کارگاه آموزشی عمومی روز پنجشنبه 1395/10/02
پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت 16:35 | نوشته ‌شده به دست مسافر پیمان | ( نظرات )




دهمین جلسه از دوره شصت و دوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه " کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره " با استادی کمک راهنمای محترم  "آقای احمد جعفری" و نگهبانی " آقای امیر یوسفی " و دبیری  " آقای حامد ادریسی " در روز پنج شنبه مورخ  1395/10/02 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

"در ضمن تولد اولین سال رهایی آقای " مجتبی موسوی نیا " رهجوی راهنمای محترم جناب آقای " احمد جعفری " را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم."




سخنان استاد :
دستور جلسه امروز قبلا بصورت دیگه ای مطرح می شد و آن کمک کنگره به من و کمک من به کنگره بود اما الآن دو سال است که نوشتار آن بصورت کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره شده است و من فکر می کنم کلمات به خاطر این عوض شده است که من به عنوان یک شخص کمک آن چنانی نمی توانم به یک مجموعه بکنم در صورتی که یک مجموعه می تواند به من کمک کند چون در کنگره کار بصورت گروهی انجام می شود ولی من به عنوان یک فرد می توانم به این مجموعه خدمت کنم.
من فکر می کنم نباید فراموش کنم که قبلا در چه جایگاهی بودم و قبلا چه کار هایی انجام می دادم اما الآن کجا هستم و چگونه فکر می کنم و کلا یک دنیای دیگری به روی من باز شده است. یکی از مسافران در پارک لاله می گفت من 65 سال در تاریکی قدم برداشتم و نزدیک به چهل سال مصرف مواد مخدر داشتم ولی الآن که رها شدم ، یک دنیا برای من ارزش دارد و از این به بعد من در یک دنیای دیگری زندگی می کنم یعنی آدم در هر سنی که باشد اگر بتواند آن جایگاهی که قبلا داشته را رها کند  و جایگاهش را به سمت ارزش ها تغییر بدهد بسیار ارزشمند است. خود من هم نزدیک به سی سال مصرف مواد مخدر داشتم البته درست است که از نظر مالی خیلی در فشار نبودم ولی به قول آ قای مهندس که می فرمایند شاید انسانی کاخ نشین باشد ولی در عین حال کارتن خواب است و این برای من نکته بسیار  مهمی بود. یعنی علی رغم تمام چیزهایی که داشتم با این حساب کارتن خواب بودم و به انتهای خط رسیده بودم ولی کنگره آمد و جایگاه مرا عوض کرد و من متوجه شدم که اصلا برای چه به دنیا آمدم و اصلا هدف زندگی چیست؟
من بسیار خوشحالم که به کنگره آمدم چون کنگره زندگی من را عوض کرد البته همانطور  که همه می دانیم، درمان اعتیاد در کنگره هم سخت و هم سهل است. وقتی در کنگره در حال سفر بودم، خانواده من تغییرات را می دیدند و می گفتند ما اصلا فکر نمی کردیم که روزی تو بتوانی مواد را کنار بگذاری و من می گویم وقتی درمان درست و اصولی باشد، همه چیز خیلی راحت اتفاق می افتد. کنگره و درمان، نوع نگاه من را تغییر داد و من همیشه در لژیون می گویم که ما در سفر اول رها می شویم و قطع مصرف مواد در ده ماه یا یازده ماه اتفاق می افتد  ولی رهایی باید در سفر اول اتفاق بیفتد، یعنی من بدانم برای چه به کنگره می آیم و باید نوع نگاه من تغییر کند و جهان بینی من هم تغییر کند. به عقیده من، انسان هرگز نباید گذشته خودش و جایگاه گذشته خودش را فراموش کند و من همیشه به یاد دارم که در گذشته کجا بودم و الآن کجا هستم، البته این جایگاهها نباید باعث بوجود آمدن منیت در من بشود چون گاهی اوقات دیده شده است که رهجویانی که به سفر دوم رفتند کلا کنگره را فراموش کردند.
حد اقل کمکی که من می توانم بکنم این است که سه نوبت آزمایشی که از من خواسته شده را انجام دهم. ولی بعضی از رهجو ها این مسئله را انجام نمی دهند و به عناوین مختلف سرپیچی می کنند و این دوستان همانهایی هستند که جایگاه گذشته خود را فراموش کردند. آقای مهندس همیشه می گویند که رهجوها باید حداقل یک سال بعداز رهایی، به کنگره بیایند و خدمت کنند و به این صورت است که می توانند دین خود را به کنگره ادا کنند. البته برای خدمت کردن مهم نیست که چه کاری را در کنگره انجام می دهم بلکه مهم این است من در اندازه خودم بتوانم خدمت کنم .
امروز تولد اولین سال رهایی مجتبی موسوی نیا است. مجتبی از رهجویانی بود که واقعا خیلی خوب سفر کرد و ایشان با اینکه یکسال و اندی از رهاییش می گذرد باز هم وقتی می خواهد به کنگره نیاید قبلا با من هماهنگ می کند و اجازه می گیرد و این یعنی اینکه جایگاه خودش را هرگز فراموش نکرده است و برای آن ارزش قائل می شود. این روز با شکوه را به مجتبی عزیز و خانواده محترمشان تبریک می گویم و امیدوارم همواره موفق و سر بلند باشد.   





همچنین به چند تن از عزیزانی که در روز چهارشنبه به رهایی رسیده بود از طرف گروه مرزبانی گلی تقدیم این عزیزان شد.







آرزوی مجتبی موسوی نیا

آرزو میکنم تک تک شما ها در زندگی موفق باشید و به رهایی برسید و هرگز به مواد رو نیاورید و همچین با عشق و محبت زندگی کنید.






سخنان مجتبی موسوی نیا:

خدارو شکر می کنم که با کنگره آشنا شدم و این جمله را از پیشکسوتان و قدیمی های کنگره یاد گرفتم. زمانی که وارد کنگره شدم چون هیچ شناختی از کنگره نداشتم فقط می خواستم که به حال خوب برسم. در لژیون ششم دوستان بسیار خوبی پیدا کردم و خیلی به من انرژی می دادند چون پیشکسوت بودند و چند ماه از من جلو تر بودند و تجربه بیشتری رو کسب کرده بودند. چیزی که خیلی دوست داشتم این بودم که می خواستم این دوستان تجربه و حس خودشان را به من انتقال بدهند. بعداز مدتی که گذشت، خوشبختانه مشکل خاصی نداشتم و حس خوبی را در این مکان داشتم و توانستم ارتباط خوبی را با دوستانم برقرار کنم و باز هم خدا را شکر می کنم که با کنگره آشنا شدم و این آموزش های گرانقدر را گرفتم از شما ممنونم که توجه کردید.



مرزبان کشیک: آقای مجید کریمی
وبلاگ نویس: مسافر محمد (لژیون آقای امیر خرم شاهی)
عکاس : مسافر پیمان ( لژیون آقای سامان راهنورد )

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر امید شنبه 4 دی 1395 08:20
با تشکر از راهنمای محترمم جناب اقی جعفری و عرض تبر یک به ایشان و همچنین اقای مجتبی موسوی نیا
هاتف جمعه 3 دی 1395 19:56
خداقوت پیمان جان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: