اخلاق چیست؟ نقش اخلاق در آرامش
یکشنبه 27 فروردین 1396 ساعت 20:49 | نوشته ‌شده به دست مسافر پیمان | ( نظرات )


یکی از مقاله های ارایه شده در مسابقات مقاله نویسی با موضوع اخلاق چیست ؟ نقش اخلاق در آرامش 

موضوع: اخلاق چیست و ارتباط آن با آرامش

 
پیشگفتار:

نوشتار زیر تحقیقاتی در باب این پرسش که اخلاق را چگونه می توان تعریف کرد، می باشد. برخی از موضوعات انسانی وجود دارد که کاوش در آن یک امر الزامی برای هر انسانی می باشد. اما این کاوش می تواند به صورت یک امر درونی باشد و یا تحقیقاتی در باب پرسش اخلاق باشد.

بارها گفته شده که اخلاق چیزی جز خلق و خوی انسانها نمی باشد. ولی اینکه این خلق و خو، چگونه به جریان می افتد امری است که اخلاق را می سازد. چرا که خلق و خوی هر فردی از یک نوع نگرش نسبت به موضوعات یا جهان بینی یا تفکر بر می آید. اینکه افعال انسانها را بدون هیچ گونه تفکر یا نگرش، امری بدانیم که در حوزه اخلاق قرار می گیرد، به نظر نگارنده امری اشتباه می باشد.

پس افعالی در حوزه اخلاق جای دارد که یک مرحله قبل از وقوع فعل وجود داشته باشد. اخلاق از مجموعه ای از ارزشها که حسن و قبح است تشکیل می شود. پس مثلا می توان یک نوع غذا خوردن را قبیح و یک نوع غذا خوردن را تحسین نمود. ولی ذاتا در حوزه اخلاق قرار نمی گیرد.

حال باید به یکسری از افعال اشاره کرد که ذاتا در حوزه اخلاق جای دارند. مثلا دزدی کردن، دروغ گفتن، رشوه گرفتن، ناامیدی و ... که ذاتا بد شمرده می شوند و یا مطالعه کردن، قانون مدار بودن، امانت دار بودن که ذاتا حسن است. این ن موضوع که اخلاق چیست و چگونه به جریان می افتد مستلزم این امر است که چند مکتب اخلاقی را مورد کاوش قرار دهیم تا اهمیت موضوع را در تاریخ فکر بشر نشان دهیم.

 

اپیکوریان:

نحله فکری و اخلاقی که لذت را اصیل می داند. یعنی غایت زندگی را لذت می داند. در ابتدا این شیوه تفکر یک اشتباه را ایجاد میکند که در طول تاریخ شاهد آن هستیم. در قرن 19 و 20 در انگلستان به افرادی اپیکوری گفته میشد که به دنبال کسب لذت از مشروبات الکلی و پرخوری های حیوانی بودند لذا به افراد دائم الخمر اپیکوری گفته میشد. ولی میتوان گفت که این یک اشتباه تاریخی بوده است و اپیکور، لذت را به گونه ای تعریف کرده بود. او لذت را در عدم رنج می داند. منظور اپیکور لذت آنی و احساسات فردی نیست یلکه لذتی است که در سراسر عمر دوام داشته باشد. این لذت به طور برجسته در آرامش نفس یافت می شود. پس منظور او از لذت، لذت عقلانی است.

به نظر نگارنده البته که نظریات اپیکور در زمان باستان کارکرد داشته است و زمان تولد آن 2400 سال پیش بوده است ولی راهی میتواند باشد برای آرامش نفس انسان کنونی و یا راه نجات از بی قراری ها و تشویش های مدرن. حال که صحبت از اپیکور شد بهتر است که جملاتی از خودش را بخوانیم تا مطلب بدون کم وکاست بر ما روشن شود:

·         گاهی ما از بسیاری از لذت ها چشم می پوشیم به این دلیل که این لذت ها دشواری در پی دارند و ما عقیده داریم که بسیاری از آلام از لذت ها بهترند. هرگاه لذت بزرگتری به دنبال آن ها باشند و این در صورتی است که درد را برای مدتی تحمل کنیم ...

·         انسان خردمند هرچند در شکنجه و عذاب باشد باز هم نیکبخت است.

·         پارسایی نه آن است که با پوشش سخت و ستبر به دیده دیگران در آیی در حالی که هر کس به راستی به سوی عبادتگاه گام بر می دارد. و نه آن است که بر زمین خمیده، زانو زنی و دستها را در طهارت خانه به سوی خدایان بگشایی و نه آن است که با خون چهارپایان قربانگاه را بسیار خون پاشی و نه آن است که با نذر کردن به منظور خود دست یابی. بلکه بهتر آن است که بر همه چیز با دید سالم نظر افکنی.

پس در نتیجه لذت انگاری اپیکوری، هرزگی و افسارگسیختگی و افراط و زیاده روی را نتیجه نمی دهد. بلکه نتیجه آن آرامش نفس و سکون خاطر است. زیرا بدبختی آدمی یا از ترس است یا از آرزوهای نامحدود و عبث و اگر وی از این ها جلوگیری کند میتواند برکات عقل را برای خویشتن تأمین کند. انسان خردمند نیازهای خود را افزون نمی کند زیرا همین است که سرچشمه های درد و رنج را افزون می کند.

 

کلبیون و رواقیون:

کلبی ها و رواقی ها نیز همانند لذت طلبان، فلسفه های دلداری و تسلی اند و از نا امیدی بر می خیزد و ریشه در فهم ذات تراژیک و مصیبت زای جهان دارند. این مذهب واکنشی به فساد اجتماعی و جنگ های فراوان یونان باستان بود. که آرامش را در ترک جامعه و زندگی زاهدانه می یافت. گاه به قدری کم خرج و پست که به حیوانات نزدیک می شدند و گاهی سگ وار بودند. این نظریه به نوعی به دنبال نیک بختی فردی است و ضد اجتماع می باشد.

این مکتب برآمده از تفکر دیوجانس یا دیوگنس است که او معتقد بود باید از تمدن فرار کرد و باید مثل حیوانات زندگی کرد. این متفکر یونانی که در بی نیازی، زندگی اسطوره ای برای او نقل شده است. مثل این داستان که گفته اند در شهر می گشته و طلب انسان می کرده است. مولوی هم در بیت مشهورش وصف حال او کرده است:

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر                                       کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

و اما رواقیان نیز اندرزهایی برای نیل به رستگاری شخصی در یک دنیای خرد کننده ارائه داده است. در یک جمله: یاد بگیر نسبت به تأثیرات خارجی، سهل گیر وبی اعتنا باشی. در واقع خیر و شر در درون توست و دیگر افراد فقط کنترل خارجی بر ما دارند. فقط اراده است که خوب و بد است. این نظریه که البته پیچیدگی خاص خود را دارد، بر مبنای تقدیر و از پیش تعیین شدگی امور به دست خداوند، بنا شده است. پس باید اراده خود را با اراده او هماهنگ ساخت و از بند خواستن و به دنبال شهوت رفتن، آزاد شد.

 

مکتب اخلاقی کانت:

ایمانوئل کانت متفکر آلمانی بود که نتیجه تفکرات و تألیفاتش به صورت یک مکتب اخلاقی که به عنوان وظیفه گرایی می شناسند، به وجود آمد. کانت معتقد بود که اراده خیر و حسن نیت تنها مفهوم ذاتا خوب است و معنی حسن نیت، انجام وظیفه است. تنها دلیل موجه برای ادای وظیفه همان وظیفه بودن است و هیچ دلیل دیگری نباید داشته باشد و اگر کسی از ترس مجازات و یا به امید پاداش، ادای وظیفه کند، تکلیف خود را انجام نداده است.

کانت در این زمینه گفته است: من خواب می دیدم و می پنداشتم که زندگی تمتع است چون بیدار شدم دیدم وظیفه است.

تکلیف عملی است که شخص برای متابعت از قاعده کلی انجام می دهد. به عبارت دیگر تکلیف، احترام به قانون است. شخص باید همواره چنان عمل کند که گویی شیوه عمل او قانون فراگیر طبیعت خواهد شد و همواره و همه وقت قانون کلی خواهد بود. قاعده اساسی دیگر در تفکرات کانت بیان می کند که انسان غایت فی نفسه است و باید با هر انسانی، خواه خود و خواه دیگران به عنوان غایت رفتار کرد نه وسیله رسیدن به هدف.

در مورد آزادی اراده، کانت قائل به مختار بودن و اراده آزاد انسان است و معتفد است که این امر به استدلال و برهان نیازی ندارد و عقل محض در تحلیل این مسئله عاجز است. او وجود انسان را شامل وجه طبع و عقل می داند. که طبع انسان مربوط به طبیعت است و تابع علیت و جبری. اما عقل انسان از جمله معقولات است و زمانی نیست. پس هنگامی که انسان از عقل خود پیروی کند و تکالیف خود را انجام دهد، محکوم اراده خود یعنی آزاد خواهد بود.

البته مکاتب بسیار دیگری هم از لحاظ تاریخی و هم از لحاظ مفهومی وجود دارند، مثل: غایت انگاری، نسبی انگاری، واقع گرایی و ... که ما از آن صرف نظر می کنیم.

هدف از نام بردن و نگاهی کوتاه به آن مکاتب صرفا به دلیل این نکته بوده است که بشر از ابتدا به دنبال مسائلی بود که شاید صرفا ذهنی بوده و در دنیای پیرامون خود با آن مواجه نبوده است ولی الزام به تفکر در باب اخلاق انگار که مسئله ای حیاتی و انسانی تلقی می شده است. حال باید چه کرد؟

با تشکیل شهرها و اجتماع های انسانی این تفکرات به طور پیچیده تر و کامل تر در ارتباط خود با دیگران شکل گرفته است. حال بهتر است که از کاوش در تفکرات تاریخی بگذریم و به مسئله اصلی خود که همان چیستی اخلاق در زندگی خودمان است بپردازیم و کارکرد آن را در زندگی خود بسنجیم. آیا در زندگی انسان، اخلاق امری الزامی است؟ آیا بدون اخلاق نمی توان زندگی کرد؟ آیا بدون ایمان به خداوند میتوان اخلاقی زندگی کرد؟ آیا بقای انسان در گرو اخلاق است؟

بعضی افراد مسائل اخلاق را به عنوان یک امر خصوصی در زندگی شخصی می نگرند و یا آنها را مسائل مقدس روحانی و معنوی می دانند که تنها در زندگی سرای دیگر اثر دارد، در حالیکه این یک اشتباه است. جامعه انسانیت منهای اخلاق به باغ وحشی می ماند که تنها قفس ها می تواند جلوی فعالیت های تخریبی این حیوانات انسان نما را بگیرد.

به طور کلی اخلاق از جایی شکل می گیرد که 2 عنصر وجود داشته باشد: 1- من  2- دیگری

در اینجا من یا خود که به درون یک فرد اشاره دارد و دیگری به معنای یک فرد دیگر است که از من جداست. اخلاق در جامعه از جایی شکل می گیرد که فرد علاوه بر خودش، دیگران را هم ببیند. اینکه دیگران در نگاه من ظاهر شدند، ذهن به دنبال راهی برای ارتباط و برخورد با آن وجود خارجی را جستجو می کند. به مجموعه این ارتباط ها اخلاق گفته می شود. حال می توان فرض کرد که به جای دیگری چیزهای دیگر گذاشته شود، مثل: طبیعت، خانواده، خود من و ... که در اینجا ارتباط من را با طبیعت و ... مشخص می کند.

پس می توان از گفتار بالا این گونه نتیجه گیری کرد: که اخلاق سخنی همگانی است و حتی کسانی که به خدا نیز اعتقاد ندارند ناچارند که از آن سخن بگویند. انسان موجودی اخلاقی است و هیچ یک از اعمال و رفتار ما نمی تواند از زیر ذره بین اخلاق خارج شود.

اخلاق دانش صرف نیست بلکه یک منش است. سخن گفتن از اخلاق بدون عمل یک کار غیر اخلاقی است.

پس می توان گفت که آرامش یک امر اکتسابی است. اما این امر اکتسابی در وجوه مختلف باید به ظهور برسد. یعنی در مرحله اول در خود فرد که با اخلاقی زیستن مورد اکتساب قرار می گیرد.

اینکه فرد در مرحله قبل از وقوع فعل به اندیشه می پردازد و بعد به فعل می رسد، در آموزش های کنگره 60 به تفصیل بیان شده است. مثلا من می گویم و می اندیشم که فلان کار را انجام خواهم داد. تا وقتی که انجام نداده باشم صرفا یک اندیشه است. ولی زمانی که به فعلیت می رسد تبدیل به عملی می شود که در حوزه اخلاق جای می گیرد. و از اینجاست که آرامش حاصل می شود. یعنی اینکه فرد اندیشه اخلاقی خود را تبدیل به فعل اخلاقی می کند و نتیجه ای حاصل می شود که می توان آن را آرامش نامید.

این آرامش در ابتدا به صورت فردی می باشد ولی با ممارست و گذشت زمان از فرد به خانواده و از آنجا به جامعه تعمیم داده خواهد شد. اینکه صرفا انسانها در مرحله اول باقی ( یعنی در مرحله اندیشه اخلاقی ) می مانند، این خود شاید راهی باشد که نه تنها آرامشی حاصل نشود بلکه با رنج و ناامیدی همراه باشد. لذا اندیشه محض چیزی جز رنج برای انسان حاصل نخواهد کرد.

نوشته بالا صرفا یک مقدمه ای در باب اخلاق می باشد. که شاید این انگیزه را در خوانندگان در مورد مسائل ذکر شده با نگاهی ژرف تر ایجاد نماید. و شاید مقدمه ای برای تحقیقات بعدی شود.

 

نگارنده: مسافر آرش
لژیون: آقای خرمشاهی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
امیر خرمشاهی سه شنبه 29 فروردین 1396 17:03
خدا قوت پیمان عزیز بابت زحماتتان در وبلاگ آکادمی
آرش عزیز ممنون از وقتی که برای این مقاله گذاشتی و این را بدان که با ارائه این موضوع به آموزشهای شما اضافه شده است و داناتر شده اید.آموزشهای تکمیلی در مقالات بعدی و همچنین خدمتهای دیگر منتظر شما هستند.
بابک سه شنبه 29 فروردین 1396 09:55
خیلی خوب بود، کلی یاد گرفتم، ممنونم ازت
پاینده باشی
مسافر حسن سه شنبه 29 فروردین 1396 00:46
آرش عزیز .بنده به عنوان یک دوست و برادر لژیونی از بودن شما در کنار خود بسیار خرسندم.امید وارم شاهد مقالاتی دیگر از شما باشیم.ممنون
احمد سه شنبه 29 فروردین 1396 00:30
ارش عزیز بسیار عالی بود خسته نباشی
مسافر محمد دوشنبه 28 فروردین 1396 14:06
آرش عزیز خداقوت
از مقاله شما آموزش خوبی گرفتم
منتظر نوشتار های بعدیتان هستیم
مسافر امید دوشنبه 28 فروردین 1396 08:58
با تشکر از مسافر ارش و پیمان عزیز
مسافر محمد دوشنبه 28 فروردین 1396 00:56
آرش عزیز خداقوت
از مقاله شما آموزش خوبی گرفتم
منتظر نوشتار های بعدیتان هستیم
مسافر محمد یکشنبه 27 فروردین 1396 22:51
بدین وسیله از مسافر ابراهیم هم تشکر میکنم که زحمت تایپ را متقبل شدند
مسافر محمد یکشنبه 27 فروردین 1396 22:49
آرش عزیز خداقوت
از مقاله شما آموزش خوبی گرفتم
منتظر نوشتار های بعدیتان هستیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو