متن كامل سی دی تله(بخش اول)
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 ساعت 09:17 | نوشته ‌شده به دست همسفر زری | ( نظرات )



متنی را که برایتان می‌خوانم دیالوگی است بین استاد و شاگرد که مال تاریخ 7/7/85 است.

استاد: خداوند را سپاس که خود تله درست میکند و خوب که به تله افتادی،با ترفندهایی که خود ندانی،بیرون می آورد.

صحبت اینجا میشود که،خداوند خودش تله درست میکند و انسان به تله می افتد، ولی باز خداوند خودش کمک میکند و انسان را از تله بیرون می آورد. عده ای معترض می شوند که چرا خداوند شیطان را خلق کرد؟ اگر شیطان را خلق نمی کرد هیچ مشکلی هم پیش نمی آمد. چیزی که در هستی برای انسان مهم است مسئله انتخابست.

شیطان انتخاب کرد و به خداوند گفت من این را انتخاب میکنم؛ و خداوند به انتخاب او احترام گذاشت. گرچه اورا مورد غضب خودش قرار داد ولی، گذاشت اون انتخاب خودش را انجام بدهد. بنابراین انتخاب برای ما خیلی مرحله حساسی است؛ یعنی اگر شما میخواستید کارگردان این بازی بشوید، ناگزیر بهترین گزینه، اختیار بود که انسان حق انتخاب داشته باشد. اگر انتخاب وجود نداشته باشد، و همه یکجور باشند، اصلا انسانیت شکل نمیگیرد. انسان نمیتوانست به حیات خود ادامه بدهد.

این حق انتخاب در بین حیوانات هم هست. چون حیوانات هم دایما در حال خطر هستند، و این باید باشد، و این قوه خطر هم برای انسان وجود دارد، هم برای حیوانات. به همین دلیلست که موش وجود دارد، گربه دشمن موش است، یا سگ دشمن گربه است. اینها را اگر همه را نگاه بکنی، میبینی در هستی چیزی نیست که یکنواخت باشد. چون اگر باشد. زندگی مفهوم و شکلی پیدا نمیکند، و این یکنواختی است که انسان را از پای در می آورد. حتی اگر مرفه ترین انسانها باشد ولی زندگیشان یکنواخت باشد،برای آنها هیچ جذابیتی ندارد. اصلا ارزش مطالب را نمیداند.

وقتی بیمار می‌شوم،میفهمم که چقدر سلامتی ارزش دارد. گرچه میدانستم، ولی عملاً انسان متوجه یکسری مسائل می‌شود. پس اختیار چیزی هست که خداوند به انسان حق انتخاب داده و این حق انتخاب بازی را شیرین کرده، که هر کسی هر چیزی را دوست داشت، انتخاب کند. البته بهایش را هم باید پرداخت کند. تله! یک چیزی هست در طبیعت وجود دارد و حساب شده است. هر تله باید سه ویژگی داشته باشد: 1- جذابیت داشته باشد. 2_ بایدحقیقی بودنش را به انسان نشان بدهد. 3-هدف آن تله است.

مثل کسی که برای خرید دلار از دیگران پول قرض می‌گرفت. باهاش کار می‌کرد، سود می‌کرد، به صاحبان پول هم، سود میداد. سر وقت بیست روزه بدهیش را بر می‌گرداند. تا بجایی رسید که پولهای کلانی بهش دادند چندین میلیارد تومن، حتی کسی رفته بود وام گرفته بود. جذابیتش سودش بود، حقیقی بودنش سروقت بودنش، بعد پولهای کلان را میگیرد و فلنگ را میبندد، این هم هدفش بود جیب دیگران را خالی کردن آنها بود.

ممکن است ما به عناوین مختلف تله داشته باشیم. ممکن است در مسائل عشقی، مالی، کاری، شراکت تله داشته باشیم. این را باید توجه داشته باشیم، که این تله هست یا نیست. تله باید جذابیت داشته باشد، اگر نداشته باشد، شما به تله نمی افتید. شیطان باید زیبا باشد. چون اگر نباشد کسی طرف شیطان نمی‌رود. پس یکی از ارکان اصلی در تمام سطوح، این تله است و همیشه هم یک نوع جدیدست. معمولا در تمام طول زندگی این تله گذاریها دائما هست.

خداوند هم در کل هم همین‌کار را می‌کند. ولی خودش در می آورد، خودش تله را می‌گذارد. یکسری مسائل خلاف جذابیت دارد. مواد مخدر هم جذابیت دارد که انسان بطرفش میرود، انسان بطرفش می‌رود و در تله می افتد، اگر نداشته باشد در تله نمی افتد. خداوند بهترین مدلی را که می‌خواست طراحی کند، همین مدلی بود که هستش. چون باید دو قطب داشته باشد. جهان دو قطب دارد.تمام جهان فیزیکی بر مبنای دو قطب است، قطب مثبت و منفی. مثل باتری که اگر 2 قطب نباشد، جریان الکتریکی صورت نمی‌گیرد.

میدان مغناطیسی زمین دارای دو قطب مثبت و منفی است. اگر نباشد هیچ حرکتی صورت نمیگیرد. خلقت هم همینطور است، خوب وبد، خطر و آسایش. اگر همه ما را در رفاه قرار میداد میشد؟

فکرشم نمیشود کرد! خیلی از مکاتب خواستند این کار را بکنند، تئوری می‌شود. تمام سرمایه ها را دولت می‌گیرد تا بطور مساوی بین مردم پخش کند، همان سیستم کمونیستی در کشورهای دیگر! چه شد؟ نشد.

پس باید دو قطب باشد تا بین دو قطب حرکت کند، و هر انسانی بسته به آن شعور و آگاهیش هرچه بالاتر باشد، توی این تله ها کمتر می افتد. هرچی انسان طمعکارتر باشد زودتر توی این تله ها می افتد.

و ما هم که بنده او هستیم،باید سپاسگزار او باشیم،که عاقبت نجات می‌دهد. آنگونه که خود می‌دانی، انسان با مسائلی روبرو می‌شود که نمیداند واقعا واقعیتها را چگونه ارزیابی نماید. گاهی شک انسان را تا مرز نیستی می‌برد، و آنگاه با همه کاوش و دانش خویش و ایمان راسخی که دارد فریب نیروهای اهریمنی را می‌خورد. انسان وقتی با مسائلی روبرو می‌شود، واقعا نمی‌داند واقعیت کدام است. با اینکه معلومات، آگاهی و ایمان بالاست، ولی گاهی تشخیص این واقعیت با غیر واقعیت در چیست؟ این تشخیص کار بسیار دشواری است، و باعث می‌شود انسان با دانش خودش گاهی اوقات به بعضی مسائل با شک نگاه کند، که آیا این حرف درست است یا نه؟ ما برای همین اولین کار مهمی را که انجام میدهیم، روی دانش و جهان بینی بچه‌ها كر می كنیم. این جهان‌بینی باید در تمام سطوح آموزش داده بشود و باید دانش و آگاهی بالا برود. اگر آگاهی و دانششان بالا برود 35000 انسان که هیچ، 350 میلیون هم که باشند کنترلشان راحت است. با انسانهای اهلی و فهمیده و فکور، انسان راحت می‌تواند زندگی کند، ولی با انسانهای جاهل چی؟ انسانهای جاهل نابودکننده و ویرانگرند. تقصیری هم ندارند. باید آموزش ببینند. انسانهای جاهل در تمام سطوح هستند. بعضی مسئولیتی دارند. ولی کلمه نمیشود باهاش حرف زد، جواب نمی‌دهد. در اثر عدم آگاهی اشتباه برداشت کردند. اشتباهش این است که، این مستخدم دولت است، غافل از اینکه استخدام شده، استخدام یعنی چه؟ کسی که استخدام می‌شود، مستخدمست، یعنی خدمتگزار، یعنی نوکر. یعنی نوکر دولت است حالا قاضی هست مستخدمست، کارمند، پزشک همه خدمتگزارند. گاهی اوقات اینها فکر می‌کنند، که مردم خدمتگزار آنها هستند. این در اثر جهان بینی غلط است.

البته میگویند تا از شک نگذری به یقین نمیرسی. یعنی باید از مرز شک عبور کند. یعنی رسیدن به حقیقت عبور از مرز شک است. پس اگر کسی به کاری شک میکند کار عجیب غریبی نیست.در تمام مسائل ممکنست انسان شک کند. آنهایی که به بعضی مسائل شک کردند و مورد شک قرار دادند و برای اینکه شک خود را ثابت کنند شروع به تحقیقات کردند و به یک نتایج دیگری رسیدند. یکسری انسانها هستند بگویی بد است ، میگوید بد است. بگویی خوبست، میگوید خوبست. می‌گویی بکشیمش، می‌گوید بکشیمش! یکسری میگویند برای چی بکشیم یا نکشیم.

خیام اگر زباده مستی خوش باش،                  با شاهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی ست                 انگار که نیستی چو هستی خوش باش!

من همه چیز را منکر بودم، و برای اینکه این را ثابت کنم، به مطالعات بیشتری پرداختم. بعد دیدم نه بابا! این همه کتاب خواندم همه گمراه کننده بودند. خیال میکردم حقیقت اینهاست،بعد متوجه شدم که اینطور نیست. اگر آن شک من آنجا نداشتم امروز به این حقیقت نمیرسیدم.

بچه‌هایی که درمانشان بطور کامل انجام می‌شود، و به جهان بینی کامل می‌رسند، اکثرا به یک جهان بینی و بیداری می‌رسند. چون از مرز شک عبور کرده اند. واقعا شک و تردید چیز بسیار خفقان آور و زجرآور است.یکی را می‌بینی خائن است، خائن است. یکی خدمتگزارست، خدمتگزارست. ولی یک نفر را نمی‌دانی خائن است یا خدمتگذارست. این شک و تردید انسان را ویران میکند. چون این پاراگراف چندین جمله دارد مجدداً میخوانم.

گاهی اوقات انسان با مسائلی روبرو می‌شود که نمیداند واقعا واقعیتها کدام هستند یکی این است.دیگری شک انسان را تا مرز نیستی می‌برد اینهم یک موضوع مهم و مسئله دیگر آنگاه انسان با همه دانش و کاوش خویش و ایمان راسخی که دارد باز هم فریب نیروهای اهریمنی را می‌خورد. چون تله است و تله جذابیتهای خودش را دارد.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: سی دی های آموزشی و جهانبینی،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حسن شفیعی شنبه 18 اردیبهشت 1395 18:24
خدا قوت و ممنون عالی بود
وفا جمعه 17 اردیبهشت 1395 20:10
خانم زری عزیز دست مریزاد و در پناه خداوند همیشه همین طور پر از محبت و عشق و انرژی ارزشمند بمانید
همسفر رقیه پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 19:49
سلام
مرسی زری جان
همیشه موفق باشی
و ازاد و رها

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: