متن کامل سی دی زمان مناسب { مهندس دژاکام }
چهارشنبه 9 فروردین 1396 ساعت 09:00 | نوشته ‌شده به دست مسافر پیمان | ( نظرات )



به نام خدا

متن کامل سی دی زمان مناسب { مهندس دژاکام }

عنوان درس:  قلم و لسان و عمل ، مورخ 18/12/94 مبحث امروز راجب 10/2/85

یک پراگراف از متن میخوانم ( بعضی عمل ها بایستی در زمان خاص خودش انجام شود مانند رطب رسیده که بدون بالارفتن از درختان میشود آنها را خورد و تناول کرد، اینجا مطرح میشود که هر کاری را باید در زمان خاص خودش انجام بدیم مانند درخت نخل که بسیار بلند است اگر در زمان خودش و خاص انجام دهیم و در زمانی که رطب رسید خودش می افتد و به راحتی میشه آن را خورد .

در غیر اینصورت باید از درخت خرما بالا بریم آنهم با هزار مشکل تازه شاید رطب و شاید هم نرسیده باشه . من در باغ به درخت گردو نگاه میکردم که چرا خداوند درخت گردو را اینقدر بلند خلق کرده. چون موقع چیدن باید یکی بالا رود با چوب بزنه تا گردو ها بیفتد و در قسمتهایی که گردو چینی میکنند خیلی ها بابت آن صدمه هایی جدی دیده اند و از درخت پایین افتادند فلج شده و قطع نخاع هم شده اند گفتم علت اینکه چرا خداوند اینگونه خلق کرده چیه؟

کار خداوند حساب  شده است چون گردو 5000 تا 10000 میخواهد گردو بدهد و غیر از این هم نمیشود و گردو باید درخت باشد چون بوته که نمی تواند اینهمه بار بدهد ضرب المثلی است که ( درخت گردگان به این بزرگی، خربزه الله اکبر ) و بعد از مدتی دیدم که اصلاً نیازی تدارد کسی بالای درخت گردو برود گردو وقتی رسید و پوست  سبزش خشک شد و جمع شد با کوچکترین ضربه و بادی خود گردو پایین می افتد و کافی است مثل درخت توت یکی بره بالا با تکان دادن شاخه گردوها را بیاندازد و گردو پایین می افتد.

پس علت اون حوادث اینه که اون گردو هنوز نرسیده و زمان لازمش نیست، حالا این مسئله در تمام لحظات زندگی ما هست، چیزی که خیلی میتونه در زندگی ما نقش داشته باشه و بسیار کاربردی باشه و اون چیزی نیست که ما بلد نیستیم،

و اون اینه که وقتی خواسته ای داریم بلد نیستیم چگونه آن را مطرح کنیم، کجا و کی مطرح کنیم وقتی چیزی رو از کسی میخواهیم باید حسابگر باشیم. توجه کنید اون خواسته شما برای برآورده شدن باید سه ویژگی داشته باشد ( 1 ) در یک زمان مناسب ( 2 ) در مکان مناسب ( 3 ) در کلام مناسب خواسته را ارائه دهیم.

و اگر اینگونه نباشد جواب نمیدهد مثلاً من صبح آمدم به دفترم از ورزش اومدم بعد هم میخواهم بروم داخل اتاقم و هنوز یک چای هم نخورده ام و شاید دستشوئی هم داشته باشم حالا یکی می آید و می گوید مهندس من مثلاً فلان چیز را میخواهم در اون لحظه نه زمان و نه مکان مناسب است. پس من اصلاً نمی تونم حرف اینو بشنوم، چون نه مکان و نه زمان مناسب است و نه میتونه زمان مناسبی داشته باشد.

شما یک خواسته ای را دارید و به شخصی میگوئید اون خواسته رو برآورده نمی کند ولی در یک شرایط دیگری میگوئید خواسته شما برآورده میشود. مثلاً بیاید در خانه : یکی از اعضای خانواده یک درگیری یا مشکلی سر کارش داشته است یا مثلاً ماشینش را جریمه کرده اند یا تصادف کرده و یا جرثقیل ماشینشو برده، آمده خانه هنوز کفشها را در نیاورده و دستها را نشسته، شما یقه اش را میگیری که پس این قبض آب یا تلفن رو چرا پرداخت نکردی، اونجا هیچ چیز مناسب نیست، نه زمان، نه مکان، نه موقعیت و نه شما با کلمات مناسبی این خواسته را گفتی.

بعضی وقتها شما یک خواسته را دارین در بدترین نوع کلمات مطرح میکنید. این خواسته برآورده نمیشود، حقیقت مثل یک گل هست .این گل رو میتونید به یک مجسمه زیبا تبدیلش کنید میتونید به یک کلوخ بسیار زشت تبدیل کنید. مثلاً وارد یک اداره میشوید با یک ظاهر و وضعیت بدی ایستاده و بدون اجازه هم رفتید و روی صندلی نشسته اید و با یک کلمات ناشایست هم دارید با مسئول اداره حرف می زنی اول وقت انتظار داری کارت رو انجام بده؟حتی نوع ایستادن شما در مقابل اون و خواسته هاتون مطرح میباشد.

 

من اگر آقایی بیاید که با من حرف بزند دستش توی جیبش باشد به اون میگم اول دستت را در بیاور، چون میخواهم تربیتش کنم بهش یاد بدم. پس یکسری از خواسته های ما به دلیل اینکه زمان و مکان و وضعیت مناسب نیست برآورده نمیشود.

من یک دعوای حقوقی داشتم و طرف من هم دارای یک مقام و منسبی بود وقتی وارد اتاق قاضی شدیم من خیلی مرتب و مؤدبانه جلوی قاضی ایستادم و قاضی زیر چشمی حواسش بود که ما چگونه وارد اتاق شدیم و طرف من رفت و خیلی راحت جلوی قاضی روی صندلی نشست و پاشو روی هم انداخت، قاضی به او گفت کی گفت تو بشینی بلند شو و به من گفت شما بفرمائید همانجا حکم صادر شد حالا هر چی هم اون بگه و حقم با اون باشه، در وحله اول نشان داد به قاضی که اون بی ادب هست و این با ادب و بالاخره چون انسان است دوست دارد اگر رأی رابه اون بده ولی حق را به مؤدبه بدهد.

شما از راهنما چیزی میخواهید باید در موقعیت مناسب باشد، با الفاظ مناسب باشد و در شرایط مناسب باشد و اگر همه اینها رو رعایت کنید شاید OT رو بالاتر هم ببره مثلاً 5/. هستی بگه 1 بخور و اگر همه اینها رو رعایت نکنید شاید بگه یک هفته سقوط آزاد بروید و حکم راهنما فرق می کند حتی برای خرید، معامله یا تجارت با نزدیکترین افراد باید این رو در نظر بگیرید که برای انجام هر خواسته باید شما زمان مناسب رو در نظر بگیرید و نکاتی باشد که بتونه صحبت کند و یکسری چیزها و خواسته هست و باید اون رو در تنهایی ازش بخواهی و اگر 3 و 4 نفرباشن ممکن اون خواسته رو برآورده نکند.

راهنما شاید جلسه اش دیر شده و شاید مهمان دارد پس باید همه اینها رو در نظر بگیریم بعدش هم باید هر عملی و چیزی زمانش برسد مثل همون خرما و رطب از درخت نخل که لازم نیست بالا بروند، یعنی رطب رسید خودش می افتد.

شاگرد: نیک میدانید که برای انجام کارها مسائل زیادی مطرح است گاهی با خود فکر میکنم از سرعت لازم برخوردار نیستم خواهش میکنم اگر موردی یا شکل خاصی را مشاهده میکنید و یا در آموزش نقصی وجود دارد و یا مطلب خاصی مطرح است که مورد نظر شماست مرا به

گونه ای مطلع کنید. البته نود و نه درصد آدمها در کارهایی که انجام میدهند همیشه تصور میکنند از برنامه عقب هستند و الحق هم عقب هستند چون آدمها خیلی خواسته دارند. اگر از حد بگذرد ممکن است اتفاقهای ناگواری بیفتد مثل آن اتومبیلی که در سرعت بالا کنترلش خیلی سختر از سرعت پایین است و همیشه در تصادفات ماشین عقبی به هر دلیلی مقصر است. چون اتومبیل پشتی باید همواره فاصله را حفظ کند و بتواند اتومبیل را کنترل کند شاید راننده جلویی سکته کرده و یا همینطوری ترمز زده است.و در اتوبانها اگر سرعت پایین هم باشد ایجاد مشکل میکند و اگر از 120 کیلومتر بیشتر هم برید ایجاد مشکل میکند و اگر 60 کیلومتر هم برید به همین مشکل،

در انجام کارها به همین ترتیب است اگر بخواهید با سرعت انجام بشود یا خیلی خیلی هم کند باشید ایجاد مشکل میکند، در آموزشها اگر نقصی داشته باشید  مطالب رو بیان می کنیم که اون نقص رو مطرح میکنیم که ما همه مطالب رو بدونیم . ما گاهی اوقات خیال میکنیم همه چیز رو میدونیم و اگر تفکر کنیم می بینیم که ابتدائی ترین چیزها رو نمی دونیم و خواسته معمولی خودمون را نمی دونیم در چه زمانی بیان کنیم و در قالب چه کلماتی بیان کنیم و چه جوری بیان کنیم، اینه که دچار مشکل و بحران میشویم.

استاد:  ما در مواردی که بسیار ضروریست و لازم باشد شما را از آن آگاه می نمائیم.

راهنما در لژیون شاگردها رو در بهترین شرایط و زمان مناسب آگاه میکند که این برنامه ات کم و فلان برنامه ات زیاده است. در کل امورات جاریه در کمال آرامش در حرکت باشید ( باید در کل مسائل آرام حرکت کرد و با سرنیزه و با تندی با چیزی و کسی برخورد نکنیم و اگر اینجوری شد موجب پریشانی عصبانیت بی تعادلی شده و آن رو منتقل میکند جو را متشنج میکنید و این بالاترین مطلب است و باید در همه کارها آرامش رو حفظ کرد آرامش به این راحتی بدست نمی آید و باید به آرامی مشکلات رو حل کنیم و به آرامش برسیم ،

و با وجود 1000 مشکل، چک برگشتی سفته و غیره که انسان به آرامش نمی رسه.

ما نمی گوئیم عجله نکنید و یا موضوعی را کنار بگذارید( نمی شه که همه چیز را کنار گذاشت مثلاً تفریح نکرد یا همه دوستان را دیگر ندید. یکی از مسائل بارز حیات خود حیات است خود زندگیست و فقط اول هدف نیست. که مثلاً شما به یک جایگاهی برسی، مثلاً شما می روید در یک مکتبی و ریاضت میکشید و سختی، که در آخر صوفی شوید که چکار کنید؟ همه اینها را انسان میخواد که به حال خوش دست پیدا کند و برسد و در کتاب آسمانی هم نگاه کنید میبینید که خداوند وعده بهشت را داده که در آنجا زندگی کنید و ببینیم ما هم همچنین لازم نیست تارک دنیا شویم و ریاضت بکشیم، اون حال خوش رو باید داشته باشیم حق زندگی رو داریم با دست خودتون نفس خودتون رو نکشین و آن چیزی را که خداوند بر شما حلال کرده شما نروید و حرامش کنید.

و این همه نعمتهایی که خداوند خلق کرده را بادی استفاده کنیم و فقط باید در صراط مستقیم باشیم نه افراطی باشیم و نه تفریطی. ( اما با حرکت طوفان طوری عمل نمائید که هر انسانی از آنچه آموخته می نماید، به همه ادوار دلالت نمایند، وقتی که در زندگی هر انسانی طوفانی شروع شد چه بزرگ و چه کوچک باید طوری حرکت کنیم که این طوفان رو رد کنیم و این طوفان رو کنار بگذاریم. برخورد ما با طوفان خیلی مهم است که این طوفان رو به چه شکلی پشت سر بگذاریم.

آیا یاد گرفتیم که چگونه با مشکلات مواجه شویم؟ قبلاً هم گفتیم در قدیم که در کویر با شتر و کاروانها مسافرت میکردند یکبار طوفان شن شروع شد. الآن هم در جاده بم گاهی طوفان شن می آید و شن ها مثل سمباده رنگ یک طرف ماشین رو پاک میکنند. و ساربانان که شترها را برده برای چرا کردن شاید 10 تا 100 شتر موقع طوفان شن شتربان همه شترها را به زانو میکند و زانوهای آنها را میبندند که نتوانند بلند بشود و یک چادرشب برمیدارد و روی پشت شتر می اندازد و چادری هم روی سرش می اندازد تا طوفان تموم شود و اگر کسی بلد نباشد هم شتر رم و در میرود و هم خودش زیر شنها دفن میشود پس باید انسان بلد باشد با مشکلات چطور برخوردکند که این طوفان رد بشه، انسان باید بلد باشد با مشکلات چطور برخورد کند که این طوفان رد بشه.

مثلاً همین جا که هستیم به علت یکسری مسائل حقوقی و پرونده سازی و پلمپ شده بود به مدت 54 روز ما باید چکار میکردیم؟ باید کنگره تعطیل میشد؟ که هر کسی با راهنماش بره پارک طالقانی و راهنمایان به شاگرداشون آموزش بدهند و تلفنی برنامه شاگردها رو بدن اون موقع تریاک بود و OT نبود و من هم صبح به صبح میامدم همین پشت دیوار زیلو می انداختم و پیادهرو شده بود محل کار ما و همونجا برنامه مرزبانها و راهنماها و شاگردها رو میدادیم و امورات همه را انجام میدادیم و خیلی هم خوش میگذشت.

بعد مرتب دادگاه جنائی ( خیابان شاهپور ) پیش قاضی و دادگاه انقلاب و همه جا 3 و 4 پرونده هم برامون درست کرده بودند و خیلی با حوصله و صبر و بدون عصبانیت، بدون درگیری و حتی با یک روزنامه که میخواست با من مصاحبه کند من گفتم مصاحبه نمی کنم چون قضیه معمولی تبدیل به موضوع سیاسی میشد و بعد براحتی مشکل حل و از طوفان سربلند بیرون اومدیم و خودمون را نابود نکردیم.و شما نمی توانید انسانی را پیدا کنید که در زندگی طوفان و مشکلات نداشته باشد،

ما باید صبور باشیم و بردبار باشیم و یاد گرفته باشیم که چطور از دست طوفان به سلامت کامل خارج شویم و تا زمانی که یاد نگیریم اینها وجود دارد و حتی در کابوسهای شبانه، من در زمان مصرف بالاخره یاد گرفتم که چطور با این کایوسها برخورد کنم کلیه کابوسها از بین رفت، پس باید یاد بگیریم.

تا زمانی که یاد نگیریم چگونه اعتیاد را درمان کنیم این اعتیاد هست. تمام مسائل زندگی هم همینه تا زمانی که بلند شدن رو یاد نگرفتیم باز هم زمین میخوریم و خواسته خداوند و خلقش همینه که تا زمانی که اون مشکل رو یاد نگرفتیم  و حل نکردیم این مشکل ادامه دارد و چشمه باید خودش جوشش داشته باشد با سطل نمیشه درونش آب ریخت و انسان هم باید همینطور باشد و خودش کارهای خودشو بکند و تمام وظایفش رو انجام بده و سیستم انسان اینطور است.

 

بعضی عملها باید در زمان خاص خودشانجام شود مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار میشود آن را تناول کرد مثل داستان شیر و شتر و خوردن چوب، مثل بچه هایی که 10 تا 12 سال است که کنگره می آیند و درمان نشدند باید خودشان اقدام کنند.

زمامدار راستی: زمانی و اوضاعی بر مردمان برخود کرده اند از آسمان هم فرش آمده بود و شاید هم قادر به انجام  عدالت نبودند اما شروع و آغاز راه فقط یک فرمان است که باید باشد، حال این فرمان به صور مختلف میتواند مکتوب بشود. زمانی که از ظلم بر مردمان بر خود میکردند، انسانها خودشون هستند که بر خودشون ظلم میکنند یعنی مظلوم خودش سبب ظلم هست.

در این جامعه باید مردم یکسری اصول را یاد بگیرند، این سنت که جنگ و ستیز کردن را یاد بگیرند، نه درست زندگی کردن را یاد بگیرند، فساد کردن رو یاد بگیرند یک جامعه را یک فرد نمیتواند در رأس قرار گیرد و درست کند تا یک حدی میتواند درست کند. مثلاً فرض کنید از کارگر بگیرید که تا زمانی که صاحب کار بالای سرش هست کار میکند و اگر نبود کار نمیکند، فلان مسئول شغلش نظارت است و رشوه میگیرد  مثلاً بجای برخورد با گرانفروشی یک حق حساب میگیرد و تموم میشه.

 می آییم یک بازرسی می گذاریم که این مسئولها رو مراقبت کند و بعد می بینیم بازرس با مسئول نظارت شریک شدن و حق حسابها رو با هم می خورند، و استاد دانشگاه است و برای نمره دادن حقو حساب میگیره. می بینیم که: به دانشجویان پایان نامه دادند که تحصیل کنند می رند پشت خیابان انثلاب پایان نامه را میخرن و این جامعه خودشان دارند بر خودشان ظلم میکنند و دزست است که یکجا حق حساب میگیرند ولی باید صد جا حق حساب بدهند وقتی رفتند و در حریم رودخانه، خانه ساختند خانه را با تیرهای چوبی را در رودخانه گذاشتند و این یعنی ظلم به رودخانه و این ظلم به خودش برمیگردد و سیل می آید و چند سال یکبار کلی از این سازه ها را با خودش می برد.

 

پس این همان ظلم است که مردمان بر خودشان میکنند مثلاً آمده در گمرک پارچه درجه یک را که خیلی خیلی گران قیمت است وارد کرده است و در صورتحساب گمرک نام کالا را پارچه چادری نوشته اند که شاید 1/50 ( یک پنجاهم ) قیمت اصلی برایش گمرک می بندند و با این کار نه تنها به دولت و حکومت ظلم میشود بلکه به تک تک آحاد جامعه ظلم میشود چون این پول باید در خزانه دولت  نگهداری شود و بعد برای بودجه راهداری و بیمارستان و مدرسه و.... خرج شود ولی با این کار داره دزدی میکند پول رو نمیده و این طمع نام دارد.

قوانین دینی در جامعه بهتر جواب میدهد تا قوانین مدنی چون میگویند این کار حرام یا حلال است و یعضی ها هم که انجام میدهند یک راههای گریزی پیدا میکنند که از طریق گریزها حرام ها را حلال میکنند و تقلب میکنند( با زبان و لسان غیبی باشد و یا مکتوب و یا برسد البته با صلاحدید به صورت کلی یا جزء به جزء ارسال میگردد. در این زمان است که از طرف خداوند فرمانی صادر میشود که یا مکتوب است و یا به روشهای مختلفق القاء بشود. زمامدار راستی میگویند جهانها را ما خلق کرده ایم و ما هم به تنهایی قادر به اداره امورات نیستیم اما قوانین الهی را میتوانیم با کمک فرستادگان با فرمان به جهادی که در نظر  الله است شهرها را آباد و قابل سکونت بنمائیم و این به قلم لسان و عمل امکان دارد.

ما همیشه فکر میکنیم که قوانین الهی همین نماز و روزه و حج است و اینها واقعاً جزو قوانین الهی هستند اما قوانین دیگری هم هستند که باید اجرا کنیم، دروغ نگفتن، رشوه نخوردن، کسی که رشوه میخورد شاگرد شیطان است. کسی که در زمین فساد میکند، کسی که در امور دیگران دخالت میکند، تجسس، غیبت، کسی که پیمان میشکند اینها هم از قوانین مکتوب هستند و باید اجرائی شوند و  با این قوانین میشود شهرهای را آباد کنیم.

مانند این که ما یک جنگل رو با گلوله آتش، اتش بزنیم این گلوله آتش که گناهی ندارد. فاعل گناهکار است. شهری آباد و قابل سکونت است، که مردمانش دروغ نگویند، فساد نکنند، مواد مصرف نکنند، خیانت نکنند و..... وارد شهر میشوی آباد  و شهری الهی، آموزش و تعلیم درست، زمان می برد اما در ابتدا بسیار سخت می باشد.

اما وقتی محصول سالم و بدون هیچ عیبی بیرون بدهد آنگاه باغبان میداند که چه عمل عظیمی را به انجام رسانده و این ممکن نیست در صورتی امکان دارد که زمین سخت نباشد و آب و خاک آن از آن چه لازم است برخوردار باشد. دقیقاً مثل راهنما که میداند این کار یک انسان را احیاء کردن بسیار سخت ولی بعد از اینکه شاگرد به حال خوش رسید پاداش راهنمائی را میگیرد و به همین دلیل که پاداش اینکه یک انسان را احیاء کنیم بسیار بالا و نیکو است و میگویند که اگر شما یک نفر یا یک نفس را احیاء کنید انگار تمام انسانها را احیاء کردید این کار امکان ندارد مگر اینکه شرایط درست باشد و متون آموزشی کامل باشد باید خود شخص بخواهد، درس باشد، علم باشد، برنامه باشد، و پروگرام باشد همه امکانات فراهم باشد، یعنی خاک باید همه املاح را داشته باشد که تبدیل به میوه بشود.

اینکه نمی شود دور هم جمع شویم و خشک و خالی و بدون دستور کار به رهائی برسیم.( ما به آنچه به شما رسیده و توسط دوستان و یاران خوب مکتوب شده میدانیم که در آینده برای شما حق و آنچه حق است یعنی مقرر بودن در مجموعه عظیم برقرار خواهد شد و این برپاکنندگان از اقدام مختلف خواهند بود.پس با تعقل و تفکر عمیق در مورد آنها عمل نمائید.

 

 مطلب مهم که ما در سال،  4 تا هفته گذاشتیم هفته های، راهنما، همسفر، مرزبانها، هفته دیده بان، و گفتیم این ایام با پاکت از اینها قدر دانی بکنیم و برای آنها جشن گرفته شود و خودم سعی کردم در هیچ کدام شرکت نکنم و خیلی از این روزها به من رجوع کردند و خواستند بهم کادو بدهند و من قبول نکردم و گفتم از سال 95 هر کسی به رهائی رسید دیگر شیرینی و کادو به مرزبانی  و کلینیکها و قسمت OT و شربت و حتی لژیون هم ندهد و این برای آدمها مشکل ایجاد میکند چون فرد را روی یک گرم 30 روز ول میکند میرود چون باید 40 نفر را کادو شیرینی بده، این بساط را جمع کنید و اگر کسی خواست و چیزی خواست به راهنمایش کادوئی بدهد و اگر نداشت و هیچی نداد یک کاغذ و نامه داد همان کافیه وگرنه ما تبدیل به دکان میشویم.و کنگره 60 تبدیل به دکان میشود.

بنابراین مردم اذیت میشوند و چونکه من بزرگتر شما هستم، مراسم عید نوروز را گذاشتیم و حتی برایم زحمت هم دارد 20 تا 30 میلیون عیدی بدهم و شاید با اون عیدی که میدهید یکسان بشود و جبران و این که کلیه افراد هیچ کس اجازه ندارد در کنگره 60 عیدی بگیره به عنوان سال نو، نه راهنماها عیدی بگیرن و نه بدهند.

هر کاری که من میکنم را که شما هم نباید انجام بدید وقتی روز هایی که من نامه میدهد بسیار خوشحال میشوم. چون مردم ما در فشار اقتصادی بدی هستند و بنابر این انتظار نداشته باشید و از مردم طلبکار نباشید  و اسم کنگره 60 را یگان باشه و نباید به هر عنوانی پاکتی بگیریم و بدهیم و امیدوارم این مسئله رو جدی بگیرید و عید نوروز بر همگان مبارک باد.    

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: نوشتار سی‌‌دی‌ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
زهرا چهارشنبه 9 فروردین 1396 21:43
سلام وخسته نباشید ، خیلی مفید و اموزنده بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو