محبت بی پایان ؛ مصاحبه با خدمت گذار واحد OT نمایندگی آکادمی
شنبه 11 شهریور 1396 ساعت 10:28 | نوشته ‌شده به دست مسافر مهرسام | ( نظرات )


به بهانه مصاحبه و گفتگو با خدمت گذار واحد OT نمایندگی آکادمی بخشی از گفته های جناب مهندس در مورد شربت تریاک یا OT را با هم مرور می کنیم . 

جناب مهندس می فرمایند : « شربت تریاک هم برای ما مقدس است و باید حریم آن را حفظ نماییم.سعی کنیم این دارو را زیادتر از برنامه مصرف نکنیم ، آن را به کس دیگر ندهیم ، آن را ذخیره نکنیم و در امورات آن فساد نکنیم.باید به این دارو به‌عنوان ماده‌ای مقدس نگاه کنیم و اگر حرمت این دارو را حفظ نکنیم در آینده به‌مانند یک  ماده‌ی مخدر مثل هروئین تلقی خواهد شد.تریاک و شربت تریاک حال همه‌ی ما را خوب کرد و این پروتکل دست همه‌ی شما امانت است و باید عین آن برنامه بدهید و حرکت کنید؛ رجویان و مسافران کنگره در دست راهنماها امانت هستند و باید تلاش کنید این امانت‌ها را خیلی خوب به صاحبش بازگردانید


متن مصاحبه با مسافر میثم خدمت گذار واحد OT نمایندگی آکادمی 


سؤال : ضمن عرض سلام ، لطفاً خودتان را معرفی نمایید .

سلام دوستان میثم هستم ، مسافر . با ده سال تخریب وارد کنگره شدم ، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک ، شیشه و قرص ؛ یازده ماه سفر کردم با روش DST با داروی شفابخش OT باراهنمایی راهنمای عزیزم آقای سعید تاری مرادی در حال حاضر یک سال و هفت ماه است که آزاد و رها هستم .

سؤال : از نحوه آشنایی خودتان با کنگره بگویید .

یکی از دوستان من در گروه ورزشی فوتبال کنگره فعالیت می‌کرد ، وقتی در مورد فوتبال باهم گفتگو می‌کردیم در خلال صحبت‌ها با کنگره آشنا شدم و متوجه شدم در کنگره افرادی که قبلاً مصرف‌کننده بوده‌اند بعد از درمان شدن در گروه ورزشی ثبت‌نام کرده‌اند و در کل ایران مثل گروه هنرمندان در تمام ایران بازی دوستانه برگزار می‌کنند . همچنین متوجه شدم در کنگره با هر نوع مصرفی و هر مقداری از مصرف می‌تواند برای درمان خود اقدام کند و به این صورت بود که با کنگره آشنا شدم و در شعبه آکادمی ثبت‌نام کردم .

سؤال : برایمان بگویی که چطور شد به یک مصرف‌کننده مواد مخدر تبدیل شدید ؟

حدود سال 1384 بود که با یکی از دوستانم به مسافرت رفته بودیم در آن مسافرت بود که احساس کردم دوستم حال خاصی دارد و بیش‌ازحد معمول انرژی دارد ؛ وقتی علت را از او جویا شدم برایم توضیح داد که در کنار دریا آن سیگاری که کشیدم ، سیگار نبود ، ماده خاصی به نام حشیش را با توتون سیگار قاطی مینم و وقتی مصرف می‌کنم سرم داغ می‌شود و حال خوبی ایجاد می‌کند و همان‌جا بود که برایم یک سیگاری پیچید و من هم مصرف کردم و حال خاصی برایم ایجاد شد و من از آن حال خوشم آمد . فردای آن روز سردی خاصی به سراغ من آمد و به توصیه دوستم برای رفع سردرد مقدار کمتری از همان ماده را مجدداً مصرف کردم و این روند به‌صورت مداوم و صعودی برای من ادامه پیدا کرد .

در تهران هم همان دوستم را در حال مصرف تریاک مشاهده کردم و برایم توضیح داد که این ماده آن‌قدر تو را داغ می‌کند که به‌راحتی می‌توانی چندین کیلومتر پیاده‌روی کنی و خسته هم نشوی ! و برایم این ماده هم جلب‌توجه کرد و به این صورت شد که من به‌تدریج به یک مصرف‌کننده تبدیل شدم .

سؤال : مواد مخدر غالب مصرفی شما چه بود ؟ این مواد مخدر شمارا در چه تاریکی‌هایی فروبرد ؟

من در مقطعی از مصرف مواد مخدر تریاک و شیشه را باهم مصرف می‌کردم . در اوایل مصرف شیشه احساس خیلی خوبی داشتم و فکر می‌کردم مصرف شیشه برایم بسیار خوب بوده وزندگی من را متحول کرده است چون با مصرف شیشه مدت‌زمان زیادی را کار می‌کردم و فعالیت بسیار بالایی داشتم ولی در آن زمان از تخریب عمیق و وحشتناک آن بی‌خبر بودم و متوجه نمی‌شدم . در اوایل مصرف شیشه وقتی ساعت 5 بعدازظهر از محل کارم مرخص می‌شدم آن‌قدر انرژی در خودم احساس می‌کردم که در خیابان با موتورسیکلتم مسافرکشی می‌کردم و تا ساعت 12 شب این کار را ادامه می‌دادم بعدازآن به کارگاه دوستم می‌رفتم و تا صبح در آنجا هم شیشه مصرف می‌کردم و هم اینکه برای دوستم کار می‌کردم  و خیاطی می‌کردم و در خیال خام خودم فکر می‌کردم ماده‌ای جادوی یافته‌ام که اعتیاد ندارد و من می‌توانم در کنار مصرف تریاک آن را مصرف کنم و خماری تریاک را هم احساس نکنم و چند برابر یک انسان معمولی هم کارکنم .

به دو ماه نکشید که سه تا کاری را که شرح دادم را از دست دادم ؛ در خانه نشسته بودم و مواد مصرف می‌کردم و حالت‌های دیوانه‌واری به من دست می‌داد ، من در این دوران براثر تخریب‌های مصرف بر سر کوچک‌ترین مسائل به مادرم توهین می‌کردم . من در این دوران بدترین تاریکی‌ها را تجربه کردم ؛ من پدر نداشتم و احترام مادر قبل از مصرف خیلی برایم مهم بود ولی در دوران تاریکی‌های مصرف ، درب قابلمه یا هر چیزی که به دستم می‌آمد پرت می‌کردم ، بی‌ادبانه صحبت می‌کردم ، شیشه می‌شکستم ، با سر شیشه می‌شکستم ، توهین می‌کردم و فکر می‌کنم این بدترین تاریکی‌هایی بود که من تجربه کردم .

سؤال : برایمان توضیح بدهید که چه زمانی باور درمان در شما شکل گرفت ؟

من تا دو ماه اول که به کنگره می‌آمدم زیاد اعتقادی به درمان نداشتم ! چراکه با مصرف شربت OT بازهم حال نشئگی را تجربه می‌کردم و اعتقاد داشتم درمان وقتی صورت می‌گیرد که دیگر این حال را تجربه نکنم و به‌صورت آنی درمان شوم و بتوانم سرکار بروم و ... در جواب همه این مطالب فقط یک جواب در کنگره می‌شنیدم : « بیا کنگره تا خوب شوی »

من با خودم فکر کردم برای درمان شدم راه‌های زیادی را قبلاً رفته‌ام و روش‌های زیادی را هم تجربه کردم حال بگذار این روش را هم انجام بدهم و کم‌کم آمدن و رفتن‌هایم به کنگره منظم شد و راهنمایم به من گفت که خدمت کردن را از همین‌الان شروع کن و من در پنج ماه اول سفر اول بودم که روزهای چهارشنبه در جلسات عمومی شرکت می‌کردم و خدمت انجام می‌دادم و به افرادی که رهایی خود را از دست مهندس دریافت می‌کردند و انرژی که در چهره آن‌ها قابل‌مشاهده بود و حال خوبی که داشتند غبطه می‌خوردم و در درونم باوری ایجاد شد که من هم می‌توانم مثل این افراد درمان شوم . من با افرادی که رهایی خود را به دست می‌آوردند صحبت می‌کردم و شرایط خودم را برایشان توضیح می‌دادم و از تجربه‌های آن‌ها استفاده می‌کردم و این انرژی و انگیزه زیادی در راستای درمان شدن برایم ایجاد می‌کرد . برای من روزی که در کنگره خدمت می‌کردم با دیگر روزها حتی روزهایی که به‌صورت معمولی به کنگره می‌آمدم فرق داشتم و انرژی و حال بسیار خوبی را تجربه می‌کردم .

سؤال : برایمان بگویید که در حال حاضر در چه قسمتی از کنگره در حال خدمت کردن هستید ؟ و در مورد آن برایمان توضیح بدهید .

من در بخش OT نمایندگی آکادمی در حال خدمت کردن هستم و مبصر یکی از کلینیک‌های OT هم هستم .

من در سفر اول در پله BID:0.3 cc بودم و به خدمت بچه‌هایی که در OT فعالیت می‌کردند واقعاً غبطه می‌خوردم . بچه‌های OT همواره خیلی شادبودند ، با خنده و گشاده‌رویی پاسخ مراجعین خود را می‌دادند ، شوخی می‌کردند ، انرژی خاصی داشتند و همین سبب شد من به خدمت کردن در کنار آن‌ها علاقه‌مند شوم ولی مرا برای خدمت در این بخش قبول نمی‌کرد چراکه باید سفر اولم را به اتمام می‌رساندم . روزی این مطلب را باراهنمایم درمیان گذاشتم و ایشان به من گفتند که اگر واقعاً تشنه خدمت کردن در OT باشی و خواسته واقعی‌ات باشد حتماً به آن خواهی رسید . و چون خدمت کردن خواسته واقعی من بود آن‌قدر در مقابل OT ایستادم و خودم را نشان دادم تا درنهایت آقای حسن فراهانی با خدمت من در قسمت OT آکادمی موافقت کردند و من ده روز بود که به سفر دوم واردشده بودم که توانستم در قسمت OT آکادمی خدمت گذار شوم . در ابتدا به دلیل تازه‌کار بودن من اشتباهات فراوانی در جایگاه خدمتی خود مرتکب شدم  ولی مسئولان من در OT با من با عشق و محبت رفتار می‌کردند

خدمت در قسمت OT انرژی خاصی به من می‌دهد ؛ در هفته ما دو روز ساعت 7 صبح باید در محل خدمت خود حاضر شویم و تا 9 شب هم هستیم و روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه هم از 9 صبح می‌آییم . من واقعاً جایگاه خدمت در OT را دوست دارم چراکه واقعاً جایگاه خوبی است و از انرژی زیادی برخوردار است . در این جایگاه با بچه‌های سفر اولی و تازه واردین در ارتباط هستی و من از این مسئله که می‌توانم به آن‌ها خدمت و کمک کوچکی ارائه بدهم انرژی بسیار زیادی کسب می‌کنم .

سؤال : خدمت در OT را برایمان در یک کلمه یا یک جمله کوتاه توصیف بفرمایید .

محبت بی‌پایان

سؤال : و اما حرف آخرتان ؟

از دوستان خدمت گذار وبلاگ آکادمی تشکر می‌کنم ، از راهنمای خوب و عزیزم تشکر می‌کنم چراکه خدمت کردن به شکل واقعی را من از راهنمای خودم یاد گرفتم و ایشان به من آموزش دادند که از خدمت کردنم هیچ‌گونه توقعی نداشته باشم ؛ از خدمت گذاران OT تشکر می‌کنم ، در پایان هم از جناب مهندس ، استاد امین و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم .

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه، اخبار داخلی کنگره60،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر حامد چهارشنبه 15 شهریور 1396 20:06
سلام و خسته نباشید و خداقوت به مهرسام عزیز که این مصاحبه رو با آقا میثم فراهم کردند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: