تبلیغات
نمایندگی آکادمی کنگره 60 - متن سی دی علم 1 استاد امین
متن سی دی علم 1 استاد امین
دوشنبه 7 فروردین 1396 ساعت 09:00 | نوشته ‌شده به دست مسافر پیمان | ( نظرات )


متن سی دی علم 1 استاد امین

 توی سفر اول خواستة درونی مطرح نیستش فقط مایه خواسته‌ای داریم كه اونم اینه كه ما از دست نیروهای شیطانی خودمونو خلاص بكنیم از مواد رها بشیم و بعد تازه برسیم به نقطة صفر این صحبتها در سفر اول هستش چون باید خودمون با مسئله مواد حل بكینم ولی این مطالب ادامش مربوط می‌شه به سفر دوم و مسئله خیلی مهمی بود چون من خودم با این مطلب خیلی درگیر بودم مدام دنبال خواسته‌هایم می‌رفتم از این شاخه به اون شاخه از این مطلب به اون مطلب و انرژی خیلی زیادی رو تلف می‌كردم و این یه جور حقه‌ای بودش حالا من مسئله قیاس رو جلسه قبل مطرح كردم قیاس واقعاً در اون مطالبی كه گفته شد می‌تونه جلوی انسان رو بگیره ما باید این نكته رو همیشه با خودمون داشته باشیم چه در نقطه ضعف قرار بگیرم چه در نقطة قوت باید بدونیم كه انسان اون چیزی رو كه بدست می‌آره شامل توانایی و ناتوانی فرقی نمی‌كنه اون چیزی هستش كه خودش با دستای خودش فراهم كرده و تا اینجا برای خودش بوجود آورده و اگر انسان به درجة خیلی بالایی می‌رسه حالا شما ببینید انسانی توی یه كاری خیلی خیلی موفق می‌شه خوب سخنوری می‌كنه اما نیروهای تخریبی میان تو ذهن انسان مرتب القاء می‌كنن ببین تو چطور زحمت كشیدی هیچی نشدی بدون یه ذره كاركرد به نتیجه :.8'سید پس عدالتی وجود نداره پس خداوند عدالت برقرار نمی‌كنه تو داری زحمت می‌كشی به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسی این القائات در انسان می‌تونه در حسادت و در ادامه نفرت رو بوجود بیاره ولی وقتی بدونیم كه هر چیز رویی كه بدست آوردیم دقیقاً ذره به ذره‌هاش رو پرداخت كردیم چه ما چه اون، اون وقت از اون قیاسها جدا می‌شیم و نیرمون متوجه خودمون می‌شه اونوقت می‌گیم كه اون سریع داره یاد می‌گیره بهاش رو پرداخت كرده هیچ اشكال نداره منم بهاش رو پرداخت می‌كنم منم زمین وجودیم رو هموار می‌كنم منم اون موانع رو از وجود خودم پاك می‌كنم و بعد در ادامه من هم در آموزش و یادگیری توفیق حاصل می‌كنم این یه مطلب و مطلب دیگه این كه خواسته‌ای كه ما در وجود خودمون داریم خیلی شرط هستش یعنی اینكه یه انسانی شاید از خداوند خواستش این باشه كه در یك زمینه‌ای یك مهارتی رو بدست بیاره یكی از خداوند می‌خواد به درجة استادی برسه یكی از خداوند می‌خواد مفاهیمشو تا اون آخرش درك بكنه چون اگردر زمینة علم مثال بزنم ما شناختمون مرتبه به مرتبه هستش یه موقع مادر مسئله علم می‌شیم معلم دبستان یه موقع در مسئله علمی قدر بیشتری پیشرفت می‌كنیم می‌شیم معلم راهنمایی یا دبیرستان یا استاد دانشگاه یا استاد استادای دانشگاه یا می‌شیم كاشف قوانین علم نه تنها به استادها درس می‌دیم بلكه قوانین رو به اون علم اضافه می‌كنیم همة كسانی كه توی این مطلب دارن كار می‌كنن همشون باید علم رو یاد بگیرن چون اون كسی كه داره به دبستانی یاد می‌ده چه اون كه داره به استاد دانشگاه درس می‌ده همة اینا باید علم رو كسب بكنن اون كسی كه می‌خواد به استاد دانشگاه درس بده خیلی باید خبره باشه اون باید جزئیات بیشتری رو پیدا كنه اون باید خیلی زوایای دیگه‌ای هم ببینه اون باید در علم بیشتر فرو بره و اون كسیه كه می‌خواد قوانین جدیدی رو به علم اضافه بكنه اون حتی از این مرحله هم باید بیشتر بده یعنی خیلی چیزهارو در درون خودش تجربه بكنه و خیلی سختی‌‌ها رو تجربه بكنه تا به مرحله كشف و شهود برسه حالا اگر یه نفر خواستش این باشه كه به مرحلة كشف و شهود برسه باید مرحلة آموزش استادی آیا آموزش این 2 نفر با هم یكسانه؟ نه آیا مسیرهایی كه این 2 نفر با هم طی می‌كنن یكسانه؟ نه تا یه جاهایی شاید مشترك باشه ولی از یه جایی دیگه به بعد مسئله عوض می‌شه اون شخص باید بره و یه زمان خیلی خیلی بیشتری بزاره شاید به مرحلة كشف برسه مجبور باشه 50 سال زمان بزاره شاید به یك دوره از زندگیش هم اكتفا نكنه چند دوره از زندگی بیاد و اینو ذره ذره پیداش بكنه ولی یك نفر كه می‌خواد معلم راهنمایی بشه كافیه كه مثلاً تا مقطع فوق دیپلم درس بخونه بعدش هم بره دوره تربیت مدرسه ببینه بعدش هم بره یك مدرسه‌ای شروع كنه به درس دادن پس خواستة ما در اون آموزشهایی كه طراحی می‌شه برای ما خیلی تعیین كننده هستش ولی چون ما خواسته‌هامون رو به خاطر نمی‌یاریم یادمون نیستش كه چه چیزی رو خواستیم یا خواستة درونیم چی هستش وقتی كه توی این حیاط با مسائل و موانع روبه‌رو می‌شیم سریع قیاس می‌كنیم و بعد حالمون بد می‌شه این مسئله خواستن هم بذارین در كنار مطلب دیگه تا قیاس كردن كاملاً برامون مرتفع بشه البته من اینجا وقتی می‌گم قیاس كردن به مفهوم این هستش كه ما اینكه بخوایم یه مطلب علمی رو بسنجیم مثلاً ما ممكنه یك خط‌كش رو با یه خط‌كش دیگه‌ای مقایسه كنیم یه خط‌كش استاندارد دادن به ما می‌گن یك متر استاندارده ما یه خط‌كش دیگه‌ای هم برمی‌داریم اونم یك متره اون رو با اون مقایسه می‌كنیم آیا این هم یك متر هست استاندارد هست یا نه. منظورم این قیاس نیست ما در مسئله یاد گرفتن علم در بررسی قوانین و در تجربه كردن همیشه قیاس می‌كنیم ولی وقتی كه من قیاس كردن رو به كار می‌برم منظورم این هستش كه تا بیاییم 2 چیز غیرهمجنس رو قیاس بكنیم قیاس بین یك انسان با انسان دیگه در مسائل تكاملی مثل یك كیلو پرتقال با یك متر پارچه هستش ظاهرش شاید یكسان باشه ولی باطنش كاملاً متفاوت هستش مسئله قیاس بهترین كارش این هست كه خودمون رو با خودمون مقایسه بكنیم مثلاً الان مصرف كننده هستیم 5 گرم داریم تریاك می‌خوریم خودمون رو مقایسه می‌كنیم با اون زمانی كه مصرف كننده نبودیم از نظر اوضاع و احوال بعد ببینیم چقدر دچار خسران شدیم یا چقدر ضرر كردیم یا الان كه تو سفر هستیم الان داریم روزی 1 گرم مصرف می‌كنیم خودمون رو مقایسه كنیم با اون روزی كه وارد كنگره نشده بودیم 5 گرم مصرف می‌كردیم چه وضعیتی داشتیم ساعت 12 به زور از توی رختخواب بلند می‌شدیم بزور روزی 4 ساعت كار می‌كردیم حوصله چیزی رو نداشتیم قیاس رو باید در این مرحله بكار برد در مورد خودمون اونوقت خودمون رو می‌تونیم اصلاح بكنیم مگر اینكه راه بیفتیم خودمون رو با آدمهای مختلف مقایسه بكنیم به دلایلی كه براتون گفتم مربوط می‌شه به چیزهایی كه ما ازش آگاهی نداریم كار درستی نیستش ولی چی ما می‌تونیم الگو قرار بدیمش الگو قرار دادن با مقایسه كردن فرق داره یا مدل قرار بدیم مثل طراحها كه آدم خوش هیكلی رو مدل قرار می‌دن و می‌كشن ما هم یه آدم خوشقواری رو كه موفق بودن قوی یه زمینه‌ای مثلاً اومدیم كنگره یه نفر كه راهنماست داره خوب درمان می‌كنه اون رو به عنوان مدل خودمون قرار بدیم و ازش می‌پرسیم شما چیكار كردین كه این مطلب براتون اتفاق افتاده چون قوانین در مورد انسانها ثابت هستش یعنی اگر آب بخورم تشنگیم برطرف می‌شه اگر من سفر تدریجی بكنم بدنم سیستم شبه افیونش راه می‌یوفته اگه من برم توی آب بدنم خیس می‌شه اینها قوانینی هستن كه برای همة انسانها صدق می‌كنه بنابراین تو الگو قرار دادن ما چیكار می‌كنیم و قوانینی رو كه اونا اجرا كردن و به نتیجه رسیدن رو ازشون فرا می‌گیریم و كمك می‌گیریم یه جور الگو قرار دادن همینه كه ما می‌یاییم توی لژیون می‌شینیم و یا استاد راهنما انتخاب می‌كنیم درواقع استاد راهنما رو الگوی خودمون قرار می‌دیم و این اشكالی بهش وارد نیستش. از نظر شما علم رو چی تعریف می‌كنید؟

علم شامل كشف قوانینی می‌شود كه اون قوانین بر راستی یا درستی  حقیقت دلالت دشته باشد یعنی یكسری از قوانین رو كه ما پیدا می‌كنیم و در اختیار داشته باشیم این قوانین اگر بر حقیقت منطبق باشن كه راستی و درستی بر اونها دلالت بكنه اون می‌شه علم و اگر بخواییم خودمونی‌تر بگیم اون چیزهایی كه بر راستی و درستی دلالت دارن خارج از قوانین نیستن كه در طبیعت جاری و حاكم هستن اگر به كلام‌الله شریف نگاه كنیم میگه خداوند زمین و آسمان را به حق آفرید و به جایی دیگر اشاره می‌كنه خداوند كسی است كه 7 آسمون رو بنا كرد و در بالای اون عرش را بنا نهاد و او هست كه با علم خود به آنها احاطه دارد اگر به آیات الهی نگاه بكنیم میگه كه آسمانها و زمین به بیهودگی آفریده نشدن به حق آفریده شدن پس در آفرینش آسمانها و زمین قوانینی وجود داره كه اونها لاتغییر هستن و اونها قوانینی هستن كه اگر اونها رو پیدا بكنیم و متوجه بشیم به اون علم می‌گن اگر چیزی رو خارج از این قوانین به عنوان چون قانون ممكنه بر اونها دلالت نكنه ما یكسری قوانین من درآوری رو ورداریم قشنگش بكنیم با لباس پرفسور و دكتر به دیگران بدیم این علم نیستش چون بر راستی و درستی و دلالت استوار نیست درحقیقت نقاب از رخ برمی‌گیرد در ادامه نتیجه یه چیز دیگه‌ای از آب درمیاد مثل سم‌زدایی یه قانونه دیگه میگن كه آقا اگر شما بیاین این كار رو بكنین واین ماده رو ترك بكنین و این قرص رو بخورین طی یه شرایطی 12 الی 16 ساعت طول می‌كشه كه مواد فلان از بدن شما خارج بشه ولی این قانون چون بر راستی و درستی دلالت نداره چون شخص اصلاً مسموم نشده یه چیزی جایگزین چیز دیگه‌ای شده چون برداشت غلط بوده اون قانون بر راستی و درستی دلالت نداره واسه همین وقتی بكار می‌ره جزء تخریب و افتضاح و مشكلات و مكافات چیز دیگه‌ای ازش بیرون نمی‌یابد پس نتیجه می‌گیریم اگر علم باشه باید محصول داشته باشه و محصولش هم باید محصول خوبی باشه اگر هم باید در مسیر درست خودش بكار بره این اتفاق می‌افته خوب از چه رو من این علم رو گفتم چون ما توی جهان‌بینی روی دانایی روی دانایی خیلی صحبت كردیم همیشه هم ازش صحبت می‌شه می‌گیم آموزش، تجربه و تفكر خوب اون چیزی كه توی آموزش‌ها دنبالش هستیم كه ما بگیم آموزش باید صورت گرفته یكسری ویژگیهایی باید داشته باشه كه توی آموزش باید اتفاق بیفته اگر خوب مسئله رو بررسی كنیم می‌بینیم علمه وقتی علم وارد یك شخصی بشه و به شخص دیگه‌ای انتقال پیدا بكنه در درون اون شخص یكسری تحولاتی بوجود بیاد و علم چیزی هستش كه از كسی به كس دیگه‌ای قابل انتقال هست به تنهایی این علم درست اتفاق نمی‌افته یاد گرفتن از این قوانین و درك كردنش هیچ چیزی نیستش كه به صورت انفرادی صورت بگیره یعنی ما بریم بشینیم توی یه جزیره‌ای و روی یكسری از مسائل كار كنیم و بررسی و این اتفاق بیفته باید تفهیض بشه از یك شخص به شخص دیگه‌ای انتقال داده بشه و مهندس توی صحبتاشون گفتن كه باید یه چرخش اتفاق بیفته بین استاد و رهجو اگر غیر از این بود لازم نبود كه شخص دیگه‌ای حضور داشته باشه اصلاً این كنگره و كلاسها رو الكی تشكیل دادیم هركس یك جلد كتاب می‌گرفت دستش و یه مشت وادی و می‌رفت خونشون بعد می‌نشست می‌خوند ولی اومد سر ماه واقعانم می‌داد و می‌گفتیم قبول شدی و استاد شدی ولی عملاً همچنین چیزی امكان‌پذیر نیستش آموزش یه چیزی هستش كه باید از یك شخص به شخص دیگه‌ای انتقال پیدا بكنه و حالا ممكنه این صور آشكار داشته باشه یعنی من بشینم و یه استادی بیاد كنارم اونور مقابل من بشینه و اون علم رو به من انتقال بده ممكنه این صور پنهان داشته باشه یعنی من اینجا بشینم یه استاد دیگه از جای دیگه توی حلقه‌ای دیگه اون حاضر بشه و اون مطلب رو به من القا بكنه اون صورت نمی‌گیره حالا آموزشها هم می‌تونن در جهت علم باشن یا درجهت تخریب هم چیزی غیرقابل انتقال هستش. بصورت علم و هم ضدش قابل انتقال باشه وقتی كه ما می‌خوایم توی راه مواد مصرف كردن بیفتیم كسانی هستن كه توی مسیر ما قرار می‌گیرند و در حال آموزش دادن رایگان ما هستن در مورد مصرف روشهای جدید و یا از كجا تهیه كنیم و به چه صورت مصرف بكنیم كسی هم متوجه نشد و چیكار بكنیم این كار به بهترین صورت پیش بره و ما موفق بشیم تو این زمینه هم می‌تونه باشه پس نكتة مهم توی آموزش وجود داره كه آموزش بصورت انفرادی امكان‌پذیر نیستش بخاطر همین هست كه میگن آموزش و تكامل در جمع صورت می‌گیره چون یك بخش مهمش آموزشه و اونم باید در جمع باشه تا اتفاق بیفته خوب حالا از این مسئله نیروهای تخریبی خیلی خیلی خوب استفاده می‌كنن و به صورت 1) آموزش غلط آموزش به تنهایی اتفاق نمی‌افته و باید توی جمع باشه یا 2) یه كاری بكنن كه شخص آموزش‌ناپذیر باشه یه اتفاقی برای ما بوجود بیاد كه ما آموزش ناپذیر بشیم اگر همچین كاری بكنن موفق می‌شن. یكسری چیزها تو تاریخ هستش آدم باید نگاه بكنه چیزا واقعاً داره به شكلهای مختلف تكرار می‌شه شما برگردین نگاه بكنین به زمان قرون وسطی از چه سالهایی بودش توی اروپا از سدة 6 یا 7 شروع می‌شه. تا 16 میلادی یعنی درحدود 1000 سال قرون وسطی طول می‌كشه این قرون وسطی از نظر اروپاییها خیلی چیز مهمی هستش هرچند شاید ما فقط شنیده باشیم ولی اونا فقط در مورد قرون وسطی خیلی خیلی حساب باز می‌كنن یه بخشی مهم از تاریخشون هستش تو قرون وسطی چه اتفاقات مهمی افتاده جنگهای صلیبی، استقرار كلیسا به عنوان قدرت اول تصمیم گیرنده و اجرایی در سراسر اروپا این اتفاق هم یك شبه نیفتاد بلكه تدریجی و یواش یواش صورت گرفت و در سراسر اروپا بیماریهایی شیوع پیدا كرد مثل وبا و طاعون اگر مردم از جنگها سالم برمی‌گشتن دچار مریضی‌ها می‌شدن اگر هم نمی‌شدن اونها رو در سیاه چالها و زندان‌ها می‌انداختن تا می‌مردن.

 

ممنون كه به صحبتهای من گوش دادین

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: نوشتار سی‌‌دی‌ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن شفیعی جمعه 11 فروردین 1396 15:25
خدا قوت و ممنون كه زحمت كشیدید.خیلی استفاده كردم. فقط اینكه فكر كنم متن سی دی علم هستش نه عمل.بازم ممنون
علیرضا چهارشنبه 9 فروردین 1396 23:26
خدا قوت دوستان عزیز و خسته نباشید برای تلاش و زحمتهای شما
همسفر سعید چهارشنبه 9 فروردین 1396 22:50
سلام اقا پیمان خیلی خوب بود لطفا از سی دی های اقای مهندس امین بیشتر مطلب بگذارید تشکر و ممنون
علیرضا چهارشنبه 9 فروردین 1396 00:26
خدا قوت دوستان عزیز و خسته نباشید برای تلاش و زحمتهای شما
ژاله همسفر دانیال دوشنبه 7 فروردین 1396 16:43
خدا قوت به تمام خدمتگزاران وبلاگ آکادمی ممنون که در این تعطیلات از وققتون میگزرید تا به ما ها انرژِی بدهید و این اطلاعیه رو خوندم خیلی خوبه که متن سی دی ها رو گزاشتین خدا قوت خداقوت
زاله همسفر دانیال دوشنبه 7 فروردین 1396 16:41
استاد این سی دی شما خیلی رو من و مسافرم تاثر گزاشت از شما و مهندس عزیز ممنونم که این یستر رو رفاهم کردید انشاالله هر چی از خدا میخواهید به شما بدهد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: