبال حق می‌گشتم و خود را با حق یا باخدا می‌دانستم و دیگران را باطل و از خدا بی‌خبر می‌دانستم . اگر عیبی بود ، آن را متوجه کل سیستم کائنات و همه جامعه می‌پنداشتم .

به‌طور مثال : وقتی مواد مخدر مصرف می‌کردم ، می‌گفتم همه مصرف‌کننده مواد مخدر هستند یا همه را مأمور می‌پنداشتم درحالی‌که من کارم فقط با این دو گروه بود و غیر از آن‌ها را نمی‌دیدم و یا با غیر از آن‌ها کاری نداشتم . با دیدن چاله و دست‌انداز شهرداری را دزد و از زیر کار دررو خطاب می‌کردم و بروی دیوارهای شهر اگر منظره زیبایی هم بود ، من تنها ترک‌های دیوار را می‌دیدم . خودم درست‌کار نمی‌کردم و از زیر کار درمی‌رفتم و همه را این‌گونه می‌دیدم .  

با ورود به کنگره 60 فهمیدم که مقصر من هستم ؛ من خواستار این زندگی هستم ، آنچه که من از دنیا درک می‌کنم با حقیقت دنیا متفاوت است و یا می‌توان گفت من همه‌چیز را نمی‌دیدم و یا نمی‌خواستم ببینم .

دیش (گیرنده) من تنظیم نیست که این‌همه زشتی را می‌بینم و دنبال می‌کنم ؛ آموزش‌هایم غلط بوده و یا اینکه من به‌درستی تن به آموزش نداده‌ام که به عیب‌یابی ماهر تبدیل‌شده‌ام . دیش (گیرنده) من تنظیم نیست که رو به خواسته‌های نامعقول آورده‌ام ؛ ولی اگر این را فهمیدم باید خواستار تغییر جهت دیش (گیرنده) خودم شوم وگرنه همین آش است و همین کاسه ! و تا من نخواهم و نتوانم کسی دیش (گیرنده) مرا تنظیم نخواهد کرد . اگر دیش (گیرنده) تنظیم شود ، این‌همه فرکانس‌های ضد ارزشی و مخرب و بازدارنده را دریافت نخواهم کرد . دیش (گیرنده) را به سمت نیروهای اهریمنی چرخانده‌ام و انتظار دارم حال خوش نصیبم شود ؛ می‌خواهم همه مرا با حق و جویای حقیقت بدانند و به دنبال رحمت و مغفرت خالق می‌گردم ! همه را مقصر و خود را بی‌تقصیر می‌دانم ، خود را دانا و دیگران را جاهل می‌شمارم ! همه از چشم من عیب دارند و من گل بی‌عیب هستم ! خواسته‌های نامعقول خود را معقول و خواسته‌های معقول دیگران را نامعقول می‌پندارم ! دروغ خود را راست و راست دیگران را دروغ جلوه می‌دهم درحالی‌که این من هستم که دیش (گیرنده) خود را چرخانیده و در جهت غلطی قرار داده‌ام .

اگر کسانی باشند که جهت دیش (گیرنده) آن‌ها نیز غلط باشد را نباید معیار قرار بدهم و این دلیل برای ماندن در جهت غلط نمی‌شود . اگر خواستار تغییر جهت دیش (گیرنده) باشم ، باید تسلیم امر تغییر شوم و باید بهای تغییرات را بپردازم که خود نمی‌توانم جهت را بیابم و تلاش به‌تنهایی فقط بهای تغییر جهت را بالا خواهد برد و بیشتر خواهد کرد و زمان گران‌بها از دست خواهد رفت . اگر من جهت‌های درست را می‌شناختم که تغییر جهت نمی‌دادم . این کار نیاز به تخصص دارد که این تنظیمات و تنظیمات دیگری را که در ادامه بررسی خواهیم کرد ؛ نیاز به یک بلد راه دارد که در کنگره 60 «راهنما» نامیده می‌شود .

«راهنما» متخصصی است که به‌راستی و الحق خوب تنظیمات و به‌روزرسانی‌ها را آموخته و انتقال می‌دهد . او تنظیمات باند را می‌داند و با انواع نویزها ( هوس‌ها و وسوسه‌ها) آشناست و ما را تا آنجا که بخواهیم ارتقاء می‌دهد تا بتوانیم قوی‌ترین فرکانس‌ها و امواج مثبت و سازنده ( خواسته‌های معقول و الهی ) را دریافت کنیم.

دیش در وجود انسان همان «حس» است که به‌واسطه آن‌ها جهان و جهان‌های دیگر را درک می‌کنیم . حس‌های ما اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند و به مرکز فرماندهی که همان عقل است ارائه می‌دهند . تصمیم‌گیری درست عقل ، وابسته به اطلاعات صحیحی است که از حس دریافت می‌کند . چرخش و در جهت صحیح قرار گرفتن دیش (گیرنده) در وجود ما ؛ به‌واسطه جهان‌بینی صورت می‌گیرد . باید امید که همان سیگنالی است که زندگی ما را می‌سازد ، را دریافت نماییم و بتوانیم زیبایی‌ها را دیده و دنبال کنیم . البته سوای امید ، حس‌های ما سیگنال‌های بسیاری را دریافت می‌کنند .

جهان‌بینی ابزارهای بسیاری را در اختیارمان قرار می‌دهد ؛ ما به‌وسیله جهان‌بینی در مجاورت با هرچه که تأثیر منفی و مخرب دارد و فضا و مکان و شرایط نامطلوب ؛ دریافت ، برداشت ، ادراک و احساس فرکانس‌های ضد ارزشی مصون می‌مانیم.

تزکیه و پالایش ما را به‌روزرسانی می‌کند و سبب ارتقائمان می‌گردد همچنین در وضعیت جایگاه ما هم‌تغییر روی می‌دهد . گویی که زیادشدن گنجایش و ظرفیت ما به‌واسطه تزکیه و پالایش ؛ مثل این است که ابعاد دیش یا گیرنده ما بزرگ‌تر می‌شوند و دریافت‌کننده سیگنال‌ها یا همان LMB قدرتمندتر می‌گردد . این تغییرات که به‌واسطه جهان‌بینی ، آن‌هم توسط راهنمایان کنگره60 ، باعث ادراک و احساس و برداشت و دریافت اطلاعاتی می‌شود  که شاید نتوانند حس کنند .

وقتی اطلاعات توسط گیرنده‌های ما (دیش) یا همان حس‌های ما جمع‌آوری می‌شود ، برای پردازش اطلاعات یا تبدیل کردن اطلاعات به صدا و تصویر به دریافت‌کننده (ریسیور) که می‌توان در بدن آن را عقل نامید ، فرستاده می‌شود . من به‌واسطه مصرف مواد مخدر حس‌های وجودم به‌هم‌ریخته بود و البته به نظرم با رسیدن به سن جوانی و پیدایش حس‌های جدیدی که شناختی از آن‌ها نداشتم ، رو به مواد مخدر آوردم و بقیه حس‌های خود را نیز تخریب کردم تا جایی که ارسال اطلاعات غلط ، عقل را به‌عنوان فرمانده وجودم از تخت فرماندهی به پایین کشید و خمر یا همان مواد مخدر فرماندهی وجود مرا در دست گرفت ؛ گویی اطلاعات بار زیادی به اجزای گیرنده ( قطعات رسیور) وارد کرد و قطعات آن را نظیر آی سی ها و خازن‌هایش را سوزاند و مقاومت‌ها یکی پس از دیگری از بین رفتند . نیاز به یک تعمیر اساسی همواره در وجودم احساس می‌شد و داروی درمان من در سفرم مثل قطعات یدکی یا فلش دارای اطلاعات بازیابی به تنظیمات کارخانه بود که سیستم وجودم را و فرماندهی عقل را بازمی‌ستاند . هر چه‌بهتر به تعمیرات و به‌روزرسانی‌ها تن بدهیم و تسلیم فرمان‌ها راهنما باشیم ، جسم خود را سالم‌تر و از ویروس‌ها و آنتی ایکس‌ها تهی می‌کنیم و جهان‌بینی ما کاربردی‌تر می‌شود و در کنار آن روانمان نیز تنظیم‌تر می‌گردد و به حال خوش‌دست پیدا می‌کنیم و بر اساس تمثیلمان می‌توان گفت به صدا و تصویر باکیفیت‌تری دست پیدا می‌کنیم و این همان تطبیق صور آشکار و صور پنهان در وجود ماست .

بهترین کیفیت صدا و تصویر و قوی‌ترین سیگنال فرماندهی را برای همگان آرزومندم .


نویسنده : مسافر مهدی از لژیون راهنمای محترم آقای سیروس حسین زاده (نمایندگی آکادمی)

تایپ و تنظیم : مسافر مهرسام از لژیون راهنمای محترم آقای امیر موذنی (نمایندگی آکادمی)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب، مقالات، اخبار اعتیاد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر پروین دوشنبه 3 مهر 1396 11:41
خداقوت بسیار عالی
سیروس حسین زاده دوشنبه 3 مهر 1396 10:55
عالی بود مهدی عزیز
به امید رهاییت به زودی
مسافر مهدی رهجوی آقای سیروس حسین زاده آکادمی دوشنبه 3 مهر 1396 09:31
سلام و خداقوت به همه
مهرسام عزیز درود بر شما
با آرزوی توفیقات الهی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: