کارگاه آموزش عمومی روز پنجشنبه 95/3/6
پنجشنبه 6 خرداد 1395 ساعت 20:26 | نوشته ‌شده به دست مسافر علیرضا نامداری | ( نظرات )



یازدهمین جلسه از دوره شصتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه آقایان مسافر و همسفران در نمایندگی آکادمی با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟" با استادی راهنمای محترم آقای احمد حکیمی و نگهبانی  آقای رضا رجبی و دبیری  آقای امید در روز پنجشنبه مورخ 95/03/06 راس ساعت 17:00 اغاز به کار نمود.

"در ضمن تولد دوازدهمین سال رهایی ایجنت محترم آقای عزت اله عابدی ،رهجوی راهنمای محترم آقای احمد حکیمی را با شور فراوان جشن گرفتیم"




سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم و امیدوارم که بتوانیم که از فضای آموزشی حاکم بر جلسه، آموزشهای لازم را دریافت کنیم. در مورد دستور جلسه با عنوان در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟ باید خدمتتان عرض کنم که این سوالی است که هر فرد بعد از سپری کردن مدت زمان اولیه در کنگره کم کم متوجه می شود که ساختار کنگره به چه ترتیب است و از چه بخشهایی تشکیل شده و آن بخشها به چه صورت اداره می شود و سوالهایی که در ذهنش شکل می گیرد را از طریق راهنمایش به جواب میرسد و بهتر فضای حاکم بر کنگره را درک می کند و در این نقطه است که بر سر یک دوراهی قرار می گیرد که یک بخش می گوید تو نیز می توانی در این مجموعه کاری انجام دهی و بخش دیگر می گوید انقدر هستند کسانی که کمک کنند که شما در آن گم هستی و فعلا نمی خواهد کاری انجام دهی. در واقع یک بازی را این دو نیرو برای انسان طرح ریزی می کنند. اما باید بدانید که یکسری آموزشها هستند که فقط در خدمت با حس خوب به انسان داده می شود. و آن خدمتی است که صرفا هدفش خدمت و آموزش است. برای بخشهای آموزشی مختلف نوشتاری وجود دارد ولی برای خدمت نوشتاری وجود ندارد بلکه انجام آن تجربیاتی را در اختیار فرد قرار می دهد که بسیار حائز اهمیت است. آن دو نیرو یکی می گوید حالا صبر کن تا به جایی برسی و تمکُنی پیدا کنی و بعد از آن تو می توانی کمک کنی. باید دانست که در اینجا آن تمکُن اگر بوجود نیز بیاید اجازه این کار به انسان داده نمی شود. آقای مهندس در یکی از سی دی ها هم می فرمایند از قول استادشان که به هر کسی اجازه دانستن داده نمی شود یعنی هر کاری هر انسانی بخواهد انجام دهد دو مقوله خواست و فرمان باید در آن لحاظ شود. این مقوله بدان معنی است که به عقیده بنده هر فردی وارد کنگره شده، اجازه رها شدن برایش صادر گردیده و باید خواست او نیز پرورش پیدا کند و اگر این دو مسئله هر دو در کنار هم قرار گیرند، رهایی اتفاق می افتد. انسانی که قصد خدمت دارد باید از آن چیزی که دوست دارد بخشی را کنار گذارد و وقتش را صرف خدمت کند. حتی خدمت مالی از مازاد اموال آن لذتی را که باید به فرد بدهد نمی دهد بلکه هنگامی که از آن چیزی که احتیاج داری می بخشی آنگاه این خدمت، شعفی بسزا برای ما خواهد داشت. این دستور جلسه به من می گوید یک قدمی بردار و هیچ کاری در جهان هستی برای انسان زوری نیست بلکه همه چیز به اختیار است. اگر تو قدمی بر نداری کس دیگری این قدم را بر خواهد داشت و لذت نیز نصیب ایشان خواهد شد به مصداق این شعر که " تو نیکی می کن و در دجله انداز      که ایزد در بیابیانت دهد باز".
اما در مورد تولد آقای عزت الله عابدی ایجنت محترم شعبه آکادمی باید عرض کنم که این روز عزیز را به آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم. تولدها شبیه هم هستند اما در جزییات با هم تفاوت دارند. آقای عابدی بعد از رهایی خدمت را در کنگره رها نکردند و هر کاری که در توانشان بود انجام دادند. مگر شوخی است سه سال به اراک رفتن و لژیون تشکیل دادن و در شعب خدمت کردن. هر کس در جایگاهی قرار می گیرد یک مسیری را طی کرده است تا به اینجا برسد. افرادی در کنگره موفق هستند که در حوزه درمان و در چهارچوب حرمت و قوانین کنگره60 تسلیم حرف راهنما شوند. هنگامی که تسلیم می شوند و به رهایی میرسند اینها از نظر بنده ایمانشان به خداوند خیلی نزدیکتر می شود. چون اگر از هریک از ما بپرسید خدا، ما نمی توانیم چیزی بگوییم بجز اینکه فقط می توان از نشانه هایش او را شناخت. حال چگونه می شود که فردی به راهنمایش ایمان می آورد و رها می شود و بندش به خداوند مستحکم تر می شود؟ این بخاطر این است که هنگامی که این تسلیم را انجام داده و به نتیجه رسیده است آن تسلیم نادیدنی را نیز انجام می دهد. نکته حائز اهمیت در مورد آقای عزت اله این بود که از روزی که خدمت را آغاز کرد در مسیر حرمت و قوانین کنگره حرکت کرد. هرچه آقای مهندس فرمودند گفت بر روی چشم چون من به عنوان یک عضو مسئول سربازم در کنگره و فرمانده هرچه می گوید من نمی پرسم چرا؟ فقط انجام می دهم و این مسیر را طی کرد که آقای مهندس ایشان را به عنوان ایجنت انتخاب کردند. شعبه آکادمی یک شعبه خاص است و بقول آقای خدامی پایتخت کنگره است و شما که عضو شعبه آکادمی هستید باید خیلی خدا را شکر کنید که آقای مهندس سایه شان بالای سر ما است و راهنماهای بسیار قوی در این شعبه حضور دارند، مرزبان های بسیار قوی و با محبت و قانون مند در این شعبه خدمت می کنند. بنده دوازدهمین سال رهایی آقای عابدی را مجدد به ایشان به همسفرشان و راهنمای همسفرشان تبریک می گویم و امیدوارم که این تولدها، پیامی را برای یک عزیزی که در سفر اول یا سفر دوم هست داشته باشد و برگزاری این تولد ها فقط به همین خاطر است و بس. یعنی که تویی که امروز پا به کنگره گذاردی، من توانستم، بنابراین تو نیز می توانی اگر بخواهی. متشکرم.




همچنین به دو تن از عزیزانی که در روز چهارشنبه به رهایی رسیده بودند از طرف گروه مرزبانی و توسط آقای عزت ا... عابدی ایجنت محترم  گلی تقدیم این عزیزان شد.












خلاصه سخنان ایجنت محترم جناب آقای عزت اله عابدی:

بنده نیز مانند دیگر دوستان وارد کنگره شدم و سفرم را در لژیون آقای حکیمی آغاز کردم و در سفر گوش به فرمان راهنمای خود بودم. بقول معروف پنبه را از گوشم در آورده بودم و کرده بودم توی دهنم. در جلسات به موقع می آمدم، گوش به فرمان راهنمایم بودم، به مرزبانان و کمک راهنماهای دیگر احترام می گذاشتم تا به سفر دوم رسیدم. در کنگره دیده بودم که با خدمت کردن پایه های سفر دوم مستحکم تر می شود در نتیجه شروع به خدمت کردم و در این راه مهمترین بازخورد این خدمت، رشد جهانبینی و اندیشه بنده بود و در رسیدن به تعادل، این خدمت به من بسیار کمک کرد. بارها آقای مهندس در سی دی ها عنوان کرده اند که ما ابتدا آموزش می بینیم و سپس خدمت می کنیم و این نکته را بنده سرلوحه سفر خود قرار دادم و سعی کردم از آموزشهایی که گرفته بودم در جهت بهتر خدمت کردن استفاده کنم. در اراک لژیون زدم و هفته ای سه روز به آنجا می رفتم در حالی که مرزبان هم بودم و این خدمت موجب شد که من آموزشهای کنگره را در زندگی شخصی خود نیز بسط دهم و پایه های زندگی خود را محکم کنم.



 سعی کردم هیچگاه فراموش نکنم که چه مسیری را طی کردم و چه کسانی برایم زحمت کشیده اند و به من کمک کردند تا بنده به این مرحله برسم. هفت سال و اندی در شعبه آکادمی لژیون داشتم و تحویل دادم و در کنگره این را آموختم که نمک بخورم و نمکدان نشکنم. جایگاه ایجنتی چهارده ماه است و تمام می شود اما جایگاه کمک راهنمایی همواره با من هست چه داخل کنگره و چه خارج از آن. چرا که با خدمت کردن در کنگره آموختم در هر جایگاهی مهم کاربردی کردن جهانبینی صحیح است چه داخل کنگره و چه در اجتماع بیرون از کنگره. از آقای مهندس ممنونم که این فرصت را برای ما مهیا کردند که افرادی چون من بیایند به کنگره و به درمان برسند و با آموزش جهانبینی صحیح بتوانند از پس مسائل و مشکلات زندگی به نحو احسنت بر بیایند. از آقای امین دژاکام و خانم آنی تشکر می کنم که در این راه به بنده خیلی کمک کردند. خدمت استاد عزیزم جناب آقای احمد حکیمی خداقوت عرض می کنم. دوستان فرمودند که بنده روی آقای مهندس و آقای حکیمی تعصب خاصی دارم. بله، زیرا برای بنده شرایطی را فراهم نمودند که شاید در هیچ جای دنیا آن شرایط برای من فراهم نمی شد. از آقای حکیمی بسیار سپاسگذارم، دستشان را می بوسم و تا آخر عمر قدردان زحمات ایشان هستم. از همسفرم زهرا که ایشان نیز جندین سال در جایگاه کمک راهنمای همسفران خدمت کردند تشکر می کنم و همچنین از پسرم، علیرضای عزیزم تشکر می کنم، از هستی عزیزم تشکر می کنم امیدوارم که بتوانم پدر خوبی برایشان باشم. از تمامی کمک راهنماهای شعبه آکادمی علی الخصوص دوستانی که افتخار همکاری با ایشان نصیب بنده شد سپاسگذارم. جای دارد که یک تشکر ویژه از آقای مهندس کنم بدلیل اطمینانی که به بنده کردند و به من اجازه دادند تا قبول مسئولیت کنم و امیدوارم که در این جایگاه کارنامه قبولی را دریافت کنم. برای تمامی عزیزان آرزوی موفقیت و شادکامی دارم. متشکرم.







مرزبان کشیک: آقای احمد باغچری
تهیه کننده: مسافر علیرضا لژیون آقای محمد احمدی
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی عمومی مسافران و همسفران، تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پیمان شنبه 8 خرداد 1395 17:54
جناب آقای عابدی دوازدهمین سال رهاییتان را به شما وراهنمای گرامیتان و همچنین همسفر محترمتان تبریک وشاد باش گفته.و از خداوند منان برایتان ارزوی بهترینها را دارا هستم.
همسفر فخری جمعه 7 خرداد 1395 21:27
استاد و دیده بان محترم جناب آقای حکیمی،مانند همیشه از سخنان آموزنده شما استفاده کردم.سپاس و خدا قوت.جناب آقای عابدی اینجا محترم شعبه آکادمی تولد دوازدهمین سال رهاییتان مبارک
وحید جمعه 7 خرداد 1395 13:51
علیرضا عزیز گزارش زیبایی بود خدا قوت.
آقای عزت الله 12 سال رهایی تون رو تبریک میگم و امیدوارم در جایگاه های بالاتری برسید. این روز رو به شما و خانواده محترمتان تبریک می گم و از خداوند سلامتی و طول عمر باعزت براتون خواستارم.
همسفر عزت جمعه 7 خرداد 1395 09:59
آقای عابدی ایجنت محترم رهایتان به شما وخانواده شما مخصوصا زهرای عزیز تبریک عرض میکنم امیدوارم که شما را در کسوت دیده بانی ببینم چون شما برادر خوب لیاقتش را دارید آمین
همسفر نرگس پنجشنبه 6 خرداد 1395 23:47
به ایجنت محترم وهمسفر گرامی این روز زیبا را تبریک میگویم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: