متن کامل سی دی احیاء { مهندس دژاکام }
سه شنبه 8 فروردین 1396 ساعت 16:54 | نوشته ‌شده به دست مسافر پیمان | ( نظرات )


به نام خدا

متن کامل سی دی احیاء { مهندس دژاکام }


همانطوری که خداوند هم میگه گویی طبیعت در بهار متولد میشه و در تابستان وضع حمل می کنه و در پائیز و زمستان که دیگه به خواب میره که انگار برابر است با یک مرگ طبیعی و بعد زمستان دوباره در اول بهار گیاهان دوباره زنده میشن و شکوفه میزنن و بعد تولید میوه و برگ دارن.

کلمه احیاء کلمه ای هست در عنوان کنگره 60، ما میگیم کنگره 60، این مخففشه ولی نامی که بر کنگره 60 هستجمعیت احیاء انسانی کنگره 60، ما جمعیت احیاء انسانی شو استفاده نمی کنیم معمولاً. ولی بطور کلی بیانگر این هست که کنگره 600 کارش احیاء هست، احیاء کی، احیاء انسانی، کلمه احیاء کلمه ای است که در کتاب آسمانی خودمون (( کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ))چگونه تکفیر می کنید خداوند رو شما بودید مُردگانی ما شما را احیاء کردیم یعنی در زنده شدن مُردگان از کلمه اخیاء استفاده میشه یا چیزی که واقعاً تخریب شده نابود شده بخواین دوباره درستش کنین احیاء میشه، سپس می میرانیم شما رو دوباره زنده می کنیم یُحیی همون حی هست یعنی زنده شدن یا هُو یُحیی و یُومیت او زنده می کند.

حی و احیاء همه از یک ریشه اند بنابراین احیاء کردن به این مفهومه وقتی انسانی دچار همیشه مصرفی مواد مخدر میشه معمولاً کم از مُردگان نیست. البته ممکنه خیلی ها باشن تحت یه شرایط معقول و منظمی باشن اون در فرهنگ قدیم بود ولی حتی بعضی از مصرف کنندگان اینقدر پیشرفت می کنن در تخریب که مُردگان بر اونا ارجح ترند چون مرده لااقل کاری نداره می کنن زیر خاک تمام میشه نه اذیت داره نه آزاری ولی اون تبدیل میشه به یک مصرف کننده چی بی مصرف و جز اذیت و آزار برای خود و خانواده و جامعه و اجتماع چیزی نداره حالا یه مقداری نمی تونیم همه مصرف کنندگان را بگیم اینطوری هستن لااقل یه عده قلیلش یا یه

عده کثیرش اینجوری هستن.

برا بحثی که امروز داریم مسئله احیاء کردنه از زمان قدیم خیلی خواستن احیاء بکنن ولی این احیاء انجام نشده چون احیاء یه ساز و کاری داره شما مثلاً آقا من چند تا مثال میزنم گرچه انسان رو نمیشه با زباله مقایسه کرد ولی اینجا ایرادی نداره شما می خواین که زباله ها رو بتوانیم بازپروری یا بازسازی کنیم یا احیاء کنیم وقتی میخوایم احیاء کنین یا بازسازیش بکنین اینو می برین به یه جایی دپو می کنین بعد می برن تو کارخونه، کارخونه تجزیه می کنن جدا می کنن قسمت قسمت می کنن یه فرآیندی انجام می گیره این احیاء میشه.

شما نمی تونین برای احیاء کردن زباله، زباله ها رو بریزین توی یه محوطه ای سه ماه نگه دارین بعد سه ماه ورشون دارین بیارین تو شهر بگین احیاء شدن، یا آب فاضلاب رو که میخواین احیاء بکنین آب فاضلاب رو برین تو یه استخر بزرگ بریزین یه جایی بعد سه ماه ورش دارین بیاین بگین احیاء شد منظور من چیه منظور من اینه برا بازسازی یا بازپروری معتادین این نیست که شما همه رو جمع کنید برین یه جا نگه دارین سه ماه، بعد از سه ماه بگی اینا خوب شدن وارد جامعه بکنین این احیاء نشده، احیاء شدن یه فرآیندی داره که در ادامه صحبت می کنیم.

پس برا احیاء شدن یه سازو کاری داره یه شرایطی داره همینجوری نمیشه شما 5000 نفر مصرف کننده رو برداری ببری یه جا دپو کنی که اینارو ، می خوای اینارو احیاء کنی بعد از مدت سه ماه همه رو ول کنی، در اون شرایط خیلی چیزام که بلد نبودن یاد می گیرن چون قبلاً یکی بود تریاک مصرف می کرد میره اونجا تو محلی که دپوش کردی اونجا تزریق هروئین هم یاد می گیره اگه تریاک نبود با چی خودشو درست بکنه چجوری مواد مخدر رو تهیه می کنه چطوری میشه.

یا مثلاً فرض کنین شما می تونین با یه سری وسایل آشپزخونه وسایل خونه ماده منفجره درست کنین تو بعضی از این فیلم ها دیدین دیگه بنابراین شخصی هم که فقط مصرف کننده تریاک بوده اونجا میره خیلی چیزا یاد میگیره که با کمک اونها خودش میتونه برا خودش مواد

مخدر درست کنه و بعد حتی می تونه وارد یه سری باندهای مخرب بشه قبلاً تریاک می فروخته ساقی بوده الآن شیشه می فروشه، هروئین می فروشه، الآن وارد یه گروه سازنده شیشه قرار میگیره و الی آخر.بنابراین احیاء یک شرایط خیلی خاص خودشو داره که من یه مقداری از رو مطلب می خونم.

صحبت هایی هست که بین استاد و شاگرد گفته میشه که مربوط به تاریخ 6/3/85 هست.

استاد میگه: امید است که بتوانیم در ادامه به حد خودتان در زمینه های مورد نظر و فا بنمایم عهدی که بسته شده کمک کنه به سایر چیه انسان ها برای درمان اعتیاد و طبق فرامین بتوانیم به این وظیفه مهم لباس عمل بپوشانید کارهایی که انجام شده بسیار خوب است و این در دراز مدت برای همگان نتیجه مطلوبی به ارمغان می آورید.

با این پاراگراف زیاد کاری نداریم احیاء آن یعنی بازتوانی، احیاء یعنی بازتوانی در ابعاد مختلف و تثبیت آن و این کار ممکن نمی شود مگر در ادامه طعام بهتری مهیا می گردید یعنی کامل شدن اجزاء مثلث، احیاء یعنی چیه بازتوانی در چی بازتوانی در ابعاد مختلف، بازتوانی فقط در این نیست که شما فقط ماده مخدر ازش بگیری بازتوانی در قسمت فیزیولوژی باید انجام بگیره، در قسمت جسمشم انجام بگیره، در قسمت روانشم انجام بگیره، در قسمت تفکر و اندیشه ام باید انجام بگیره، بازتوانی در قسمت ورزش هم باید انجام بگیره، در ابعاد مختلف، پس احیاء یعنی چی یعنی بازتوانی در ابعاد مختلف.

پس وقتی ما اینا گروه رو میگیریم دپو می کنیم در یه جایی اون قشنگیش فقط اینه که ما اینارو از توی شهر جمع کنیم که چهره شهر زشت و زننده و اینا نشه اگه در این فاز بخوایم نگاه ئکنیم بله، که اینا رو جمع کنیم تو شهر چهره زشتی نداشته باشه بد آموزی نشه و خیلی مسائل و این بسیار بسیار عالیه ولی این که اگر تصور کنیم ما اینارو جمع کردیم بردیم اونجا این درست میشه نمیشه، کمپ هم همینطوره، شما بردارین ببرین سه ماه بزارین توی کمپ شش ماه بزارین توی کمپ 10 سال بزارین توی کمپ باز درست نمیشه احیاء نمیشه.

مثال زباله مثال خیلی خوب و روشن و آشکاری بود که وقتی می خوایم زباله رو احیاء بکنیم باید حتماً برود یه جای خاصی بعد بیاد بعد تفکیک بشه پلاستیکش جدا بشه شیشه هاش جدا بشه نوناش جدا بشه کاغذاش جدا بشه کاغذاش رو ببریم خمیر کنیم برا مقوا پلاستیکا آسیاب کنیم برا پلاستیک همه رو تکه تکه، شیشه ها رو ذوب کنیم برا شیشه، تفکیک کنیم تا بشه احیاء وگرنه باید ببریم یه جایی دپو کنیم بعد چکار کنیم ولشون کنیم.

تو کمپ ببریم  سه ماه نگه داریم بعد ول کنیم این خوب نمیشه نمی خوام بگم با این حرفم من با کمپ مخالفم نه کمپ یه جا خیلی هم لازمه هم خوبه پون وقتی یکی که حرف حساب سرش نمیشه زورگیری می کنه شیشه رو میشکنه پاقو رو بر می داره کارد رو بر می داره تهدید می کنه، چه می کنه چه می کنه اینجا بله، اینجا به عقیده من باید یه کیسه گونی هم کشیده سرش صحبت هم کرد چهار تا لگد هم بهش زد.

چون شما وقتی که یک گرگی به شما حمله می کنه یک انسانی به شما حمله ور شه شما که نباید دیگه اونجا جای سازش نیست وقتی گرگ به شما حمله می کنه یا یه سگ هار به شما حمله می کنه نمی گه جمعیت حمایت از حیوانات نباید بهش نازک تر از گل به گرگ یا سگ گفت با چماق با سنگ با هر چی داری دفاع می کنی در اون شرایط اینجوریه.ولی اگر ما این تصور رو کنیم که ما اینارو ببریم یه جایی دیپو کنیم خود به خود اتوماتیک بعدش خوب میشن اصلاً این کار امکان پذیر به هیچ عنوان چیه نیست.

پس احیاء یعنی بازتوانی در کجا در ابعاد مختلف خوب وقتی در ابعاد مختلف ما بازسازی کردیم بعد نکته مهم چیه و تثبیت آن یعنی ثابت کردن آن احیاء رو انجام بدیم بعد باید در همون شرایط بمونه یعنی وقتی به رهایی رسید این تثبیت باشه این ثابت باشه این بتونه در همین شرایط بمونه موندگار باشه در شرایط چی رهایی نباید اگر یه سری مواد مخدر دید دست و پاش بلرزه به اصطلاح شب خواب مواد ببینه نباید با تمام دوستای قدیمیش قطع رابطه بکنه با تمام جهان قطع رابطه بکنه اون تثبیت نیست اون متزلزله در ابعاد مختلف بازپروری میشه بازتوانی میشه و بعد از اون چیه تثبیتش یعنی ثابت بمونه، یعنی نگه داریم این کار ممکن

نمی شود  مگر در ادامه طعام بهتری مهیا می گردید قبل از کنگره اس وقتی می خوای احیاء کنی احیاء یه طعامی می خواد طعام بهتری می خواد یعنی وقتی می خوایببریش اونجا سه ماه نگهش داری یا بگی موادت رو قطع کن این طعامش چیه قطع کردن مواد و اون شرایط اینجا داره یه تدبیری بکار می بره یعنی می گن که یک راه روش درست و صحیح اصولی جدیدی مهیا بشه.

حالا اینارو براتون می گم وقتی که ما می خوایم احیاء بکنیم ما به چند تا موضوع نیاز داریم وقتی می خوایم یه فردی رو احیاء کنیم حالا در کنگره هم همینطور در هر سیستمی همینه یک تمایل به احیاء کردن یعنی احیاء کننده کسی که می خواد احیاء کند باید تمایل داشته باشد که بخواد احیاء کند یعنی یک راهنما باید تمایل داشته باشد که شاگردش به رهایی برسه تمایل داشته باشه که در کنگره حاضر بشه تمایل داشته باشه که در لژیون شاگرداش خدمت بکنه عشق این کار رو داشته باشه تمایل به این کار داشته باشه.

پس اون کسی که بخواد احیاء بکنه اول باید تمایل به این کار رو داشته باشه، دوم باید توان احیاء رو هم داشته باشه، هم تمایل داشته باشه هم توانش رو داشته باشه.

 یه موقع هست من تمایل دارم ولی توانش رو از نظر فیزیکی ندارم بعد مسئله مهم اینه که علم احیاء کردن رو بلد باشم یعنی اون دانش رو داشته باشم یعنی اون دانش رو داشته باشه اون دانشی که می خواد به وسیله اون شخص رو احیاء بکنه بلد باشه شخص توانش رو داره قدرتش رو داره که احیاء بکنه تمایلشم داره حالا از چه راهی، از چه روشی، از چه متددی، آیبا علمش رو داره آیا اون راهکار رو داره فرقی نمی کنه.

مثل اینه که مسئله ریاضی می خواین حل کنین باید بلد باشین می خواین حساب و کتاب بکنین باید ضرب بلد باشین جمع بلد باشین تقسیم بلد باشین می خواین نمی دونم تابلو نقاشی بکشین باید سوای این که رنگش باشه تابلوش باشه، هنرشم داشته باشین باید ابزارشم داشته باشین، قلم مو داشته باشین رنگ داشته باشین تشکیلات داشته باشین.

پس فقط من می خوام احیاء کنم من قوه قضائیه هسم پدرتون رو در میارم احیاتون می کنم این جواب نمیده اون راه نمیشه که، یا من پلیسم همتون رو می گیرم میریزم اونجا احیاتون می کنم اون احیاء نمیشه که.

پس اون موقع توقع اضافه توقعی داریم که مثلاً فرض کنیم که حتماً پلیس بیاد عملیات احیاء رو انجام بده یا حتماً قوه قضائیه بیان عملیات احیاء رو انجام بدن اصلاً کار قوه قضائیه احیاء کردن نیست، کار پلیسم احیاء کردن نیست باید پلیس بگیره قوه قضائیه بگیره بده دست سیستم، کاهش تقاضا دست اون متخصصین کسانی که لایحه احیاء کردن رو دارن بدن دست اونا و اونا باید بلد باشن چه کار کنن احیاء کنن.

پس این یک فرد احیاء کننده حالا شخصی رو که خودش می خواد احیاء بشه یعنی کسی می خواد بیاد درمان بشه کسی هست مایل هست که بیاد چی بشه درمان بشه باید احیاء بشه یکی باید تمایل داشته باشه که درمان بشه، یا در هر رشته تمایل به احیاء داشته باشه میلش بکشه خودش خواستش این باشه که چی بشه به اصطلاح عمل درمان روش چی بشه انجام بگیره در حقیقت یعنی نیاز به احیاء داشته باشه من نیازمندم که احیاء بشم بیاد اینجا وقتی نیاز به احیاء داره باید تسلیم به احیاء باشه.

شاگرد می خواد جذب بشه در اعتیاد باید نیاز داشته باشه درسته یکی دیگه باید تسلیم باشه تسلیم راهنما، تسلیم راهنما در حوزه کنگره 60 در حوزه قوانین و مقررات کنگره 60 در پروتوکل درمان تسلیم به این معنی نیست اگر می خواد ازدواج کنه، به استاد بگه استاد ازدواج بکنم اگه راهنما بگه ازدواج کن ازدواج کنه اگه گفت نکن نکنه، گفت می خوام طلاق بگیرم اگه راهنما گفت طلاق بگیر میگیره نگفت نمی گیره نه اینجوری نه در پروتوکل چیه درمان در پروتوکل درمان کنگره 60 هست اینجوریه میگه اگر می خواد ازدواج کنه در سفر اول نمی تونه ازدواج کنه کسی که تحت درمانه نمی تونه ازدواج کنه.

پروتوکل کنگره 60 میگه کسی که در حال درمانه می خواد بره به مسافرت خارج از کشور نمی تونه بره حتی اگر حج واجب هم هست نمی تونه بره اجازه نداره بره حالا حج عمره،

سفر به عتبات عالیه اینا که به جای خود حج واجب هم نمی تونه بره اگه راهنما گفت نرو نمی تونه بره چون کسی می تواند اونجا بره که شرایط حج رو داشته باشه تو مصرف کننده مواد مخدری می خواید برید زیارت خانه خدا اول خودتو پاک کن چون وقتی می خواین برین زیارت خانه خدا میگن که برو حلالیت بطلب، به کسی بدهکار نباش بستونکار نداشته باشی کسی ازت ناراحت نباشه دینی گردن کسی نداشته باشی بعد برو خب اینم مثل همینه که چون داری مواد مخدر مصرف می کنی یا داری تریاک می خوری یا شیره می خوری یا داری عرق می خوری به هر حال داری عمل شیطانی انجام میدی خوب میری خانه خدا اگر نمازت گم بشه چکار می کنی شما مصرف کننده شیره هستی میگه حالا میرم زیارت خانه خدا متادون میگیرم گرچه خود حکومت دولت هم می گفت آقا اونایی که مصرف کننده هستن حج نرن به ما میگن مسافرت نرن میرن اونجا در کشورهای عربستان سعودی دو نخود تریاک بگیرن اونجا ده سال زندانتون می کنن ده گرم تریاک ازتون بگیرن ممکن سرتون رو از تنتون چکار کنن جدا کنن، نباید برین میگه نه من می خوام برم راهنما میگه نرو میگه نه می خوام برم میری اونجا متادونت، شیره ات، تریاکت،افتاد گم شد چکار می کنی.

 خیلی ها بودن دیگه برامون تعریف می کرد میگفت یه دفعه رفتم زیارت خانه خدا یه مقداری شیره هم برده بودم تو پلاستیک بود، تو لباسم بود، لباس احرام، احرام کردم می خواستم برم برا ظواف و چه چه شیره گم شد حالا شما ببین تو عربستان سعودی تو اون شرایط شیره هم مصرف می کنی شیره گم شد این حرف رو کسی می فهمه که خودش مصرف کننده شیره باشه مصرف کننده تریاک باشه آدم های معمولی این چیز رو درک نمی کنن یعنی چه میگن خوب نکش خوب نخور خیال می کنن برا خوشحالی یا کیف می خوره گفت تمام چیز مونده زمین، این دیگه نمی تونه که طواف بره یا صفا و مروه بره چون فوری بیرون روی میگیره اصلاً تکون نمی تونه بخوره شدیداً.

اونی که تو مراسم حج چند سال پیش یه ایرانی بالا آورده بود گردنش رو زدن که تو خانه خدا بالا آوردی برا کسی که بیرون روی پیدا کنه بخواد بره صفا و مروه تکلیفش معلومه.پس نمیشه رفت.

پس باید تسلیم باشه استاد میگه نرین باید بگین چشم نرین سفر میری استاد میگه نباید بری باید بگی چشم نمیرم سفر داخل میخوای بری نباید بری بگی چشم نمیرم شما پس باید کسی که می خواد تمایل داشته که احیاء باشه باید تسلیم راه باشه معلم میگه که سه روز سقوط آزاد باید بگی چشم خیلی که بخوای حرف بزنی مثلاً ممکنه معلم به شما بگه از روز شنبه سقوط آزاد برو یا از فردا برو بهترین شرایط خواسته باشه باید بگی استاد معذرت می خوام اگه ممکنه من سر کارم به جایی که دوشنبه برم از چهارشنبه برم که سه روزم تعطیلی دارم که بتونم به کارمم ضرر نخوره.

یا مثلاً از کار بیرونم نکنن یا تابلو نشم یا چی نشم این توضیح رو ممکنه به استاد بدی ولی باید بری، یعنی باید تسلیم چی باشی تسلیم راه باشی تسلیم راه نباشی به اون قضیه چی نمی رسی پس یه کسی که می خواد درمان بشه باید تمایل به درمان داشته باشه نیاز به درمان رو احساس کرده باشه نه از رو شکم سیری حالا بریم ببینیم چی میشه اینا چی میشه نه، ممکنه اوایل اینو قبول داردم خیلی ها اومدن رو شکم سیری.

حالا بریم کنگره سر بقیه هم شیره بمالیم یه مدتی هم اونجا شربت اوتی می خوریم حال می کنیم بالاخره یه جوریش می کنیم هم شربته رو می خوریم هم زیر جولیم هم مصرف می کنیم ولی یکی دوماه گذشته درست شدن پس اینم شرط دوم هست. پس نیاز به احیاء داشته باشه تسلیم به احیاء باشه، پس یه مصرف کننده میاد باید نیاز به درمان داشته باشه، تسلیم درمان باشه، قابل درمان هم باشه، قابل احیاء هم باشه، در محدوده ما هم باشه.

شما یکی که استخوانش شکسته میبره پیش ارتوپد، ارتوپد خوب جوشش میده میگن استخونش خورد و خاکشیر شده اون موقع یه جور دیگه است یکی میره پایین زیر ماشین پاش میشکنه، دستش میشکنه، خوب میشه درستش کرد یکی میره زیر تریلی تمامش از بین میره گوشت و پوست و خون همه خورد میشه له میشه می بینه این که دیگه نمیشه احیاء کرد باید شرایط احیاء داشته باشه.

یا فرض کنیم مثلاً فرض کنیم یه آدمی هستش که قرص زیاد می خوره بیشتر قرص می خوره اصلاً تریاک مصرف نمی کنه اون شرایط احیاء برا ما نداره، ما کسی که قرص می خوره، قرص خالی مصرف می کنه ما نمی تونیم احیاش کنیم اصلاً کار ما نیست یه نکته خیلی جالب هم اینجا هست اینو به تجربه ما فهمیدیم که فرهنگش فرهنگ دیگه اس، کسی که فقط قرص مصرف می کنه، فرهنگش با یه فرهنگ مصرف کننده کاملاً متفاوته یعنی هیچ وقت نمی تونه خودشو جزء مصرف کننده ها بدونه همیشه خودشو یه چیز دیگه می دونه میگه من خوب بیمارم، مریضم، نمیدونه که خوب قرص صد مرتبه خراب تر از یه دونه تریاکی، هروئینی یا شیشه ای هست.

بنابراین باید قابل احیاء برا ما چی باشه یه بچه میاره ده ساله کنگره 60 ، می خواد درمان اعتیاد بشه یا چهارده ساله، قابل درمان برا ما نیست ما زیر هیجده سال رو درمان چیه نمی تونیم کنیم برا ما قابل درمان نیس، می تونیم درمان کنیم ولی از نظر حقوقی برا ما مشکل ایجاد می کنه، ما اگر یه خانم بیاد کنگره 60 ، می خواد درمان بشه حالا بگن که به ما نگفته ما خبر نداریم ولی اگر همسرش راضی نباشه ما نمی تونیم درمانش کنیم چون قوانین جاری کشوره، ما نیم تونیم درمان رو انجام بدیم.پس باید در قسمت درمان برا ما قابل درمان چیه باشه.

پس 1-- نیاز به درمان داشته باشه. 2—تسلیم باشه. 3—قابل درمان چیه باشه.

یا کسانی هستند که رو صندلی چرخ دارن پس بسیار مشکل دارن ما اونو درمان نمی تونیم کنیم، قبلاً کردیم به مشکل بر می خوریم فرض کن نه اینکه بگیم آدم های بدی هستیم نه خوب این بخواد بیاد سر کلاس چجوری بیاد کلاس از این پله ها باید بیاد پایین باید پنج نفر از پله ها بگیرن بیارن پایین میاد تو همینطور میخواد بیاد بالا همینطور رو صندلی همینطور هزار و یک مشکل داره اینجا کار درمان برا ما یه مقداری کاملاً قابل مشکله یا میاد برا ما قابل درمان مسئله اسکیزوفرنی شدید داره توهم بسیار شدید بالایی داره و قابل کنترل نیس قابل مهار نیس قابل درمان برا ما نیس چون برا ما مشکل ایجاد می کنه.

پس باید قابل درمانم چیه باشه، خوب در مورد کسی هم که می خواس احیاء کننده گفتیم که باید تمایل به احیاء کردن داشته باشد توان احیاء کردن داشته باشد علمشم داشته باشه که علمی ما در کنگره 60 به اصطلاح داریم متدد DST هس و با اون ساز و کار با اون سیستم دانش سیستم تئوری ایکس الی آخر ما میایم این کارها رو چکار می کنیم انجام می دیم خوب پس یکی شده احیاء کننده ، یکی شد احیاء شونده، یکی شد طعام احیاء: خوراکی که باید احیاء کننده یا درمان کننده بپزه، و این درمان شونده این خوراک رو چیه بخوره این طعام باید مشخص باشه.

احیاء کننده رو گفتیم  چه شرایطی داره احیاء شونده رو هم گفتیم اون خوراک هم باید چی مشخص باشه اون خوراک هم باز مثلث میشه: اینا همشون میشن مثلث شما هر قسمتی ببرین اکثراً بلافاصله می تونین مثلث ها رو پیدا کنی، یکی باید علم دانش اون موضوع رو داشته باشی اون طعام یعنی اون علم و دانش اون که در کنگره 60 ، اون طعام علم و دانش کنگره همون متدد DST ضریب 10/8 شربت اوتیه جهان بینی یک و دو جهان بینی کنگره اس گوش کردن سی دی هاش وادی هاس همه چیزاس گفتیم احیاء در ابعاد مختلف هس که ما در تمام سطوح سعی می کنیم در کنگره این کار احیاء رو چه کار کنیم انجام بدیم.

پس یکی علم و دانش احیاء، یکی زمان احیاء، این احیاء که می خوایم بکنیم زمانش چقدره باید مشخص باشه، ممکن گاهی اوقات زمان احیاء تا آخر عمر هم باشه در سفر دوم ولی در سفر اول در قسمت اصلی احیاء یعنی زمانی که می خوایم خمیازه رو جمع کنیم این چقدر طول میکشه باید مشخص باشه نمی تونیم بگیم این بی نهایت نمی تونیم بگیم بیست و چهر ساعته باید زمان احیاء مشخص باشه چون می خوای خونه رو بازسازی کنی چقدر طول میکشه زمانش چقدره این باید چی بشه باید مشخص بشه که زمان احیاء چقدره که در کنگره 60 میگه: زمان احیاء در سفر اول حداقل 10 ماه است.

نکته بعدی اینا خوراک احیاء است احیاء شونده، احیاء کننده، خوراک دام احیاء مکان احیاء است، احیاء احتیاج به مکان داره شما که رو هوا نمی تونی احیاء کنی که.

بیمارستان می خوان احیاء کنن، بیمارستان محل احیاء دیگه، اتاق عمل محل احیاء، بخش اتاق احیاء.

خوب ما می خوایم در مواد مخدر احیاء کنیم، خوب کجا احیاء کنیم، مکان ما کجاست، اونجا یکی زمان احیاء است، چه زمانی باید عملیات احیاء رو انجام بدیم زمان احیاء باشه 10 ماه چه زمان هایی چقدر زمان لازم داریم، هفته ای سه روز کلاس داریم یا دو روز کلاس داریم، این همه ساعت نیاز داریم، بعد مکان می خواد مکانمون کجاست؟ آیا مکانمون تو پارک هاست؟ محل پارک ها محل مناسبی برای احیاء کردن نیست.

فصل بارون و سرما، مردم و تماشاچی و چه و چه، توی پارک محل احیاء مواد مخدر نیست ممکن صلب آزادی برا مردم دیگه باشه، صلب آسایش بقیه باشه، پس احیاء یه محلی می خواد اون محل باید چی باشه باید مشخص باشه، و برای احیاء کردن یکی از مشکلات اساسیمون که البته مقدار زیادی حلش کردیم همین محل چیه، محل احیاء کردنه که شعب مختلف ما برا محلهامون اول از دیگران کمک می گرفتیم هر وقت از دیگران کمک می گرفتیم دچار مشکلات و بدبختی و مسائل بسیار زیاد شدیم.

مثلاً از شهرداری، سرای محله مثلاً یه جایی می داد که ما بچه ها رو احیاء کنیم محل و مکان احیاء قشنگ همچنین درست وسط کار که می رسید که داشتن به نتیجه می رسیدن مدیر اونجا عوض می شد فوری همه رو می ریخت بیرون می گفت آقا پاشین، پاشین برین بیرون ما اینجا رو لازم داریم چون اینا همه رو سلیقه کار می کنن رو یه پروتوکل صحیح که کار نمی کنن.

اگر فرهنگسراها یا خانه فرهنگ اینا روی پروتوکل درست عمل می کردند خیلی خیلی عالی بود خوب بود یعنی مدیرم عوض می شد ایرادی نداشت الآن بعضی جاها یه مدیر عوض میشه تمام کارمندا سوار اتوبوس میشن میرن یه سری جدید هم سوار اتوبوس میشن میان، بعد بسته به سلیقه ایناس، این است محل احیاء یا رهن می کنیم یا اجاره می کنیم یا می خریم یا بعضی ها در اختیار کنگره 60 ، چی قرار میدن.

حالا یه نکته دیگر هست حالا همه این عملیات احیاء چی شد انجام گرفت احیاء شرایطی بود که برای احیاء کردن انسان ها جمعیت احیاء کنگره 60 باید ما اینا کارها رو چکار کنیم انجام بدیم حالا ما بایه مسئله دیگه هم مواجه می شیم البته هر چیزی یه پرتی داره، تقریط یعنی زیاده روی خیلی بده کمشم خیلی افراط خیلی بده تفریط خیلی اونم بده زیاده روی یا کم روی افراط یعنی شما غذا زیاد بخوری پر خوری کنی میشه افراط چون زیاد خوردی غذا خیلی خیلی کم بخوری نخوری مریض بشی بهش میگن چی تفریط تو غذا خوردن.زیاد بخوابی 15 ساعت 10 ساعت میشه افراط در خوابیدن اصلاً نخوابی میشه چی تفریط باز افراط و تفریط در مسئله چیزم حفظ کنیم.

حالا وقتی که شخصی رو داریم احیاء می کنیم درست مثل یک موجودیه که خوابه حالا از خواب چی میشه بیدار میشه وقتی این موجود از خواب بیدار شد خیلی قضیه فرق می کنه باید کاملاً مراقب باشیم ما گاهی اوقات مثل این می مونه که اژدهایی خواب رفته حالا این اژدها از خواب چی شد بیدار میشه وقتی اژدها از خواب بیدار میشه باید ما مراقب باشیم یعنی فردی رو که تا حالا مواد مصرف می کرده گیج بوده منگ بوده افتاده بود اونجا حالا چی شده خوب شده وقتی خوب شده یه مرتبه از خواب چی میشه از خواب گران باصطلاح بیدار میشه.

حالا ببینیم تکلیف چیه چون در اینجا ادامه صحبت میکنه که اونجا خوندیم احیاء یعنی بازتوانی در ابعاد مختلف و تثبیت آن و این کار ممکن نمی باشد مگر در ادامه طعام بهتری مهیا می گردد، یعنی کامل شدن اجزاء مثلث از این بحث که می گذریم .

نگهبان سؤال میکنه که در هنگام احیاء گاهی اوقات کار مشکل می شود ما داریم احیاء می کنیم ولی کارمون چی میشه مشکل میشه به سخن دیگر گویی شخصی را که سالها به خواب رفته بود ما می خواهیم او را بیدار کنیم در این شرایط بایستی کامل دقت را انجام بدیم که به بیراهه نرویم تا حالا خواب بود منگ بود مثل ماری که سرما زده یخ زده افتاده بود حالا خوب شد از خواب چی شد بیدار شد.

شاگرد میگه: هنگام احیاء گاهی اوقات کار مشکل می شود به سخن دیگر گویی شخصی را که سالها خواب رفته بود ما می خواهیم او را بیدار کنیم در این شرایط باید کمال دقت را انجام بدیم که به بیراهه نرود شخص مصرف کننده افتاده بود اونجا بیحال فقط فکرش این بود که مواد تهیه کنه، بزنه، سرش تو شکم خودش بود. حالا از خواب بیدار میشه نگاه می کنه اه از تحصیل عقب افتاده اه کار عقب افتاده از نظر پولی عقب افتاده بعد می خواد بره سفر خارج تصفیه حساب های شخصی می خواد شروع کنه حقوق از دست رفته رو به دست بیاره میبینه آره کلی از این کارها چی میریزه سرش این کارا همه رو باید انجام بده.

مشکل دیگری هم که گاهی متوجه می شویم بیداری قوای جنسی و جسمی هست توی این سفر وقتی خوی میشی یه مرتبه همینطور که در تمام سطوح بیدار میشن یه مرتبه هم از نظر جسمشون بیدار میشه هم قوای جنسیشون، باصطلاح بیدار میشه اینجا چی میشه اینجا مشکل آفرین میشه پس اینم ما داریم.

پس وسط کار فیلتون یاد هندستون نکنه وسط سفری می خواد بره تصفیه حساب شخصی می کنه وسط سفر هست می خواد بره حقوق از دست رفته رو پیدا کنه وسط سفر هست می خواد بره ازدواج کنه، وسط سفر هست می خواد بره دوست پیدا کنه و هزار و هزار یک کار دیگه یا بعد از سفر یه تخریبهای وحشتناکی ایجاد میکنه سفرش تموم میشه میفته تو این کارها سفرش چیه سال از کار افتاده بود حالا که سفرش تموم شد یه مرتبه قوای جنسی بیدار میشه بخواد خب افراط و تفریط کنه که تلافی سالهای سال رو در بیاره و هزار مرض و بلا و نکبت و اینا گرفتار میشه میگه اینا رو باید دقت کنیم تو سفر که بیدار شد اینا رو حساب کنیم برا همین داریم جهان بینی آموزش می دیم که تفکر بیدار میشه بعد میگه آری در جسمیت ایجاد مشکلات می نمایدباشی در آن مورد خاص قدری کار بشود.

انسان ها می خواهند همه چیز را بطور غیر طبیعی به دست بیارن انسان اصولاً کارش همینه می خواد همه چیز رو غیر معمول، غیر متعارف و غیر طبیعی به دست بیاره و زود به دست بیاره به جای اینکه بخواد کار کنه ذره ذره اندوخته کنه می خواد یه مرتبه بره یه پول رشوه ای

بگیره یه زد و بندی بکنه کاری انجام بده فوری زود به همه چی برسه برا همین مشق هایشان ناتمام می ماند دوباره باید بنویسن در ایام ما قضیه قدری فرق می کرد.

استاد میگه:  زمان ما موضوع فرق می کرد شب جمعه ها یک شب بود ولی این انسان های کم عقل همه شب شب جمعه دارن، میگه زمان ما قدری فرق می کرد شب جمعه فقط یه شب بود در هفته، ولی برا بعضی ها هر شب شب جمعشونه، انسانها همه چیز را می خواهند بطور غیر طبیعی به دست بیاورند در ایام ما قضیه قدری فرق می کرد شب جمعه ها یک شب بود ولی این انسان های کم عقل همه شب، شب جمعه دارند و این از کمال دور است، به جای اینکه از عقل خود یاری بگیرند می خواهند مانند گاو آن باشند و از جسم خودشان استفاده کنند و هیچ به سن و سال خود هم فکر نمی کنند و این می شود که در مسائل خاص دچار کمبود هایی می شوند و در احیای خود باز می مانند.

 اما بایستی در آنها تعادل را معنا نمود تا با عقل به کارهایشان برسند و چون چهارپایان روزگار نگذرانند و بتوانند از نیروی الهی بهره بهتری برداشت چی بنمایند. استفاده از قوای جنسی هم یک فکری داره، یه حسابی داره، یه کتابی داره، یک برنامه ریزی خاصی داره، افراط در این قضیه هم خیلی خودش وحشتناکه و تخریبی چیزی ایجاد می کنه.

حالا یه مرتبه از سفر در اومده بیدار شده. عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند. ما در قدیم توی همین قسمت اعتیاد داشتیم دیگه نه که حالا از نظر قوای جنسی نه مسائل دیگه، طرف هم فکر کنم نزدیک 70 سالش بود، 70 و یکی دو سالش بود یهو دیدم که روز بعد اومد چند وقت بعد که یه خورده خوب شد اومد دیدیم عین این دخترای  کوچولو کوله پشتی انداخته شلوارم کرده شلوارم یه وجب از مچش بالاتر عین این دخترای 14 ساله، 15 ساله، یه زن 72 ساله این یعنی چی؟

هر چیزی باید شرایط سنی ایجاب بکنه و این تفریط در این قضیه اینطوری نیست باید در حال تعادل در بیاد و حال خوب وگرنه در این قضیه میره یه تخریب دیگه ایجاد می کنه یه مشکل دیگه ایجاد می کنه و نباید مثل آهن سرد بود، نباید خیلی داغ و گرم بود تخریب ایجاد میکنه.

اینم باید یه تعادلی داشته باشه، یه حسابی داشته باشه، یه کتابی داشته باشه و بعد ما میایم اون تکامل رو پیدا کنیم تا حالا از اون سر پشت بوم افتاده بودیم حالا از این ور تا حالا اینقدر مواد مخدر مصرف می کردیم که خفه بودین، اصلاً جم نمی خوردیم از جاتون حال بیدار شدی، حالا بیدار شدی باید اینجوری کنی، باید تخریب ایجاد کنی، بعد اون وقت به هزار مسئله، هزار فساد و هزار مسئله دیگر کشیده میشه این باید تحت یک نظم و تحت یک خاصی باشه که جمله رو دومرتبه می خونم که استاد به این قضیه اشاره کرد که در ایام ما قضیه قدری فرق می کرد شب جمعه ها یه شب بود ولی این انسان های کم عقل همه شب، شب جمعه دارند و این از کمال دور است.

به جای اینکه از عقل خود یاری بگیرد می خواند مانند گاوآهن باشند و از جسم خود استفاده کنند و هیچ به سن و سال خود هم فکر نمی کنند خوب وقتی در یه قضیه افراط زیاده روی بود بعد همون جا انحرافات شروع میشه، انحراف می خواد شروع  بشه کاری نداره همینجوری در مواد مخدر یه پُکی اینجا میشه که یه پُکی اونجا میشه که بعد از مدتی چه بخوای چه نخوای یا مصرف کننده دائمی میشی در مسائل غرایض جنسی هم همینجوره، یکی اینجا هستی، یکی اونجا هستی، یکی اونجا هستی، بعد می بینی که تمام زندگیت تحت تأثیر یه سری فساد قرار گرفت و اصلاً شدی معذرت می خوام چه مرد باشه چه زن یه دفعه دیدی مرده شده هر جایی زنه هم شد هر جایی هر دوتا جنسیت فرقی نمی کنه چه در جنسیت مرد چه در جنسیت زن، تا حالا مصرف کننده تریاک بوده حالا شده یه مرد هر جایی یا یه زن هر جایی شده با هم فرقی نداره تفاوت نمی کنه.

پس این باید تحت نظم و تحت کنترل خودش قرار بگیره چه برا آقایون چه برا خانمهاس وقتی که این ادامه پیدا کنه انحراف پیدا می کنه همین بلایی که در کشور های غرب باهاش مواجه شدن یعنی این مشئله آنقدر یه خورده ای آزاد بود و آزاد اجرا شد که دیگه آدم ها از مسائل طبیعی دچار لذت نمی شدن دیگه، یعنی اینقدر این قضیه باصطلاح یه خورده باز بود و در دسترس بود و این کار زیاد انجام می گرفت که دیگه اون خاصیت خودش رو از دست داد.

دیگه مردها از جنس معذرت می خوام زن ها لذت نمی بردن، زنها از مردها، بعد از اونجا این شاخه باز شد که دیگه چون بطور طبیعی دیگه اینا در اثر افراط در اثر زیاد بود استفاده نمی کردن اینقدر ادامه پیدا کرد که هم جنس گرایی در دنیا بوجود اومد دیگه جنس مذکر اگه با مؤنث باشه لذت نمی بره بعد رفت مذکر با مذکر این ورم دیدن که خانمها از آقایون اینقدر افراط شده لذت نمی برن شد خانم ها با خانم ها و شد هزار فساد دیگه در اثر همین افراط بعدم یه طوری این قضیه ادامه پیدا کرد که دیگه ازدواجم از بین رفت، داره از بین میره کانون خانواده هم داره از بین میره خوشبختانه در کشور ما هنوز به اون شدت نرسیده ولی در کشورهای دیگه از بین رفته دیگه همه زنها تنها از زیر شیرونی زندگی می کنند مردها هم همینطور، زنها با زنها هستن مردها با مردها هستن بعداً که گفتن رسماً قوم لوت ازدواج هم جنس گرایی و اینقدر گسترش پیدا کرد که رسید به اونجا این مال چی بود بخاطر پرده اون حجاب اون چیز از بین رفت و اینقدر تکرار شد که دیگه از مسائل طبیعی لذت نمی بردن.

چون وقتی قدیم بود از مسائل جنسی لذت می بردن ولی انا اینقدر افراط کردن در دسترس قرار گرفت مثل این هر روز ظهر به شما چلوکباب بدن یا هر روز ظهر بیفتک بدن دیگه حالتون به هم می خوره می رین دنبال یه نون خشک می گردین اینقدر غذا خوردین میرین دنبال نون خشک نون جو می گردین.

بنابراین این قضیه افراطی بوجود میاره که خودش برا ما ایجاد چی می کنه مشکلات می کنه پس همه ما باید دقت بکنیم در زمانی که داریم بیدار می شیم به این قضیه توجا بکنیم بین انسان و حیوان یک وجه متمایزی هست وقتی که حیوانات رو ول می کنی هر حیوانی میره جفت میشه هیچ ایرادی هم ندراه چون در مرحله حیوانی هست ولی موقعی وارد مرحله انسان می شی این قضیه فرق می کنه و همین قضیه افراط بود که بیماری ایدزو HIV از بین برد قدیم بیماری سوزاک بود سفلیس بود برا افرادی که از مهار خارج می شدن و حالا بیماری ایدزو هزار بیماری دیگه بود این بیماری از رخ و قیافه معلوم نمیشه که.

 

شما یکی می بینه که خیلی قشنگه خیلی تر و تمیزه ممکن بیماری ایدز داشته باشه آدم متوجه نمیشه که که از قیافه معلوم نمی کنه که این هست خیلی ممکنه محجبه باشه تمیز باشه مرتب باشه آقا یا خانم فرقی نداره ولی دچار بیماری باشه اینو باید چی کرد باید دقت کرد چون طبیعت و سیستم کائنات و سیستم هستی پاسخ بسیار خوبی داره برا آدم هایی که در بعضی مسائل دچار افراط میشن اگه از آموزگار آموختی، آموختی نیاموختی از روزگار می آموزی.

پس اینو با کمال دقت تمام آقایون و تمام خانمها داشته باشن که وقتی بیدار میشن اون حد و حدود خودشونو رعایت کنن. چون به اون شکل شد ازدواج ها کم شد هی قلیل شد هی از بین رفن دچار دست آویز دیگه قرا شد و بعضی اوقات اینقدر این قضیه پیش رفته که بعضی تخلف ها شده باعث افتخار یعنی کسی که این خلاف ها رو مرتکب میشه بعد میاد برا بقیه هم با خیلی سرافرازی تمام تعریف می کنه که بله مثلاً من اینجوری می کنم اینجوری کردم ، اینجوری کردم تعریف می کنن یا کسی که یه سیستمی داره از اون سیستم خارج میشه برا بقیه هم بازگو می کنه که من کردم خوب شده.

مثل کسی که رشوه خورده میاد با سربلندی میگه آره من اینقدر حق حساب گرفتم بعد مابقیه هم میگن باریکلا چقدر این زرنگه یعنی مفاهیم معنای خودش رو عوض کرده یعنی دزدی شده زرنگی، رشوه خواری شده زرنگی، فساد شده سربلندی، فساد که باعث افتخارنیست. افشاء یه کار زشت خودش حرامه، فحشاء یعنی یه کار زشت، یه کار غیر معمول، افشاء اون خودش زننده اس حرامه نباید اونو بازگو کنی ولی چون معیارها عوض شده ما میایم با کمال افتخار اینارو تعریف هم می کنیم که ما اینجوری کردیم اون کاری کردیم، اون کاری کردیم، اون کاری کردیم، اینا عوض شده مقداری باید برگرده انشاالله به جای خودش.

پس من مطلب رو ادامش رو می خونم انسان ها همه چیز را می خواهند بطور غیر طبیعی به دست آورند.

 

وقتی بطور غیر طبیعی به دست آورد باعث میشه در جامعه، خانواده ضعیف بشه، خانواده سست بشه، جدایی ها متارکه ها خیلی خیلی زیاد باشه، خانمه یا آقاهه یه مقداری این پول داره یا اون پول داره این به اون نگاه می کنه اون به اون نگاه می کنه، می خواد پول اینو از چنگالش در بیاره اون می خواد از چنگ این در بیاره، این میگه خونه رو به نام من بکنه، وقتی به نامش کرد میگه طلاق بده.

این پول اونو می گیره وقتی گرفت میگه حالا برو دنبال کارت، فرقی نمی کنه خونه مال زنه هست مرده می گیره بعد میگه طلاقت می دم بعد با یکی دیگه میره، خونه مال چمیدونم مرده است میکنه به نام زنه، زنه ول می کنه با یکی دیگه میره، میگه طلاق می خوام اینا همیناس. همه نشعت گرفته از اینه که انسان ها همه چیز را می خواهند بطور غیر طبیعی به دست بیارن.جدایی ها زیاد میشه، مترکه ها زیاد میشه، بند خانواده سست میشه، دو سال که با هم بودن فوری فیلشون یاد هندستون می کنه و الی آخر این قضیه خودشو نشون میده.

در ایام ما قضیه فرق می کرد شب جمعه ها یک شب بود ولی این انسان های کم عقل همه شب، شب جمعه دارن باید در حال تعادل در بیاد هفته ای یه شب جمعه داره .

حالا نه دوتا داره، دیگه نه هر روز هر ساعت نیستش و این انسان های کم عقل همه شب شب جمعه دارن و این از کمال دور است و به جای اینکه از عقل خود باز یاری بگیرند می خوان مانند گاوآهن باشن و از جسم خودشان کمک بگیرند انسان ها برا زندگیشون باید از تفکر خودشون استفاده کنن نباید جسم خودشون رو در معرض فروش قرار بدن، از جسم خودشون استفاده کنن و هیچ به سن و سال هم فکر نمی کنن باید هر چیزی با هر چیزی جور در بیاد در شرایط خاص خودش این می شود که در مسائل خاص دچار کمبود می شوند و در احیاء خود باز می ماننداما بایستی در آنها تعادل را معنا نمود تا با عقل به کارهایشان برسند و چون چهارپایان روزگار نگذرانند و بتوانند از نیروی الهی بهره بهتری برداشت نمایند.

این مال درس امروز بود من از اونجایی که همیشه به شما یک آمار و ارقامی هر سال میدم، مثلاً رهایی رو هر هفته چکار می کنیم اعلام می کنیم که امیدوارم که مال قسمت چهارشنبه ها اعلام می کنیم که همون کافی است. وبقیه حساب های مالی هم انشاالله مال سال 94 رو مال کارت های عضویت رو اومدم به اطلاع عموم رسوندم بقیه رو هم از حسابداری خواستم مهیا بکنه بعد از عیدی یکی دو هفته دیگه تمام گزارش مالی سال 94 رو هم دقیقاً به عرضتون می رسونم که چقدر سبدها شده، چقدر زمین ها شده، چقدر چی شده و چقدر موجودی داریم اینا رو مرتب می زاریم اگه گاهی اوقات هم موجودی رو اعلام نمی کنیم بخاطر اینکه بعضی ها حالا نگن چون کنگره پول داره پس یه وامی به ما بده، پولی به ما بده، فلان بده، واسه این اعلام نمی کنیم وگرنه در تمام شرایط باید شما رو قرار بدیم.

من می خواستم یه گزارشی از خودم بدم در فروردین ماه چون هر سال در فروردین ماه در عید نوروز من می شینم و به بچه ها عیدی میدم و بچه ها هم گاهی اوقات چیه میدن از اونجا که همه چیز بخوام در جریان قرار بگیرین، امسال در عید نوروز مبلغی رو که من به شهرستان ها پرداخت کردم تحت عنوان عیدی مبلغ نه میلیون تومان بود من روز چهارشنبه شهرستان بودم رقمی که من معمولاً عیدی میدم ده هزار تومنه، حالا اگر 6 نفر از یه خانواده بودن من 6 تا 10 تومن چیه عیدی می دادم هر کدوم 10 تومن بود.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: نوشتار سی‌‌دی‌ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر عباس چهارشنبه 9 فروردین 1396 22:44
اقا پیمان به خاطر زحمتتان ممنون و خسته نباشید
مسافر اصغر چهارشنبه 9 فروردین 1396 00:19
خدا قوت دوستان و تشکر از زحمتهای شما
مسافر رضا چهارشنبه 9 فروردین 1396 00:17
تشکر و خسته نباشید عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو