"وادی دوازدهم و درمان سیگار
چهارشنبه 6 مرداد 1395 ساعت 07:50 | نوشته ‌شده به دست آکادمی کنگره | ( نظرات )

وادی دواردهم و درمان سیگار
در دستور جلسه هفتگی این وادی می خوانیم که: وادی دوازدهم و تاثیر آن روی من. جمله تاثیر آن روی من نکته کلیدی در وادی های کنگره است، که این قانون چه تاثیری روی من دارد و این نکته خیلی جالب ومهمی است. در زندگی هر کاری می‌خواهم انجام بدهم باید تغییر کنم و تبدیل شوم، اگربه دفترچه خودم دقت کرده باشم دفترچه مواد مخدر و درمان سیگار در فاصله 21 روزI تغییر می‌کنم، یعنی پله اول را که شروع می‌کنم، تغییر می‌کنم. پله که تمام میشود تبدیل میشوم و از آن پله میروم به پله بعد، این اتفاق ادامه پیدا میکند تا وقتی به رهایی می‌رسم. آنجا است که از مصرف مواد مخدر یا سیگار ترخیص شدم. این قانون کلی است، ولی استثنائاتی هم دارد، آن استثنائات چیست؟ من می خواهم تغییر کنم من میخواهم مصرف مواد مخدر یا سیگارم را درمان کنم و می آیم توی لژیون، راهنما به من میگوید این مقدار آدامس باید بخوری، سیگار را باید قطع کنی، راس این ساعت باید بیایی لژیون و طی آن پارامتر زمان این اتفاق برایت می افتد، اگر توی مسیر باشی.


 یعنی چه؟ در صراط مستقیم حرکت کنی! کاری را که به تو میگویند انجام دهی، من می آیم و خواسته را دارم و هزار دلیل هم برایش دارم. بطور مثال: دکتر به من گفته مشکل جسمی پیدا کردم یا هزینه اش اذیتم میکند و یا بویش اذیتم میکند، ... قطعاً هم میخواهم این کار را بکنم. می آیم توی لژیون می نشینم، وقتی می خواهم تغییر کنم و تبدیل شوم باید خودم را برای همه چیز آماده کنم.
 مثال بهتر این که وقتی می خواهم به آبشار زیبا در یک کوه قشنگ برسم باید از آن دامنه سنگلاخی اش بالا بروم و سختی راه را تحمل کنم تا به خواسته ام که آن آبشار زیبا است برسم.
من می آیم اینجا، خواست را دارم و مشکلاتم هم همه باعث شده اند که بخواهم و نیروی بیشتری در خودم به وجود بیاورم، در طول یک هفته سیگار رو قطع کردم و آدامس می‌خورم که تغییر کنم تا تبدیل بشوم یکدفعه ذهنم شروع به تصویرسازی می کند. الان ناهار خوردم یک نخ سیگار بکشم حالم بهتر میشود. یا اینکه در سفر اولم، الان OT را هم خوردم یک نخ سیگار که چیزی نیست یا نه حالا یک کام بگیرم، این یک کام است دیگر چیزی نمیشود، کسی متوجه نمیشود. اینگونه است که خودم شروع می‌کنم به دور زدن خودم!
میگوییم وادی دوازدهم و یا وادی‌های کنگره و تأثیر آن روی من؟ آقای مهندس آمده اند وادی را نوشته اند، در CD هم صحبت کردند و قوانین را توضیح دادند همه این‌ها خیلی هم خوب و عالی است ولی در آخرش یک جمله اضافه کرده و این هوشمندی کار کنگره است، چه تاثیری روی من دارد؟
وادی دوازدهم یا قانون دوازدهم کجا مورد استفاده من قرار می گیرد آیا فقط یادگرفتم یا قدرت اجرا هم دارم. من سعی می‌کنم، آن چیزی را که خودم برداشت کردم حتی در حد یک خط، نیم خط، ده تا کلمه، آن رو بگویم، آن ارزشمند است و نکته اش این است که ما وقتی برداشت خودمان را بعد از یاد گرفتن این قانون می گوییم به یکدیگر کمک می‌کنیم که بتوانیم این زنجیر را که دانه دانه به هم وصل است به سمتی سوق دهیم که همه ما به هدفی که داریم برسیم. به خاطر این است که میگویند از برداشت خودتان بگویید،
من می آیم توی لژیون، گفتم میخواهم تغییر کنم، تبدیل بشوم تا در نهایت ترخیص بشوم مصرف سیگارم یا مصرف موادم برود کنار. هزار تا بازی توی این راه به سراغم می آید. راهنما به من میگوید 20 قطعه باید مصرف کنی، 25 قطعه می‌خورم وبه راهنما نمیگویم، ولی نمیدانم که اگر بگویم مشکل خیلی راحت حل میشود و درست میشود و آن دری که باید باز بشود باز نمیشود.
راهنما به من میگوید سیگار نکش و این کارها را انجام بده راهنما که متوجه نمی شود حالا من یک پیپ هم کنارش می‌کشم در کنگره هم آدامس می‌خورم بیرون پیپ می‌کشم، حالا راهنما که نمیخواهد بفهمد. به من گفته 30 قطعه آدامس بخور حالا من 30 قطعه آدامس رو می‌خورم مهمونی یا جایی رفتم به نخ سیگار می‌کشم این اتفاق اینگونه می افتد که تغییر میخواهم بکنم که تبدیل بشوم ولی نمیشوم! بعد به این جمله تکراری میرسم به خدا من میخواهم نزنم اما نمیشود، به خدا من میخواهم مصرف نکنم ها نمیتوانم.

تصویر ذهنی با من چیکار میکند؟ باعث میشود ذره ذره ذره از آن هدفی که دارم و از آن مسیری که دارم خارج بشوم، چرا؟ چون جذبم میکند! تا حالا به فیلم سینمایی که دوستش داریم دقت کردید؟ فیلمی را که می‌بینیم و از فیلم خوشمان می آید دیالوگ هایش یادت می ماند، صحنه‌های فیلم یادت می ماند، ذهن دقیقاً همان کار را با ما میکند و به گونه ای می کِشتمان توی این بازی که یادمان میرود برای چه آمده بودیم؟ یادمان میرود میخواستم چیکار بکنم بعد هزار تا انشعاب می آید سر راهمان که از آن هدفی که داریم باز بمانیم. در آموزش‌ها هست و خواندیم، در وادی هم هست راجع به اضداد صحبت میکند؟ اضداد چیست؟ در وادی چهارده میگوید: اضداد مثل یک تکانه است، برای چه؟ برای بیداری انسان‌ها! اضداد کارشان تخریب است. توجه داشته باشید که اضداد بد نیستند، نمیتوانیم بگوییم نیروی منفی، من شخصاً نمیگویم نیروی منفی، چرا؟ به خاطر اینکه آن هدفش این است که تخریب را ایجاد کند که من با حل کردن آن تخریب و حل کردن اآن مشکلات به تکامل خودم برسم! آن وظیفه خودش را دارد من هم وظیفه خودم را دارم. تا وقتی که من مشکلم را نشناسم، تا وقتی که حریفم را نشناسم و تا وقتی که دشمنم را نشناسم نمیتوانم با آن مبارزه کنم، نمی توانم راه حلی پیدا کنم که بر آن غلبه کنم چند بار پیش آمده که به خودم قول میدهم، ساعت 6 صبح از خواب بیدار شوم بروم استخر، بروم کله پاچه بخورم، 6 صبح بیدار بشوم بروم پارک و بعد یکدفعه 6 صبح ساعت زنگ می زند و میگویم ولش کن حالا بگذار یک 10 دقیقه دیگر بخوابم به خودت می آیی می‌بینی ساعت 8،9 صبح شده است.
قانون یکی است شکلهاش فرق میکنند. میگویند به ملانصرالدین گفتند چرا انقدر فریب می‌خوری؟ چرا انقدر نیرنگ می‌خوری؟ گفت: آخر این نیرنگ هر سری یک رنگ است، یک رنگ ثابت نیست که من بشناسمش. من هم همین گونه هستم. برای درمان اعتیاد قانون‌ها را یاد گرفتم، حل کردم، رها شدم و یا دارم سفر می‌کنم و مرتب هستم. حالا آن قانون‌ها در مساله مصرف سیگار هم هست. همان اتفاق‌ها دارد می افتد تنها یک ذره رنگ و لعابش عوض شده است. اگر درست یاد بگیرم درست رویش کار بکنم و نیروهای خودم  را و نیروهای بازدارنده را بشناسم، کار برایم خیلی راحت میشود.
یک نکته مهم در کائنات هست و آن این است: چه میدهم که میخواهم حال خوش بگیرم؟
 حالم خوب نیست چیکار باید کنم اگر قرار باشد حالم خوب باشد؟
 اگر کسی که همه کارها را به موقع انجام میدهد، آدم مرتبی است، آدم منظمی است، روی برنامه پیش می رود، همه کارهایش را انجام میدهد و حالش خوب است، در مقابل منی که هیچ کاری را انجام نمی‌دهم، لژیون نمی آیم، CD گوش نمی‌کنم، نوشتار نمیخوانم، هیچ فعالیت درستی انجام نمی‌دهم، فقط دنبال کار و زندگی روزمره خوذم هستم و در روزمرگی غرق شده ام هم حالم خوب باشد، اصلاً قانون بهم میریزد، میخواهم سیگارم را درمان کنم اولین کاری که باید بکنم چیست؟
باید ببینم وقتی سیگارم را می‌کشم فیلترش را کجا می اندازم آیا می اندازم توی زیرسیگاری یا توی خیابون، توی کوچه، میتوانم برای خودم این مساله را جا بیاندازم که اگر این سیگار را می‌کشم حداقل فیلترش را توی دستم نگه دارم تا برسم به سطل آشغال، یا نه؟ وقتی تمام شد آیا پرتش می‌کنم از شیشه ماشینم بیرون، تمام شد توی خیابون پرتش می‌کنم خاموش می‌کنم میروم. (ظلم بسیار ظلم و سختی می طلبد)
و در آخراگر من میخواهم مشکل درمان اعتیاد یا درمان سیگارم رو حل کنم باید قوانین را یاد بگیرم و درست اجرا کنم و از مسائل روزمره و کوچک زندگی اصلاحات و شروع کنم.


نویسنده: کمک راهنمای محترم آقای مهدی پارسا

نمایندگی آکادمی

نگارنده: مسافر علیرضا 

لژیون آقای محمد احمدی

تاریخ: 1395/05/06

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سپیده یکشنبه 10 مرداد 1395 12:56
با سلام ،
راهنمای گرامی بسیار از متن ، برداشت و نکات کلیدی عنوان شده استفاده کردم و سپاسگزارم... امیدوارم بتوانم در اجرای آموزشهای کنگره که تماماً درس درست زندگی کردن است ثابت قدم باشم...

با احترام ، همسفر سپیده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو