" جنگ و صلح _ قسمت سوم
سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 11:35 | نوشته ‌شده به دست مسافر علیرضا نامداری | ( نظرات )

جنگ  
و  صلح


به هنگام نزدیک بودن، خود را دور نشان ده و به هنگام دور بودن، خود را نزدیک بنمایان

بی شک طریقت جنگ، طریقت مکر و حیله است و یکی از مکارترین فرماندهان در تمامی ادوار، فرمانده ای آلمانی بنام مارشال اروین رومل یا همان روباه صحرای معروف است که پیروزی های او در جنگ جهانی دوم بر علیه قوای انگلستان تا مدت ها ورد زبان مورخین بود.





او در سال 1941 زمانیکه ارتش انگلستان در شمال آفریقا در اوج قدرت بود با نیرویی اندک و تجهیزات ناقص پا به صحنه نبرد گذاشت. هم او و هم فرمانده هانش می دانستند که در شرایط فعلی حریف دشمن نخواهند شد- اوضاع وقتی بحرانی شد که جاسوسان خبر دادند قرار است بزودی ارتش بریتانیا حمله بزرگ خود را آغاز کند.
در اینجا روباه صحرا نقشه ای طرح کرد و در نهایت خونسردی آنرا اجرا کرد که بعدها تبدیل به یک شاهکار نظامی شد. حکایت از این قرار است که وقتی رومل عرصه را تنگ دید بلافاصله از چند مهندس جزء آلمانی خواست تا شبها به دور از چشم دشمن اتاق هایی چوبی بسازند و آنها را بصورت تانک در آورند. کار به سرعت آغاز شد. نجارها در شب تانک های چوبی را می ساختند و روزها روی آنها را با خاک و خاشاک می پوشاندند تا اینکه هزاران تانک دروغین مهیا شد و در یک شب مهتابی فرمان حمله عمومی صادر گشت.
وقتی هواپیماهای گشتی انگلیسی، در کمال تعجب هزاران تانک را ناگهان در دل صحرا دیدند که به آرامی پیش می آیند، بلافاصله خبر دادند که هر چه زودتر عقب نشینی کنید، چراکه در غیر اینصورت زیر زنجیر دریایی از تانک های آلمانی له می شوید. عقب نشینی ارتش انگلستان آنقدر سریع و با دستپاچگی انجام شد که مقادیر زیادی سلاح، مهمات و آذوقه به دست آلمانیها افتاد و این عملیات نظامی درخشان بعنوان یک شاهکار در تاریخ جهان برای همیشه ثبت شد. این همان پیروزی در جنگ بدون خونریزی است.روباه صحرا در این نبرد پیروز شد چون یکی از قوانین معروف جنگ را بخوبی اجرا کرد.
" به هنگام نزدیک بودن، خود را دور نشان ده و به هنگام دور بودن، خود را نزدیک بنمایان" 
این قانون یکی از رایج ترین و شاید کاراترین اصولی است که نیروهای منفی در نبرد با ما از آن بهره می گیرند و از نقطه نظر نظامی به آن عملیات فریب می گویند.
عملیات فریب به مجموعه ای از اعمال و فعالیت هایی گفته می شود که با انجام آن دشمن را گمراه کرده و او را وادار نماییم تا اعمالی را بر خلاف مصالح خود انجام دهد. حال سوال این است؛ چه زمانی دشمن را که نزدیک است دور تصور می کنیم و یا چه زمانی دشمن را که دور است نزدیک می انگاریم؟؟؟
خداوندا شاکر و سپاسگزارم که بواسطه آشنایی با تعالیم و آموزشهای کنگره پاسخ دادن به این دست سوالات کار سختی نیست. 
پاسخ این است: زمانیکه حس آلوده باشد، فرد دور را نزدیک و نزدیک را دور می بیند، تلخ را شیرین و شیرین را تلخ ، گرم را سرد و سرد را گرم و... و عجوزه را همان جوان میبیند. به عبارتی دیگر همانطور که استاد امین می فرمایند: نیروهای منفی در ابتدا و قبل از هر کاری حس های انسان را بهم می ریزند و آلوده می سازند.ما در کنگره جمله معروفی داریم که می گوید: "حس اولین قوه بکارگیری عقل است". یعنی وقتی حس ناسالم شد، اطلاعات نادرست به عقل می رسد و حاکم بزرگ ناکارآمد شده، دستورات غلط صادر می کند. و در نهایت اعمالی از ما سر می زند که بر خلاف منافع ماست.
یادم هست در دومین سالگرد رهاییم یکی از عزیزان جمله ای را از قول استاد امین برایمان نقل کرد به این مضمون: " هیچ چیز در این دنیا ارزش آن را ندارد که حس خوبمان را بخاطرش خراب کنیم".
از آن روز دو سال می گذرد اما هر بار که به یاد این جمله پر مغز می افتم، نمی توانم مثالی بیاورم که آن را نقض کند، حتی یک مورد!!!
بهر حال حس مقوله عجیبی است که وقتی درست کار نکند، انسان در تعادل نیست و وقتی انسان در تعادل نباشد، گویا از نظر او هیچ چیز در این عالم سر جایش نیست. از آنجا که انسان تنها موجودی است که بقول جناب آقای مهندس صور آشکار و پنهان او روی هم منطبق نیست، لذا برای پر کردن این شکاف می بایست مقدار زیادی انرژی مصرف شود. جای بسی تأسف است، زیرا باید این انرژی صرف سازندگی گردد، اما....
کاش واقعی بودن و واقعی وانمود کردن با هم تفاوتی نداشت.
نکته پایانی: پس نتیجه اینکه وقتی حس انسان آلوده شد اهریمن اعتیاد برای تسخیر شهر وجودی دیگر کار مشکلی را در پیش ندارد. و اینجا همان جایی است که ما دشمنی را که نزدیک است دور می بینیم و زمانیکه دور است نزدیک.
اما این همه ماجرا نیست و این موضوع یک بخش پنهان هم دارد- شاید این اشتباه فاحش و عدم تطابق درست بخاطر جهل ما باشد. چرا که جهل تنها صفتی است که نیاز به پیش زمینه ندارد. یعنی یک فرد در عین حال که انسان بدی نیست می تواند تبدیل به یک انسان جاهل گردد. یکبار در جایی شنیدم که روزی استادی با شاگردانش سر میز غذا نشسته بودند. استاد از زیر چشم همه شاگردان را از نظر گذراند، به ناگاه نگاه او روی یکی از شاگردانش متوقف شد، چراکه او داشت روی سوپی که هنوز نچشیده بود نمک می ریخت. استاد او را به یک سطح پایین تر فرستاد تا دوباره از پایه شروع کند. شاید معنای جهل عدم استفاده از حس هایی که خداوند در اختیارمان قرار داده است. 
پس پناه می بریم به خداوند از شر نیرومندترین دشمن خودمان، که جهل و ناآگاهی خودمان است. و 14 ثانیه سکوت می کنیم.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ناصر توکلی جمعه 30 مرداد 1394 23:17
شاید معنای جهل عدم استفاده از حس هایی که خداوند در اختیارمان قرار داده است...
چه تعبیر متفاوت و جالبی از جهل کردید.
ناصر توکلی پنجشنبه 29 مرداد 1394 13:57
شاید معنای جهل عدم استفاده از حس هایی که خداوند در اختیارمان قرار داده است...
چه تعبیر متفاوت و جالبی از جهل کردید.
چهارشنبه 28 مرداد 1394 22:29
ممنونم از شما به خاطر مطلب زیباتون
سه شنبه 27 مرداد 1394 18:57
با تشکر از زحمات شما عزیزان.
سعید سه شنبه 27 مرداد 1394 18:20
علیرضا جان خدا قوت و خسته نباشی
علیرضا سه شنبه 27 مرداد 1394 13:30
در نظر بازی ما بیخبران حیرانند
من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند.
دست مریزاد جناب احمدی
ناصر توکلی سه شنبه 27 مرداد 1394 12:43
آقای احمدی عزیز
انشاالله که در زندگی همیشه موفق باشی. آرزوی سلامتی و سر بلندی برای شما دارم
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic