" مصاحبه با همسفر خانم مریم
دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت 10:36 | نوشته ‌شده به دست همسفر زری | ( نظرات )



  1-  سلام لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟

سلام دوستان من مریم هستم هم‌سفر مجید مدت سفر اول ۱۷ ماه و ۹ روز با راهنمایی آقای امیر خرمشاهی و سرکار خانم عزت در حال حاضر 50 روز هست که آزاد و رها هستیم.


2-     2- از چه زمانی متوجه مصرف مسافرتان شدید؟

من از سال ۸۹ متوجه تغییرات رفتار همسرم شدم. چند ماه بعد نشانه‌های مصرف مواد رو هم در ایشان به‌وضوح دیدم و حتی ابزار مصرف رو هم می‌دیدم؛ اما شاید مثل خیلی‌های دیگه به‌خاطر وحشتی که از اعتیاد داشتم نمی‌خواستم باور کنم که همسرم در حال مصرف کردن است. دلم می‌خواست دروغهایش را باور کنم چون از قبول واقعیت می‌ترسیدم. سال ۹۱ مصرف موادش برای من علنی شد.

 

3-      3- چطور با کنگره آشنا شدید؟

وقتی اطمینان پیدا کردم که همسرم مصرف کننده هست خیلی شوکه شدم. زندگی برایم سیاه و بی‌معنی شد. اولین کاری که کردم ترکش کردم و حدود دو ماه به منزل پدرم رفتم. در آن مدت از طریق یک برنامه تلویزیونی که مصاحبه‌ای با یکی از مسافران رها شده کنگره ۶۰ داشت كه با کنگره آشنا شدم.

 

4-      4- کنگره 60 را چطور می‌بینید و چه چیز آن برای شما جذاب است؟

به‌نظر من کنگره بهشت است. پناهگاه امن من، محرم و مأمن من و دردهایم. کنگره نور امید رو در دل من روشن کرد و منو سرپا نگه داشت تا با مشکلاتم بجنگم. کنگره قطعاً دری از درهای بهشت است. در هر لحظه حضور در آن میشود خدا را دید و احساس کرد. انسان‌های پاکی که تو رو باتمام وجود درک میکنند و بهت کمک میکنند، ملائکه خداوند در روی زمین هستند. من هر بار با حال خراب و پر از درد و رنج با شانه هایی که زیر بار مشکلات خرد شده بود به کنگره رفتم و سبکبال و پرانرژی بیرون اومدم. کنگره به من یاد داد که با مشکلاتم بجنگم و اونها رو حل کنم. کنگره به من یاد داد چطور زندگی کنم و قوی باشم. کنگره به من یاد داد که به جای جنگیدن با مسافرم و تحقیر او چطور بهش کمک کنم و بال پروازش شوم. کنگره قطعاً و قطعا زندگی مرا نجات داد؛ که اگر نبود این بهشت مقدس مطمئناً الان زندگی من بارها از هم پاشیده بود.

 

5-      5- از اینکه با ورود به کنگره به مسافرتان گفتند مواد مصرف کن چه حسی داشتید؟

من اولین بار که بعد از شناخت کنگره دنبال راه درمان گشتم و با کنگره تماس گرفتم، سوالاتی پرسیدم وقتی روش درمان رو متوجه شدم و این‌که فکر می‌کردم همسر من رو باید بهترین پزشکان درمان کنند و کنگره پزشک نداشت در واقع به نظرم کاملاً مسخره و بی‌معنی آمد و حاضر نشدم همسرم را برای درمان به کنگره بیاروم.

 

6-      6- آیا قبل از آشنایی با کنگره برای رهایی مسافرتان از دام اعتیاد کاری کردید؟

بله من ماه‌ها به دنبال بهترین پزشکان و بهترین کلینیک‌ها برای مسافرم بودم و با اساتیدم خیلی در این زمینه مشورت کردم. یکبار همسرم رو به همراه خانواده‌اش به کمپ بردیم که اصلاً حاضر نشد آنجا بستری شود و کمپ رو ترک کرد. به یک کلینیک خصوصی که تعریف زیادی ازش می‌شد رفتیم که هزینه زیادی هم از ما گرفتند اما همسرم دو روز بعد به زور از اونجا خارج شد. مدت‌ها مطب پزشکی که بسیار معروف بود در زمینه ترک اعتیاد می‌رفتیم که جلسات مشاوره و انجام تست رو انجام می‌داد و هربار همسرم با هزاران خواهش و التماس من در جلسات شرکت می‌کرد و با انجام یک آزمایش ساختگی و صوری منو متقاعد می‌کرد که در حال درمان است. درحالی‌که من می‌دیدم اصلاً حالش خوب نیست؛ یك سال هم پیش آن پزشک رفتم و هیچ نتیحه ای نگرفتم.

 

7-      7- احساس خودتان را در روز رهایی مسافرتان بیان کنید؟

احساسم قابل بیان نیست. هنوز هم با یادآوریش تمام بدنم شروع به لرزیدن میکند و اشک می‌ریزم. رهایی و درمان مسافرم برای من تبدیل به یک آرزوی بزرگ و دست‌نیافتنی شده بود. بزرگ‌ترین خواسته و آرزوی من در زندگی. روز رهایی دلم می‌خواست فریاد بزنم و به همه کسانی که در طول این مدت به من گفته بودند موفق نمی‌شوی٬ نمی‌شود٬ نمی‌توانی٬ بگویم که ما توانستیم. ما موفق شدیم.

 

8-      8- وظیفه خود را به‌عنوان یک ره‌جو برای آموزش گرفتن در کنگره و لژیون بیان کنید؟

من یک‌روز با حال خراب به کنگره آمدم و کنگره با آغوش باز منو پذیرفت و دست من و مسافرم را مثل دو کودک نوپا گرفت و پابه‎پا و قدم به قدم کمک كرد تا به درمان رسیدیم. حالا وظیفه ماست تا جایی که توان داریم به کنگره و افرادی ک تازه‌واردان می‌شوند کمک کنیم تا سرسوزنی از دین خود را ادا نماییم. دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم دیگران بخورند.

 

9-      9- نظرتان را در مورد نشریات و آموزش‌ها بگویید و چقدر خودتان از آن‌ها استفاده می‌کنید؟

 آموزش‌ها در کنگره عالی و فراگیر است. نشریات تمام منابع را کامل و جامع در دسترس ما قرار می‌دهد؛ یعنی همه چیز کاملاً مهیاست برای کسی‌که بخواهد حرکت کند. من حتماً سی دی هفته رو گوش می‌دهم و نت‌برداری می‌کنم. جزوات جهان‌بینی واقعاً کاربردی است و کتاب ۶۰ درجه و چهارده وادی که واقعا ً... عشق.

 

10-   10- باوجود یک مصرف‌کننده در زندگی تخریب‌هایی که روی شما و خانواده اتفاق افتاده را بگویید؟

خوب زندگی در کنار یک مصرف‌کننده خیلی سخت است. خصوصاً اگر آن مصرف‌کننده همسرت باشد؛ یعنی دركل زندگی مختل می‌شود و انسان ناخودآگاه منزوی دروغگو می‌شود. توی هیچ جمعی نمی‌توانی حاضر باشی. هیچ کجا آرامش نداری؛ و همیشه در حال دروغ گفتن و سرپوش گذاشتن روی اشتباهات مصرف‌کننده‌ات هستی. در واقع میشه گفت که اصلاً زندگی نمی‌کنی؛ حرف می‌زنی؛ راه می‌روی؛ غذا می‌خوری؛ زنده هستی اما زندگی نمی‌کنی. یک کابوس وحشتناک!!!

 

11-   11- نظرتان در مورد روش درمان DST و داروی OT چیست؟

 OT واقعاً شفا بخش هست؛  توی مدت سفر آنقدر پله به پله حال مسافر خوب می‌شد و آنقدر تغییرات واضح بود که من شخصاً بوضوح ترمیم سیستم ایکس رو مشاهده کردم. در این سفر چون داروی مسافرم پله‌پله کم میشد خیلی راحت مصرف‌کننده می‌تواند مقدار مواد مصرفی خود را کم کند و بدون ناراحتی آن را به صفر برساند. اعجاز OT و روش DST را در طول سفر می‌شود با چشم دید و حس كرد.

 

12-   12- تا چه اندازه به‌عنوان یک هم‌سفر موفق بودید چه تغییراتی در درونتان رخ‌داده آیا به تعادل رسیده‌اید؟

من بعنوان یک همسفر اولین موفقیتم آرامشی بود که خودم به آن رسیدم. من قبل از کنگره بدون داروی اعصاب و قرص نمیتونستم بخوابم؛ اما در کنگره دیگه به اونها نیازی نداشتم. من با آموزش‌های کنگره یاد گرفتم چطور زندگی کنم و چطور به مسافرم کمک کنم که به زندگی برگردد.

 

13-   13- چه پیامی برای دیگر هم‌سفران دارید؟

پیامی كه برای هم‌سفران دیگر دارم این است که به مسافرشان زمان بدهند تا خودشان را پیدا کنند و فرصت جبران اشتباه را به مسافرشان بدهند. همه ما ممکن است یک سری اشتباهات داشته باشیم. چه خوب که به هم فرصت جبران اشتباهات رو بدهیم؛ و کسانی‌که وارد کنگره میشوند واقعاً گوش به‌فرمان راهنمای خود باشند و مسافر را به معنی واقعی رها کنند؛ تا انشالله همه راهشان را پیدا کنند و یک روز بتوانند طعم شیرین رهایی و زندگی راستین را بچشند.

 

14-    و کلام آخر؟

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.

از راهنما و مادر بزرگوارم سرکار خانم عزت٬ از راهنمای محترم همسرم آقای خرمشاهی و در درجه اول از پدر همه ما جناب آقای مهندس دژاکام که الحق در حق همگی ما پدری و بزرگی کردند و سرکار خانم آنی نهایت تشکر را دارم.

 

مصاحبه از هم‌سفر زری لژیون خانم عزت (لژیون چهارم)

نمایندگی آكادمی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه سه شنبه 25 خرداد 1395 09:52
خواهر گل من واقعا خسته نباشید از پیچ های تند زندگی گذر کردی امیدوارم در جاده همواری که قدم نهادی مستدام و پیروز باشی
امیر خرمشاهی دوشنبه 24 خرداد 1395 23:29
با آرزوی موفقیت و تجربه جایگاههای بالاتر که برازنده شما زوج کنگره ای میباشد.
همسفر عزت دوشنبه 24 خرداد 1395 17:23
مریم عزیز دختر گلم امیدوارم که همیشه خوب وشاد باشی عزیزم توخودت خواستار رهای به معنای واقعه ای بودی وبا گوش جان به نقطه نقطه دستور جلسات ووادی ها عمل میکردی وصبور بودی ونتیجه صبرت را از خدا گرفتی انشاءالله در سفر دوم هم سربلند بیرون بیای همه لحظات خوب زندگی مبارک تو مسافرت باشد
علیرضا نامداری دوشنبه 24 خرداد 1395 12:54
سرکارخانم زری خداقوت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو